دانلود پایان نامه

تهدیدهای مدنظر کنشگران مختلف مورد مصاحبه، عموماً بیرونی است، یا به خطر احتمالی جنگ علیه ایران اشاره دارند، یا به تشدید فشار دستگاه‌های امنیتی و قضایی. البته، برخی از کنشگران نیز اذعان داشتند که اگر تهدیدهای بیرونی افزایش یابد، احتمال اینکه اختلافات درونی نیز به تهدید تبدیل شود، وجود دارد. اما، در قبال تهدیدهای بیرونی، اولویت‌ها و مواضع متفاوتی میان کنشگران مختلف جنبش زنان مشاهده می‌شود. برخی در مورد تهدیدهای جدی همچون جنگ به اولویت‌های دیگری به جای اولویت مسائل زنان توجه دارند. به عنوان مثال، زهرا شجاعی در مورد احتمال وقوع جنگ علیه ایران می‌گوید: «در حال حاضر موجودیت جمهوری اسلامی مهم است، و باید این را حفظ کرد. ما منافع ملی را مقدم می دانیم بر منافع زنان. یعنی در شرایطی که کشتی در حال غرق شدن است، آن موقع ما دیگر مسائل زنان را مطرح نمی کنیم، ولی اگر کشتی نجات یافت، ما قطعاً می توانیم در زمینه زنان با هم کار کنیم». مشابه چنین رویکردی در میان جمعی از زنانی که گروه «مادران صلح» را تاسیس کردند نیز قابل ردیابی بود. برخی از آنها در اظهارات خود مهمترین مشکل را خطر جنگ و فضای جنگی عنوان می‌دارند.
اما در میان سایر کنشگران، رویکردهای دیگری نیز وجود دارد. بیشتر کنشگران برای مسائل زنان اولویت بیشتری قائل هستند و تهدیدها و فرصت‌های بیرونی را نتیجه معادلات سیاسی می‌دانند. به عنوان مثال، فریده ماشینی در این باره می‌گوید: «متاسفانه، خیلی بد است که ما وابسته هستیم به اینکه تغییرات فضای سیاسی سرنوشت ما را مشخص کند». البته، وی نیز به تهدیدهای نظامی اشاره می‌کند: «در مورد جنگ هم باید بگویم که خطری جدی است. و نمی توانیم در تحلیل‌های‌مان جنگ را نادیده بگیریم. اصلاً الان ما در شرایط جنگی هستم. تحریم، اولین مرحله جنگ است، و فقط ظاهر آن را ندارد». وی در میزگرد ماهنامه زنان نیز به برخی از تهدیدها اشاره می‌کند و «قطبی‌شدن» فضای سیاسی را پروژه‌ای برای سرکوب نیروهای میانه قلمداد می‌کند: «برخی دلشان می‌خواهد فضا قطبی شود. در این فضا، یا شما برانداز تلقی می‌شوید یا به تمام سیاست‌ها و رفتارهایی که در جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد، معتقدید. تلاش می‌شود که این اتفاق بیافتد و راه بر حرکت‌های میانه بسته شود» (ماهنامه زنان، شماره 145).
بدین ترتیب، هر قدر از اولویت‌های سیاسی فاصله گرفته می‌شود، تهدیدهای احتمالی مورد توجه کنشگران بیشتر به منازعات قدرت در داخل کشور معطوف می‌شود. بر همین اساس، ناهید کشاورز معتقد است که: «مهمترین تهدیدها، تهدیدهای امنیتی است». در واقع، دستگاه‌های امنیتی-اطلاعاتی داخل کشور و همچنین ابزارهای قضایی و انتظامی که در اختیار آنها قرار دارد، جدی ترین تهدید علیه فعالیت‌های کنشگران مختلف جنبش زنان به حساب می‌آید. البته، نحوه عملکرد این دستگاه‌ها از نظر برخی از کنشگران متاثر از معادلات بین‌المللی است. نازی اسکویی در این باره می‌گوید: «اگر این‌ها [دولتمردان داخلی] با امریکا سازش کنند، چون خیلی تنش‌های خودشان کم می‌شود، ممکن است نیروهای مترقی را بزنند. البته، اگر جنگ هم بشود، فشارهای بیشتر می‌شود». در تحلیلی مشابه، خدیجه مقدم می‌گوید: «امنیتی شدن فضا بیشترین لطمه را به کار ما می‌زند. به خاطر همین شرایط نه جنگ و نه صلح، فضا باز هم بسته می شود. چون تحریم ها هم اگر زیاد شود، اصلاً دیگر برای مردم نفس نمی ماند که درباره این چیزها فکر کنیم». وی سپس استدلال می‌کند: «من فکر می کنم حتی اگر یک گلوله به طرف ایران شلیک شود، مسئله حقوق بشر و حقوق زنان فراموش می‌شود. من جنگ را جدی ترین خطر می بینم. ما نباید بگذاریم که این اتفاق بیافتد. البته، اگر مصالحه هم انجام شود، ممکن است این وسط مردم را قربانی کنند. در واقع، مسلماً مصالحه با امریکا بر سر دموکراسی و حقوق بشر نیست».
شادی صدر نیز با نظری مشابه، پیش‌بینی بسته‌تر شدن فضای سیاسی را دارد: «در مورد فشار خارجی، بحث من این است که اگر تحریم از یک مرحله ای بگذرد یا بحث جنگ از یک مرحله ای جدی‌تر شود، دیگر فشارهای بین المللی [برای رعایت حقوق زنان] تاثیر گذار نیست. پیش بینی من این است که تحریم جدی تر می شود، برای همین فکر می کنم فضای سیاسی بدتر می شود. همین الان هم در اوضاع نه صلح و نه جنگ هستیم». مشابه چنین تحلیلی توسط نوشین احمدی خراسانی نیز مطرح می‌شود: «اگر در سال آینده تنش‌های بر علیه ایران بیشتر شود یا برعکس روابط با امریکا برقرار شود، در هر دو حالت این به ضرر ما است. البته، برقراری ارتباط در کل برای جامعه بد نیست، اما ممکن است به جنبش‌های اجتماعی صدمه بزند و جنبش‌ها به خفا بروند». در مجموع، بسته‌تر شدن فضای سیاسی، افزایش فشار دستگاه‌های امنیتی و قضایی، و همچنین تغییر معادلات بین‌المللی اصلی‌ترین تهدیدهای پیش‌روی کنشگران جنبش زنان به حساب می‌آیند.
فرصت‌های پیش رو
با وجود فشارها و هزینه‌هایی که بویژه پس از قدرت گرفتن نیروهای موسوم به اصولگرا بر جنبش زنان تحمیل شده است، اکثر کنشگران از فرصت‌های امیدبخشی برای ادامه مسیر صحبت می‌کنند. برخی از آنها به تحولات درون جامعه نظر دارند؛ و برخی دیگر، تحولات بین‌المللی را برجسته می‌دانند.
نازی اسکویی در مورد تاثیر تحولات درون جامعه بر گشایش فرصت‌های جدید برای جنبش زنان معتقد است که: «اعتراضات کارگری در حال افزایش است، یعنی انجسام کارگران در حال افزایش است. دانشجویان و زنان هم منسجم تر می‌شوند. یعنی فکر می‌کنم که مقاومت‌ها هم بیشتر می‌شود. و اینکه فشارها زیاد می‌شود، همین ممکن است باعث انسجام هم بشود». شادی صدر نیز به احتمال شکل‌گیری برخی مقاومت‌های خودبخودی اشاره می‌کند: «فکر می‌کنم تا یک سال دیگر، یک حرکت ضد حجاب صورت بگیرد، به خصوص اگر طرح امنیت اجتماعی را این‌ها [دولتمردان] بخواهند ادامه دهند. البته فکر می کنم یکی دو تا قانون، مثل این قوانین ارث و دیه تغییر می‌کند». بر همین اساس، محبوبه عباسقلی‌زاده می‌گوید: «ممکن است که برخی مطالبات حقوقی به دلیل کنش های اعتراضی زنان برآورده شود. من فکر می کنم برای این که جنبش زنان همین طور جلو برود، باید فرم های آلترناتیو اعتراضی پیدا کنیم».
برخی دیگر از کنشگران به فرصت‌های ارتباطی زنان اشاره می‌کنند. مرضیه مرتاضی در این باره می گوید: «چیز خوبی که در دنیا اتفاق افتاده همین انقلاب الکترونیک است که مردم دنیا را به هم نزدیک کرده است. به نظرم آدم می‌تواند هم فکرانش را اگر در کشورش پیدا نمی کند، جای دیگر پیدا کند. برای من گرچه هویت ملی مهم است ولی فکر می کنم نوعی جهان وطن هستم. و از این طریق هم می‌توان تاثیر گذاشت». ناهید کشاورز نیز به ابعاد دیگری از فرصت‌ها اشاره می‌کند: «به هر حال جنبش زنان بخت آن را داشته است که در زمانه ای زیست می کند که فضای جهانی به نفع گفتمان حقوق بشر و حقوق زنان است. نسل زنانی تحصیل کرده مخاطب این جنبش است که از شرایط فعلی ناراضی است. رسانه های جدید نمی گذارد که صدای زنان به کلی خاموش شود و جنبش زنان بسیار خواسته محور است، اهدافش روشن است و ابزارهای کارش را هم می شناسد و تلاش های دهه های اخیر فعالانش توانسته گفتمان حقوق زنان را در جامعه ملی و بین المللی برجسته کند. جنبش زنان این بخت را دارد که در زمانه ای زندگی می کند که گفتمان تکثر و دموکراسی خواهی گفتمان غالب جهانی است. چند صدایی در میان مراجع مذهبی رو به گسترش است و همه این ها امکانات جنبش زنان است. جنبش بسیار دمکراتیک تر شده است و هر روز نیروهای جدیدی به آن می پیوندد».
در مجموع، کنشگران جنبش زنان نگاهی امیدوارانه به آینده دارند، و حتی تلاش می‌کنند که هزینه‌ها و فشارها را به فرصت تبدیل کنند. به عنوان مثال، فریده ماشینی می‌گوید: «فشار و محدودیت خوب نیست، اما از طرفی همین محدودیت‌ها زمینه خلاقیت است. یعنی ما یاد می‌گیریم که در شرایط محدود چطور کار بکنیم». شهلا شرکت نیز نگرشی مشابه دارد و می گوید: «من به کارهایی که کرده ام به شکل هزینه نگاه نمی کنم. ما داریم مبارزه می کنیم، ما در این جریان خیلی چیزها به دست آوردیم. […] فکر می کنم هیچ قدرتی نمی تواند این حرکت را به عقب برگرداند. هر راهی که بسته شد باید رفت از یک کوچه دیگر ولی توقف نباید بکند». چنین روحیه‌ای را می‌توان در میان غالب کنشگران جریان‌های مختلف جنبش زنان مشاهده کرد.
فصل پنجم: جمع بندی و نتیجه گیری
جستجوی «معانی ذهنی کنشگران جنبش زنان» موضوعی بود که در این تحقیق مورد توجه قرار گرفت. موضوعی که در سطوح مختلف از مختصات عینی و بیرونی جنبش زنان گرفته تا مختصات ذهنی و درونی آن مد نظر محقق بود. در این تحقیق تلاش شد با گردآوری اطلاعات لازم درباره اقدامات و رویدادهای جمعی کنشگران جنبش زنان، و همچنین چگونگی سازماندهی، ائتلاف‌ها و برنامه‌های عمل موجود در جنبش، مختصات عینی آن ترسیم شود؛ و سپس با بررسی معانی ذهنی کنشگران از رهگذر مصاحبه با آنها یا مطالعه مقالات‌شان، مختصات ذهنی جنبش زنان شناسایی شود. در مجموع، یافته‌های این تحقیق را می‌توان زمینه ای مقدماتی برای توصیف وضعیت جنبش زنان ایران، با تکیه بر معانی ذهنی کنشگران آن دانست.
در این فصل، پس از خلاصه‌سازی و جمع‌بندی داده‌های تحقیق به نتیجه‌گیری از یافته‌ها پرداخته می‌شود. بطوریکه ابتدا، جمع‌بندی یافته‌ها در قالب ترسیم مختصات عینی و ذهنی جنبش مرور می‌شود، و سپس به نتیجه گیری از این یافته‌ها در جهت شناخت ویژگی‌های جنبش زنان در ایران پرداخته می‌شود. در انتها نیز مشکلات عملی پژوهش و پیشنهاداتی برای آینده پژوهش در این حوزه ارائه می‌گردد.
ترسیم نقشه جنبش زنان
در فرایند انجام این تحقیق، تلاش شد تا با مستندسازی رویدادها و اقدامات جمعی کنشگران جنبش زنان، عینیت مبارزات آنها نشان داده شود. اما از آنجایی که جنبش‌های اجتماعی در سراسر دنیا، واقعیت‌هایی سیال، عمدتاً ناپیدا و همچنین غیر رسمی هستند، لذا روایت و تاریخ «رسمی» نیز درباره آنها بسیار کم است. جنبش‌های اجتماعی، سازمان‌هایی رسمی نیستند که توسط کارمندانش ثبت و ضبط شوند، یا در بایگانی‌ها و دبیرخانه‌ها اسنادی طبقه بندی شده از آنها موجود باشد، یا اینکه سالیانه گزارش‌هایی از آنها تهیه شده و برای کتابخانه‌ها ارسال شود. جنبش‌ها، موجود اجتماعی پیچیده و فراری هستند که عمدتاً از دید عینک‌های رسمی پنهان می‌مانند. بویژه، این خصیصه در جوامع غیر دموکراتیک، چندین برابر تشدید می‌شود. بطوریکه در این جوامع، جنبش‌ها آگاهانه تلاش می‌کنند تا جایی که لازم است دیده نشوند. آنها تنها زمانی خود را نمایان می‌سازند که کنشی اعتراضی در کار باشد. از این نظر، مطالعه جنبش‌های اجتماعی به اندازه خود این جنبش‌ها پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. در این تحقیق نیز تلاش شد تا به جای جستجوی اسناد رسمی که عموماً چیزی با عنوان جنبش زنان در آنها نایاب است، به روایت‌های غیر رسمی و شفاهی کنشگران این جنبش توجه شود. لذا مسیر انجام این تحقیق، از درون میدان عمل کنشگران آن عبور کرد.
پس از مروری تاریخی بر گذشته جنبش زنان در ایران، از مشروطه تا دوره معاصر؛ رویدادهای جمعی و اقدامات کنشگران جنبش زنان در ده سال اخیر با تمرکز بیشتری مورد بررسی قرار گرفت. در این دوره ده‌ساله، اقدامات تاثیرگذار بیرونی، سازمان‌ها و ائتلاف‌های کنشگران جنبش، و چالش‌های آنها در جریان عمل مطالعه شد و در نهایت پنج جریان در جنبش زنان ایران شناسایی شد. البته، جنبش زنان از آنجایی که پدیده سیالی است، نمی توان ادعا کرد که میان این جریان ها خط و مرزهای دقیقی وجود دارد، اما بر اساس تفاوت هایی که بیشتر در کنش جمعی آنها مشاهده شد، بویژه بر مبنای استراتژی‌ها و برنامه‌های عملی و ائتلاف‌هایی که بر این اساس شکل گرفته‌اند، این جریان‌ها به عنوان جریان‌های واقعاً موجود شناسایی شدند. در مرتبه اول می توان به گروه های فعال تحت برنامه عمل «کمپین یک میلیون امضاء» به عنوان گسترده ترین جریان جنبش اشاره کرد. پس از آن می توان از جمع کنشگرانی که تحت نام «گروه میدان زنان» فعالیت می‌کنند، نام برد. دسته سوم، زنان اصلاح طلب هستند که به نیروهای سیاسی دوم خردادی نزدیکی دارند. چهارمین گروه، زنانی با گرایش های چپ‌گرایانه که سابقاً تحت ائتلاف هواداران حرکت جهانی فعال بودند، و آخرین گروه نیز زنان ملی-مذهبی هستند. شایان ذکر است که سه جریان اول، در حال حاضر فعال هستند و بیشتر نمود بیرونی دارند، اما دو جریان دیگر در زمان انجام تحقیق غیرفعال بودند.
در مرحله بعد، بر اساس مصاحبه‌های زمینه یابی، آگاهی‌دهندگان هر یک از این جریان‌ها مشخص شدند، تا معانی ذهنی موجود در جنبش زنان مورد کنکاش قرار گیرد. طی مصاحبه‌های عمیقی که با کنشگران شاخص هر یک از این پنج جریان انجام شد و همچنین مطالعه مطالب مکتوب آنها، معانی ذهنی آنها در سه حوزه «تحلیل وضعیت موجود»، «چگونگی تغییر این وضعیت»، و «چالش‌های موجود در عمل» مورد پژوهش قرار گرفت. بر این اساس می‌توان یافته‌های تحقیق در حوزه معانی ذهنی را در جداول زیر به صورت خلاصه نشان داد:
تحلیل وضعیت موجود
تحلیل وضعیت زنان برخی از زنان بر مسائل اقتصادی همچون فقر و بیکاری زنان تاکید داشتند. زنان جریان‌های چپ‌گرا و ملی مذهبی بیشتر بر این مسائل تاکید داشتند.
گروهی از زنان صرفاً بر مسائل حقوقی و قانونی توجه داشتند و بر عوامل ذهنی و نگرش جنس دومی نسبت به زنان تاکید داشتند.
اما بیشتر کنشگران مورد مصاحبه بر مجموعه از عوامل تاکید داشتند. برجسته ترین این عوامل عبارت بودند از: 1) قوانین تبعیض آمیز در حوزه خانوده، 2) خشونت علیه زنان، 3) نابرابری‌های اقتصادی همچون فقر و بیکاری، 4) پوشش اجباری.
در مجموع، سه الگوی تحلیلی برای بررسی وضعیت زنان برجسته بود: 1) توجه به عوامل اقتصادی، 2) نظام نوبنیادگرایی، 3) نظام چندهمسری.
تحلیل وضعیت اجتماعی-سیاسی اکثریت کنشگران مورد مصاحبه بر بسته شدن فضای عمل در جامعه مدنی و افزایش محدودیت‌های سیاسی، به نسبت‌های مختلفی، تاکید داشتند.

مطلب مرتبط :   برنامه‌های توسعه

دسته بندی : علمی