دانلود پایان نامه

تایی: ham- «تابستان» (رایشلت، 1911: 66)؛ šam- «تابستان» در ترکیب maiδiiōišam- (رایشلت، 1911: 299)؛ فارسی میانه: hāmēn (نیبرگ، 1974: 91)؛ hāmīn در فارسی «خمینه» = باران غیر فصل که ظاهرا باید باران تابستانی معنی دهد (بهار، 1345: 6)؛ hāmīn [hˀmyn’] «تابستان» (مکنزی، 1971: 41)؛ فارسی میانه ترفانی: hāmīn [hˀmyn] (بویس، 1977: 45؛ نیبرگ، 1974: 91)؛ پازند: hāmīn (نیبرگ، 1974: 91)؛ فارسی نو: هَمین «تابستان» بر وزن زمین از پازند آن (دهخدا)؛ هامین (نیبرگ، 1974: 91)؛ انگلیسی: summer «تابستان»؛ معادل عربی: الصیف.
ترکیبات:
hāmīnīg [hˀmyn’yk] «تابستانی»
§§§
ham-paymānagīh [hmptmˀnkyh]
(نجوم: سیارات)
* هم پیمانگی: اقتران، اجتماع
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: واژه پهلوی ham-paymānagīh مرکب است از: پیشوند ham- «هم-» + paymānag «پیمانه، اندازه» + پسوند اسم معنی ساز -īh «ـی». در نتیجه، این واژه بطور تحت اللفظی به معنی «هم اندازگی» و «همسانی» است؛ اما در حوزه نجوم به معنی «اجتماع» و «اقتران» است. در اصطلاح هیأت، اقتران یا قران یا مقارنهء دو کوکب، هنگامی است که آن دو در مجاورت هم و در یک برج قرار می‌گیرند (بیرونی، 1352: 208، 209). در بندهشن، این واژه در چند جا بکار رفته است، که هر بار منظور از آن «اقتران» بوده است:
در فرگرد 5الف، بند 7: «از این اباختران، مهر تاریک و موش-پری، در دوران آمیزش، به هم پیمانگی در زیر خورشید و به گردونه خورشید؛ و ماه تاریک به گردونه ماه بسته شده‌اند»؛ در فرگرد 5، بند 4: «اندر این سپهر، مهر تاریک (=سیارۀ مهر، خورشید اباختری) به خورشید (مهر روشن، خورشید اختری) و ماه تاریک (=سیاره ماه، ماه اباختری) به ماه گوسپند تخمه (ماه روشن، ماه اختری) حمله بردند. [اما، مهر و ماه روشن] آن دو را به هم پیمانگی (=در اقتران) به گردونۀ (=مسیر، مدار، فلک) خود بستند»؛ در فرگرد 5ب، بند 12: «در آغاز هنگامی که اهریمن درتاخت، چنان شد که مهر و ماه تاریک، به سبب هم پیمانگی با گردونه خورشید و ماه، نتوانستند گناهکاری کنند».
توضیح اینکه، مهر تاریک و ماه تاریک بنا بر بندهشن (5الف: 7) جزء اباختران یا سیارات هفت‌گانه اند، اما تنها دلیل سعد بودن یا کرفه گر بودن آنها مطابق بندهشن (5ب: 12)، این است که دائماً در حالت اقتران یا هم پیمانگی با مهر و ماه روشن اند. لازم به ذکر است که مهر و ماه روشن، مینویِ مهر و ماه اند و در خورشید-پایه و ماه-پایه قرار دارند؛ اما، جایگاه مهر و ماه اباختری (یا تاریک) در زیر فلک البروج است.
اما به دلیل همراه بودن مینوی خورشید با خورشید اباختری و همراه بودن مینوی ماه با ماه اباختری، تاثیرات نیک خورشید و ماه به خورشید و ماه مینوی (=اختری، روشن) و تاثیرات بد آنها به خورشید و ماه مادی (اباختری، تاریک) نسبت داده می‌شود. همین مسئله در مورد سیارات دیگر نیز صادق است چراکه آنها نیز دارای دو صورت مادی و مینوی هستند. برای نمونه، هرمزد، دو وجه دارد یکی مینوی که به اهورامزدا اشاره دارد که جایگاهش در گاه هرمزد است؛ و دیگری هرمزد مادی یا اباختری است که جایگاهش در زیر فلک البروج است. مطابق بندهشن (1: 52)، «هرمزد، دارای دو وجود است: نخست مینوی، و [سپس] مادی». اناهید، کیوان، بهرام، و تیر نیز هم از امشاسپندان یا ایزدان مینوی هستند و هم از اباختران و سیارات اهریمنی.
این اقتران دایمی با مهر مینوی، برای موش-پری (ستارۀ دنباله دار هالی) وجود ندارد و با آنکه این ستارۀ دنباله دار به گردونه خورشید یعنی مدار خورشید (=دایره البروج) بسته شده است، گاهی از مدار خارج شده و «هرزه» می‌شود، و در آن صورت شروع به فرو فرستادن بدی به جهانیان می‌کند. این ستاره دنباله دار تنها زمانی که با خورشید در حالت اقتران قرار می‌گیرد، از دید ناظر زمینی پنهان می‌شود و در نتیجه، توان گناهکاری را از دست می‌دهد. به همین خاطر است که در بندهشن (5: 5) آمده است: «خورشید موش-پری را به هم پیمانگی (=در اقتران) به گردونۀ (=مدار) خود بست تا کمتر توان گناه کردن داشته باشد. چراکه اگر هرزه (=از مدار خورشید خارج) شود تا باز بسته شود، بسیار گناه کند»؛ و یا مطابق فرگرد 5الف، بند 6: «هنگامی که موش-پری دمدارِ پردار جست، خورشید او را به گردونۀ (=مدار) خویش بست تا توان گناه کردن نداشته باشد. چراکه اگر هرزه (=از مدار خورشید خارج) شود تا باز به هم پیمانگی (=در اقتران) خورشید بیاید و بسته شود بسیار گناه کند».
بنا بر بندهشن (5الف: 8): «دیگران [=اباختران دیگر] نیز به همان گردونۀ خورشید، به درازی و کوتاهی، بسته شده اند و ایشان را از آن پیمانه بیش داشتن نتوان. چراکه کیوان و هرمزد و بهرام هریک به صد و هشتاد درجه از مهر و تیر به هزار و هشت صد و پنجاه دقیقه و اناهید به دو هزار و هشت صد و سی و یک دقیقه از مهر بسته شده‌اند». توضیح اینکه، گردونه خورشید، همان مسیرخورشید یا دایرهالبروج است و بالطبع همه سیارات در این مدار حرکت می‌کنند یا مطابق بندهشن، «به گردونۀ خورشید بسته شده اند». اما، از آنجا که سه سیارۀ هرمزد، کیوان، و بهرام جزء سیارات علوی هستند، محدودیتی برای موقعیت خود در دایرهالبروج ندارند و در نتیجه می‌توانند در هر جایی از دایرهالبروج قرار بگیرند. از آنجا که حداکثر فاصله ای که یک سیاره می‌تواند با یک سیارۀ دیگر داشته باشد هنگامی است که در مقابله با آن سیاره باشد، حداکثر فاصله این سیارات علوی با خورشید نیز، در هنگام مقابله یعنی 180 درجه است. از طرفی، دو سیارۀ اناهید و تیر، جزء سیارات سفلی یا زیرین هستند و فاصله آنها با خورشید، بر دایرهالبروج، از دید ناظر زمینی، نمی‌تواند بیشتر از نصف قطر مدارشان باشد که در مورد زهره که مدارش بزرگتر از تیر است، 47 درجه و 10 دقیقه و در مورد تیر، 30 درجه و 50 دقیقه است. بنابراین، همه اباختران یا سیارات «به گردونۀ خورشید بسته شده‌اند» یعنی در دایره البروج حرکت می‌کنند؛ هر یک «به پیمانه ای» یعنی به اندازه خاصی از خورشید فاصله دارند؛ حداکثر فاصله آنها 180 درجه است، که در نجوم به این حالت «مقابله» می‌گویند؛ حداقل فاصله آنها با خورشید، صفر درجه، یعنی «هم پیمانگی» است، که در نجوم، به این حالت «اقتران یا اجتماع» می‌گویند.
ریشه شناسی: این ترکیب تشکیل شده است از: پیشوند ham- «هم-» + paymānag «پیمانه، اندازه» + پسوند اسم معنی ساز -īh «ـی». که بر رویهم لفظاً به معنی «هم اندازه بودن» است و «هم اندازه بودن» کواکب به معنی اجتماع یا اقتران آنها در یک برج و وضعیت در دایرهالبروج می‌باشد. ریشه اصلی واژه paymān در اوستایی māii- به معنی «اندازه گرفتن» است که پسوند pati- به آن اضافه شده است. این فعل در فارسی نو برابر است با «پیمودن»: هند و ایرانی آغازین: : *samHa- + *prati- + *māna- + *ka- (لوبوتسکی، 2009: 94، 66)؛ سانسکریت:مرکب از sam- «هم» + ریشه prati-mā- «اندازه داشتن»، mā́na- «اندازه»، + پسوند ثانویه -ka (مونیرویلیامز، 1960: 669)؛ اوستایی: مرکب از ham- + pati- + ریشه mā- «اندازه گیری کردن» (رایشلت، 1911: 252) + پسوند اولیه -na + پسوند ثانویه -ak ؛ فارسی باستان: مشتق از ریشه mā- (کنت، 1953: 201)؛ فارسی میانه: ham-paymānagīh «تبعیت، وابستگی» (بهار، 1345: 53)؛ مشتق از patmānak [ptmˀnk’] «اندازه، بُعد» (نیبرگ، 1974: 158)؛ paymānag [ptmˀnk’] (مکنزی، 1971: 67)؛ فارسی میانه ترفانی: مشتق از [pymˀn] (نیبرگ، 1974: 158)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: مشتق از [pdmˀn] (نیبرگ، 1974: 158)؛ پازند: مشتق از paēmą(n) (نیبرگ، 1974: 158)؛ فارسی نو: هم پیمانگی؛ معادل انگلیسی: conjunction ؛ معادل عربی: اقتران، اجتماع، قران.
§§§
Hamspa(s)mēdim [hmˀsps/t-, hmˀspˀ-mˀ(y)dym | Av. hamaspaϑmaēdaēm]
(تقسیمات سال: گاهنبار)
* همسپهمدیم، به معنی «اتحاد آفرینش»: نام گاهنبار ششم؛ اعتدال بهاری

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع نرخ بازگشت سرمایه

دسته بندی : علمی