نویسنده: mitra1--javid

مقاله رایگان با موضوع شهرستان زابل، تالاب هامون، افغانستان، توسعه منطقه

کوهزایی آلپی (پاسادنین) به شکل چاله درآمده و در آغاز دوران چهارم، دوره پلیئسوسن همه سرزمین سیستان زیر آب بوده (1 میلیون سال پیش) و رفته رفته آبرفت‌های رود هیرمند انباشته شده است، میانگین ضخامت این آبرفت‌ها 500 متر و در پیرامون زابل 2500 متر هم می‌رسد. اوضاع کلی توپوگرافی دشت حاکی از یکنواختی آن، اما در عین حال این ناحیه ظاهراً همگون اشکال ناهمواری ویژه‌ای دارد که به آن تنوع بخشیده است، که از جمله می‌توان به فرورفتگی‌ها و چاله‌های آبگیر با عنوان هامون‌ها و تراس‌های دریاچه‌ای، گدازه بازالتی ذوزنقه‌ای شکل(کوهخواجه) و یک گسل اشاره کرد(زمردیان و پورکرمانی، 1367، 104).
تپههای ماسهای از جمله عوارض ژئومورفولوژی مشخصه دیگر منطقه سیستان هستند که حاصل عمل بادهای منطقه محسوب میشوند و بهطور عمده در دو ناحیه تمرکز دارند، یکی باریکهای در نواحی شرقی شهرستان زابل که با طول قابل ملاحظهای در جهت شمالغرب و جنوبشرق استقرار یافتهاند و دیگری باریکهای در جنوب این شهر که تقریباً ناحیهای با همان امتداد وسعت را در بر میگیرد. جهت گسترش تپهها و موقعیت یالهای کناری نسبت به قسمت‌های مرکزی نشان دهنده آن است که تپههای ماسهای بیشتر در نتیجه عمل بادهای معروف 120 روزه پدید آمده‌اند (همان: 106).

3-1-3- اقلیم
شهرستان زابل دارای اقلیم بیابانی گرم و فراخشک میباشد که تقریباً بیشترین بخش منطقه (به غیر از حد جنوبغربی آن) را میپوشاند تقریباً چهار پنجم سطح شهرستان زیر پوشش این نوع آب وهوا میباشد (میری و همکاران، 1389: 39). براساس آمار 30 ساله هواشناسی زابل (2009 – 1980)، در این منطقه به طور متوسط سالیانه بیش از 300 روز خشکی وجود دارد. اقلیم آن به روش گوسن، بیابانی و به روش کوپن، خشک بسیار گرم با تابستان خشک و به روش تحلیل خوشه‌ای بسیار کم بارش و گرم و خشک میباشد، از خصوصّیات مهم اقلیمی این منطقه میتوان به وزش بادهای شدید (120 روزه سیستان)، میانگین تعداد روزهای آفتابی سالیانه بیش از 260 روز تابش آفتاب، دامنه تغییرات زیاد دما در شبانهروز، بارندگی متوسط سالیانه (64 میلیمتر) با پراکندگی نامناسب، بالا بودن دما و تعداد ساعات آفتابی را نام برد (طاوسی و رئیسپور، 1389: 96).
3-1-3-1- درجه حرارت و بارندگی
یکی از عناصر برجسته اقلیمی در تعیین نوع آب و هوایی هر منطقه رژیم دمای حاکم بر اقلیم آن است که نقش تعیین کنندهای را نسبت به سایر عوامل آب و هوایی دارد. بر اساس آمار بیست ساله ایستگاه سینوپتیکی در شهرستان زابل، سردترین ماه با میانگین بلند مدت 04/9 درجه سانتیگراد و گرمترین ماه سال با میانگین 82/34 سانتیگراد است (شکل 3-2).

شکل ‏3-2: دمای هوای ماهانه شهرستان زابل طی دوره آماری 1390-1370
(مأخذ: ایستگاه سینوپتیک زابل، 1390).

3-1-3-2- دما
شناخت و بررسی میزان بارندگی، چگونگی پراکنش و نحوه توزیع فصلی و ماهانه آن در مناطق خشک و نیمه خشک از اهمیت بالایی برخوردار است. آب عنصر اولیه حیات در مناطق روستایی تلقی میشود که تابع شرایط و میزان پراکندگی بارش، مورفولوژی، امکانات نگهداری آب و خاک و شرایط جوی است. بر اساس دادههای هواشناسی، میانگین متوسط بارندگی ماهانه در زابل در طول یک دوره بیست ساله (1390-1370) 2/4 میلیمتر است. شکل 3-3، میانگین بارش ماهانه را در شهرستان زابل نشان می دهد. بیشترین ریزش های جوی مربوط به سال های 1377-1383 و کمترین ریزشهای جوی در این منطقه مربوط به سال 1382 میباشد. ریزش های جوی در این منطقه مانند سایر نقاط ایران عمدتاً در فصل زمستان، که میزان بارندگی در این فصل برابر 7/10 میلیمتر است.

شکل ‏3-3: میزان بارندگی ماهانه شهرستان زابل دوره آماری1390-1370
(مأخذ: ایستگاه سینوپتیکی زابل، 1390).

3-1-3-3- رطوبت (نم نسبی)
میانگین رطوبت نسبی با توجه به محاسبات آمارهای موجود، بیش از 2/22 درصد و حداکثر رطوبت 5/50 درصد مربوط به دی ماه است. براساس آمار بیشترین رطوبت مربوط به فصل زمستان و کمترین رطوبت به فصل تابستان تعلق دارد. شکل 3-4 بیان کننده این وضعیت می باشد.

شکل ‏3-4: میانگین رطوبت نسبی ماهانه شهرستان زابل طی دوره آماری 1390-1370
(مأخذ: ایستگاه سینوپتیک زابل، 1390).

3-1-3-4- باد و اثرات آن
باد 120 روزه سیستان از معروفترین بادهای محلّی ایران بوده که سرعت وزش آن به 120 کیلومتر بر ساعت نیز میرسد. وزش این بادها که از اواخر اردیبهشتماه تا اواخر شهریورماه ادامه دارد، تبخیر از سطح دریاچه هامون، مخازن آب(چاهنیمهها) و سطح اراضی کشاورزی را سرعت میبخشند. وجود کوهها و دریاچه در شمال سیستان و دشت خشک در منطقه جنوبی آن، از بین رفتن نیزارها ( که خود عامل تثبیت املاح بستر دریاچه محسوب میگردید)، از یک سو باعث افزایش گرادیان حرارتی در سالهای کم آب و خشک و از طرف دیگر، باعث شدت یافتن بادهای 120 روزه میگردند (میرزامصطفی و همکاران، 1387: 72). بررسی نمودار گلباد زابل نشان می‌دهد که از مجموع تعداد دیدهبانیهای متوسط سالانه 4/46 درصد مربوط به موارد آرامش هوا، 22 درصد مربوط به بادهای شمال، 4/19 درصد مربوط به بادهای شمالغربی بوده است و در جهات دیگر نیز این ارقام به ترتیب4/1، 6/0، 4/3، 6/3، 3/2 و 9/0 درصد برای جهات شمالشرق، شرق، جنوبشرق، جنوب، جنوبغرب و غرب بوده است (یاری، 1387: 47). سرعت وزش بادهای شمالی و شمالغربی در اغلب موارد بیش از 15 کیلومتر بر ساعت است، مواردی که در آن به70 تا 90 کیلومتر و گاهی هم 108 تا 120 کیلومتر بر ساعت برسد، نیز مشاهده شده است. از د
ی
گر بادهای سیستان، باد گاوکش میباشد که در زمستان میوزد. این باد، گاهی درجه سرمای سیستان را 15 تا 20 درجه زیر صفر برده و خسارات فراوانی را باعث میگردد ( مهندسین مشاور فرپاک، 1363: 20 ). وزش بادهای شمالی و شمالغربی در ماههای گرم سال پدیدهای را که در منطقه به بادهای لوار نامیده شده (120 روزه) به وجود میآورد. با توجه به خشک شدن دریاچه هامون، کاهش رطوبت خاک، کمبود پوشش گیاهی و بالا بودن شدت و فراوانی این بادها، افزایش روزهای طوفانی همراه با گرد و غبار را در منطقه شاهد هستیم، طبق برآوردی که از تعداد روزهای توأم با طوفان و گردوخاک برای یک دوره 10 ساله در سطح کشور به عمل آمده، منطقه سیستان با بیش از 1500 روز، بالاترین نسبت را در سطح کشور به خود اختصاص داده است. وزش بادهای 120 روزه تأثیر غیرقابل اجتنابی بر تمامی جنبههای اکولوژیک، اقتصادی و اجتماعی گذاشته و باعث گردیده شرایط زیستمحیطی بحرانی در منطقه حاکم گردد (خسروی، 1387: 19)، عملکرد این پدیده موجب افت محسوسی در فعالیتهای اقتصادی شده و ناگزیر تجهیزات و امکانات و نیروی انسانی زیادی جهت زدودن رسوبهای بادی اختصاص مییابد (فیاض، 1384: 42). از مشکلات دیگر فرسایش بادی هجوم ماسههای روان می‌توان به ایجاد غبارهای شدید و آلودگی هوا، کاهش سلامت و بهداشت عمومی، کاهش سیستم ایمنی بدن در مقابل بیماریها، از بین رفتن بافت ریه، افزایش آسم کودکان، تهدید سیستمهای الکترونیک حساس و انتقال نیرو، ایجاد خسارت به اراضی کشاورزی، دامداران، سکونتگاههای روستایی، جادهها و افزایش تصادفات جادهای اشاره نمود (فاضلنیا و همکاران، 1390: 7). کاویانی در تحقیق، پیرامون ارزیابی پتانسیلهای باد در ایران، با توجه به تحلیلهای آماری باد مربوط به کلیه ایستگاههای سینوپتیکی کشور، منطقه سیستان را به عنوان بهترین ناحیه جهت احداث توربینهای بادی معرفی و راندمان سالانه توربینها را به ازاء هر مترمربع سطح جاروب شده توسط پره توربین 1894 کیلووات ساعت برق برآورد نموده است. مسلماً استحصال و بهرهبرداری از این نیروی عظیم انرژی میتواند در تعدیل هزینه انرژی در سطح کشور بسیار با اهمیّت تلقی شود (میرلطفی، 1375: 46).

3-1-4- منابع آب
الف) آب‌های زیر زمینی29: مطالعات زمین شناسی متعدد در سیستان (مثل بررسی‌های اکتشافی انجام شده در زمینه منابع آب زیرزمینی توسط مهندسین مشاور ایتال کنسولت در قالب حفر چندین حلقه چاه و بخصوص حفر یک چاه به عمق 500 متر و مطالعات ژئوفیزیکی انجام شده توسط جهاد دانشگاهی دانشگاه صنعتی اصفهان) نشان داده است که در منطقه سیستان در حقیقت یک سفره آب زیرزمین پیوسته و به معنی واقعی موجود نیست، چون به لحاظ زمین شناسی، دشتی آبرفتی و ساخت خاک آن رسی بوده و چسبندگی دارد و امکان تشکیل سفره‌های آب زیرزمینی غنی در این منطقه وجود ندارد(جلیلوند و نوری هندی، 1388). اما به نظر زمین‌شناسان، همچنان که از رود هیرمند آب وارد منطقه گودی نظیر جلگه سیستان میشود امکان دارد جریان بطئی در قسمت تحتانی در زیرزمین وجود داشته باشد بنابراین هر چند لایههای زمین در سیستان، رسی و سخت است، اما وجود آب و سفرههای آبی بعد از این لایهها غیر ممکن نیست بر همین منوال، به طور نظری میتوان گفت که چون سیستان نسبت به کوههای بابایغما در افغانستان و در نهایت کوههای هیمالیا در هندوستان، در منطقه پستی واقع است جریان آبهای زیرزمینی به سوی جلگه سیستان بیاحتمال نیست ضمن اینکه به علت تداوم خشکسالی چند سال اخیر، اقدامهای انجام شده از طرف دانشگاه زابل، سازمان آب و سایر دستگاههای اجرایی در زمینه مطالعات ژئوالکتریک و حفر چاههای عمیق و در نهایت موفقیتهای به دست آمده در این رابطه، مؤید وجود آب زیرسطحی در دشت سیستان در مناطقی از جمله زهک، بندان، سفیدآبه، حرمک، چاه خرما و اطراف جاده زابل- نهبندان است (گزارشات منتشر نشده پژوهشکده کشاورزی دانشگاه زابل1380). به هر حال در سیستان برخی از روستاها از نظر آب زیر سطحی حتی در شرایط خشکسالی از وضعیت خوبی برخوردارند، در این روستاها بایستی با حمایت دولت و سرمایه گذاری، حفر چاهک ها را برای تعدیل اثرات خشکسالی های آینده و استمرار فعالیت های معیشتی در آنها توسعه داد. در واقع با حمایت دولت می توان نسبت به حفر چاهک‌های بیش تر اقدام نمود تا با تضمین دسترسی به آب در شرایط خشکسالی و ضمانت استمرار فعالیت های معیشتی، در ماندگاری جمعیت و توسعه منطقه گامی اساسی برداشته شود (اصغری لفمجانی و نادریان فر،1391: 113).

ب) آب‌های سطحی30: منابع آبی سیستان شامل رودها، دریاچهها و تالابها میباشد که در این میان رودخانه هیرمند در تداوم حیات سیستان نقشی اساسی دارد.
? رودخانه هیرمند: این رود منبع اصلی تأمین آب دشت سیستان و مهمترین رودخانه شرق کشور و در حقیقت شاهرگ حیاتی منطقه سیستان است که از کوه‌های هندوکش و ارتفاعات بابایغما در افغانستان سرچشمه میگیرد و وارد خاک ایران میشود و در نقطه مرزی به دو شاخه تقسیم میشود. یک شاخه از این رود در امتداد مرز به نام رود پریان جریان می‌یابد و پس از مشروب کردن زمینهای اطراف و شهرستان هیرمند به دریاچه هامون میریزد و شاخه دیگر آن به نام هیرمند داخلی زمینهای مزروعی شهرستان زهک، زابل و… را مشروب میسازد و در محل لورگ باغ وارد دریاچه هامون میشود (اصغری لفمجانی و نادریان فر،1392: 4).
? تالاب هامون: تالاب هامون واقع در سیستان علاوه بر اینکه بزرگترین و مهمترین دریاچه آب شیرین کشور تلقی میگردد، توانهای زیست مح
یطی و ارزش بوم شناختی خاصی نیز دارد. وسعت تالاب هامون در مواقع پرآبی حدود 4800 کیلومتر مربع برآورد شده است، ارتفاع تالاب از سطح دریای آزاد 480 متر می‌باشد. این تالاب به سه قسمت یا حوضچه بزرگ به نام‌های هامون پوزک، صابری و هامون هیرمند قابل تفکیک بوده که به ترتیب در شمال شرق، شمال و غرب سیستان واقع شده اند (ولایتی و میری، 1385: 103). سطح هر یک از هامون‌ها بسته به میزان آب ورودی، فصول پربارش، خشکسالی‌ها و ترسالی ها تفاوت داشته و تابعی از آب جریان یافته در رودخانه هیرمند، خروجی پشت سدها و رودخانه‌های فصلی دیگر می‌باشد(جلیلوند و نوری هندی، 1388: 1137). این تالاب از موقعیت خاصی برای تأمین بخش عمدهای از پروتئین مورد نیاز مردم استان و خارج از استان برخوردار است. در عین حال حیات و زندگی جمع کثیری از مردم به طور مستقیم بدان وابسته است (مهندسین مشاور آبزیگستر؛ 1376، عمرانی و اسماعیلی، 1385: 2).
? چاه نیمهها: در قسمت جنوبی محدوده مورد مطالعه و در حوالی مسیر هیرمند گودال‌های طبیعی وجود دارد که از سال 1351 ایجاد تاسیساتی بر روی آن شروع گردید و در شرایط حاضر از آن بهره برداری می‌شود. منظور از اجرای این طرح ذخیره آب جهت آبیاری مناطق بیشتری از سیستان و ضمناً جلوگیری از خسارت وارده در مواقع سیلابی شدن رودخانه هیرمند بوده است. ورودی کانال چاه نیمه 160 مترمکعب در ثانیه است و ظرفیت کل مخازن 1530 میلیون مترمکعب می‌باشد(جلیلوند و نوری هندی: 1388). چاه نیمهها از مخازن طبیعی و یکی از نعمتهای بزرگ الهی است که علاوه بر تأمین آب مناطق مختلف سیستان، بخشی از آب مورد نیاز شهرستان زاهدان را نیز تأمین میکند. گنجایش مخازن چاه نیمه در ارتفاع 492 متر از سطح دریا (بالاترین ارتفاع آب)660 میلیون متر مکعب و ظرفیت قابل بهره برداری سالانه آن (حجم مفید)، 340 میلیون متر مکعب است (افشار سیستانی،1369؛ 77). آب چاه نیمه‌ها علاوه بر اینکه از طریق لوله کشی آب شهرها و روستاهای واقع در منطقه سیستان را تأمین می‌کند، با خطوط لولهای به طول حدود 200 کیلومتر و با استفاده از 4 ایستگاه پمپاژ در ارتفاع 1510 متری به شهرستان زاهدان میرسد(اصغری لفمجانی و نادریان فر،1392: 5).
.

شکل ‏3-5: پراکنش جغرافیایی رودخانههای منتهی به منطقه سیستان.
(Available on: http://www.iranicaonline.org/articles/helmand-river)

به طور کلی، عوامل محدود کننده ذخایر آب سطحی در سیستان را در قالب‌های زیر می‌توان مورد بررسی قرار داد:
الف) نزولات ناچیز و تبخیر شدید سالانه
متوسط بارش سالانه در طی دوره آماری 85-1351 در ایستگاه هواشناسی زابل فقط 6/61 میلی متر می‌باشد(اداره کل هواشناسی سیستان و بلوچستان، 1390). از سوی دیگر، متوسط تبخیر سالانه منطقه 8/4 متر است و با توجه به عمق متوسط آب تالاب هامون در زمان پرآبی که 4 متر است، آب تالاب هر سال به طور کامل تبخیر می‌شود؛ به عبارتی پتانسیل تبخیر( اتلاف) آب از تالاب هامون سالانه بالغ بر 14 میلیارد متر مکعب است.( سلطانی و کرباسی ،1381). به هر حال منطقه با وجود بادهای داغ و سوزان 120 روزه سیستان از میزان تبخیر بسیار شدیدی برخوردار است که در تشدید محدودیت‌های آب آن فوق‌العاده تأثیرگذار می‌باشد (اصغری لفمجانی و نادریان

منابع مقاله با موضوع زنان سرپرست، زنان سرپرست خانوار، زنان و دختران، مفقودالاثر

که نمونه تحقیق از پرسشنامه سلامت اجتماعی به دست می آورند.
پذیرش اجتماعی: نمره ای است که نمونه تحقیق از پرسشنامه سلامت اجتماعی(از گویه 1تا7) به دست می آورند.
مشارکت اجتماعی: نمره ای است که نمونه تحقیق از پرسشنامه سلامت اجتماعی(از گویه 8تا11) به دست می آورند.
شکوفایی اجتماعی: نمره ای است که نمونه تحقیق از پرسشنامه سلامت اجتماعی(از گویه 12تا14) به دست می آورند.
انسجام اجتماعی: نمره ای است که نمونه تحقیق از پرسشنامه سلامت اجتماعی(از گویه 15تا20) به دست می آورند.
برابری اجتماعی: نمره ای است که نمونه تحقیق از پرسشنامه سلامت اجتماعی(از گویه 21تا23) به دست می آورند.
امنیت اجتماعی: نمره ای است که نمونه تحقیق از پرسشنامه سلامت اجتماعی(از گویه 24تا25) به دست می آورند.

فصل دوم
ادبیات تحقیق

2-1-مبانی نظری تحقیق
2-1-1- سازمان‌های(نهادهای اجتماعی) حمایت‌کننده از زنان سرپرست خانوار
نهادهای اجتماعی و سازمان‌های حمایت‌کننده دولتی4 از زنان سرپرست خانوار دارای ساختارها و ویژگیهای متفاوتی هستند. در ایران دو نوع تأمین اجتماعی وجود دارد:
الف: سازمان‌های مشارکتی مانند سازمان بازنشستگی کشوری که معمولاً درصدی از حقوق کارکنان خود را می‌گیرند و درصد بیشتری هم خود به آن‌ها می‌افزایند و سپس کارگر یا کارمند را بیمه می‌کنند. متأسفانه این سیستم کمکی به زنان سرپرست خانوار نمی‌کند زیرا زنانی از مزایای این سیستم برخوردار می‌گردند که در اثر فوت شوهر مستمری می‌گیرند و یا چون خود کار می‌کنند در صورت فوت شوهرانشان درآمدی دارند (کیهان‌نیا، 1378: 34؛ به نقل از تقی‌پور، 1389).
ب: سازمان‌های غیرمشارکتی مانند سازمان بهزیستی، نهاد اجتماعی کمیته امداد امام خمینی، بنیاد مستضعفان، بنیاد شهید، بنیاد پانزده خرداد و هلال احمر (همان منبع).
2-1-2-زنان سرپرست خانوار در ایران
الف ـ زنان شوهر متوفی یا همسرشهید: بیوه‌هایی که در اثر فوت همسر، نان‌آور5 خود را از دست داده‌اند، اعم از آنان که کار می‌کنند یا مستمری بگیرند.
ب – زنان مطلقه : بالارفتن سطح توقعات در زوجین ، افزایش سطح تحصیلات زنان، افزایش هزینه های معیشتی و فشارهای اقتصادی و بیکاری و اعتیاد مردان باعث شده میزان طلاق در ایران روز به روز در حال افزایش باشد.
ج ـ زنان بدسرپرست (دارای شوهران معتاد6): اعتیاد ، بیکاری ، مشکلات اقتصادی7، شهرنشینی8، و سایر عوامل عاطفی موجب شده که آمار این‌گونه مردان بیش از حد معمول باشد.
د ـ زنان دارای شوهران مهاجر: فشار اقتصادی و کمبود کار موجب مهاجرت مردان به کشورهای متفاوت جهان شده است که در این مورد اغلب آن‌ها از نظر مالی در تنگنا نیستند ولی از نظر عاطفی و اداره فرزندانشان دچار مشکلند.
هـ – زنان دارای شوهران زندانی.
و ـ زنان دارای شوهران بیکار9.
ز ـ زنان دارای شوهران ازکارافتاده و مریض: زنان دارای شوهران علیل، از کار افتاده و مریضی که چاره‌ای جز خانه‌نشینی و سرباری ندارند.
ح ـ زنان ازدواج نکرده10: نداشتن شرایط ازدواج، داشتن نقص عضو و نیاز به استقلال موجب می‌شود که عده‌ای از زنان ازدواج نکنند.
ط ـ زنان دارای شوهران مجهول‌المکان: شامل زنان بلاتکلیفی که شوهرانشان مفقودالاثر هستند (تقی‌پور، 1389).
در ایران طبق اصل 21 قانون اساسی، زنان و کودکان بی‌سرپرست که تحت پوشش قوانین حمایتی دیگری نیستند از حمایت‌های مقرر در قانون تأمین زنان و کودکان بی‌سرپرست بهره‌مند خواهند شد.
مشمولان این قانون عبارتند از:
زنان پیر و سالخورده: زنان بی‌سرپرست و کسانی هستند که نمی‌توانند معاش خود را تأمین نمایند.
زنان بیوه11: به زنانی اطلاق می‌شود که به عقد دایم یا منقطع درآمده باشند و سپس به دلیل خاصی مثل طلاق، فوت شوهر، فسخ عقد، صدور حکم موت فرضی، بذل مدت و انقضای مدت در نکاح منقطع، شوهر خود را از دست داده باشند.
سایر زنان و دختران بی‌سرپرست: به زنان و دخترانی اطلاق می‌شود که به عللی از قبیل مفقودالاثر شدن یا کارافتادگی سرپرست، به طور دایم یا موقت بدون سرپرست (نان‌آور) می‌مانند (به نقل از تقی‌پور، 1389).

2-1-3-عوامل مؤثر بر سلامت زنان
بطور کلی حمایت از زنان و ایجاد انگیزه درزندگی شخصی زنان وبالابردن امید به زندگی در ایشان را می توان ازعوامل مهم درسلامتی زنان بویژه زنان سرپرست خانوار دانست چراکه ایشان (زنان سرپرست خانوار) در زندگیشان نسبت به سایر زنان ویانسبت به مردان سرپرست خانوار با مشکلات بیشتری روبرو هستند، همچنین زنان بیشتر از مردان احتمال دارد فقیر و یا جزء فقیرترین فقیرها باشند. علاوه بر این، احتمال دارد که خانواده‌های تحت سرپرستی زنان در مقایسه با خانواده‌های تحت سرپرستی مردان فقیرتر باشند. فقر حق انتخاب را در زمینه‌هایی که اساس سلامت‌اند، به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. از این رو، تأثیر فقر بر سلامت افراد را نمی‌توان انکار کرد.
کمترین پیامد این کارها، کاهش تدریجی و اجتناب‌ناپذیر شور و نشاط، و پیری زودرس است. شیوع بیشتر بیماری در میان زنان نسبت به مردان، ناشی از تفاوت‌های این دو جنس در گزارش بیماری است. زنان غالباً بیشتر از مردان در مورد احساس خود با پزشک مشورت می‌کنند و اشکالاتی را که در سلامتی‌شان رخ می‌دهد از جمله ناراحتی‌های روانی ـ زمانی که هنوز در مراحل ابتدایی هس
ت
ند سریعاً پیگیری می‌نمایند، حال آنکه مردان غالباً فقط به دلیل مشکلات فیزیکی‌شان به پزشک مراجعه می‌نمایند. از این رو، نشان‌دهنده این نیست که زنان بیمارتر و یا حتی افسرده‌تر از مردان هستند (وایت12، 2002: 104؛ به نقل از سام آرام ـ یخدانی، 1388).
به جهت سادگی زندگی ووجود روابط چهره به چهره بین اعضای جامعه و محدودیت این روابط ، فر از طریق گروه های اجتماعی به سهولت مورد پذیرش قرار می گرفت و زمینه های رضایتمندی واحساس آرامش و امنیت در او پدیدار می شد (زاهدی ،2:1371).
2-1-4- تاریخچه حمایت از زنان سرپرست خانوار در جهان
حمایت از زنان بی سرپرست دارای سابقه ای بسیار طولانی است ، هرکجا که زنان تحت انقیاد بوده اند،که تقریبا همیشه و در همه جا چنین بوده است ، زنانی نیز بوده اند که این موقعیت را تشخیص داده و به صورتی آن را مورداعتراض قرار داده اند (چافتس ودورکین،1986 ؛جورج ریتزر،1995 ).
درگذشته خانواده به مفهوم گسترده جایگاه ویژه ای داشت وبسیاری ازمسائل ومشکلات دردرون آن حل می شد. حمایت واحترام سالمندان یک امر بدیهی بوده وفرد نسبت به آینده خانواده اش زیاد نگران نبود زیرا یقین داشت که درصورت فوت او فرزندانش مورد حمایت قرار خواهند گرفت . این شبکه حمایتی متقابل به او واعضای خانواده اش نوعی تامین اجتماعی اولیه راهدیه می کرد که رفع کننده نگرانی هاو اضطرابهای او بود .
زنان درجوامع غربی همیشه یک گروه به نسبت کم قدرت و زیر دست ، یا یک نوع ((اقلیت))بوده اند . اعتراض فمینیستی به این منزلت اقلیتی نیز همیشه ((اکثریت))قدرتمندتر و مسلط تر- یعنی مردان- را تهدید می کرده ودر نتیجه پیوسته مورد مخالفت آنها بوده است0(اسپندر،1982؛جورج ریتزر ، 1995).
حمورابی حکمران مشهور بابل تقریبا دوهزار سال قبل ازمیلاد مسیح مراقبت اززنان بیوه وکودکان یتیم را به عهده داشت ودفاع از افراد ضعیف وبی پناه قسمتی از قوانین او را تشکیل می داد.(زاهدی43:1381)
در واقع حمایت ازنیازمندان به دوران قبل از تاریخ بر می گردد. زمانی که کمک های دو جانبه برای بقاء نیاز بودوقبایل وطوایف، ازاعضای قبیله مراقبت می کردند. بعدها انگیزه های مذهبی یا سیاسی عامل کمک به نیازمندان شدند. تمدنهای منقرض شده ای مانند سوری ها، سازمان کمکی برای حمایت از افراد نیازمند تشکیل دادند. خدایان آنان “نانش” توجه ویژه ای به عدالت وتساوی داشتند(ماکارو،42:1378)
این درحالی است که در ادیان الهی از جمله تعالیم اسلامی توجه خاصی به حمایت از زنان بویژ ه زنان بی سرپرست ویتیمان وضعیفان شده است.
2-1-5- تعاریف متغیرها
2-1-5-1- تعاریف حمایت اجتماعی
حمایت اجتماعی به مراقبت ، محبت ، عزت ، تسلی وکمکی که سایر افراد یا گروه ها به فرد ارزانی می دارند گفته می شود(کاب،1976؛جنتریو کوباسا، 1984؛والستون، آلاگناولیس،1983؛ویلز، 1984).
حمایت اجتماعی یک کمک دوجانبه است که موجب خلق تصور مثبت ، پذیرش ، پذیرش خود ، احساس عشق وارزشمندی می گردد ودر همه این موارد به فرد فرصت خود شکوفایی ورشد می دهد (مازلو1954. به نقل از “برهمن وفلیپس” 1985).
“در دهه شصت قرن بیستم پیرو یک دیدگاه غالب محیط نگر در روانشناسی ، محیط علت اصلی ناراحتی- های روانی و فیزیکی محسوب می شد. یکی از متغیرهای اجتماعی که مورد نظر محققان قرار گرفت حمایت اجتماعی بود.دران زمان امید می رفت که حمایت به عنوان یک نوشداروی اجتماعی توضیح دهدکه چرا عده ای از مردم در مقابل استرس ها غافلگیر شده درحالی که عده ی دیگری به همان اندازه دچار استرس می شدند درمقابل آن مقاومت داشتند” ( عبدی فرد69:1374).
“درتحقیقات مربوط ببه استرس دخالت حمایت های اجتماعی عمومی و مشترک است. حمایت معمولا رابطه معکوس با فشاردارد بطوریکه اگر این حمایتها موجود باشد آرامش برای آنها فراهم می شود. امروزه ثابت شده است که افرادی که در محیط های حمایتی قوی بسر می برند از لحاظ روانی نسبت به افرادی که از چنین فرصتی برخوردار نیستند در وضعیت بهتری بسر می برند ز یرا حمایت برسلامت روانی فرد، خانواده و جامعه اثر مستقیم دارد” (بیرو و همکاران94:2000).
تعریف براندت و نیرت از حمایت اجتماعی شامل ایجاد تعلق، صمیمیت، یکپارچگی اجتماعی، فرصت و امکاناتی برای رفتارهای مثمرثمر، تضمین مجدد ارزش انسانها و ایفای نقش آنان، امکان کمکهای اطلاعاتی، عاطفی و مادی می باشد.”فرانکلین” ودیگران(2000به نقل از خیرا..پور 722:1383)
کوهن و مک‌کی13 معتقدند اساساً پنج نوع حمایت اجتماعی وجود دارد:
1. حمایت عاطفی که شامل ابراز همدردی، توجه، محبت و علاقه نسبت به فرد است. در این صورت فرد در زمان استرس، احساس آسایش اطمینان و تعلق به جایی داشتن می‌کند.
2. حمایت ارزشی از طریق ابراز احترام‌14، تشویق15 یا موافقت با نظرها یا احساسات فرد، و ارزیابی مثبت فرد در مقایسه با کسانی که وضعیت‌شان بدتر از اوست، صورت می‌گیرد. این نوع حمایت موجب افزایش احساس با ارزش بودن16، لیاقت و اعتبار در فرد می‌شود. حمایت ارزشی به ویژه در زمان ارزیابی استرس مفید واقع می‌شود.
3. حمایت عملی و مادی، که شامل کمک‌های مستقیم به فرد است، مانند انجام دادن کارهای خانه یا قرض دادن به او و از نظر مالی و وقت کمک کردن.
4. حمایت اطلاعاتی شامل توصیه کردن، دادن پیشنهاد یا دادن جهت پسخوراند17 به فرد است.
5. حمایت شبکه‌ای به فرد احساس عضویت در گروهی با علایق و فعالیت‌های اجتماعی مشترک می‌دهد (میرزایی 1387: 178؛ به نقل از تقی‌پور، 1389).
تلسدورف18 (1976) حمایت را به عنوان محصول همه پیوندهای اجتماعی
که فرد را: 1) از نظر کالاها و خدماتی مانند کمک‌های مادی یا کمک در کارخانه، 2) اطلاع‌رسانی و راهنمایی مانند توصیه در مورد اینکه برای کمک به کجا و چه کسی مراجعه کند، 3) پشتیبانی و حمایت روانی مانند ترغیب، تسلی عاطفی و صمیمیت را تأمین می‌کنند، در نظر می‌گیرد (ایمانی، 1382).
کاسل، مگور و کاپلان19 (1977) با تأکید و تمرکز بر مقدار، فراوانی و شدت تأمین حمایت، حمایت اجتماعی را به عنوان میزانی که دیگران نیاز به محبت، تأیید، احساس تعلق و امنیت فرد را برآورده می‌کنند، تعریف می‌کنند (همان منبع).
کوهن و آنتونیسی20 (1980) اظهار نموده‌اند که حمایت اجتماعی ترکیبی از سه عنصر عاطفه، تصدیق و یاری است. عاطفه شامل ابراز عشق و محبت است. تصدیق، شامل آگاهی از رفتار و بازخوردهای مناسب است. یاری، شامل مساعدت مستقیم پول قرض دادن و یاری دادن در انجام کارها است (همان منبع).
ارتباط حمایت اجتماعی با مرگ و میر مورد بررسی قرار گر فته است و در این بررسی ثابت شده است افرادی که از حمایت اجتماعی برخوردارند دارای مرگ و میر کمتری هستند واز طرف دیگر سلامت روانی اجتماعی متاثر از حمایت اجتماعی است “آرمسترانگ” (98:1972).
شافر، کوین و لازاروس21 (1981) با تأکید بر ادراکات ذهنی فرد حمایت اجتماعی را به عنوان ارزشیابی‌ها یا ارزیابی‌های فرد از اینکه آیا و تا چه حد یک تعامل و یا اگوی تعاملات یا روابط برای وی سودمند است (همان منبع).
از دیدگاه بریل و شوماخر22 (1981) حمایت اجتماعی تبادل منابع بین حداقل دو نفر است که این تبادل با قصد و به منظور افزایش سعادت و بهزیستی فرد دریافت‌کننده انجام می‌پذیرد (همان منبع).
از دیدگاه هاوس (1981) و ترنر23 (1983) حمایت اجتماعی، اغلب به طور معمول به اعمال انجام شده برای یک فرد محتاج بوسیله اعضای خانواده، دوستان، همکاران، خویشاوندان و همسایگان اطلاق می‌شود. این اعمال معمولاً شامل کمک ابزاری، عاطفی و اطلاعاتی می‌باشد (همان منبع).
هاوس، معتقد است که حمایت اجتماعی از بعد حمایت عاطفی، حمایت ابزاری و حمایت اطلاعاتی تشکیل شده است. حمایت عاطفی شامل عشق و محبت و همدلی است. حمایت ابزاری اشاره به انواع کمک‌ها و مساعدت‌های محسوس دارد، مثل وام دادن، قرض گرفتن از کسی و … و حمایت اطلاعاتی یعنی انتقال اطلاعات یا راهکارها برای سازگاری و مقابله با مسائل و مشکلاتی که فرد با آن مواجه است. برای مثال وقتی فرد با مشکلی مواجه می‌شود اطرافیانش راهکارهایی را برای او پیشنهاد می‌کنند (قدسی، 1382: 63).
“سارا فینو24 ” معتقد است که حمایت اجتماعی به مراقبت، محبت، تسلی و کمکی که سایر افراد یا گروه‌های اجتماعی به فرد ارزانی می‌دارند، گفته می‌شود. این حمایت را ممکن است منابع گوناگونی مانند همسر، نامزد، خانواده، اقوام، دوستان، همکاران و یا سازمان‌های اجتماعی و حمایتی به عمل آورند (سارا فینو، 1984، به نقل از شیری، 1390).
کالتیلا و همکاران (2000) حمایت اجتماعی ناظر بر دریافت‌ها و ادراکات افراد از کمک‌ها و پشتیبانی‌هایی است که در موقعیت‌های استرس‌زا از اطرافیان و دوستان و سایرین قابل وصول هستند و این کمک‌ها همچون سپری اجتماعی در برابر عوامل استرس‌زا عمل کرده و اثرات آن‌ها را تخفیف می‌دهند (حسینی بادنجانی و همکاران25، 1391: 119).
اسویندل، روسنبرگ26وهلر (1986) ذکر نموده‌اند که یک فعالیت اجتماعی زمانی حمایت اجتماعی به حساب می‌آید که بوسیله گیرنده آن به عنوان کاهش‌دهنده استرس یا افزایش‌دهنده احترام ادراک شده باشد، بنابراین حمای

پایان نامه با موضوع بورس اوراق بهادار تهران، بورس اوراق بهادار، پرسش نامه، حسابداران

شده است.

1-2-3 پرسشنامه
در روش استقرایی از بررسی میدانی (پرسشنامه) در نمونه‌های انتخابی استفاده شده است.
به منظور جمع‌ آوری نظرات مدیران حسابرسی و حسابرسان ارشد پرسشنامه‌ای مشتمل بر 16 سوال که در قالب دو قسمت کلی: قسمت اول مشخصات شخصی و عمومی پاسخ دهنده و قسمت دوم سوالات 1 الی 16 تهیه شد. اطلاعات مورد نیاز برای آزمون فرضیه‌ها و تجزیه و تحلیل و نتیجه‌گیری که در ادامه ارائه می‌شود از این پرشسنامه استخراج گردیده است (نمونه پرسشنامه بعنوان ضمیمه ارائه شده است).
سوالات شماره 10الی 16 پرسشنامه مربوط به فرضیه اول پژوهش می‌باشد وسوالات1 الی 9 نیز مربوط به فرضیه دوم پژوهش می‌باشد
برای هر سوال 5 گزینه در نظر گرفته شده است که برای هر کدام امتیازی منظور می شود که به ترتیب گزینه هاعبارتند از(همیشه، غالباً ، گهگاه، بندرت و هرگز) و امتیازهر کدام به ترتیب 5و 4و 3و 2و 1 می‌باشد. نتایج بدست آمده با استفاده از ضریب همبستگی (رتبه ای اسپرمن ) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.

3-3 جامعه آماری مورد تحقیق
با توجه به اینکه استفاده از خدمات واحد حسابرسی داخلی در کشور ما از گستردگی لازم برخوردار نمی‌باشد و اکثر شرکتهایی که دارای دایره حسابرسی داخلی هستند شرکتهای سهامی موجود در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشند و همچنین بخش عمده کار حسابرسی مستقل این شرکتها توسط حسابرسان سازمان حسابرسی و سایر موسسات حسابرسی خصوص معتبر مستقر در شهر تهران انجام می‌شود. جامعه آماری این تحقیق به سازمان‌های فوق‌الذکر محدود می‌باشد.
بنابراین جامعه آماری تحقیق به مدیران ،سرپرستان و حسابرسان ارشد سازمان حسابرسی و حسابداران مستقلی که به عنوان شریک یا مدیر و یا حسابرس ارشد در موسسات حسابرسی خصوصی معتبر شاغل هستند ولیست اسامی آنها از طرف سازمان حسابرسی ایران منتشر شده است محدود می‌شود. جامعه آماری (محدود) شامل 81 نفر مدیر ،365 نفر سرپرست و328 نفر حسابرس ارشد که جمعا 774 نفر می باشد.

4-3 حجم نمونه
هر چه تعداد نمونه‌های انتخاب شده در یک تحقیق بیشتر باشد نتایج حاصل از تحقیق از استحکام و اعتبار بیشتری برخوردار خواهد بود(آذرو مومنی، 1382، 91).
اما به دلیل وجود محدودیت‌های عملی نمونه‌گیری به صورت گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد این محدودیت‌ها عبارتند از:
هزینه: انتخاب تمام اعضای یک جامعه آماری بعنوان نمونه مستلزم صرف هزینه زیادی است که به دلیل وجود محدودیت هزینه‌ این امر اقتصادی نبوده وعملی نمی‌باشد.
زمان: مطالعه تمام اعضای جامعه آماری نیاز به صرف زمان زیادی دارد که با توجه به محدودیت زمانی و ضرورت ارائه به موقع نتایج تحقیق این امر امکانپذیر نمی‌باشد.
در دسترس بودن: پراکندگی جامعه و دور از دسترس بودن اعضای آن مشکل دیگری است که مانع مطالعه تمام اعضای جامعه می‌گردد.
حفظ جمعیت: اگر اعضای جمعیت در صورت انجام آزمایش آسیب ببیند بدیهی است که آزمایش تمام آنها غیر ممکن است بنابراین مجموعه محدودیت‌های مذکور منجر به نمونه‌گیری از جامعه آماری می‌شود.
به همین دلیل باید تلاش شود نمونه انتخابی تا حد زیادی معرف جامعه مورد نظر باشد. تعیین اندازه نمونه تا حدود زیادی تحت تأثیر روش آماری مورد استفاده برای آزمون فرضیه‌ها، اندازه جمعیت (جامعه)، دقت مورد نیاز و قابلیت اعتمادت نتایج تحقیق می‌باشد. با توجه به مطالب (موارد) مذکور در این تحقیق اگر نسبت موفقیت یا تأئید فرضیه‌های تحقیق 60% و نسبت شکست یا رد و آنها 40% (60% P = و 40%P =) بر آورد شود با سطح اطمینان 95% و خطای برآورد 10% می‌توان تعداد نمونه مورد نظر را از فرمول زیر بدست‌ آورد
که در این فرمول:
N= اندازه جامعه که بر اساس اطلاعات کسب شده از سازمان حسابرسی در فهرست اسامی ارائه شده در سایت سازمان حسابرسی مدیر 81 نفر،سرپرست 365 نفر وحسابرس ارشد 328 نفر که جمعا 774 نفر می باشد.
n= اندازه نمونه P = نسبت موفقیت فرضیه‌ها و q = نسبت شکست فرضیه‌ها
e- خطای بر آورد نمونه
با توجه به نتیجه فرمول فوق تعداد نمونه انتخابی حدود 78 نفر می‌باشد که با توجه به اینکه برای چند موسسه خصوصی نیز پرسش نامه ارسال شده تعداد نمونه 85 نفر در نظر گرفته شده است و باتوجه به اینکه احتمال داده می‌شد که حدود 80 یا 90 درصد پرسشنامه‌های ارسالی دریافت گردد. برای همین 110 تا پرسشنامه ارسال گردید که از این تعداد 83 پرسشنامه دریافت گردید که تقریباً نزدیک به نمونه بدست‌ آمده از فرمول فوق می‌باشد.
لازم به ذکر است که از این تعداد 33 پرسشنامه در هفته اول و 50 پرسشنامه در هفته دوم دریافت گردید و با توجه به بررسیهای به عمل آمده در مورد تک تک سوالهای پرسشنامه جواب پرسشنامه‌های دریافتی در هفته اول با جواب پرسشنامه‌های دریافتی در هفته دوم تفاوت چندانی ندارد.
5-3 روش نمونه گیری
از آنجائیکه در نمونه‌گیری تصادفی امکان وجود خطا و اشتباه سیستماتیک در اعضای نمونه انتخابی از بین می‌رود بهترین روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه ای (نسبی) است. اعضای نمونه‌ با استفاده از جدول اعداد تصادفی طبقه ای انتخاب شده‌اند.

6-3 مدل تحلیلی تحقیق
مدل واقعیت را به منظور پرداختن به آن و درک اساس مسئله ساده می کند مدل تمام متغیر ها و روابطشان را مشخص می نماید ازطرف دیگر یک مدل خوب باید تاحد امکان بسیاری از عناصر واقعیت را در بر گرفته تا رفتار مورد را اثبات یا پیش
ب
ینی نماید (شاهمرادی ،1381، 93)
نمودار 1-3 مدل تحلیلی تحقیق

مقاله رایگان با موضوع افغانستان، سلامت خانواده، نهاد خانواده، کرامت انسان

بسیار بر محیط داشته و این پیشفرض را که سازمانها رفتار و عملکردی عقلایی و منطقی دارند، شدیداً مورد تردید قرار دادهاند. سازمانها هدف اصلی خود را که بقاست، دنبال میکنند و سایر اهداف که در فلسفهی سازمان منطقی به نظر میرسند، مانند کارآیی و بهرهوری، در این میان جنبهی ثانویه پیدا میکند. بنابراین، رفتار عقلایی و منطقی در سازمانها که در گونهی قبل مدنظر بود، جای خود را به نوعی رفتار اجتماعی- سیاسی میدهد. در چنین فضایی، تصمیمگیری عقلایی کاربرد چندانی ندارد. مسئلهی قدرت و استفاده از آن در سازمان نیز در نظریههای گونهی چهارم جایگاه ویژهای داشته، پیچیدگیهای آن مورد کنکاش قرار گرفته است (اسکات، 1374).

2-4-11- نوعشناسی کمیته امداد امام خمینی (ره)
کمیته امداد امام خمینی (ره) در شش زمینه متفاوت فعالیت دارد و بدین ترتیب میتوان آن را زیرگروه سازمانهای دولتی- رفاهی، امدادی، احیایی و بازسازنده، خدماترسانی، روشنگرانه، توسعه انسانی و خیریه قرار داد. در عین حال این نهاد مجموعه فعالیتهای ذکر شده را به صورت توام انجام میدهد و از این نظر حداقل در خاورمیانه منحصر به فرد است.

شکل ‏2-2: جایگاه امداد در سازمانهای غیردولتی، (ماخذ: لطفاللهزاده، 1390: 216).
کمیته امداد را میتوان در مجموعه سازمانهای غیردولتی خدمتگرا و نیز جز سازمانهای ظرفیتساز قرار داد، زیرا خدمات این نهاد در زمینهی رسیدگی به طبقات مختلف جامعه و ارائهی خدمات متعدد و متنوع بر کسی پوشیده نیست و نیازی به استدلال و ذکر دلیل ندارد. در عین حال امداد با شدت کمتری به مسئلهی ظرفیتسازی توجه دارد. مسئلهی اصلی در ظرفیتسازی ارتقای تواناییهای مددجو برای بهرهگیری بهتر از امکانات و قطع وابستگی از نظام یارانه مستقیم است. پرداخت وام بدون بهره یا با بهره کم، ارائه آموزشهای فنی و حرفهای، کاریابی برای افراد آموزش دیده، اجرای طرحهای عمرانی و موارد مشابه تنها بخشی از فعالیتهای امداد در زمینه ایجاد ظرفیتهای جدید برای توسعه است.

شکل ‏2-3: نقش سازمانی کمیته امداد (ماخذ: لطفاللهزاده، 1390: 217).

2-4-12- اهمیت موضوع توانمندسازی در کمیته امداد امام خمینی (ره)
کمیته امداد امام خمینی (ره)، یک نهاد انقلابی و مردمی است که دارای شخصیت مستقل و استقلال مالی و استخدامی بوده و تحت نظارت ولی فقیه و طبق اساسنامه خود اداره میشود. این نهاد با هدف یاری کردن و خوداتکایی محرومان و مستضعفان با صدور حکم حضرت امام خمینی (ره) به صورت رسمی برای مدت نامحدود و فقط 22 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 14 اسفند 1357 تاسیس شد و در طول برنامههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور همواره به عنوان بزرگترین نهاد حمایتی کشور مطرح بوده و بیش از 75 درصد گروههای تحت پوشش برنامههای حمایتی دولت را تحت پوشش خدمات خود قرار داده است. در افق چشمانداز 20 ساله این نهاد، توسعه شبکه ارتباطی و حمایتی مردمی و کارآمد برای انجام کارهای عمیق، ماندگار، زودبازده و اثربخش میان اقشار آسیبپذیر جامعه و همچنین پیشتازی در احیا و ترویج سنتهای حسنه اسلامی و تقویت همبستگیهای اجتماعی و حفظ همگرایی مردم با نظام اسلامی و تامین اصل اصالت و رضایت اجتماعی به عنوان ویژگیهای اصلی قید شده است (معاونت برنامهریزی و امور مجلس کمیته امداد امام خمینی (ره)، 1387: 13 و 16). توانمندسازی مددجویان و محرومین، از جمله اهداف و برنامههایی است که این نهاد برای انجام کارهای عمیق و ماندگار، طی سالهای اخیر، به درستی به آن توجه ویژه کرده است.

2-4-13- جایگاه کمیته امداد در توانمندسازی مددجویان تحت پوشش این نهاد
توانمندسازی با نگاه جدید یعنی توانمند نمودن افراد تحت پوشش جهت خروج از چرخه فقر، از وظایف ذاتی کمیته امداد میباشد. چه آنکه این وظیفه در اسناد بالادستی این نهاد تصریح شده است.
در ماده دو اساسنامه کمیته امداد این گونه آمده است:
هدف از تشکیل کمیته امداد امام (ره) ارائهی خدمات حمایتی، معیشتی و فرهنگی برای نیازمندان و محرومان داخل و خارج از کشور به منظور تامین خوداتکایی، تقویت و رشد ایمانی با حفظ کرامت انسانی میباشد.
همچنین در ماده شش این اساسنامه بند “ج” وظایف امداد اینگونه آمده است:
فراهم آوردن امکانات لازم به منظور خوداتکا نمودن افراد و خانوادههای تحت پوشش و سایر نیازمندان از طریق ایجاد اشتغال، اعطای وام، آموزشهای فنی و حرفهای و ارائهی خدمات لازم در حد امکان.
علاوه بر این، در سند چشمانداز کمیته امداد نیز اینگونه آمده است:
صیانت از تحکیم نهاد خانواده و احیای عزت و کرامت فردی، خانوادگی و ملی و توانمندسازی محرومین و زدودن فقر با تاکید بر مناعت طبع و خوداتکایی.
در این فراز از چشمانداز، عبارت توانمندسازی و خوداتکایی در افق چشمانداز این نهاد قرار داده شده است.
مدل زیر بیانگر جایگاه کمیته امداد در توانمندسازی افراد نیازمند باشد.

شکل ‏2-4: نقش سازمانی کمیته امداد (ماخذ: میرشکار و همکاران، 1390: 372).
مدل بالا بیانگر آن است که توانمندسازی سبب خروج افراد تحت پوشش از فقر مولد میشود. در قدم بعدی افراد تحت تکفل از چرخه فقر خارج میشوند. خروج از چرخه فقر به دنبال خود، ورود به عرصه تولید را که برای کشور ایجاد ارزش افزوده میکند در بر خواهد داشت.

2-4-14- توانمندسازی مددجویان

موضوع توانمندسازی چند سالی است که به عنوان یک مفهوم وارد فعالیتهای توسعهای شده و تغییرات بیشماری را در زمینههای ساختاری به وجود آورده است به طوری که این تغییرات زمینههای اجتماعی، عملیاتی و نیز ارزیابی کنشها و عملکردهای مردم را در اجرای طرحها متاثر ساخته و آنها را در بر گرفته است.
امروزه بدون حضور مردم (مشارکت) اجرای طرحهای توسعهای با مشکل و حتی با شکست مواجه خواهد شد؛ زیرا مردم استفادهکنندگان نهایی طرحها و یا گردانندگان آن خواهند بود (لطفاللهزاده، 1390: 226).

2-4-15- عوامل موثر بر توانمندسازی خانوادههای تحت حمایت کمیته امداد
– مشخص بودن اهداف، مسئولیتها و اختیارات
– غنیسازی مشاغل و ارتقای شغلی؛ کارکنان باید به منظور به روز بودن اطلاعات فنی، تخصصی و افزایش محتوی شغلی اقدام کنند .(Scarpello, 2006: 78)
– روحیات و تعلق سازمانی، به منظور برآورده کردن این عامل باید به کارکنان احترام گذارد و در جهت رفع مشکلات شخصی آنها یاری و کمک کرد. برای ابداع، نوآوری و خلاقیت در کارکنان باید زمینههای مناسب فراهم شود و کمیته امداد اطمینان حاصل کند که خانوادهها تمایل به انجام اموری که به آنها واگذار شده است، را دارند.
– اعتماد، صمیمیت، و صداقت؛ کمیته امداد باید فضای مثبت و روابط کاری دوستانه را بین خانوادهها ایجاد کند و اعتماد بین خانوادهها را افزایش دهد.
– تشخیص و قدردانی؛ کمیته امداد باید از خانوادهها متناسب با شایستگی آنها قدردانی به عمل آورد.
– مشارکت و کار گروهی، مشارکت دادن خانوادهها در ارائه پیشنهاد جهت بهتر انجام شدن امور و کنترل امور انجام شده توسط خودشان میتواند به عنوان عامل مشارکت و کار گروهی در افزایش توانمندسازی خانوادههای تحت حمایت تاثیرگذار باشد.
– ارتباطات؛ شامل برقراری ارتباط و دسترسی آسان خانوادهها به مدیران و سرپرستان، شفافیت و روشن بودن ارتباطات کاری خانوادهها با مدیران و سرپرستان و اطلاع خانوادهها از امور جاری کمیته امداد در ارتباط با حوزه کاری خود و… است.
– محیط کاری؛ از جمله عوامل موثر که کمابیش در سازمانها بر روی آن تاکید میشود، محیط کاری است. اهمیت به ایمنی و سلامت خانوادهها در محیط کار، ایجاد موقعیتهای مناسب جهت کاهش فشار و تنشهای موجود در محیط کار میتواند از جمله موارد مرتبط با محیط کار باشد.
– بهینهسازی فرآیندها و روشهای کاری؛ شفاف و مشخص بودن گردش کار و اطلاعات، مستندسازی روشهای کاری و بازنگری دورهای و اصلاح روشهای کاری و سادهسازی امور از عوامل موثر در برآورده شدن بهینهسازی فرآیندها و روشهای کاری است.
– اطلاعات، دانش و مهارت شغلی، جهت تامین این عامل وجود امکانات برای توسعه مهارتهای شغلی در خانوادهها، وجود زمینههای آموزش موثر و کارا و داشتن اطلاعات فنی و تخصصی در ارتباط با مشاغل میتواند مفید باشد (شاهحسینی، 1390: 130-129).

2-5- جمعبندی
فقر یکی از مشخصههای نسبتا غالب جوامع روستایی است که در بسیاری موارد درک منشأ، عوامل و ابعاد آن بسیار دشوار است. به دلیل عدم کارآیی ارتباطی یا کانالهای ارتباطی مناسب، خانوادههای فقیر، “دورافتاده”، باقی مانده و قادر به تغییر شرایط خود نیستند.
بعد از جنگ جهانی دوم گرایش حاکم در نظریات توسعه، به طور کلی، متوجه مقابله با فقر و بهبود شرایط زندگی مردم بود و جوامع انسانی به منظور دستیابی به توسعه پایدار، توانمندسازی و ظرفیتسازی را به عنوان کانون و پارادایم جدید مورد توجه قرار دادند.
تحقیق حاضر، از میان دیدگاههای مطرح شده در حوزهی فقر، چشمانداز فرهنگی را برای مطالعهی فقر برگزیده است. اهمیت اتخاذ چشمانداز فرهنگی از آن جهت است که نگاهی به مطالعات انجام شده در این حوزه نشان میدهد که محققان عمدتاً با دیدگاههای کمّیگرایانه و اثباتی به مطالعهی فقر پرداخته و شاید بتوان نادیده گرفتن نقش فرهنگ و عاملیت افراد را از نقاط ضعف اساسی این مطالعات دانست.
مطرح شدن دیدگاههای نظری در رابطه با کارآفرینی به دلیل رابطهی کارآفرینی با توانمندسازی اقتصادی خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد میباشد؛ لذا از میان رویکردهای مرتبط با کارآفرینی، به دیدگاه اقتصادی کارآفرینی به این دلیل که مرتبط با توانمندسازی اقتصادی خانوارهای تحت پوشش است تاکید بیشتری شده است.
دیدگاههای نظری مشارکت و توانمندسازی ارتباط متقابلی را با هم نشان میدهند، به همین دلیل در بخش مبانی نظری به آنها پرداخته شد. از بین نظریات مشارکت، دیدگاه جامعهشناختی مشارکت و از میان رویکردهای توانمندسازی، رویکرد انگیزشی به دلیل اینکه فرآیندهای اجتماعی- اقتصادی، نهادهای خانوادگی، نظام تعلیم و تربیت و منزلتهای اجتماعی را به صورت توام مورد بررسی قرار میدهد و خود تصمیمگیری، خودباوری خودکارآمدی، را عامل تعیینکننده میزان مشارکت و توانمندسازی اجتماعی افراد میدانند، بیشتر مورد توجه این تحقیق میباشد.
با توجه به این مسئله که تحقیق حاضر، خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد را مورد بررسی و تحلیل قرار میدهد، رویکرهای سازمانی نیز در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفتهاند و رویکردهای سیستمی برای ارزیابی عملکرد سازمان برگزیده شده است. انتخاب رویکرد سیستمی سازمان از آن رو است که سازمان را همچون سیستمی با متغیرهای وابسته به محیط توصیف میکند. سازمانی چون کمیتهی امداد را نمیتوان مانند جزیرهای جدا از دیگر سازمانها یا مؤلفهها و متغیرهای
محیطی در نظر گرفت؛ همانگونه که تعامل میان اجزای درونی این سازمانها نیز حائز اهمیت فراوان است.
بنابراین این پژوهش با بهرهگیری از نظریات چشمانداز فرهنگی فقر، کارآفرینی در اقتصاد روستایی، مشارکت اجتماعی و توانمندسازی انگیزشی و رویکردهای سیستمی سازمان به تحلیل فضایی موانع و محدودیتهای توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی خانوارهای روستایی تحت پوشش کمیته امداد در منطقه سیستان پرداخته است.

3- پیشدرآمد
برای درک صحیح یک موضوع داشتن اطلاعات کافی و دقیق از منطقه لازم و ضروری است در نتیجه جهت شناسایی تحلیل فضایی موانع و محدودیت های توانمند سازی اقتصادی و اجتماعی خانوارهای روستایی در منطقه سیستان، ابتدا به مروری اجمالی بر ویژگیهای جغرافیای طبیعی منطقه مورد مطالعه از جمله: موقعیت، حدود و وسعت، تقسیمات سیاسی، توپوگرافی، خاکشناسی، ویژگیهای اقلیمی، خصوصیات طبیعی و در بخش دوم ویژگیهای جغرافیای انسانی و اقتصادی منطقه مورد مطالعه میپردازیم. بخش سوم این فصل شامل مواد و روش از جمله: جامعه آماری، جامعه نمونه، نحوه جمعآوری اطلاعات و شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات توضیح داده میشود.

3-1- معرفی اجمالی محدوده مورد مطالعه
3-1-1- موقعیت، حدود و وسعت منطقه مورد مطالعه
منطقه سیستان قسمتی از دشت بزرگی به همین نام است که بخش عمده‌ آن در خاک افغانستان واقع شده و محدوده آن در خاک ایران دقیقاً بر محدوده شهرستان‌های زابل انطباق دارد. این منطقه در محدوده جغرافیایی بین 30 درجه و 29 دقیقه عرض شمالی و 59 درجه و 55 دقیقه الی 61 درجه و 45 دقیقه طول شرقی قرار گرفته و به صورت یک پیشروی از خاک ایران در داخل خاک افغانستان نمایان میگردد. به همین سبب بیشترین طول از خطه محدوده این منطقه را بخشی از ایران و افغانستان در برمیگیرد.

شکل ‏3-1: موقعیت جغرافیایی محدوده مورد مطالعه در ایران، استان و منطقه سیستان (مأخذ: نگارنده،1393).

به طور کل، منطقه سیستان از شمال، مشرق و جنوبشرقی، با کشور افغانستان، از جنوبغرب با منطقه بلوچستان و شهرستان زاهدان و از شمالغرب با استان خراسان جنوبی و شهرستان نهبندان همجوار بوده و مساحت آن به 15197 کیلومتر مربع بالغ میگردد. منطقه سیستان دارای 5 شهرستان، 9 بخش، 18 دهستان، 848 روستا میباشد (جدول 3-1).

جدول ‏3-1: تعداد بخشها، دهستانها و آبادیهای منطقه سیستان.
شهرستان
بخش
دهستان
تعداد آبادی
هیرمند
قرقری
قرقری
42

اکبرآباد
32

مرکزی
دوست محمد
92

مارگان
78

جهان آباد
61
زهک
جزینک
جزینک
39

خمک
65

مرکزی
خواجه احمد
21

زهک
64
نیمروز
مرکزی
ادیمی
46

بزی
34

هامون صابری
قائم آباد
25

سفیدآبه
13
زابل
مرکزی
بنجار
76
هامون
مرکزی
محمدآباد
71

لوتک
42

تیمورآباد
تیمورآباد
34

کوه خواجه
13
مأخذ: تقسیمات سیاسی وزارت کشور. 1390.

3-1-2- ژئومورفولوژی
از دیدگاه زمینشناسی فروافتادگی پهناور سیستان که از خاور گسل هریرود آغاز می‌گردد، و بازماند? دریای دور? ترشیاری (250 میلیون سال پیش) که در دوره

پایان نامه با موضوع حسابرسان مستقل، انتقال اطلاعات

نخستین بار هنری فایول واژه‌ی کنترلر را برای اطلاق به یکی از وظایف مدیران به کار برد. این در حالی است که حداقل 90 درصد از نوشتارهای مربوط به مضامین مدیریت در سی‌ سال گذشته درباره‌ی مفهوم کنترل بحث کرده‌اند. آنها همگی ضمن آن که کنترل را به عنوان یک از وظایف مدیریت شناسایی کردند اما هیچ کدام به یک شکل بحث نکرده‌اند. حتی پیتر دراکر، نظریه‌پرداز مدیریت، نیز عمداً در استفاده از کلمه‌ی کنترل اجتناب کرد. او درکتاب اصول مدیریت خود عنوان کرد:
“تا اینجا در این کتاب درباره‌ی کنترل صحبت نکرده‌ام و در همه جا از واژه اندازه‌گیری استفاده کرده‌ام. این کار از روی عمد و قصد بوده‌ است. زیرا که اصطلاح کنترل مبهم است”.
میتر نز معتقد است که ” واژه‌ی کنترل در معانی بسیار متفاوتی مورد استفاده قرار می‌‌گیرد”.
یکی از دلایلی که باعث تداوم این مسئلـه برای سالیان متمادی گردیده‌است، ناآگاهی نویسندگان از مفاهیم متعددی است که آنها را احاطه و باعث گردیده‌است که این مفاهیم را با یکدیگر – اشتباه بگیرند. گودوین نیز اذعان می‌کند که “هیچ توافق کلی بر سر معنی واژه‌ی کنترل وجود ندارد. هیچ موارد اختلاف نیز روشن نیست. یک طیف فازی از معنای کنترل وجود دارد که بسیاری از افراد واژه‌ی کنترل را در یکی از دو سر این طیف به کار می‌برند”.
به عنوان نمونه جاستین لانگینکر می‌گوید “کنترل به نظم بخشی یا سامان دهی سازمان برای اطمینان یافتن از دست‌یابی به اهداف سازمانی و انجام کامل برنامه‌ها گفته می‌شود. به تعبیری مانند هدایت، راندن و ترمز کردن یک اتومبیل است.
اما گودوین می‌پرسد که آیا “در سازوکار کنترل اتومبیل، این راندن و ترمز کردن چرخ‌‌ها است که اهمیت دارد یا کنترل سرعت اتومبیل؟ “شاید بسیاری از ما بدون درنگ اهمیت را به چرخ‌ها و هدایت آنها بدهیم، اما در مفهوم مدیریت فقط یک جواب صحیح وجود دارد و آن کنترل سرعت است.
مفهومی که لانگینکر از واژه‌ی کنترل دارد بسیار شبیه چیزی است که نظریه پردازان مدیریت از آن به عنوان هدایت نام می‌برند. مینر نیز معتقد است: شاید مهم‌ترین دلیل برداشت‌های متفاوت از واژه‌ی کنترل این امر باشد که اغلب آن را مترادف با هدایت به کار می‌بریم”. اما کنترل در دیدگاه گودوین بسیار شبیه مفهوم اندازه‌گیری پیتر دارکر است. او کنترل را بازبینی و فنی برای اندازه‌گیری می‌داند.
در مورد دیدگاه گودوین باید گفت هر چند بازبینی و اندازه‌گیری کاملاً شبیه یکدیگر نیستند اما در مواردی می‌توان آنها را به جای یکدیگر به کاربرد بازبینی کردن مستلزم اندازه‌گیری به علاوه ارزیابی است. اندازه‌گیری خود به تنهایی برای کنترل کافی نیست، ضمن آن که اهمیت اطلاعات نیز باید تعیین شود.
همچنین فایول معانی نظیر بازبینی، مقایسه یا رسیدگی را برای مفهوم کنترل مناسب می‌داند. برخی دیگر یک فرآیند دو مرحلـه‌ای را برای کنترل در نظر گرفته‌اند:
1 – بازبینی و مقایسه‌ی میان آنچه در عمل اتفاق افتاده با آنچه برنامه‌ریزی شده بود
2 – عکس‌العمل مناسب برای اصلاح مغایرات مشاهده شده.
باید توجه داشت کنترل به عنوان فن بازبینی، مقایسه یا رسیدگی بیش از هر چیز معنای هدایت را می‌رساند و مورد توافق عموم نیست. بسیاری از نویسندگان هم روزگار وی نیز عمل اصلاح کنندگی را به تعریف کنترل اضافه کردند. این کار ضرورت نداشت زیرا که یک سیستم کنترلی کامل بایستی شامل عمل اصلاح کنندگی باشد.
هر چند عملیات اصلاحی نیز همانند برنامه‌ریزی، هدایت و غیره جزیی از وظایف مدیریت است. هم چنین اصلاح یک مفهومی منفی دارد و واژه‌ای “تعدیل” بیشتر قابل قبول است.
اما در برداشت عمومی یک دید منفی نسبت به کنترل وجود دارد و آن را مترداف “محدودیت یا سلطه‌گری” می‌دانند.
این تعاریف گوناگون از کنترل را می‌توان در یک طیف قرار داد:
1 – کنترل به عنوان محدود‌ه کننده یا نفوذ و تسلط.
2 – کنترل به عنوان مترادف با مدیریت.
اما در این نوشتار منظور از کنترل عبارت است از:
“اندازه‌گیری و ارزیابی فعالیتها برای هدف تصمیم‌گیری جهت هرگونه تعدیل مورد نیاز.”

3-2-2 حسابرسی داخلی
شاید بهترین تعریف از حسابرسی داخلی را انجمن حسابرسان داخلی ارائه کرده باشد:
“حسابرسی داخلی یک فعالیت و عمل ارزیابی مستقل در یک سازمان است که به منظور بررسی و ارزیابی حسابداری مالی و سایر عملیات و فعالیتهای آن برای ارائه‌ی خدمت به مدیریت انجام می‌شود. این کنترل مدیریتی با اندازه‌گیری و ارزیابی اثر بخشی سایر کنترلـهای دیگر به وظایف خود عمل می‌کند. هدف کلی حسابرسی داخلی کمک به اداره‌کنندگان (اعضای هیئت مدیره) در به انجام رساندن مؤثر مسئولیت‌هایشان از طریق تجزیه و تحلیل اهداف، ارزیابی، توصیه‌ها و تذکرات مربوط، به جا و مفید می‌باشد. بنابراین حسابرس داخلی در هر مرحلـه از فعالیتها و در هر جایی که بتواند به یاری مدیریت می‌شتابد (مهرانی،مجله حسابداری،شماره 148).

4-2-2 مدیریت
هدف حسابرسی داخلی ارائه‌ی خدمت به مدیریت می‌باشد. منظور از مدیریت گروهی از افراد گوناگون می‌باشد که مجموعاً مدیریت را شکل می‌دهند. به عبارت دیگر منظور اشخاصی هستند که تصمیماتشان می‌تواند بر سود آوری و کارایی موثر باشد. این اشخاص شامل هیات مدیره و مدیر عامل، روسای بخش‌ها و شعب، و سرپرستان است.

5-2-2 سیستم‌ کنترل مدیریت و فعالیت‌های حسابرسی داخلی
سیستم کنترل مدیریت برای کمک‌ به مدیرا
ن
در برنامه‌ریزی، کنترل فعالیتها و کارکنان سازمان طراحی می‌شود. این سیستم به طور کلی شامل کنترلـهای چندگانه است که هر کدام برای دست‌یابی به اهدافی گوناگون و متفاوت استفاده می‌شود.
این سیستم ممکن است شامل سیستم کنترل مالی، سیستم حسابداری مدیریت و سیستم منابع انسانی باشد. آنتونی معتقد است که سیستم کنترل مدیریت شامل سه سیستم کنترلی است که در کنار یکدیگرند. این سه عبارتند از: کنترل مدیریت، کنترل وظایف (شامل حسابرسی داخلی) و برنامه‌ریزی راهبردی. واضح است که سیستم کنترل مدیریت دارای مفهومی گسترده است و اجزای بی‌شماری دارد که برای هدف‌های زیادی مورد استفاده قرار می‌گیرد. حسابرسی داخلی یکی از مهم‌ترین اجزای این سیستم کنترلی است.

متأسفانه بیشتر سازمان‌ها و ظیفه‌ی اصلی حسابرسی داخلی را بررسی کفایت کنترل داخلی و قابلیت اتکای اطلاعات صورت‌های مالی تعیین کرده‌اند. اما در حال حاضر دامنه‌ی فعالیت‌های حسابرسی داخلی به مراتب بیش از پیش گسترش یافته است. آنها به بررسی کارایی عملیات، قابلیت اتکای فن‌آوری اطلاعات، اثر بخشی و کارایی معاملات تجاری داخل و خارج از کشور، کمک به بهبود فرآیند‌ها و عملیات شرکت و نظارت بر رضایت مشتریان می‌پردازند. این وظیفه‌ی جدید در کنار همان کارکرد قدیمی یعنی جستجو و کشف تقلبات، صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر دامنه‌ی فعالیت‌ آنها به مراتب از فضای کنترل مالی و نقش مباشرتی سنتی فراتر رفته است.
به طور کلی حسابرسی داخلی طراحی و اثر بخشی سیستم کنترل را ارزیابی می‌نماید. یک سیستم کنترل داخلی که از طراحی خوب برخوردار باشد اطمینان می‌دهد، که اهداف واحد با هزینه‌های معقولی انجام خواهد شد. سیستم کنترلی کارآ سیستمی است که آنچه در هر مرحلـه طراحی مدنظر بوده به انجام برساند.
به طور خلاصه از این دیدگاه، نوع فعالیت حسابرسی داخلی سه مرحلـه‌ی زمانی راگذرانده است:
1 – حسابرسی داخلی سنتی، 2 – حسابرسی داخلی مدرن، و 3 – حسابرسی داخلی نئومدرن.
6-2-2 حسابرسی داخلی سنتی
حسابرسی داخلی در مرحلـه‌ی اولیه صرفاً در خدمت مدیرمالی بود و وظیفه‌ی آن چیزی بیش از کنترل کیفیت عملیات حسابداری نبود. به عبارت دیگر محصول کار حسابرسان داخلی کنترل کیفیت کار حسابداری و مشتری آنان، یعنی مدیران مالی، بود.

7-2-2 حسابرسی داخلی مدرن
در مرحلـه‌ی حسابرسی داخلی مدرن هدف توسعه‌ی خدمات حرفه‌ای و گسترش بازار بود. در این مرحلـه، کنترل تمامی عملیات داخلی و خدمات مشاوره‌ای به مدیریت ارائه می‌گردید. بنابراین “خدمت به مدیریت” به شعار حسابرسی داخلی تبدیل گردید.

8-2-2 حسابرسی داخلی نئومدرن
حسابرسی داخلی نئومدرن در واقع نسخه‌ی تعدیل شده‌ی حسابرسی مدرن است.
سیمایی که از حسابرسی داخلی نئومدرن ترسیم می‌شود، یک فعالیت مشترک در مرکز فعالیتی ظریف و پیچیده در بین چندین گروه عمده از متقاضیان این نوع خدمات است. این گروه شامل:
1 – هیأت مدیره، 2 – مدیریت ارشد، 3 – مدیریت عملیاتی، و حتی 4 – حسابرسان مستقل است.
باید توجه داشت که حسابرسان داخلی نمی‌توانند هیچ یک از گروهای فوق را نایدده بگیرند و همه‌ی آنها دارای انتظاراتی منطقی از عملکرد حسابرسی داخلی‌اند.
شاید عوامل اصلی که باعث ایجاد این مرحلـه‌ی جدید گردید مواردی نظیر رشد فعالیت شرکت‌ها به طور منظم، پراکند‌گی فعالیت‌ها درنواحی مختلف و وسیع، روند تمرکز زدایی، ترکیب شرکت‌ها، انواع مختلف از قوانین مالیاتی، تأمین‌اجتماعی، بورس اوراق بهادر و غیره باشد.
این عوامل باعث می‌گردد تا اطمینان مدیریت از انتقال اطلاعات صحیح از سطوح پایین به سطوح فوقانی مدیریت دچار تزلزل گردد.
بر همین اساس مدیریت برای اطمینان یافتن از این که از یک سو، مسئولیت‌های محولـه به آن از سوی دیگر، و اطلاعاتی که با تأیید او به افراد برون سازمانی ارائه می‌شود، صحیح، دقیق و اتکا‌‌پذیر باشد، وظایف جدیدی را از حسابرسان داخلی انتظار دارد. این وظایف جدید بایستی در کنار وظایف قدیمی اجرا شود.
در واقع حسابرسی داخلی نئومدرن وظیفه‌ی خود را تنها ارائه خدمت به مدیریت نمی‌داند، بلکه دیدگاهی کلی به سازمان دارد، و با آن ارتباط برقرار می‌کند. در این راستا ممکن است حسابرسی داخلی با هر یک مجموعه‌های مدیریت سروکار داشته باشد، اما در نهایت هدف کلی سازمان را در نظر دارد.
وظایف و مسئولیت‌های حسابرسی داخلی وظیفه و مسئولیت اصلی حسابرسی داخلی بررسی روش‌ها در قسمت‌های مختلف سازمان است. به همراه این مسئولیت بایستی امور زیر نیز صورت پذیرد:
1 – ارزیابی اثر بخشی کنترلـهای ایجاد شده توسط مدیریت.
2 – گزارش در مورد فقدان کنترلـهای مورد نیاز.
3 – توصیه برای کنترلـهای مورد نیاز و استفاده‌ی بهتر از آنها.
کلمه‌ی کنترل در این وادی بسیار حائز اهمیت است زیرا که حسابرس داخلی دیر یا زود در درجات مختلفی خود را در میان انواع کنترلـها می‌یابد و اگر بخواهد به عنوان بازوی موثر مدیریت به وظایفش عمل کند بایستی درگیر این کنترلـها گردد. این کنترلـها لازمه‌ی پیشرفت مدیریت در انجام عملیات به شکل کارآ و به طریق موفقیت آمیز است.
به منظور انجام این مسئولیت سنگین او بایستی همانند مدیر فکر کند. برای درک بهتر جملـه‌ی فوق گفته‌ای از یک مدیر ارائه می‌شود:
” مدیر اجرایی بیشتر سازمان‌ها فردی است که به واسطه‌ی دانش و آگاهی که از تجارت، صنعت‚ عملیات و شرایط تجاری و اقتصادی عمو
می به همراه برخورداری ویژگی‌های فردی نظیر قوه‌ی ابتکار، هدایت و شایستگی‌های فنی و مالی در این موقعیت قرار گرفته‌ است. به ویژه در سازمان‌های بزرگ مدیر اجرایی تمایل دارد تا برای مدتی دفتر کار خود را ترک کند و به قسمت‌های عملیاتی، مالی و غیره برود تا از نزدیک ساختار مدیریتی و دستورالعملـهایی که بنیانش را گذارده است مشاهده و از اجرای آن‌ها براساس روش مورد نظر خود اطمینان یابد. در واقع یک مدیر موفق بایستی خود را به دو نیم تقسیم کند، نیمی به دنبال اجرای وظایف و مسئولیت‌های خود و نیم دگیر به دنبال بررسی و کنترل اجرای این وظایف حسابرس داخلی می‌تواند و باید نیمه دوم مدیرباشد.
امروزه نیز با توجه به مسئولیت‌های مدیر و وظایف حسابرسان داخلی این سوال مطرح می‌گردد که حسابرسان داخلی چه باید بکنند؟ آیا باید حسابرسی مالی را انجام دهند یا برخی دیگر از انواع حسابرسی‌ها نظیر حسابرسی عملیاتی، حسابرسی رعایت، حسابرسی عملکرد، تجزیه و تحلیل عملیات یا مشاوره‌ی داخلی؟
عمدتاً نوشتارها و بحث‌های گروهی به سوال بالا می‌پردازند. مسئلـه در حقیقت این است که نکته‌ی اصلی گم شده‌است. نکته‌ی اصلی نه اسم و نه نوع حسابرسی است، بلکه در کاری است که باید انجام دهیم؟
برای پاسخ به این سوال باید نخست هدف خود را تعریف کنیم و سپس فعالیت های حسابرسی خود را مستقیماً در راستای رسیدن به هدف انجام دهیم.
بدون داشتن هدف، وضعیت همانند سفر دریایی کریستف کلمب خواهد بود:
1- کلمب به هنگام ترک سواحل اسپانیا نمی‌دانست به کجا می‌رود.
2- هنگامی که به ساحل آمریکا رسید، نمی‌دانست کجاست.
3- وقتی برگشت نمی‌دانست از کجا برگشته است.
4- جالب‌تر آن که او همه‌ی هزینه‌ی سفر دریایی خود را به خرج دیگری انجام داد.
اگر این سوال از شما پرسیده شود که هدفمان از ایجاد حسابرسی داخلی چیست، احتمالاً موارد زیر را عنوان می‌کنید:
*- ارائه‌ی خدمات به مدیریت.
*- توصیه برای تغییرات لازم.
*- ارزیابی و گزارش درباره’ بسندگی کنترل داخلی.
*- حفاظت داراییها.
*- چشم و گوش مدیریت و شاید هم شخصی که باید دائماً نکات کنترلی را تذکر دهد.
*- اطمینان از اعمال سیاست‌ها و خط مشی‌های سازمان.
*- رعایت قوانین و مقررات.
*- حصول اطمینان از انجام مسئولیت‌های واگذار شده به اعضاء
*- قابلیت اطمینان صورت‌های مالی و سایر اطلاعاتی که منتشر می‌شود.
*- ……
بنابراین به طور کلی می‌توان گفت که هدف از حسابرسی داخلی یاری رساندن به تمامی افراد اداره کننده سازمان در ایفا هر چه موثرتر مسئولیت‌های آنها از طرق مختلف است. مفهوم عبارت فوق این است که حسابرسان داخلی در تمامی مراحل فعالیت‌ تجاری سازمان که امکان ارائه‌ی خدمات باشد، حضور خواهند داشت. در نتیجه، فعالیت‌های حسابرسان داخلی از مرز عملیات مالی و حسابداری فراتر می‌رود و تمامی فعالیتهای‌سازمانی را که مدیریت به نوعی در آنها مسئولیت و نگرانی دارد، در بر می‌گیرد. به عبارت دیگر اهداف حسابرسی داخلی، در ارتباط مستقیم با اهداف سازمان قرار می‌گیرد.
بنابراین می‌توان گفت که حسابرسان داخلی موقعیت بی‌نظیری برای انجام وظایف و دست‌یابی به اهداف پیش‌گفته دارند.
اما فقط و فقط یک هدف می‌تواند به عنوان پایه و اساس تمامی این اهداف قرار گیرد و آن هم “سود” است. شاید سود در مراکز علمی واژه‌ی آرمانی نباشد اما در فعالیت‌های تجاری چه در بخش خصوصی چه در بخش دولتی واژه‌ی زیبا و دوست داشتنی است. شاید حسابرسان بخش دولتی فکر کنند که آنها از این قاعده مستثنی هستند، در حالی که باید گفت در بخش دولتی نیز قاعده همان کسب سود است با این تفاوت که فقط نوع بازی تغییر می‌کند.
حتی در سازمان‌های سنتی و

منبع پایان نامه ارشد با موضوع حسابداران

نسبت دام روز هر اصطبل رده سنی دام (نیمه اول/ دوم ماه) تسهیم می گردد.
علوفه و خوراک مصرفی گاوهای شیری تا پایان 5/6 ماهگی آبستنی کلاً‌ به بهای تمام شده شیر منظور می گردد. در مورد تسهیم علوفه و خوراک مصرفی سایر اصطبلها که بعنوان ارزش دام در نظر گرفته می شود مبنای مور استفاده جهت تسهی علوفه، دام روز می باشد.
ب) دستمزد
مشابه با علوفه و خوراک مصرفی دام، دستمزد مستقیم نیز بر اساس تفکیک رده سنی هر دام (نیمه اول/ نیمه دوم سال) تسهیم می گردد:
بهای تمام شده هر دام به تناسب انتقال به رده سنی بعدی افزایشمی یابد. برای محاسبه بهای تمام شده هر دام از کارتهای خاصی استفاده می گردد که در آن هزینه های محاسبه شده برای هر رده سنی دام برحسب مواد، دستمزد و سربار مربوط به دام بر حسب مورد درج و به عنوان کارت اموال مورد استفاده قرار می گیرد.
ج) سربار
کلیه هزینه های مشترک واحد دامداری و هزینه های خدماتی مشترک کشاورزی و دامداری در پایان سال به صورت زیر بین واحدهای مختلف تسهیم می گردد.

شرح دایره
سهم دامداری
سهم کشاورزی
انبار و تدارکات
1/95%
9/4%
تعمیرگاه
98%
2%
خدمات عمومی (سرویس)
83%
17%
رستوران
84%
16%
سایر
80%
20%

پس از مشخص شدن هزینه های سربار سهم واحد دامداری، سربار بر مبنای دام روز کل اصطبل بین اصطبلها و مجدداً بر مبنای دام روز، بین دامها سرشکن می گردد بدین ترتیب هزینه های مواد، دستمزد و سربار هر اصطبل و هر رده سنی مشخص و به بهای تمام شده دام یا شیر( در مورد اصطبل گاوهای شیری) منظور می گردد و بهای تمام شده شیر نیز در پایان سال به روش میانگین محاسبه می گردد.
تلفات و ضایعات
هزینه تلفات گوساله های نر و ماده، گاو شیری و سایر دامها با توجه به رده سنی از بهای تمام شده مربوط کسر و به حساب هزینه های دوره (تلفات گاوداری) منظور می گردد. در مورد سقط جنین قبل از 5/6 ماهگی هیچگونه تعدیلی در حسابها به عمل نمی آید.
توقف تولید
از آنجائیکه در این قبیل واحدها سیکل مشخصی برای تبدیل گوساله و تبدیل تلیسه به گاو (زایمان) مشخص نگردیده است، لذا هیچگونه توقف تولیدی محاسبه و شناسائی نمی گردد.
شیر مصرفی (گوساله ها و کارکنان)
هزینه شیر مصرفی دامها و مصرف داخلی کارکنان از بهای تمام شده کالای فروش رفته کسر می گردد. لازم به ذکر است که اطلاعات مربوط به شیر مصرفی به صورت آماری طی سال نگهداری و پس از مشخص شدن بهای تمام شده شیر در پایان سال به حسابهای مربوطه منظور می گردد.
کودهای تولید شده
کودهای تولید شده در طی سال به دفعات از اصطبلها جمع آوری شده و در مزارع کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد. کودهای تولید شده با توجه به نرخ فروش از کل هزینه های هر مرکز کسر می گردد بدین ترتیب اگر کودهای جمع آوری شده، مربوط به اصطبل گاوهای شیری باشد از بهای تمام شده شیر و اگر از سایر اصطبلها جمع آوری شده باشد از ارزش موجودی (بهای تمام شده) دامها، کسر می گردد.

6-3-4-2 وجوه افتراق و اشتراک با استاندارد بین المللی شماره41
نحوه برخورد حسابداری و محاسبه بهای تمام شده گاو و شیر در واحدهای دامداری فعای در ایران به ترتیب فوق تشریح شد. اکنون لازم است نکات اشتراک و افتراق نحوه عمل دامداری های بنیاد مستضعفان، سازمان تامین اجتماعی و واحدهای خصوصی را با استانداردهای بین المللی 41 نیز بیان کنیم، ابتدا لازم است این نکته را متذکر شویم که در سالهای نه چندان دور استاندارد حسابداری شماره 26 با عنوان فعالیت های کشاورزی جهت کمک به ارائه اطلاعات مالی واحدهای اقتصادی فعال در این بخش تدوین گردیده ، البته در برخی موارد با استاندارد بین المللی حسابداری شماره 41 اختلافاتی دارد. مغایرت روشهای بکار گرفته شده توسط این واحدها با آنچه در استاندارد بین المللی41 انعکاس یافته است در جدول 2-5 نشان داده شده است. در این جدول برای هر یک از دارائیها دو ردیف وجود دارد که ردیف اول بیانگر نحوه ارزشگذاری و ردیف دوم نشان دهنده عنوان حساب است.

جدول 5-2 نحوه برخورد حسابداری با گاو شیر

سازمان تامین اجتماعی
بنیاد مستضعفان
واحدهای خصوصی
استانداردIAS41
شیر
بهای تمام شده تاریخی (نرخ استانداردهای دولتی)
بهای تمام شده تاریخی (نرخ استاندارد دولتی)
بهای تمام شده تاریخی (نرخ استاندارد دولتی)
ارزش منصفانه پس از کسر مخارج برآوردی در نقطه فروش(در صورت عدم قابلیت اتکا بر مبنای بهای تمام شده تاریخی)

موجودی کالای آماده فروش (دارائی جاری)
موجودی کالا (دارائی جاری)
موجودی کالا (دارائی جاری )
موجودی کالا (دارائی جاری)
گوساله های ماده
بهای تمام شده تاریخی دارائی جاری
بهای تمام شده تاریخی موجودی کالای در جریان تکمیل
بهای تمام شده تاریخی پس از کسر استهلاک دارائی ثابت در جریان
ارزش منصفانه پس از کسر مخارج بر آوردی فروش دارائی زیستی (ثابت)
گوساله های نر
بهای تمام شده تاریخی دارائی جاری
بهای تمام شده تاریخی موجودی کالای در جریان تکمیل
بهای تمام شده تاریخی موجودی کالای در جریان تکمیل
ارزش منصفانه پس از کسر مخارج بر آوردی فروش دارائی زیستی (ثابت)
گاو شیری
بهای تمام شده تاریخی دارائی جاری
بهای تمام شده تاریخی پس از کسر استهلاک دارائی ثابت
بهای تمام شده تاریخی پس از کسر استهلاک دارائی ثابت
ارزش منصفانه پس
ا
ز کسر مخارج برآوردی فروش دارائی زیستی (ثابت)
گاو نر تولیدی
بهای تمام شده تاریخی دارائی جاری
بهای تمام شده تاریخی پس از کسر استهلاک دارائی ثابت
بهای تمام شده تاریخی موجودی کالا
ارزش منصفانه دارائی زیستی (ثابت)
تلیسه ها
بهای تمام شده تاریخی دارائی جاری
بهای تمام شده تاریخی موجودی کالای در جریان تکمیل (از ماده7تا زمان زایمان بعنوان دارائی ثابت تلقی می شوند)
بهای تمام شده تاریخی پس از کسر استهلاک دارائی ثابت (موجودی دامهای داشتی)
ارزش منصفانه دارائی زیستی (ثابت)
جنین
بهای تمام شده تاریخی دارائی جاری
بهای تمام شده تاریخی موجودی کالای در جریان تکمیل
بهای تمام شده تاریخی پس از کسر استهلاک دارائی ثابت (موجودی دامهای داشتی)
ارزش منصفانه دارائی زیستی (ثابت)

همانگونه که مشاهده می شود، استاندارد بین المللی41 کلیه این دارائیها را به عنوان دارائی زیستی عنوان نموده و آنها را به سرفصل های مجزا مانند واحدهای دامداری ایرانی تقسیم ننموده است. به عنوان مثال دامداری های تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی موظف هستند انواع گاوهای ماه را تفکیک نمایند و یا دامداری های تحت پوشش بنیاد مستضعفان نیز دامها را بر مبنای کاربرد و مورد استفاده طبقه بندیکرده است. دامداری های خصوصی نیز این طبقه بندی را بر مبنای جنسیت انجام داده اند.
وجه افتراق عمده دیگر این است که هیچ یک از واحدهای دامداری در ایران دارائیهای (گاو وشیر) خود را بر مبنای ارزش منصفانه بازار ارزش گذاری نمی نمایند بلکه از روش بهای تمام شده تاریخی برای این منظور استفاده می کنند و به همین علت مثلاً بنیاد مستضعفان مراکز هزینه را برای دامداری ها تعریف و مشخص نموده است.
نکته دیگر این است که واحدهای دامداری خصوصی، ارزش لاشه گوساله ها را نیز مدنظر قرار می داند در حالی که در استاندارد بین المللی 41 اشاره ای به این نکته نشده است.
در جدول 2-5 وجو تشابه بنی عنوان حسابها در دامداری های ایرانی با استاندارد41 نیز قابل مشاهده است. به عنوان مثال شیر در کلیه واحدها و همین طور در استاندارد41 به عنوان موجودی کالا (دارائی جاری) تلقی می شود. گوساله های ماده نیز در واحدهای خصوصی مانند استاندارد41 به عنوان دارائی ثابت در نظر گرفته می شوند. همین طور گاو شیری که نحوه انعکاس آن در واحدهای دامداری بنیاد مستضعفان و واحهای خصوصی مشابه استاندارد بین المللی41 است و جنین گاوها و تلیسه ها در واحدهای خصوصی و گاو نر تولیدی در واحدهای دامداری تحت پوشش بنیاد مستضعفان مانند استاندار41 به عنوان دارائی ثابت تلقی می شوند.
علاوه بر این، در دستور العملهای واحدهای دامداری ایران تلویحاً کمک های دولتی در ارتباط با محصول شیر انعکاس یافته است. در استاندارد لین المللی41 نیز اشاره ای به نحوه منظور نمودن این کمک ها در حسابها شده است.
در مورد ارائه و افشای اطلاعات مربوط به این دارائی ها نیز دستورالعملهای واحدهای دامداری موجود در ایران مشابه دستورالعملهای منعکس شده در استاندارد بین المللی41 می باشد.

5-2 سوابق تحقیق و سیستمهای پیشنهادی
در زمینه مبحث حسابداری دامداری تحقیقات زیادی در سراسر دنیا و همینطور در ایران صورت گرفته است که جهت انجام تحقیق حاضر از آنها بهره گرفته شده و در زیر به آنها اشاره می شود.
تحقیق آقای جان اف لاف لین33 (1974)تحت عنوان ” حسابداری گاوداری” نیز علاوه بر تاکید بر روش مبنای تعهدی جهت ثبت معاملات صنعت دامپروری به عنوان بهترین روش حسابداری برخورد با این گونه معاملات، دستورالعملهائی را نیز برای ارائه اطلاعات مالی مناسب مطرح کرده است که به تشریح نحوه تخصیص و انباشت هزینه های مربوط به حیوانات تولید مثلی، گله ای نابالغ گوشتی اقدام می ورزند. ولی با ارائه مثال ها و جداول تشریحی نحوه اجرای دستورالعمل های پیشنهادی را کاملاً ترسیم می نماید. تحقیق انجام شده توسط آقای جک هیل 34(1975) تحت عنوان ” حسابداری احشام” در این مقاله آقای هیل به این نکته اشاره نموده است که علی رغم اهمیت زیاد صنعت دامپروری در ایالات متحده آمریکا دامداران فعال در این حرفه صورتهای مالی خو را کاملاً سلیقه ای تهیه می کنند و در ارائه این صورتها هیچ نوع استانداردی رعایت نمی شود.
آقای هیل با ارائه روش های موجود در ارزشگذاری دامها از قبیل روش قیمت هر راس دام، پیشنهاد نموده است که حسابداران توجه و اهمیت بیشتری برای صنعت دامپروری قائل شوند.در زمینه پژوهش های انجام شده در اروپا می توان به مقاله آقایان جوزپ ماریا آرگلیس و اریک جان اسلوف35 (2000) تحت عنوان ” فرصت هائی جدید برای حسابداری مزارع و دامداریها” اشاره نمود.
در این حقیق ایشان با تشریح اهمیت اطلاعات مالیدر تصیم گیری های مدیران مزرعه و دامداریها، این نکته را یادآور می شوند که وجود استاندارد در زمینه حسابداری دامداری ها حائز اهمیت بسیار است. اقداماتی که از جانب اتحادیه اروپا در زمینه همانگ سازی رهنمودهای ارائه شده در این زمینه به عمل آمده است مطرح و شبکه FADN یا شبکه داده پردازی اطلاعات مالی کشاورزی و دامداری اروپا معرفی می گردد.
محققین مذکور نحوه ارزشگذاری دارائی های دامی، انعکاس آنها در صورتهای مالی و سایر مباحث حسابداری مربوط را به تفصیل تشریح و نحوه عمل FADN با اطلاعات دامداری ها را توضیح می دهند.
خانم ها کارلین دوالینگ و جین گاد فری،36 (2001)در تحقیقی با عنوان ” AASB شماره 1037 بذرهای تغییر را برداشت می
کند تحقیقی درباره روشهای ارزیابی SGARA ها” نحوه تدوین استاندارد حسابداری کشاورزی استرالیا را تشریح می کنند و به این نکته اشاره می نمایند که استاندارد مذکور برای اولین بار مبحث دارائی های خودساز و مولد را مطرح نمود.
در این تحقیق شرکتهای فعال در زمینه های کشاورزی و دامداری استرالیا در ارتباط با روش ارزشگذاری بکار گرفته شده برای دارائی های زیستی خود مورد مطالعه قرار گرفته اند و نتایج بررسی های انجام شده با عنوان نوع فعالیت شرکتها در چند بخش طبقه بندی شده است.
در بخش اول انواع SGARA ها و تعداد آنها در هر شرکت ارائه شده است. سپس روش های ارزیابی افشا شده است.
نهایتاً‌ این نتیجه حاصل شده است که اغلب شرکتهای استرالیائی آمادگی بکارگیری روش ارزشگذاری بر مبنای قیمت بازار را در ارتباط با SGARA های خو نداشته و تصمیم به تعویق انداختن کاربرد استاندارد AASB1037 کاملاً منطقی بوده است.
تحقیق آقای فریدون کشانی تحت عنوان “سیستمهای قیمت تمام شده در واحدهای کشاورزی و دامپروری”، به نظر ایشان استفرار نظام های مالی، اعمالی کنترل های داخلی و انتخاب روش در واحدهای کشاورزی و دامداری در وهله اول به امکانات فنی و پرسنلی بستگی دارد و معمولاً‌ در مقایسه با سایر صنایع از انعطاف کمتری برخوردار است. وی به محدودیت های موجود در اعمال روشهای مالی در این رشته از صنعت اشاره نموده و نهایتاًًً پیشنهاداتی نیز در این زمینه ارائه می دهد.
آقای فریدون کشانی معتقد است که فعالیت های کشاورزی و دامپروری با وجود اینکه هر یک تولید کننده محصولات متنوع و مستقلی هستند عملاً زنجیر تولید پیوسته ای را تشکیل می دهند و تولیدات آنها مکمل یکدیگر هستند. با این حال در صورت تمرکز در یک مجتمع تولیدی، برای امکان محاسبه جزئیات عوامل قیمت تمام شده هر یک از محصولات، لازم است حساب قیمت تمام شده آنها تفکیک و حساب سود و زیان هر یک از فعالیت های کشاورزی و دامپروری جداگانه محاسبه شوند.
به نظر ایشان با توجه به اینکه هدف از کشت علوفه دامی در واحدهای دامپروری، تامین قسمتی از مواد مصرفی دامپروری است، بهتر است که:
الف) در صورتی که قیمت تمام شده محصولات کشاورزی بیش از قیمت روز بازار باشند،‌آنها را به قیمت روز به واحد دامپروری تحویل و زیان حاصله را به عنوان زیان عملیات کشاورزی در حساب سود و زیان واحد کشاورزی منعکس نمود.
ب)در صورتی که قیمت تمام شده تولیدات کمتر از قیمت روز بازار باشند، سود بین مراحل تولید دامداری حذف و واحد مذکور تولیدات خود را به قیمت تمام شده به واحدهای دامپروری واگذار کند.
ج) محصولات دام پروری، مانند کود و شیر، سود بین مراحل تولید حذف شود. آقایان قوامین و رحیمیان نیز در مقاله ای تحت عنوان ‍‍” دارائیهای زنده و محصولات کشاورزی” که در سال 1381 به چاپ رسیده است، نحوه ارزیابی دارائیهای زنده و محصولات کشاورزی را اعلام نموده و به تدوین استاندارد بین المللی شماره41 اشاره کرده اند.
در زمینه حسابداری دامداری علی الخصوص گاوداری ها تحقیقات زیادی نیز توسط دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاههای آزاد،‌ تهران، شهید بهشتی و علامه طباطبائی صورت گرفته است.
به عنوان مثال،‌پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد آقای سید حسین صالح نژاد در دانشگاه تهران با عنوان ” بررسی سیستم حسابداری در دامداری های ایران” که در سال 1370 ارائه شده است،‌به ارائه پیشنهاداتی نیز درباره سیستم حسابداری برای دامداری های ایران اقدام ورزیده است.‌
در سیستم پیشنهادی ایشان، تولید شیر و گوساله نر پرواری به عنوان هدف واحد تجاری مدنظر قرار گرفته است.
سیستم وی

منبع پایان نامه درباره سطح معنادار، زنان خانه دار

زیاد در زندگی خود احساس بیقدرتی میکردهاند.

جدول شماره 17- اطلاعات آماری مربوط به بعد ذهنی متغیر مشارکت اجتماعی

آمارهها
متغیر
فراوانی سئوالات
میانگین وزنی
میانگین
کل
مد
انحراف معیار
واریانس
کمترین نمره
بیشترین نمره
بعد ذهنی متغیر مشارکت اجتماعی
11
3.66
40.34
45
6.15
37.92
24
53
بعد عینی متغیر مشارکت اجتماعی
9
42/0
3.82
0
5.36
28.78
0
22

دادههای جدول فوق نشان میدهد که پاسخگویان از نظر ذهنی آمادگی نسبتا بالایی جهت مشارکت اجتماعی داشته اما به لحاظ عینی و عملی مشارکت بسیار پایینی داشتهاند.
.

جدول شماره 18- اطلاعات آماری مربوط به متغیر مشارکت اجتماعی

آمارهها
متغیر
فراوانی سئوالات
میانگین وزنی
میانگین
کل
مد
انحراف معیار
واریانس
کمترین نمره
بیشترین نمره
متغیر مشارکت اجتماعی
20
2.2
44.16
45
7.40
54.84
27
65

برای سنجش متغیر مشارکت اجتماعی، از دو بعد ذهنی و عینی مشارکت استفاده شده است. دادههای جدول فوق حاکی از آن است که بطورکلی مشارکت افراد در حد نسبتا پایینی بوده است.

جدول شماره 19- توزیع فراوانی جمعیت با توجه به متغیر مشارکت اجتماعی

احساس بی قدرتی
فراوانی
درصد
زیاد
0
0
متوسط
234
58.5
کم
166
41.5
جمع
400
100

دادههای بدست آمده نشان میدهد مشارکت اجتماعی 58.5 درصد پاسخگویان درحد متوسط و 41.5 درصد درحد پایینی بوده است. این امر مشارکت نسبتا پایین پاسخگویان را نشان میدهد.

4-4. یافته های تحلیلی:

آزمون فرضیات:

1- بنظر میرسد بین اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی رابطه وجود دارد؛

جدول شماره 20- تعیین رابطه بین اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی

متغیر
میانگین
انحراف معیار
ضریب همبستگی پیرسون
سطح معناداری
مشارکت اجتماعی
167/44
41/7
217/0
00/0
اعتماد اجتماعی
21/53
83/7

از ضریب همبستگی پیرسون برای آزمون این فرضیه استفاده شد. نتایج یافته ها نشان داد که ضریب همبستگی پیرسون برابر با 217/0 است و چون سطح معناداری کمتر از 05/0 است، بنابراین فرض وجود رابطه معنادار و مثبت بین این دو متغیر تایید میگردد. مقدار ضریب همبستگی 217/0 نشان دهنده همبستگی نسبتا ضعیف بین این دو متغیر است. بنابراین هر چه اعتماد اجتماعی بیشتر گردد، مشارکت اجتماعی نیز بیشتر میشود.

2- بنظر میرسد بین احساس تعلق اجتماعی و مشارکت اجتماعی رابطه وجود دارد؛

جدول شماره 21- تعیین رابطه بین تعلق اجتماعی و مشارکت اجتماعی
متغیر
میانگین
انحراف معیار
ضریب همبستگی پیرسون
سطح معناداری
مشارکت اجتماعی
167/44
41/7
284/0
00/0
تعلق اجتماعی
318/33
16/6

از ضریب همبستگی پیرسون برای آزمون این فرضیه استفاده شد. نتایج یافتهها نشان داد که ضریب همبستگی پیرسون برابر با 284/0 است و چون سطح معناداری کمتر از 05/0 است، بنابراین فرض وجود رابطه معنادار و مثبت بین این دو متغیر تایید میگردد. مقدار ضریب همبستگی 284/0 نشان دهنده همبستگی نسبتا ضعیف بین این دو متغیر است. .بنابراین هر چه احساس تعلق اجتماعی بیشتر گردد، مشارکت اجتماعی نیز بیشتر میشود.

3- بنظر میرسد بین میزان مسئولیتپذیری اجتماعی و مشارکت اجتماعی رابطه وجود دارد؛

جدول شماره 22- تعیین رابطه بین مسئولیت پذیری اجتماعی و مشارکت اجتماعی

متغیر
میانگین
انحراف معیار
ضریب همبستگی پیرسون
سطح معناداری
مشارکت اجتماعی
167/44
41/7
499/0
00/0
مسئولیت پذیری اجتماعی
07/33
34/4

از ضریب همبستگی پیرسون برای آزمون این فرضیه استفاده شد. نتایج یافتهها نشان داد که ضریب همبستگی پیرسون برابر با 499/0 است و چون سطح معناداری کمتر از 05/0 است، بنابراین فرض وجود رابطه معنادار و مثبت بین این دو متغیر تایید میگردد. مقدار ضریب همبستگی 499/0 نشان دهنده همبستگی متوسط بین این دو متغیر است. .بنابراین هر چه مسئولیتپذیری اجتماعی بیشتر گردد، مشارکت اجتماعی نیز بیشتر میشود.

4- بنظر میرسد بین احساس بیقدرتی و مشارکت اجتماعی رابطه وجود دارد؛

جدول شماره 23- تعیین رابطه بین احساس بی قدرتی و مشارکت اجتماعی

متغیر
میانگین
انحراف معیار
ضریب همبستگی پیرسون
سطح معناداری
مشارکت اجتماعی
167/44
41/7
392/0-
00/0
احساس بی قدرتی
298/22
231/5

از ضریب همبستگی پیرسون برای آزمون این فرضیه استفاده شد. نتایج یافتهها نشان داد که ضریب همبستگی پیرسون برابر با 392/0- است و چون سطح معناداری کمتر از 05/0 است، بنابراین فرض وجود رابطه معنادار و معکوس بین این دو متغیر تایید میگردد. مقدار ضریب همبستگی 392/0- نشان دهنده همبستگی متوسط بین این دو متغیر است. بنابراین هر چه احساس بی قدرتی کمتر گردد، مشارکت اجتماعی بیشتر میشود.

5- بنظر میرسد بین عوامل فردی(جنس، سن، وضعیت تاهل، شغل، سطح تحصیلات، درآمد ماهیانه خانوار و وضعیت بومی بودن) و مشارکت اجتماعی رابطه وجود دارد؛

جهت بررسی رابطه بین مشارکت اجتماعی با جنسیت از آزمون t دو نمونه ای مستقل استفاده شده است.

جدول شماره 24- تعیین رابطه بین جنسیت و مشارکت اجتماعی

متغیر
طبقه
فراوانی
میانگین
انحراف استاندارد
مشارکت اجتماعی
مرد
195
7/43
825/7

زن
205
61/44
974/6

آزمون لوین
سطح معناداری
مقدار آزمون t
سطح معناداری
اختلاف
میانگین ها
با فرض برابری واریانس ها
745/1
187/0
225/1-
221/0
907/0-
با فرض نابرابری واریانس ها

222/1-
223/0
907/0-

با توجه به سطح معناداری آزمون لوین(187/0) که بیشتر از 05/0 است، فرض برابری واریانسها پذیرفته میشود و با توجه به این برابری واریانسها و سطح معناداری سطر اول آزمون t (221/0) که بیشتر از 05/0 است، فرض صفر تایید میگردد و نشان میدهد که اختلاف معناداری بین مشارکت اجتماعی مردان و زنان وجود ندارد و بنابراین میتوان نتیجه گرفت که جنسیت با مشارکت اجتماعی رابطه معناداری ندارد.

بررسی رابطه بین مشارکت اجتماعی با سن از طریق آزمون آنوا انجام شده است.
جدول شماره 25- تعیین رابطه بین سن و مشارکت اجتماعی

متغیر
طبقه
فراوانی
میانگین
انحراف استاندارد
مشارکت اجتماعی
24-18 سال
89
728/41
152/8

34-25 سال
110
226/45
739/8

44-35 سال
73
562/44
902/6

54-45 سال
70
391/43
153/5

55 سال به بالا
58
224/46
088/8

تحلیل واریانس ارتباط بین دو متغیر
مجموع مجذورات
مجذور میانگین
F
سطح معنیداری
واریانس بین گروهی
613/832
153/208
87/3

004/0
واریانس درون گروهی
795/20976
787/53

جمع
408/21809
…….

با توجه به مقدار سطح معناداری آزمون آنوا (004/0) که کمتر از 05/0 است، نتیجه می شود که مشارکت اجتماعی گروههای سنی با همدیگر تفاوت دارد و می توان نتیجه گرفت که سن با مشارکت اجتماعی رابطه معناداری دارد. از بین گروههای سنی، رنج سنی 55 سال به بالا با میانگین 224/46، 25 تا 34 سال با 226/45، 35 تا 44 سال با 562/44، 45 تا 54 سال با 391/43 و 18 تا 24 سال با 728/41 به ترتیب بیشترین مشارکت اجتماعی را دارند.

رابطه مشارکت اجتماعی با وضعیت تاهل از طریق آزمون آنوا سنجیده شده است.
جدول شماره 26- تعیین رابطه بین وضعیت تاهل و مشارکت اجتماعی

متغیر
طبقه
فراوانی
میانگین
انحراف استاندارد
مشارکت اجتماعی
مجرد
90
189/44
806/9

متاهل
279
247/44
793/6

بدون همسر به دلیل متارکه یا فوت
31
387/43
981/3

تحلیل واریانس ارتباط بین دو متغیر
مجموع مجذورات
مجذور میانگین
F
سطح معنیداری
واریانس بین گروهی
698/20
349/10
188/0

829/0
واریانس درون گروهی
079/21863
071/55

جمع
778/21883
…….

با توجه به مقدار سطح معناداری آزمون آنوا (829/0) که بیشتر از 05/0 است، نتیجه می شود که مشارکت اجتماعی افراد مجرد، متاهل و افراد بدون همسر به دلیل متارکه یا فوت با همدیگر تفاوت معناداری ندارد و می توان نتیجه گرفت که مشارکت اجتماعی با وضعیت تاهل رابطه معناداری ندارد.
جهت بررسی رابطه بین مشارکت اجتماعی با شغل از آزمون آنوا استفاده کردهایم.
جدول شماره 27- تعیین رابطه بین شغل و مشارکت اجتماعی
متغیر
طبقه
فراوانی
میانگین
انحراف استاندارد
مشارکت اجتماعی
شاغل بخش دولتی
74
176/46
273/6

شاغل بخش خصوصی
39
615/52
515/8

بیکار
5
45
125/2

خانه دار
108
87/41
916/4

دانشجو و محصل
49
041/40
874/6

کارکن مستقل (آزاد)
89
674/41
745/6

بازنشسته
36
444/49
217/6

تحلیل واریانس ارتباط بین دو متغیر
مجموع مجذورات
مجذور میانگین
F
سطح معنیداری
واریانس بین گروهی
288/6045
548/1007
25

00/0
واریانس درون گروهی
49/15838
302/40

جمع
778/21883
…….

با توجه به مقدار سطح معناداری آزمون آنوا (00/0) که کمتر از 05/0 است، نتیجه می شود که مشارکت اجتماعی گروههای شغلی با همدیگر تفاوت دارد و می توان نتیجه گرفت که نوع شغل با مشارکت اجتماعی رابطه معناداری دارد. در بین گروههای شغلی مختلف، افراد شاغل در بخش خصوصی با 615/52، افراد بازنشسته با 444/49، افراد شاغل در بخش دولتی با 176/46، افراد بیکار با 45، زنان خانه دار با 87/41، افراد شاغل در بخش آزاد با 674/41 و دانشجویان و محصلین با 041/40 به ترتیب بیشترین مشارکت اجتماعی را دارند.
رابطه بین مشارکت اجتماعی با سطح تحصیلات توسط آزمون آنوا بررسی شده است.
جدول شماره 28- تعیین رابطه بین سطح تحصیلات و مشارکت اجتماعی

متغیر
طبقه
فراوانی
میانگین
انحراف استاندارد
مشارکت اجتماعی
بیسواد
22
318/44
985/1

ابتدایی
11
09/42
789/6

راهنمایی
34
471/41
421/6

دیپلم
144
637/41
387/7

فوق دیپلم
85
482/46
752/7

لیسانس
91
792/44
651/7

فوق لیسانس و دکتری
13
385/48
557/1

تحلیل واریانس ارتباط بین دو متغیر
مجموع مجذورات
مجذور میانگین
F
سطح معنیداری
واریانس بین گروهی
542/1620
09/270
238/5

00/0
واریانس درون گروهی
236/20263
56/51

جمع
777/21883
…….

با توجه به مقدار سطح معناداری آزمون آنوا (00/0) که کمتر از 05/0 است، نتیجه می شود که مشارکت اجتماعی گروههای تحصیلی با همدیگر تفاوت دارد و می توان نتیجه گرفت که سطح تحصیلات با مشارکت اجتماعی رابطه معناداری دارد. از بین گروههای تحصیلی به ترتیب فوق لیسانس و دکتری با میانگین 385/48، فوق دیپل
م با 482/46، لیسانس با 792/44، بیسواد با 318/44، دیپلم با 637/44، ابتدایی با 09/42 و راهنمایی با 471/41 بیشترین مشارکت اجتماعی را دارند.
جهت بررسی رابطه بین مشارکت اجتماعی با درآمد خانوار از آزمون آنوا استفاده کردهایم.

جدول شماره 29- تعیین رابطه بین میزان درآمد خانوار و مشارکت اجتماعی

متغیر
طبقه
فراوانی
میانگین
انحراف استاندارد
مشارکت اجتماعی
کمتر از 500 هزار تومان
26
654/41
452/3

500 هزار تا 700 هزار تومان
91
418/43
628/8

701 هزار تا یک میلیون تومان
160
219/45
985/5

یک میلیون تا یک میلیون و پانصد هزار تومان
70
2/42
282/5

بیش از یک میلیون و پانصد هزار تومان
53
113/46
095/11

تحلیل واریانس ارتباط بین دو متغیر
مجموع مجذورات
مجذور میانگین
F
سطح معنیداری
واریانس بین گروهی
897/863
974/215
059/4

003/0
واریانس درون گروهی
981/21019
215/53

جمع
778/21883
…….

با توجه به مقدار سطح معناداری آزمون آنوا (003/0) که کمتر از 05/0 است، نتیجه میشود که مشارکت اجتماعی افراد با درآمدهای مختلف با همدیگر تفاوت دارد و میتوان نتیجه گرفت که درآمد خانوار با مشارکت اجتماعی رابطه معناداری دارد.
در بین گروههای درآمدی، افراد با درآمد بالاتر از یک میلیون و پانصد هزار با میانگین 113/46، افراد با درآمد بین 701 هزار تا یک میلیون با میانگین219/45، افراد با درآمد 500 هزار تا 700 هزار با میانگین 418/43، افراد با درآمد یک میلیون تا یک میلیون و پانصد هزار با میانگین 2/42 و افراد با درآمد کمتر از 500 هزار با میانگین 654/41 به ترتیب بیشترین مشارکت اجتماعی را دارند.

بررسی رابطه مشارکت اجتماعی با وضعیت بومی بودن توسط آزمون t دو نمونهای مستقل انجام شده است.

جدول شماره 30- تعیین رابطه بین وضعیت بومی بودن و مشارکت اجتماعی
متغیر
طبقه
فراوانی
میانگین
انحراف استاندارد
مشارکت اجتماعی
بومی
209
163/44
474/8

غیر بومی
191
172/44
048/6

آزمون لوین
سطح معناداری
مقدار آزمون t
سطح معناداری
اختلاف

منبع پایان نامه درباره شرکت در انتخابات، شهر مرودشت، مشارکت زنان، بازنشستگان

شدن است مثل سوئد در مورد سن و جنس و در آمریکا شرکت درانتخابات و رأی دادن مردم براساس بعضی متغیرهای جمعیتی – اجتماعی (لیپست به نقل از حسنی: 1389: 142).
در مجموع باید گفت اظهارنظرها و تعاریف ارائه شده در مورد مشارکت، بازتاب الگوی اعتقادی و نظری به کار گرفته شده است. تلقی مشارکت صرفاً به عنوان جزیی کمیت پذیر که میبایست در یک پروژه تزریق گردد، امکان پذیر نیست. مشارکت اساساً فرایندی کیفی است که اگر قرار است موثر باشد، تغییراتی بنیادین در اندیشه و عمل میطلبد. بنابراین ارائه یک فهرست جهان شمول از عواملی که در این فرایند موثر است، غیر ممکن میباشد. بر این اساس و با توجه به اینکه برای انجام یک تحقیق جامع و کامل، میبایست فرضیات محدود بوده و متناسب با شرایط مورد نظر مانند زمان، هزینه و… باشد، لذا از بین عوامل و متغیرهای مرتبط و موثر بر مشارکت به روش خبرهسنجی و پس از گفتگو با اساتید و متخصصان این رشته، در نهایت متغیرهای اعتماد اجتماعی، احساس تعلق اجتماعی، مسئولیتپذیری اجتماعی، احساس بیقدرتی و عوامل فردی بهعنوان متغیرهای مستقل تحقیق درنظر گرفته شد.

3-2. مروری بر تحقیقات پیشین:
1-3-2. بررسی تحقیقات داخلی:
– محمد حسن مقدس جعفری و رضا کریمی در سال 1392 به ” بررسی مشارکت اجتماعی جوانان 29 – 18 ساله شهر بم بعد از زلزله و عوامل موثر بر آن” پرداختهاند. روش پژوهش مذکور ، پیمایش و مصاحبه حضوری مبتنی بر پرسشنامه میباشد. در این تحقیق، به وسیله نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای و نمونهگیری تصادفی ساده با 400 نفر از جوانان 29-18 سال شهر بم مصاحبه شده است. در چهارچوب نظری این پژوهش از نظریات جامعهشناسانی چون لرنر، اینگلهارت، هانتیگتون، لیپست، آلموند و پاول، راجرز و کولین استفاده شده است. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان میدهد که متغیرهای احساس تعلق اجتماعی، رضایت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، میزان استفاده از رسانهها، مسؤولیتپذیری اجتماعی و عضویت داوطلبانه در نهادهای اجتماعی رابطه مثبت و مستقیمی با میزان مشارکت اجتماعی جوانان دارند و متغیرهای سن، تحصیلات، تقدیرگرایی، تأثیرپذیری از روابط خویشاوندی، آزادی اجتماعی و مدت زمان سکونت در محل رابطه معناداری با میزان مشارکت اجتماعی جوانان ندارند. از سوی دیگر بین میزان مشارکت اجتماعی جوانان در دو گروه مجرد و متأهل تفاوت معناداری وجود نداشته اما بین میزان مشارکت اجتماعی جوانان در دو گروه زنان و مردان و همچنین در گروههای مختلف دانشجویی، دانشآموزی، زنان خانهدار، شاغلین و بیکاران تفاوت معناداری وجود دارد.
– زیاری و دیگران در سال 1392 طی تحقیقی به “سنجش میزان مشارکت شهروندان در مدیریت شهری بر اساس الگوی حکمرانی خوب شهری- مطالعه موردی؛ شهر یاسوج” پرداختهاند. این مقاله با هدف سنجش میزان مشارکت شهروندان در مدیریت شهری یاسوج بر اساس الگوی حکمرانی خوب شهری تدوین شده است و به بررسی معناداری رابطه بین معیارهای حکمرانی شهری (شفافیت و پاسخگویی، عدالت اجتماعی، آگاهی شهروندی، اعتماد اجتماعی و کارآیی و اثربخشی) به عنوان متغیرهای مستقل با متغیر وابسته مشارکت شهروندان در مدیریت شهری پرداخته است. نوع تحقیق کاربردی و روش مطالعه توصیفی- همبستگی میباشد. روش جمع‌آوری اطلاعات، پیمایشی از طریق پرسشنامه بوده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 320 نفر محاسبه شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که از بعد ذهنی تمایل شهروندان به مشارکت در مدیریت شهری بالاست و بستر بسیار مناسبی برای مشارکت در شهر مورد مطالعه وجود دارد. اما در بعد عینی مشارکت شهروندان از سطح حداقلی پیروی میکند. بر اساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون، بین معیارهای حکمرانی با متغیر وابسته، مشارکت شهروندان در مدیریت شهری ارتباط معنیداری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون مشخص میکند که بین معیارهای حکمرانی ارتباط متقابل و تنگاتنگی وجود دارد.
– شیانی و دیگران در سال 1391 تحقیقی با عنوان “بررسی عوامل اجتماعی موثر بر مشارکت شهروندان در مدیریت امور شهری تهران”، انجام دادند. هدف از انجام تحقیق فوق، پاسخگویی به دو سوال اساسی بود: مشارکت شهروندان در امور شهری چه جایگاهی دارد؟ عوامل اجتماعی موثر بر مشارکت شهروندان در مدیریت امور شهری کدامند؟ برای پاسخ به پرسش نخست، مشارکت شهروندی از جنبه ذهنی بررسی شده است .این بخش، تغییر در گرایشها، باورها و وجهه نظرهای مردم را مورد توجه قرار میدهد و برای پاسخ به پرسش دوم، رفتار مشارکت، در حوزههای فرهنگی – اجتماعی بررسی شده است. این مطالعه به روش پیمایشی انجام شده و جمعآوری اطلاعات در قالب پرسشنامه صورت گرفته است. جامع? آماری شامل 1335 نفر از شهروندان شهر تهران است که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. نتایج پژوهش فوق نشان داد که مشارکت شهروندان در مدیریت امور شهری باید داوطلبانه و هدفمند صورت گیرد. برنامهریزان شهری نخست باید بر مشارکت ذهنی و تغییر در باورها و گرایشهای شهروندان تأکید نمایند. رفتار مشارکتی در برنامههای شهری نیز باید در دو بخش انجام شود. در مرحل? اول باید شناخت عوامل اثرگذار در مشارکت شهروندی، مورد توجه قرار گیرد و در مرحل? دوم حفظ مشارکت در طرحها و برنامههایی است که اجرا شده است. جلب مشارکت زنان، جوانان و بازنشستگان و… و تعیین ساز و کارهای مشارکتی آنان در حوزههای اجتماعی- فرهنگی میتواند کارایی و بهرهوری مدیریت شهری را افزایش دهد.
– عباس حمیدی زنگیر در سال 1390 در پایان ن
ا
مه کارشناسی ارشد خود به “بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی با میزان مشارکت انتخاباتی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه پیامنور گرمی)” پرداخته است. در این تحقیق سرمایه اجتماعی بر اساس ابعادش مشخص شده است که عبارتند از: انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی و اعتماد اجتماعی (اعتماد بین فردی، اعتماد تعمیم یافته، اعتماد نهادی). همچنین منظور از مشارکت انتخاباتی شرکت دانشجویان در سه انتخابات (شوراها، مجلس و ریاست جمهوری) میباشد. هدف اساسی در این پژوهش بررسی رابطه بین “میزان سرمایه اجتماعی و میزان مشارکت انتخاباتی در بین دانشجویان دانشگاه پیام نور شهرستان گرمی” است. حجم نمونه در این تحقیق 350 نفر میباشد و شیوه نمونهگیری، طبقهای متناسب با حجم میباشد. جهت آزمون روابط بین متغیرها با توجه به سطح سنجششان، از ضریب همبستگیV کرامر و ضریب گاما استفاده شده است. یافتهها حاکی از آن است که، بین متغیرهای مستقل (انسجام اجتماعی، مسئولیت اجتماعی و اعتماد نهادی) با متغیر وابسته (میزان انتخابات شوراها) در سطح خطای کوچکتر از 05/. رابطه معناداری وجود دارد. اما بین متغیرهای مستقل (انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی، اعتماد بین فردی، اعتماد تعمیم یافته و اعتماد نهادی) با متغیرهای وابسته (میزان شرکت در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری) رابطه معناداری مشاهد نشده است. یافتههای این تحقیق نشان داده است که، در حالت کلی بین سرمایه اجتماعی و میزان مشارکت انتخاباتی در جامعه مورد مطالعه، رابطه معناداری وجود ندارد.
– محمدرضا خلیفه در پایاننامه کارشناسی ارشد خود به “بررسی میزان مشارکت اجتماعی مردم در شهر مرودشت و عوامل موثر بر آن در سال 1387″، پرداخته است. این پژوهش در راستای رسیدن به این سئوال است که در شهر مرودشت مشارکت اجتماعی در چه اندازه و تحت تأثیر چه عواملی است. جامعه آماری شامل افراد 65- 18 ساله ساکن شهر مرودشت است که به صورت تصادفی385 نفر بعنوان نمونه انتخاب شدهاند. روش تحقیق پیمایشی بوده و دادهها به کمک پرسشنامه جمع آوری شده است. این پژوهش با استفاده از روشهای آماری تحلیل واریانس، آزمون ضریب همبستگی و رگرسیون به نتایج ذیل رسیده است: متغیرهای سن، جنس، تحصیلات، شغل، درآمد، احساس تعلق شهری، دارا بودن قدرت سیاسی، بیگانگی سیاسی، رضایتمندی از عملکرد مسؤولان شهری، احقاق حقوق شهروندی و استفاده از رسانههای جمعی با متغیر مشارکت اجتماعی دارای رابطه معناداری بودهاند. در نهایت، از بین متغیرهای مستقل، متغیر درآمد در تغییرات مشارکت بیشتر مؤثر بوده است و به ترتیب، دارا بودن قدرت سیاسی، بیگانگی سیاسی، احساس تعلق شهری و استفاده از رسانههای گروهی در مشارکت تأثیرگذار بودهاند.
– یکی از تحقیقهای انجام شده در این خصوص تحقیقی تحت عنوان “تحلیلی بر سنجش عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در مدیریت شهری” است که توسط تقوایی و دیگران در سال 1388 به انجام رسیده است. روش جمع‌آوری اطلاعات بر مبنای کتابخانه‌ای و میدانی، و آزمونهای آماری مورد استفاده نیز کندال، رگرسیون چند متغیره و اسپیرمن بوده است. نتایج به‌دست آمده در این تحقیق به شرح زیر است: ?- ارزیابی شهروندان از پیامدهای مشارکت مثبت بوده، بیشتر شهروندان معتقد بودند که می‌توانند با مشارکت در مدیریت شهری تاثیرگذار باشند. بیشترین مشارکت مربوط به، برگزاری مراسم و جشن‌های محلی و کمترین مشارکت مربوط به اطلاع رسانی مشکلات به مدیران شهری بوده است؛ ?- هر چه میزان رضایتمندی افراد از خدمات‌رسانی مدیران شهری بیشتر باشد، به همان میزان تمایل به مشارکت در مدیریت شهری افزایش می‌یابد ?- هرچه احساس مالکیت؛ یعنی مدت زمان سکونت و نوع مالکیت (ملکی) بیشتر باشد، به همان اندازه مشارکت افزایش پیدا می‌کند. ?- وضعیت اقتصادی و اجتماعی شهروندان برمشارکت تعیین کننده است، که با بررسی متغیرهای اقتصادی و اجتماعی مشخص شد با بهتر شدن وضعیت اقتصادی و اجتماعی میزان مشارکت هم بالا می‌رود.
– نوروزی و بختیاری در سال 1388 تحقیقی با عنوان “مشارکت اجتماعی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن” به انجام رساندهاند. پژوهش مذکور، به بررسی میزان مشارکت اجتماعی – سیاسی و عوامل مؤثر بر آن در شهرستان خدابنده پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش افراد 60-30 ساله ساکن در این شهرستان بوده و 400 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه مبتنی بر پرسشنامه میباشد. یافتههای پژوهش، حاکی از میزان مشارکت اجتماعی- سیاسی متوسط به پایین در شهرستان خدابنده است.
همچنین همبستگی معنیدار، در سطح اطمینان 99 درصد، بین متغیرهای مستقل (سن، جنسیت، طبقه اجتماعی، محل سکونت، عامگرایی، آیندهنگری، بیگانگی اجتماعی – سیاسی، اعتماد، ساختار خانواده، تعلیم و تربیت، رسانه های گروهی، تقدیرگرایی) با متغییر وابسته (مشارکت اجتماعی – سیاسی) برقرار بوده است.
– سفیری و صادقی تحقیقی تحت عنوان “مشارکت اجتماعی دانشجویان دختر دانشکدههای علوم اجتماعی دانشگاههای شهر تهران و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن” در سال 1388 انجام دادهاند. در این تحقیق چگونگی پیوند بین مشارکت اجتماعی دانشجویان دختر و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن با روش پیمایشی بررسی و تحلیل شده است.
جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دختر 18 تا 29 ساله مشغول به تحصیل در دانشکدههای علوم اجتماعی دانشگاههای دولتی شهر تهران تشکیل دادهاند. نمونهگیری پژوهش به روش طبقهای انجام شده و با استفاده
از فرمول کوکران 343 نفر از دانشجویان دختر، به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شدهاند.
آزمونهای همبستگی پیرسون در پژوهش مذکور نشان میدهد رابطه سه متغیر سرمایه اجتماعی (اعتماد اجتماعی)، احساس بیقدرتی و خودپنداره با مشارکت اجتماعی معنادار بوده و بیشترین تاثیر را متغیر اعتماد اجتماعی بر مشارکت اجتماعی دانشجویان دختر داشته است.
– رضادوست و دیگران (1388)، در تحقیقشان با عنوان “بررسی عوامل موثر در مشارکت اجتماعی شهروندان، جامعهی شهری شهر ایلام” و با استفاده از روش پیمایش، در بین نمونهای 385 نفری به تحقیق پرداختهاند. چارچوب مفهومی این تحقیق، نظریههای وبر، هومنز، لرنر، گای درام، اوکلی و مارسدن و پارسونز میباشد. در این تحقیق، ارتباط متغیرهای جنس، وضعیت اشتغال، وضعیت تاهل، تحصیلات، رضایت از خدمات شهری، عضویت در تشکلهای اجتماعی و شرکت در انتخابات با متغیر مشارکت اجتماعی شهروندان مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون چند متغیره نشان از معنادار بودن ارتباط متغیرهای فوق به غیر از جنس بر مشارکت اجتماعی داشته است. نتایج حاصل از آزمون چند متغیره نیز نشان میدهد که در نهایت متغیرهای مستقل 52 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین میکنند. در این تحقیق متغیر شرکت در انتخابات بیشترین سهم را در تبیین داشته است. نتایح این تحقیق به طور کلی نشان از این مسئله دارد که مشارکت اجتماعی در بین مردم شهرستان ایلام، هنوز به عنوان یک مولفهی مدرن شناخته نشده است.
– تحقیق دیگری تحت عنوان “مشارکت اجتماعی در ایران” توسط محسنی و جاراللهی در سال 1382 انجام شده است. اجتماعی به نتایج زیر دست یافتهاند: مشارکت در انجمنهای علمی و فرهنگی در ایران بسیار ضعیف است. مشارکت مردان با انجمنهای علمی و فرهنگی بیش از مشارکت زنان است. با افزایش سطح سواد، اطلاعات عمومی و اعتقاد کمتر به جبرگرایی، ارتباط با انجمنهای علمی و فرهنگی بیشتر میشود. عوامل فرهنگی بیش از عوامل مادی در میزان مشارکت افراد با انجمنهای علمی و فرهنگی نقش دارند. همچنین میانسالان بیش از همه گروههای سنی با گروهها و نهادها همکاری و مشارکت دارند.
جوانان بیش از بقیه در فعالیتهای اجتماعی شرکت دارند. مشارکت مردان با گروهها بیش از زنان است. کسانی که دارای مدرک دانشگاهی و اطلاعات عمومی بالا هستند، همکاری بیشتری با گروهها و نهادها دارند. در رابطه با متغیرهای اقتصادی، بالاترین شاخص مشارکت نزد افراد طبقه اجتماعی بالا، برخوردار از درآمد متوسط و یا بالا و محصلین و دانشجویان ملاحظه میگردد. همچنین عوامل فرهنگی بیش از عوامل اقتصادی در مشارکت افراد در گروهها نقش دارند.
– ازکیا و غفاری در تحقیقی با عنوان “بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت اجتماعی در نواحی روستایی کاشان” پیوند بین اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی را مورد بررسی و تحلیل قرار دادهاند. دادههای جمع آوری شده از جامعه مورد مطالعه، دلالت بر وجود رابطه معنادار در سطح اطمینان 99 درصد بین دو متغیر میزان اعتماد اجتماعی و میزان مشارکت اجتماعی دارد. یعنی با افزایش میزان اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی نیز افزایش پیدا کرده است. البته این تاثیربخشی صورتی یک جانبه ندارد بلکه حالتی چند جانبه و متعامل دارد و نوعی رابطه تعاملی بین دو متغیر اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی وجود دارد که هر یک مقوم دیگری است و برآیند این رابطه متعامل، گسترش فضای عمومی است که با تنوع نهادهای مشارکتی و جمعی شناخته میشود.

2- 3-2. بررسی تحقیقات

منبع پایان نامه درباره مشارکت مردم، ابزار توسعه، توسعه خود

ت چندین محله و یا شهر برای بهسازی و بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منطقه خود میباشد. 3. مشارکت ملی؛ این مشارکت در سطح کل جامعه انجام میپذیرد و هدف آن اموری است که مورد نیاز تمامی افراد جامعه میباشد و به یک منطقه یا محل خاصی بستگی ندارد.
انواع مشارکت برحسب چگونگی عضویت یا کیفیت و همکاری مردم:
1. مشارکت طبیعی: این نوع مشارکت بر اساس عرف و عادت یا واقعیت موجود گروهی مانند گروههای سنتی و مذهبی تحقق یافته و اعضای گروه ناگزیر از عضویت در آن هستند. این نوع مشارکت در گروههای طبیعی نظیر گروههای همبازی و گروههای خویشاوندی وجود دارد. شرکت در مراسم عزاداری، عروسی و مراسم مذهبی از دیگر نمونههای آن است (فردرو و رضوانی، 1381: 144).
2. مشارکت خود انگیخته: در این مشارکت، افراد با همکاری داوطلبانه، کوششهای خود را برای شکوفایی تواناییهای خود به نفع سازمان یا جامعه ابراز میکنند. در این حالت، افراد معمولا مسئولیتپذیری در راستای منافع دیگران را در اولویت قرار میدهند (نیازی، 1381: 36). این نوع مشارکت بصورت خودجوش و نهادی در بین اعضای یک جامعه وجود دارد و محصول سالهای متمادی زندگی مشترک است. مانند گروههای همسایگی و گروه دوستان که در قالب سازمان وساخت خاص و مشخص انجام نمیگیرد و عموما جهت پاسخگویی به نیازهای مهم روانی افراد است (حامدمقدم، 1370: 290).
3. مشارکت ارادی (داوطلبانه): این نوع مشارکت، مشارکتی بدون نفوذ و یا دخالت عوامل خارجی بوده و شرکت فرد ارادی و آگاهانه است (خواجوند خزاعی و برغمدی، 1386: 219).
4. مشارکت برانگیخته: این نوع مشارکت، به اهداف خاص توسط گروهی خارج از گروه مشارکتکننده انجام میگیرد. به عبارت دیگر، منشاءو تشکیل این نوع مشارکت، عامل برانگیزنده خارجی است که در آن علاوه بر اهداف شخصی و گروهی، اهداف ملی و فراملی نیز مطرح است. مانند سپاه دانش در زمان قبل از انقلاب و جهاد سازندگی بعد از انقلاب (حامدمقدم، 1370: 292).
5. مشارکت تحمیلی یا اجباری: در واقع مشارکت تحمیلی به معنای درگیر شدن ناخواسته است. در مشارکت تحمیلی، جبر و اضطرار مطرح است و فرد خود را ناگزیر از مشارکت دانسته و درقبول عضویت در سازمان یا کنارهگیری از آن حق انتخاب ندارد (فردرو و رضوانی: 144). مشارکت روستاییان در قالب عضویت در شرکتهای تعاونی را در دهه 40 هجری شمسی و یا عضویت افراد در احزابی همچون رستاخیز در قبل از انقلاب، نمونههایی از این نوع مشارکت میباشند.
انواع مشارکت برحسب موضوع:
1. مشارکت سیاسی: بهطور کلی میتوان گفت مشارکت سیاسی، مشارکت در فرایند قدرت و انتخاب مسئولین و مداخله در امر تصمیمگیری در نظام سیاسی است. آنچه در اکثر تعاریف صورت گرفته از مشارکت سیاسی مشترک است، خصیصه حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش است و این حاکمیت عمدتا به شکل مشارکت مردم در انتخابهای مختلف و دخالت در نحوه اداره امور کشور میباشد. مایکل راش در کتاب جامعه و سیاست، “مشارکت سیاسی را درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام سیاسی رسمی میداند و بر این اساس سطوح مختلف مشارکت را ذکر میکند” (راش، 1381: 123). مایرون وینر، نیز “مشارکت سیاسی را هر عمل داوطلبانه موفق یا ناموفق، سازمانیافته یا بدونسازمان، دورهای یا مستمر، شامل روشهای مشروع و نامشروع برای تاثیرگذاری بر انتخاب رهبران سیاسی و رفتارهای سیاسی در هر سطحی از حکومت محلی یا ملی میداند” (وینر و هانتینگتون، 1378: 140). برداشت وینر و هانتینگتون از مشارکت سیاسی دایره شمول آن را به هر عمل قانونی و غیرقانونی در تمام سطوح محلی و ملی جامعه نشر میدهد. با توجه به تعاریف ذکر شده، مشارکت سیاسی انواع و سطوح مختلفی دارد و این امر تحت تاثیر شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، باورهای مذهبی و پیشینه تاریخی قرار میگیرد.
2. مشارکت اقتصادی: منظور از مشارکت اقتصادی، حضور و همکاری آگاهانه اقتصادی مختلف جامعه در جهت تولید، پسانداز، سرمایهگذاری بیشتر و مطلوبتر، توزیع مناسب و عادلانهتر، مصرف بهینه منابع مادی و طبیعی و کالاهای مورد نیاز زندگی و صرفهجویی در استفاده از منابع کمیاب زندگی است (عباسزاده، 1387: 29).
3. مشارکت اجتماعی: از انواع مهم مشارکت محسوب میشود. گرچه تمامی اشکال مشارکت دارای نوعی رابطه اجتماعیاند و از این رو بحثی جامعهشناختی به شمار میآیند، عرصههایی در زندگی جمعی وجود دارد که آنها را از خرده نظام اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جدا میکند. چنین عرصههایی به عمل متقابل گروههای اجتماعی با محیط پیرامونشان مربوط است (پیران، 1376: 12). “اصطلاح مشارکت اجتماعی، دربرگیرنده کاربرد روابط و شبکههای اجتماعی برای ارتباط با دیگران و دریافت حمایتهای اجتماعی است” (Morissette، 2009: 4). و این روابط اجتماعی بصورت روابط درونگروهی یا بین گروهی در قالب انجمنهای داوطلبانه، باشگاهها، اتحادیهها و گروههایی که خصلت غیردولتی و محلی دارند گسترش مییابد. به عبارت دیگر “مشارکت اجتماعی به عنوان چگونگی مشارکت شخصی در فعالیتهای گروههای رسمی و غیررسمی دیگر فعالیتهای اجتماعی میباشد” (Hyyppa، 2008: 2).
4. مشارکت فرهنگی: “مشارکت فرهنگی یعنی شرکت داوطلبانه، ارادی و آگاهانه افراد، گروهها و سازمانهای تشکیلدهنده یک جامعه در ابعاد گوناگون زندگی فرهنگی آن جامعه به منظور گسترش توسعه پایدار و همهجانبه حیات فرهنگی است” (غفاری و نیازی، 1386: 30). یکی از دلایل اهمیت مشارکت فرهنگی، برجسته بودن نقش عناصر فرهنگی هر جامعه در تکوین شخصیت و اجتماعی شدن افر
ا
د میباشد.
انواع مشارکت براساس نحوه مشارکت:
1. مشارکت رسمی؛ مشارکت رسمی انواع برخورد و تماس اجتماعی در مجموعههای گروههای متشکل را شامل میشود که “در بر گیرنده عضویت در سازمانها، انجمنها و باشگاهها با فعالیتهای برنامهریزی شده در یک زمان و مکان مشخص است” (یزدانپناه، 1386: 3). 2
2. مشارکت غیر رسمی؛ این نوع مشارکت، شامل شرکت در انواع فعالیتهای گروهی و اجتماعی است که سازمان نیافته و دارای فواصل زمانی نامعین میشود. به بیان دیگر، “مشارکت اجتماعی غیر رسمی بیشتر صورتهای موقتی و اتفاقی برخوردهای اجتماعی مانند تماس تلفنی با دوستانی که نمیخواهیم بطور مشخص با آنها تماس داشته باشیم را دربر میگیرد” (zettel، 2008: 3).
4-2-2. تعریف مشارکت اجتماعی:
برای تعریف این مفهوم باید ابتدا حوزه اجتماعی را توصیف کرد و آن را از دیگر حوزهها تمیز داد. زیرا معنای اصطلاح مشارکت اجتماعی اساسا در کلمه دوم آن یعنی اجتماعی نهفته است. باید دید لفظ اجتماعی به چه معناست؟ آیا جنبههای غیر اقتصادی مشارکت را دربرمیگیرد؟ آیا مفهوم متکاملتر مشارکت اقتصادی رفاهی است؟ یا اینکه از عرصههای فرهنگی و اقتصادی متفاوت است؟ آشکار است که تفکیک کامل و دقیق بخشهای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یک نظام کلی و ارائه تعریف برحسب هر یک از بخشها کاری دشوار است (اخلاقیپور، 1378: 28). با این وجود نیاز به ارائه تعریف مشخص و مدون از مشارکت اجتماعی احساس میشود. به همین منظور تعریفهای متعددی از مشارکت اجتماعی را که هر کدام بر جنبه خاصی تاکید دارند در اینجا ذکر میکنیم.
مشارکت اجتماعی فرایندی است مبتنی بر حضور آگاهانه و فعال فرد، به عنوان عضو جامعه، در صحنههای اجتماعی و ایفای نقش یا نقشهای اجتماعی که به وی حصول میشود و در قالب رفتارهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بروز میکند (کردی، 1385: 75).
مشارکت اجتماعی، شرکت داوطلبانه، ارادی و آگاهانه است که برایند آن توسعه و بهتر شدن زندگی و حیات اجتماعی است. مقید نمودن تعریف مشارکت اجتماعی به خصایص شرکت داوطلبانه، ارادی و آگاهانه، این نوع فعالیتها را از فعالیتهای معمولی و روزمره زندگی که ممکن است بنای آن بر تبعیت نیاندیشیده و تحمیلی و از قیود سنتها و تعینهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی باشد، جدا میکند. در واقع مشارکت اجتماعی، مشارکت داوطلبانه، آگاهانه و جمعی عاملان خصوصی در حوزه عمومی است، که از طریق کنشهای متقابل مستقیم و غیرمستقیم شهروندان در مقیاس وسیع با فعالیتهای محلی، نهادهای جامعه مدنی، دولت و … به منظور نفوذ تاثیرگذاری بر فرایند تصمیمگیریها و یا تعقیب اهداف عمومی تحقق مییابد (ساروخانی و امیرپناهی، 1385: 43).
همچنین مشارکت اجتماعی، شرکت در یک زمینه اجتماعی که در آن افراد به فعالیتهای اجتماعی در تعدادی از شبکههای اجتماعی رسمی و غیر رسمی میپردازند، میباشد (Sicognani & Etal، 2008: 98).
اسپنسر بیان میکند که جامعه به خود جامعه نمیشود مگر به مشارکت. از نظر او علت اصلی تحقق یک جامعه منسجم، وجود مشارکت اجتماعی است و مشارکت نهادی یعنی تثبیت و تحقق نهادهای مشارکتی و زمینه لازم برای ایجاد ارزشهایی چون تعاون، همیاری، مسئولیتپذیری، توجه به افکار و از همه مهمتر ایجاد حوزههای عمومی برای برونریزی ذهنیتها، ارزشها، عقاید و تضارب اندیشهها، دیدگاهها ونظریات (تیموری، 1377: 51).
5-2-2. نظریه ها و مدل های مشارکت:
در دیدگاهها و نظریههای مشارکت دو رویکرد عمده را میتوان تشخیص داد: نگرش خرد و نگرش کلان؛ در سطح خرد، بر انگیزهها، گرایشها و رفتارها تأکید میشود و در سطح کلان، زمینهها، شرایط و عناصر ساختاری مورد توجه قرار میگیرد (ریتزر، 1373: 118). از این رو مشارکت دارای دو بخش ذهنی و رفتاری است. بخش ذهنی، تمایلات و گرایشهای فردی و بخش رفتاری، فعالیتهای داوطلبان? جمعی را مد نظر دارد (علوی تبار، 1379: 20). در هر دسته، نظریههای متعددی مطرح میشود.
– به تعبیر رولند کولین، جامعهشناسان توسعهگرا به پیروی از مرتون و پارسونز توسعه را ذاتی ساختار اجتماعی دانسته و دگرگونی و تغییر اجتماعی را ناشی از عوامل خارجی میدانند و به این دلیل تزریق و نشر دادههای توسعهای و جدید را در قالب برنامههای اصلاح و عمران اجتماعی پیشنهاد میکنند و بر آمادگی ذهنی و وجود انگیزههای شخصی برای تحقق مشارکت و توسعه نیز تاکید دارند. مشارکت موثر، مستلزم وجود انگیزههای شخصی است. به عبارتی، مشارکت قبل از اینکه مکود عینی پیدا کند پدیدهای ذهنی است که باید آن را در افکار، عقاید، رفتار و خلاصه در فرهنگ مردم جستجو کرد (غفاری و نیازی، 1385: 46).
– کولین، جامعهشناس توسعهگرا، توسعه را برآمده از ساختار اجتماع میداند، وی بر آمادگی ذهنی و وجود انگیزههای شخصی برای تحقق مشارکت و توسعه تأکید میورزد. مشارکت مؤثر مستلزم وجود انگیزههای شخصی است. به عبارتی مشارکت، قبل از اینکه نمود عینی بیابد، پدیدهای ذهنی است که باید آن را در افکار، عقاید، رفتار و فرهنگ مردم جستجو کرد. برای درونیسازی فرهنگ مشارکت، باید بسیاری از قالبهای پیشساخته ذهنی را دگرگون ساخت و این امر بدون کار فرهنگی میسر نمیشود (وطنی، 1386: 32).
– گولت مشارکت مردمی را به عنوان جزء حیاتی راهبردهای توسعه دانسته و آن را واجد سه عملکرد عمده میداند. از دیدگاه وی، مشارکت اجتماعی اولا نحوه برخورد غیر ابزاری دولت با مردم و احساس ارزشمندی را تضمین میکند. ثانیا مشارکت به عنوان وسیله ارزشمندی برای بسیج، سازماندهی و تعالی بخشیدن به فعالیتهای
توسعه خود مردم به عنوان حلال اصلی مشکلات در شرایط اجتماعی خود به شمار میرود. ثالثا مشارکت به مثابه کانالی است که گروهها و جوامع محلی میتوانند از طریق آن به عرصههای کلان و بزرگتر تصمیمگیری دسترسی پیدا کنند. بدون مشارکت، راهبردهای توسعه غیرمردمی و بینتیجه خواهند بود.
– نظریه جیمز میجلی (1986): میجلی بر مبنای پاسخ دولتها به مشارکت، آن را به چهار نوع تقسیم میکند: 1- شیوه ضد مشارکتی: طرفداران این طرز تفکر معتقد به سرکوب مشارکت تودهها هستند. حکومتها اجازه مداخله و مشارکت همگانی در تدوین سیاستها را که ممکن است با اهداف کلان اجتماعی و اقتصادی آنها تعارض پیدا کند، نمیدهند. 2- شیوه مشارکت هدایت شده: در این شیوه، دولت از مشارکت اجتماعات محلی با انگیزههای پنهانی، حمایت میکند. مشارکت اجتماع محلی، در این شیوه، به منظور کنترل سیاسی- اجتماعی، با علم به اینکه مشارکت، اجرای طرح را تسهیل میکند، به کار میرود. 3- شیوه مشارکت فزاینده: در این شیوه، دولت در برخورد با مشارکت، به شکلی دوگانه عمل میکند؛ به این ترتیب که در موضعگیریهای رسمی از آن حمایت میکند، اما عملا در مسیر تحقق پیشنهادهای مشارکتی اقدام مؤثری انجام نمیدهد. 4- شیوه مشارکت واقعی: در این شیوه دولت، به طور کامل از مشارکت اجتماعی حمایت میکند و از طریق ایجاد ساز و کارها و ساختارهایی برای ورود موثر اجتماعات محلی در تمامی زمینهها، تلاش میکند (ازکیا و غفاری، 1383).
– عثمان و افف درخصوص ابزار یا هدف بودن مشارکت معتقدند هر نوع تحلیل و ارزیابی از مشارکت با توجه به این واقعیت که مشارکت هم هدف و هم ابزار توسعه دانسته شود مشکل است. اینکه مشارکت به عنوان هدف یا ابزار مورد توجه قرار میگیرد مبتنی بر ایدئولوژی است تا حقیقت، زیرا توسعه با ارزشهای ابزاری و ذاتی و مشارکت گسترده مردم در تصمیمگیری، اجرا، ارزشیابی و بهرهگیری شناخته میشود (غفاری و نیازی،1386).
– پریتی، بر اساس تجزیه و تحلیل خود از مشارکت اجتماعی، که طی بیش از پانزده سال تحقیق بر روی پروژههای موفق و ناموفق در کشاورزی انجام داد، نتیجه گرفت که وقتی مشارکت اجتماعی به سوی مشارکت متقابل و تعاملی پیش میرود، احتمال پایداری توسعه در زمینه مورد نظر بیشتر است. جمعبندی دیدگاههای پریتی (1994) و کورن وال (1996) در تقسیمبندی آنها از انواع مشارکت، هفت نوع مشارکت را به دست میدهد که هر کدام ویژگیهای متفاوتی دارند. پایینترین سطح این ردهبندی، عضویت ظاهری است. این نوع از مشارکت فقط گونهای ظاهر فریبی است که با نمایندگی و عضویت مردم در هیاتهای رسمی – که انتخابی نیستند و قدرتی هم ندارند- اعمال میشود. سطح بعدی را میتوان پذیرش بیچون و چرا دانست که مشارکتی غیرفعال است. در این نوع، مشارکت اجتماعات از این طریق است که به مردم گفته میشود که چه تصمیمی گرفته شده است. این نوع مشارکت، با اعلام تصمیم از سوی یک مقام اداری یا مدیر پروژه صورت میگیرد، بدون اینکه به نظر افراد شرکتکننده توجهی شود. مشارکت از طریق مشاوره نوع دیگری است که در آن، از طریق مورد مشاوره قرار دادن اجتماعات و یا درخواست پاسخ به پرسشها از سوی آنان، مشارکت صورت میگیرد. نمایندگانی خارج از اجتماعات مورد نظر، مشکلات و فرایندهای جمعآوری اطلاعات را تعریف میکنند و به نظارت بر تجزیه و تحلیل دادهها میپردازند. چنین فرایندی از مشاوره، هیچ سهمی را در تصمیمگیری واگذار

منبع پایان نامه درباره مشارکت مردم، توسعه شهر، منابع محدود

چکیده:
مشارکت اجتماعی افراد یک جامعه تا حد زیادی میتواند ضامن سلامت، بهبود و پیشرفت یک جامعه گردد. لذا شناخت عوامل موثر بر آن برای برنامهریزی جهت رسیدن به توسعه شهری و اجتماعی ضروری مینماید.
هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل فرهنگی – اجتماعی موثر بر مشارکت اجتماعی شهروندان بندرعباس بوده است. جامعه آماری پژوهش فوق شامل کلیه افراد 18 سال به بالای ساکن شهر بندرعباس بوده که 400 نفر بر اساس نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای، مورد پرسشگری قرار گرفتهاند. متغیرهای اعتماد اجتماعی، احساس تعلق اجتماعی، مسئولیتپذیری اجتماعی، احساس بیقدرتی و عوامل فردی به عنوان متغیر مستقل و مشارکت اجتماعی که در دو بخش ذهنی و عینی مورد سنجش قرار گرفته است، به عنوان متغیر وابسته درنظر گرفته شده است.
در نهایت یافتههای تحقیق نشان داد که بین متغیرهای اعتماد اجتماعی، احساس تعلق اجتماعی، مسئولیتپذیری اجتماعی، احساس بیقدرتی، سن، سطح تحصیلات، وضغیت شغل و درامد با مشارکت اجتماعی شهروندان بندرعباس، با سطح اطمینان 99? رابطه معناداری وجود داشته و بین جنس، وضعیت تاهل، و وضعیت بومی بودن با مشارکت اجتماعی شهروندان رابطهای وجود ندارد. همچنین پاسخگویان از نظر ذهنی آمادگی نسبتا بالایی جهت مشارکت اجتماعی داشته اما به لحاظ عینی و عملی مشارکت بسیار پایینی داشتهاند. بنابراین بطورکلی میزان مشارکت اجتماعی شهروندان بندرعباس در حد نسبتا پایینی بوده است.

واژههای کلیدی: مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، احساس تعلق اجتماعی، مسئولیتپذیری اجتماعی، احساس بیقدرتی، عوامل فردی

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1. مقدمه:
انسان همواره به صورت جمعی و گروهی زیسته و نیازهای گوناگون خود را با کمک اعضای اجتماع برطرف کرده است. البته درمورد زندگی اجتماعی انسان و سرمنشاء آن، اندیشمندان اجتماعی نظرات متفاوتی ابراز کردهاند. بعضی بر این قول هستند، که چون انسان اساساً تمایل به همزیستی با دیگران دارد، به حیات اجتماعی روی آورده است. اما، بعضی دیگر بر این موضع هستند، که چون انسان در اجتماع متولد میشود و از ابتدا زندگی خود را در گروه شروع میکند و در محیط اجتماعی به رشد و نمو میرسد، تمایل به زندگی اجتماعی پیدا میکند. چه، ما با اندیشه گروه اول موافق باشیم و چه، با اندیشه گروه دوم، طبعاً مهمترین مطلب در رابطه با حیات اجتماعی انسان، چگونگی زیست او در اجتماع و مشارکت وی در امور آن است.
حیات اجتماعی و زندگی جمعی زمانی میتواند معنا پیدا کند که افراد عضو در هماهنگی با یکدیگر به تعامل، تعاون و در حقیقت به همکاری متقابل توام با تفاهم با همدیگر بپردازند و امور اجتماع خویش را مدیریت کنند. برای بروز چنین رفتاری، افراد اجتماع بایستی دارای اعتماد و نیز نگاه و نگرش مثبت به یکدیگر باشند، تا بتوانند با سهولت بیشتری به زیست خود در جامعه ادامه دهند.
“مشارکت اگرچه به معنای عام آن از دیرباز با زندگی انسان پیوند داشته، اما به معنای جدید از عرصه سیاست و پس از جنگ جهانی دوم آغاز شده است. این نوع مشارکت در برخی از کشورهای صنعتی جهان (به ویژه آنها که در جنگ شکست خورده بودند)، در قلمرو اقتصادی و صنعتی آغاز شد تا مردم را در مالکیت شریک سازد و پایههای پایدار و تداوم صنعت و اقتصاد را مستحکم سازد. با گسترش معنای مشارکت و راه یافتن آن به تمام عرصههای زندگی، امروزه سخن از شرایطی است که همه مردم در تعیین سرنوشت خویش دخالت آگاهانه و واقعی پیدا کنند” (علویتبار، 1379: 13).
بدین ترتیب، لازمه جامعهای سالم و توسعه یافته در دنیای کنونی، استفاده بهینه از تمامی ظرفیتهای اجتماعی و فردی موجود در آن است. یکی از راهکارهای اجرای این سیاست تشویق مردم به مشارکت در امور مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و … میباشد. در حقیقت مشارکت افراد جامعه، یکی از معیارها و نشانههای سلامت اجتماعی (تعادل) سیستم است. چرا که این واقعیت اجتماعی، نشان دهنده اعتماد اجتماعی افراد جامعه به یکدیگر و انسجام اجتماعی است. این امر به نوبه خود منجر به افزایش سرمایه اجتماعی و در نتیجه کاهش هزینههای سیستم اجتماعی میشود. به بیانی دیگر، میتوان با ایجاد همدلی و وفاق و افزایش آن در جامعه، شهروندان را به مشارکت در عرصه فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشاند. و با این کار موجبات پیشرفت هرچه بیشتر را فراهم نمود.
2-1. بیان مساله:
براساس نظریههای مشارکت و توسعه، مشارکت به عنوان یک کالای خوب، که حیطهای از منافع فردی و جمعی را عرضه میکند، ترسیم میشود. در سطح فردی، تحقیقات نشان میدهند که مشارکت، سرمایه اجتماعی (به معنای ارتباطات و گرههای اجتماعی) و نیز اعتماد به نفس و احساس خودمختاری مردم را افزایش میدهد و در بهزیستیشان سهم دارد. به نظر اوکلی، مشارکت با استفاده از کمک داوطلبانه اجتماعی و بهرهگیری از منابع داخلی در جهت تحقق توسعه و کاهش هزینههای آن موثر است. همچنین، مشارکت اجتماعی از طریق سازماندهی گروهها، سرمایه اجتماعی و عمومی جامعه را گسترش میدهد (غفاری و نیازی، 1386: 108). مشارکت مردم در امور مربوط به خودشان می‌تواند آثار بسیار پرباری داشته باشد که از آن جمله می‌توان در سطح منطقه‌ای به بهبود شرایط زندگی و افزایش امکانات رفاهی، وفاق جمعی، پیشبرد سریع ا
م
ور، نظارت بر نهادهای دولتی و در نتیجه کنترل عمومی نسبت به دولت‌مردان و برنامه‌های توسعه‌ عمومی و احساس مسئولیت مردم در قبال موضوعات و مشکلات شهر و همیاری و همفکری آنان در رفع این معضلات اشاره کرد. از طرف دیگر امکانات محدود دولت‌ها در رساندن خدمات به مردم، ناهمخوانی برنامه‌های توسعه با شرایط محلی به دلیل عدم نظرخواهی از مردم محل، نیاز به همکاری آنان و نیز از بین رفتن تسهیلات جدید به علت عدم همکاری مردم و اطلاع آن‌ها از برنامه، از مهم‌ترین دلایل نیاز به مشارکت مردم است (سیف‌الدینی، 1376).
مشارکت شهروندان، زندگی در شهر و سیاستها و برنامههای مربوط به آن را برای آحاد افراد جامعه معنادار کرده و آنها را متقاعد و آماده مشارکت و سهیم شدن در اداره شهر میکند و حس تعلق به شهر و محله را در آنها تقویت مینماید. به هر حال در شرایطی که اعضای جامعه در زندگی روزمره خود با مسائل و مشکلات بسیار و منابع محدود مواجه هستند، مشارکت، بیشترین سهم و نقش را در رویارویی با مسائل و مشکلات و کاهش آنها دارد؛ زیرا راهبرد مورد نظر در مشارکت مردمی به ویژه در قالب شکلگیری انجمنها و گروههای اجتماعی در مقیاسهای محلی و فرا محلی، آزادسازی انرژی آنها و استفاده از پتانسیلهای محلی برای دسترسی به منابع و توان بیشتر برای حل مشکلات فعلی و پیشرو است. افزون بر این، آگاهی از نیازها و خواستههای شهروندان، تمرکززدایی و حرکت به سوی واگذاری امور، اولویت فضاهای فرهنگی – اجتماعی، آموزش فرهنگ شهرنشینی و بهرهوری بهینه از امکانات و تلاش برای دستیابی به توسعه پایدار شهری که به عنوان اصول کلیدی مدیریت شهری از آنها یاد می‌شود، بدون مشارکت مردم و تحقق حکمروایی شهری امکانپذیر نیست (غفاری،1392: 24-23).
در کشور ما، به لحاظ تاریخی هر چند مفهوم مشارکت و معادلهای بومی آن نظیر تعاون و همیاری سابقه طولانی در حیات اجتماعی و فرهنگی مردم دارد، برداشت مدرن از مشارکت که مبتنی بر اصالت عمل اجتماعی است نه تنها سابقه چندانی ندارد، بلکه به نظر میرسد در عرصههای مختلف بههیچ وجه نهادینه نشده است. مشارکت در اندیشه و عمل مردم و مسئولان، حداکثر تا سطح یک رفتار بازتابی نه چندان فعال مبتنی بر اهداف ابزار گرایانه که بیشتر در موقعیتهای ویژه (عمدتاً سیاسی) و در پاسخ به در خواستهای مشروعیت خواهانه مسئولان، تقلیل یافته است.
هر چند که در سالهای اخیر با مطرح شدن مفاهیمی نظیر جامعه مدنی، حقوق شهروندی و …. ادبیات مشارکت در معنای نوین آن در بین نخبگان و اندیشمندان گسترش یافته، اما همچنان به نظر میرسد مفهوم فوق تا نهادینه شدن در سطح جامعه راهی طولانی فرا روی داشته باشد.
امروزه پس از سالیان متمادی تجربه مدیریت شهری متمرکز، اکثر صاحبنظران امور شهری به این نتیجه رسیدهاند که چنین مدیریتی در مقایسه با روشهای مشارکتی که با همکاری و مشارکت ذینفعان اصلی امور شهر (مردم) انجام میشوند موفقیت چندانی در اداره شهرها ندارد. از طرف دیگر تلاشهایی که در چند سال اخیر جهت جلب و گسترش مشارکت مردم در اداره امور شهرها صورت گرفته است هرچند در جای خود ارزشمند است، نتوانسته از نظر کیفیت و کمیت نیازهای رو به توسعه شهروندان را در این زمینه برآورده سازد؛ طوری که اغلب مدیران امور شهری یکی از مهمترین مسائل و مشکلات اداره شهرها را پایین بودن مشارکت شهروندان در اداره شهرها میدانند (نقدی، 1382: 231). چنانچه نتایج بسیاری از تحقیقات دانشگاهی نشان میدهند، میزان و کیفیت مشارکت در کشورمان، در سطح نگران کنندهای قرار دارد. یافتههای این تحقیقات به وضوح نشان میدهند که، میانگین مشارکت شهروندان در امور مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی رقم پایینی را به خود اختصاص میدهد (شادیطلب، 1382؛ دهقان و غفاری، 1384؛ موسوی، 1384؛ یزدانپناه، 1387؛ سفیری، 1388؛ هاشمیانفر، 1388).
مسلما مردم آرزومندند که در جامعه به حساب آمده و در رفع مشکلات سهیم باشند و در واقع بعنوان شهروند بتوانند نظریات خود را بیان کرده و آنها را پیگیری کنند و به این ترتیب در بهبود محیط زندگی خود موثر باشند؛ اما، عموما مشاهده میشود که مردم اگرچه حتی بعضی مواقع پیشنهادات و نظرات و تواناییهای بسیار کارآمدی دارند، اما در یک حالت بیتفاوتی و یا حتی ضدیت قرارداشته و مشارکت فعالی در امور ندارند و میتوان گفت از حق شهروندی خود استفاده نمیکنند.
عدم توجه به این بی‌تفاوتی و عدم احساس مسئولیت مردم و نیز بی‌توجهی به خواسته‌های آنان ممکن است سرانجام به بحران مشارکت بیانجامد. بحران مشارکت مبحثی است جدی و به حالتی تعبیر می‌شود که اراده‌های مشارکت‌طلبانه و تقاضاهای مداخله‌جویانه‌ عمومی با ساختارهای سیاسی‌، اداری، حقوقی، عرفی و سنتی حاکم بر جامعه که دارای ویژگی متمرکز و استبدادی است در تضاد و ناهمخوانی قرار گیرد. این بحران سرانجام به بحران در نظام اجتماعی و مشروعیت آن و نهایتا به فروپاشی اجتماعی منجر خواهد شد (فرید یحیایی، 1378).
بر این اساس توجه به میزان مشارکت شهروندان و بررسی عوامل موثر بر آن در جوامعی نظیر بندرعباس که به دلیل جایگاه اقتصادی و موقعیت خاص استراتژیکی که در کشور دارد و میبایست هر چه سریع‌تر به توسعه و نیز به استانداردهای شهری دست یابد، امری ضروری است. علاوهبراین، ویژگیهای شهر بندرعباس که به دلیل مهاجرپذیر بودن از ترکیب و بافت جمعیتی، فرهنگی، اجتماعی و قومی نامتجانسی برخوردار است اهمیت مسئله را دو چندان میکند. لذا مسئولین بندرعباس بارها به ا
ین نکته اشاره و تاکید کردهاند که برای رسیدن به جایگاه مناسب شهر از لحاظ توسعهای، میبایست شهروند محوری را از جمله اصول کاری خود قرار داد.
با توجه به مطالب بیان شده، بررسی میزان مشارکت اجتماعی و تعیین عوامل موثر بر مشارکت شهروندان از جمله مواردی است که میبایست انجام آن در اولویت پژوهشهای دستگاههای مرتبط قرار گیرد. لذا در پژوهش فوق به دنبال بررسی این سئوال هستیم که مشارکت اجتماعی شهروندان بندرعباس به چه میزان بوده، و به علاوه مولفههایی همچون اعتماد اجتماعی، احساس تعلق اجتماعی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، احساس بیقدرتی و عوامل فردی چه تاثیری بر میزان مشارکت اجتماعی شهروندان بندرعباس میگذارد. لذا هر یک از آنها به نحو مقتضی مورد سنجش قرار گرفته و ارتباط آنها با مشارکت اجتماعی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

3-1. اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
مشارکت به معنای شرکت کردن در یک موقعیت زندگی اجتماعی و درگیر شدن در فعالیتهای گوناگون است، که واجد سه مولفهی داوطلبانه بودن، یاری دادن و مسئولیتپذیری می‌باشد، لذا جزء ضروری و جداییناپذیر زندگی روزمرهی هر فردی بوده و بدین ترتیب از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابراین، پدیده مورد بررسی در این پژوهش که عبارت است از مشارکت اجتماعی، شایسته تحقیق مرتب و مداوم است. با توجه به این استدلال، موارد چندی که میتواند بیان کننده ضرورت و اهمیت بررسی علمی در این زمینه باشد، در پی میآید.
1- در ادبیات جدید توسعه، بر مشارکت عمومی1 مردم در برنامههای اجرایی تاکید فراوانی صورت گرفته است، چرا که بدون مشارکت واقعی مردم در اجرای برنامهها و راهبردهای توسعهای، سخن گفتن از دستیابی به توسعه همه جانبه و انسانمدارانه بیهوده خواهد بود. در نتیجه برای رسیدن به جامعهای توسعه یافته با شهروندان مسئولیتپذیر ناچار از دامن زدن به رفتارها و نگرشهای مشارکتجویانه در راستای اهداف بلند مدت اجتماعی هستیم.
2- از منظری دیگر، مشارکت اجتماعی2 یکی از عوامل همبستگی اجتماعی است و به حفظ آن کمک می کند. چرا که درگیر شدن افراد در فعالیتهای گروهی و جمعی در بلند مدت باعث ایجاد وفاق، همدلی، افزایش روحیه تحمل پذیری و مدارای اجتماعی و نیز تفکر جمعی در جهت حل مسائل اجتماعی میشود. از این نقطه نظر، مشارکت اجتماعی باعث تشکیل نهادها و انجمنهای مردمی و رشد و گسترش جامعه مدنی3 حائل بین دولت و مردم خواهد شد. چرا که وجود جامعه مدنی با انجمنهای درون آن، واسطه‌ای جهت انتقال خواستهای اجتماعی، فرهنگی و مدنی مردم به دولت و دفاع از حریم خصوصی و عمومی در مقابل دستاندازی دولت خواهد بود. در جوامع دموکراتیک توسعه‌یافته، جامعه مدنی جزء ضروری حیات اجتماعی آنان است. سیر تاریخی این جوامع بیان‌گر این امر است که گسترش مشارکت مردم در حیات اجتماعی، باعث کاهش تصدیگری دولت شده و بدین ترتیب به کوچکتر شدن حجم آن انجامیده است. به این ترتیب شهروندان با به عهده گرفتن ادارهی امور اجتماعی به امر کوچک‌سازی بدنهی بوروکراسی کشور کمک مینمایند. با توجه به این امر، دولت کوچک با توان نظارتی بالا میتواند گام‌های محکم، بلند و موثری در راستای اهداف توسعهی همه جانبهی کشور بردارد.
3- علاوه بر این موارد، مشارکت اجتماعی، حس مسئولیتپذیری و تعهد اجتماعی افراد جامعه را برانگیخته و آن را افزایش می دهد. فردی که به صورت داوطلبانه در امری اجتماعی مشارکت می‌نماید، انگیزه و تعهد خویش را در قبال افراد جامعه و نیز خود جامعه به منصه ظهور می‌رساند و با این عمل خود، گامی مثبت و رو به جلو در جهت افزایش همبستگی اجتماعی با دیگر اعضای جامعه