دانلود پایان نامه

).
از جمله مهمترین تغییراتی که در خصوص وضعیت زنان در دوره پهلوی دوم روی داد، باید به کسب حق رای در نتیجه مبارزه ای پر فراز و نشیب و همچنین تصویب قانون حمایت از خانواده اشاره کرد. در این دوره، گروه ها و سازمان های مختلف زنان با رویکردهای متفاوت ایجاد شدند. در دهه 1320، رشد سازمان ها و نشریات زنان بسیار زیاد بود. اما در دوره پس از کودتا به تدریج سازمان های زنان محدود به حضور یک سازمان رسمی و دولتی شدند و عملاً جنبش مستقل زنان مجدداً دچار افول و نهفتگی شد. البته، در اواخر دوران سلطنت محمدرضا شاه به دلیل گسترش فضای انقلابی، زمینه هایی برای حضور زنان در سازمان های مستقل (اما سیاسی) فراهم شد.
سازمان ها و نشریات زنان
کانون بانوان در آغاز تنها تشکلی بود که از دوره پهلوی اول به جا مانده بود. اما به تدریج با پیدا شدن رقبای جدید و از بین رفتن حمایت دولتی از قدرت آن کاسته شد. گروه ها و سازمان های متعددی در ابتدای دهه 1320 فعالیت در زمینه زنان را آغاز کردند. «تشکیلات زنان ایران» وابسته به حزب توده یکی از مشهورترین این سازمان ها بود. تشکیلات زنان ایران در سال 1321 تاسیس شد. مریم فیروز، زهرا اسکندری، و اختر کامبخش از جمله اعضای اصلی آن بودند. این تشکیلات در زمینه های متعددی فعالیت می کرد، از آموزش و بهداشت زنان گرفته تا حقوق سیاسی آنها مانند حق رای. از سال 1322، نشریه ای با نام «بیداری ما» به عنوان ارگان این تشکیلات آغاز به فعالیت نمود. این تشکیلات به دلیل سرکوب حزب توده در سال 1328 منحل شد اما مجدداً از سال 1330 با نام «سازمان زنان ایران » فعالیت خود را از سر گرفت. در این دوره، نشریه ای نیز با عنوان «جهان زنان» از سال 1329 توسط زنان توده ای منتشر می شد. سازمان زنان ایران در سال های 30 تا 32 فعالیت زیادی در زمینه حق رای زنان انجام داد. همچنین در سال 1331 تجمعی به مناسبت روز جهانی زن (هشت مارس) در تهران با حضور 5000 زن برگزار کرد (احمدی و اردلان، 1382: 242-246).
از دیگر سازمان های مهم این دوره می توان به «حزب زنان ایران» اشاره کرد. این حزب در سال 1321 توسط فاطمه سیاح و صفیه فیروز تاسیس شد. عمده تمرکز این حزب بر مسئله حق رای زنان بود و نشریه ای با عنوان «زنان ایران» از سال 1324 توسط این حزب منتشر می شد. البته، حزب زنان ایران، بعدها به «شورای زنان ایران» تغییر نام داد. اولین برنامه رادیویی بانوان ایران به همت این شورا اجرا شد. شورای زنان ایران، به غیر از تهران در شهرهای دیگری مانند شیراز نیز شعبه داشت. از دیگر فعالیت های شورا، برگزاری کنفرانس بین المللی زنان (با حضور نمایندگان زنان 11 کشور) در سال 1339 در تهران بود. همچنین، مهرانگیز منوچهریان از سال 1338 به عنوان مشاور حقوقی با این شورا همکاری می کرد. «جمعیت زنان ایران» نام تشکل دیگری است که توسط بدرالملوک بامداد، سردبیر مجله «زن امروز» در سال 1321 تاسیس شد. نام این جمعیت در سال 1335 به «سازمان زنان طرفدار اعلامیه حقوق بشر» تغییر یافت. (احمدی و اردلان، 1382: 436-441).
تا قبل از کودتای 1332 تشکل ها و سازمان های دیگری نیز در زمینه مسائل زنان فعال بودند. اسامی برخی از آنها عبارتند از «تشکیلات زنان آذربایجان »، «سازمان زنان حزب دموکرات»، «انجمن معاونت عمومی زنان شهر تهران»، «جمعیت ماماهای ایران»، «کمیته هنر بانوان»، «سازمان زنان زرتشتی»، و «سازمان بانوان یهود». همچنین نشریاتی نیز در این دوره در ارتباط با مسائل زنان منتشر می شدند: «آزادی زنان» به وسیله ظفردخت اردلان، «عالم نسوان» توسط فاطمه مسباح، و «زنان پیشرو»، و «قیام زنان» (پایدار، 1379: 227-228). اما پس از کودتا علیه دولت دکتر مصدق، برخی از انجمن های زنان مانند سازمان زنان ایران (حزب توده) غیر قانونی شدند. به تدریج، زنان دربار به گروه های زنان نفوذ کردند و در نهایت توانستند جنبش زنان را در قالب یک سازمان دولتی متمرکز و رسمی کنند. البته، فاصله سال های 1339 تا 1342 باز تاحدودی فعالیت های زنان دچار پویایی شد، اما از سال 1345 که سازمان زنان ایران تاسیس شد، دیگر تنها گروه ها و افراد معدودی بودند که به فعالیت مستقل می پرداختند. و از همین سال ها بود که زنان بسیاری جذب گروه های انقلابی و چریکی شدند.
«جمعیت راه نو» نام تشکلی بود که در سال 1334 در تهران تاسیس شد. عمده فعالیت های این جمعیت، خدماتی و خیریه ای بود. این جمعیت توانسته بود شعباتی در شهرستان های آبادان، اهواز و کرمانشان تاسیس کند و در سال 1338 به عضویت اتحادیه بین المللی زنان درآمد. مهرانگیز دولتشاهی و فاطمه پیرنیا از جمله اعضای اصلی این جمعیت به شمار می آمدند (احمدی و اردلان، 1382: 456-458). در سال 1338، تشکل دیگری با عنوان «جمعیت بیداری زنان» توسط اعظم سپهرخادم راه اندازی شد. و مجله ای با عنوان بیداری زنان، ارگان رسمی این جمعیت بود. خدمات اجتماعی به زنان فقیر جزء فعالیت های اصلی این جمعیت بود. سیمین بهبهانی نیز یکی از اعضای اصلی جمعیت بیداری زنان بود (احمدی و اردلان، 1382: 462).
سازمان ها و تشکل های صنفی و خیریه ای بسیاری نیز در فاصله سال های 1335 تا 1345 تاسیس شدند که نام برخی از آنها عبارت است از: «انجمن بانوان فرهنگی، انجمن پرستاران ایران، کانون بانوان پزشک، انجمن ذوالفقار، انجمن خیریه ثریا پهلوی، جمعیت 17 دی، جمعیت زنان کارمند، و انجمن بانوان آشوری و کلدانی» (احمدی و اردلان، 1382). اما در سال 1335، مسیر جدیدی در جنبش زنان آغاز شد. در نتیجه همگرایی تعدادی از سازمان های زنان، ائتلافی با عنوان «شورای همکاری جمعیت های بانوان ایران» شکل گرفت. در ابتدا سازمان هایی همچون «کانون بانوان ایران» و «شورای زنان ایران» در این ائتلاف حضور داشتند و به تدریج سازمان هایی مانند «جمعیت بیداری زنان»، و «جمعیت 17 دی» نیز به آن پیوستند. فعالیت اصلی این شورا در زمینه تاسیس مدارس دخترانه در مناطق محروم بود. طرح ایجاد «خانه زنان» نیز توسط این شورا پیگیری شد. اگرچه در مرحله نخست تاسیس این شورا رویکردی مستقل از حکومت داشت، اما به تدریج نفوذ زنان دربار و خاندان سلطنتی در میان تشکل های زنان افزایش یافت.
در سال 1337، اشرف پهلوی اقدام به تاسیس «شورای عالی زنان» نمود. و در سال 1339 با تغییر نام به «شورای عالی جمعیت های زنان ایران» در موازات شورای همکاری، باعث انحلال شورای همکاری شد. در شورای عالی، ابتدا 13 جمعیت زنان عضو بودند، اما به تدریج تعداد آنها به 20 جمعیت افزایش یافت. در ابتدا، جمعیت ها با هویت جمعی در شورای عالی پذیرفته می شدند، اما به تدریج هویت فردی رهبران این جمعیت ها برجسته تر شد، تا اینکه سرانجام با تاسیس «سازمان ملی زنان» در سال 1345 اکثر تشکل های مستقل زنان در این سازمان حل شدند. به تدریج، سازمان زنان ایران به یک دستگاه اداری عظیم مبدل شد که تا سال 1356، با 70 هزار عضو، حدود 400 شعبه در تمام استان های کشور داشت. ریاست سازمان ملی زنان در دهه 1350 به مهناز افخمی واگذار شد. فعالیت های اصلی سازمان زنان ایران، رفاهی، خیریه ای و آموزشی بود. ارتقاء بهداشت و آموزش زنان در مناطق روستایی را می توان جزء فعالیت های مثبت این سازمان دولتی به شمار آورد (احمدی و اردلان، 1382: 469-510 و ساناساریان، 1384: 129-144).
«اتحادیه زنان حقوقدان ایران» یکی از معدود تشکل های زنان بود که در این دوره مستقل از سازمان زنان ایران فعالیت می کرد. این اتحادیه به همت مهرانگیز منوچهریان در خرداد 1340 تاسیس شد و تعداد اعضای آن حدود 30 زن حقوقدان، وکیل یا استاد دانشگاه بود. همچنین، این اتحادیه عضو اتحادیه بین المللی زنان حقوقدان بود (احمدی و اردلان، 1382: 141). از جمله نشریاتی که در سال های پس از کودتا در حوزه زنان توزیع گسترده ای داشت، می توان به «اطلاعات بانوان» و «زن روز» اشاره کرد. اطلاعات بانوان در سال 1336 آغاز به کار کرد، تحت مدیریت این نشریه، در سال 1340، «انجمن بانوان و دوشیزگان» در زمینه امور خیریه ای و خدماتی تاسیس شد. مجله زن روز نیز، از سال 1343 تحت مجموعه روزنامه کیهان در این دوره منتشر می شد (ببران، 1381: 130).
مبارزه برای کسب حق رای زنان
تلاش های زنان برای کسب حق رای یکی از جریان های مهم در دوران پهلوی دوم به شمار می آید. نخستین اقدام در این خصوص مربوط به حزب توده ایران و تشکیلات زنان این حزب است. البته حزب دموکرات (به رهبری قوام) نیز در برنامه های حزبی خود به مسئله حق رای زنان توجه نشان داده بود. در آذربایجان نیز در دوران قدرت گیری حزب دموکرات آذربایجان، زنان توانستند برای مدت کوتاهی از حق رای برخوردار شوند. حزب زنان ایران (شورای زنان) نیز از جمله تشکل های فعال در زمینه حق رای زنان بود. جدی ترین اقدام برای کسب حق رای زنان زمانی روی داد که در لایحه پیشنهادی دولت مصدق برای انتخابات، حق رای زنان گنجانده شد. گروه های مختلف زنان از این لایحه حمایت کردند. زمزمه هایی از همکاری میان گروه هایی مانند سازمان زنان حزب توده، شورای زنان ایران و کانون بانوان هم وجود داشت. از اقدامات جالب توجه در این دوره، می توان به تلاش سازمان زنان حزب توده برای جمع آوری امضاء در تائید حق رای زنان اشاره کرد. بطوریکه آنها توانستند حدود 65هزار امضاء در تائید حق رای زنان جمع آوری کنند.
اما مخالفت ها نیز از همین دوره جدی شد. نیروهای سنت گرا و مذهبی از قبیل فدائیان اسلام و آیت الله کاشانی از جمله مخالفان سرسخت حق رای زنان بودند. آنها سرانجام توانستند مصدق را قانع کنند که بخش مربوط به حق رای زنان را از لایحه انتخابات حذف کند. در نهایت، دولت مصدق در نتیجه کودتای سال 1332 برکنار شد. اما پس از آن، تلاش های زنان برای به دست آوردن حق رای همچنان ادامه یافت. از سال 1335 مجدداً پیگیری حق رای زنان توسط جمعیت های زنان جدی شد. شورای همکاری جمعیت های زنان در ملاقاتی رسمی با شاه در سال 1336، اعطای حق رای و مشارکت زنان در انتخابات مجلس شورا و سنا را خواستار شدند. به تدریج با مداخله دربار، مسئله حق رای گسترده تر شد. در همین زمان مخالفت روحانیون نیز با مسئله حق رای زنان بالا گرفت. آیت الله بروجردی و آیت الله فلسفی از جمله مخالفان حق رای زنان بودند.
در شهریور سال 1339، شورای عالی جمعیت های زنان، تظاهرات محدودی را در مقابل مجلس سنا تدارک دید. در این تظاهرات از نمایندگان مجلس سنا خواسته شد که در خصوص حق رای زنان اقدام کنند. پس از آن، گروه هایی از زنان تلاش کردند تا با شرکت در انتخابات انجمن شهر، منع شرکت زنان در انتخابات را بشکنند. در سال 1341 با روی کار آمدن دولت اسدالله اعلم، حق رای زنان در تصویب نامه «انتخابات انجمن های ایالتی و ولایتی» گنجانده شد. اما این بار نوبت آیت الله خمینی بود که به مخالفت جدی با حق رای زنان برخیزد. وی به تهدید شاه و مقامات دولتی پرداخت و حق رای زنان را مخالف مصالح اسلام توصیف کرد . موج مخالفت ها گسترده شد و حمایت نیروهای سنتی، بازار و اصناف سرانجام توانست شاه و علم را وادار به عقب نشینی کند.
در مخالفت با عقب نشینی دولت، شورای عالی جمعیت های زنان اعلام کرد که جشن سالگرد کشف حجاب اجباری را تحریم و در عوض در اعتراض به لغو حق رای زنان در مقابل کاخ نخست وزیری تحصن می کند. اتحادیه زنان حقوقدان نیز در بیانیه ای این عقب نشینی دولت را محکوم کرد. با صدور فرمان شش ماده ای شاه که به انقلاب سفید مشهور شد، تقابل میان مخالفان و موافقان حق رای زنان بیشتر شد. تا جائیکه زنان تظاهرات و اعتصاب گسترده ای را برای کسب حق رای در تاریخ سوم بهمن 1341 برگزار کردند. سرانجام، رفراندوم ششم بهمن برگزار شد و زنان ایران برای نخستین بار در یک انتخابات ملی شرکت کردند. از آن پس حق رای دادن و انتخاب شدن جزء حقوق سیاسی زنان ایران نهادینه شد. اگرچه، این حق بصورت اعطایی و از بالا برای زنان به دست آمد، اما نمی توان تلاش و پیگیری زنان را برای کسب حق رای نادیده گرفت. بویژه آنکه در دستگاه سلطنت پهلوی نیز علاقه ای نسبت به حقوق زنان وجود نداشت، بلکه بیشتر برای نشان دادن ظاهر مدرن ایران بود که شاه و دربار مجبور به دادن برخی حقوق انسانی به زنان شدند (احمدی و اردلان، 1382: 379-426).
تصویب قانون حمایت از خانواده
از دیگر رویدادهای تاثیرگذار در زندگی زنان در دوره پهلوی دوم باید به تصویب قانون «حمایت خانواده» در سال 1346 اشاره کرد. برای نخستین بار، مهرانگیز منوچهریان در آبان سال 1345 طرحی برای قانون خانواده به مجلس سنا ارائه کرد که تغییرات بسیاری را در جهت برابری زن و مرد در قوانین خانواده در بر داشت. اما این طرح مورد بی توجهی نمایندگان و مطبوعات قرار گرفت. بعد از آن، در اسفند همان سال خبر از ارائه لایحه ای با عنوان «حمایت خانواده» در دولت هویدا شنیده شد. این لایحه که توسط «شورای زنان حزب ایران نوین» تنظیم شده بود، نسبت به طرح منوچهریان تغییرات بسیار محدودتری داشت. اما موج رسانه ای گسترده ای پیرامون این لایحه به راه افتاد و در نهایت در اردیبهشت سال 1346 به تصویب مجلس شورای ملی رسید. بر اساس این لایحه، رسیدگی به اختلافات خانوادگی به دادگاه محول شد و تاحدودی حق طلاق برای زنان در نظر گرفته شد. چندهمسری به اجازه همسر اول محدود شد و تصمیم گیری درباره وضع فرزندان پس از طلاق به دادگاه محول شد.
قانون حمایت خانواده، جایگزینی برای قوانین موجود نبود، بلکه تکمیل کننده قوانین مربوط به خانواده در قوانین مدنی آن دوره بود. به عبارت دیگر، قوانین قدیمی همچنان رایج بودند، مگر آنکه در تعارض با قانون حمایت از خانواده قرار می گرفتند. به کوشش سازمان زنان ایران، بویژه شخص مهناز افخمی و همچنین اتحادیه زنان حقوقدان، خصوصاً مهرانگیز منوچهریان اصلاحاتی در این قانون در سال 1353 انجام شد. بدین نحو که سن ازدواج برای مردان به 20 سال و برای زنان به 18 سال افزایش یافت. همچنین، موافقت دادگاه در مورد ازدواج مجدد مرد به توافق همسر اول، عدم رضایت او در مورد روابط جنسی با همسر اول، بیماری ذهنی و عقیم بودن یا عدم حضور زن مشروط شد (احمدی و اردلان، 1382: 263- 296 و ساناساریان، 1384: 146-150).
در مجموع، جنبش زنان در دوره پهلوی دوم که توانسته بود در فاصله سال های 1320 تا 1332 و همچنین 1339 تا 1342، زمینه هایی برای ظهور مجدد پیدا کند، به تدریج از اواخر دهه 1340، در قالب سازمان دولتی زنان جذب و حل شد. به عبارت دیگر، جنبش زنان رسمی شد و در ساختار دولت ادغام شد. امتیاز پیوستن به رژیم پهلوی به قدری بود که بسیاری از زنان منتقد را نیز جذب دولت کرد (ساناساریان، 1384: 189). البته، در همین دوره معدود زنانی بودند که به فعالیت مستقل و مدنی خود در زمینه حقوق زنان ادامه دادند؛ بعلاوه اینکه برخی از زنانی نیز وارد فعالیت های سیاسی علیه رژیم پهلوی شدند.
جنبش زنان پس از انقلاب 57 (تا نیمه دهه 70)
از سال های پایانی دهه 1340، برخی از گروه های سیاسی مخالف رژیم پهلوی، دست به اقدامات نظامی زدند. بطوریکه، در سال های نخست دهه 1350، سازمان های چریکی متعددی رشد کردند. به تدریج تا سال 1357، مخالفت های سیاسی با رژیم پهلوی افزایش یافت و فضایی انقلابی بر جامعه حکمفرما شد. در این زمان، زنان بسیاری نیز در گروه های سیاسی مخالف رژیم نقش ایفا می کردند. حتی بسیاری از آنها در مبارزات چریکی مشارکت داشتند، و در این راه کشته شدند. در واقع، به تدریج بخشی از زنان در گروه های سیاسی انقلابی (از چپ سکولار تا نیروهای اسلامگرا) وارد فعالیت شدند. همین زنان بودند که پس از پیروزی انقلاب و تغییر رژیم سیاسی، وارد صحنه فعالیت های مدنی گردیدند و در این رابطه به مسائل زنان حساس شدند. آنها، به تدریج پی بردند که نظام سیاسی برآمده از انقلاب با بسیاری از حقوق بدیهی زنان موافقت ندارد.
تنها دو هفته پس از پیروزی انقلاب، در روز سوم اسفند سال 1357، دفتر آیتالله خمینی اعلام کرد که «قانون حمایت از خانواده» ملغی شده است. پس از آن، در روز 12 اسفند اعلام شد که زنان نمی توانند قاضی شوند، و سرانجام در روز 15 اسفند، آیتالله خمینی در یک سخنرانی گفت که زنان باید در ادارات با حجاب اسلامی حاضر شوند (پایدار، 1379: 406 و مرکز فرهنگی زنان، 1385: 15). در مقابل چنین اقداماتی، اعتراضاتی از جانب زنان آغاز شد. آنها انتظار داشتند که پس از انقلاب همانند مردان بتوانند در عرصه های اجتماعی حضور یابند، اما سیر رویدادها حاکی از افزایش محدودیت برای زنان بود. اولین و جدی ترین اعتراض زنان نسبت به این محدودیت ها در روز جهانی زن (8 مارس 1979 مصادف با 17 اسفند 1357) رخ داد. در این روز هزاران زن به خیابان ها ریختند، تجمعات خودانگیخته ای برپا کردند و به سمت مراکزی همچون دانشگاه تهران، صداوسیما، دفتر نخست وزیری و وزارت دادگستری راهپیمایی کردند. آنها خواهان «آزادی و حق انتخاب در لباس»، «حقوق مدنی برابر با مردان» و «الغاء تبعیضات قانونی علیه زنان» بودند (پایدار، 1379: 411). البته، باید گفت که اعتراضات زنان با وجود آنکه از سوی بیشتر احزاب سیاسی و رسانه ها بایکوت شده بود، اما تا چند روز ادامه داشت و در نهایت توانست مانع برخی از این محدودیت ها شود.

مطلب مرتبط :   سازمان تجارت جهانی

دسته بندی : علمی