س لهستانی ۳۰
انقلاب فکری گالیله ۳۱
انقلاب فکری دکارت ۳۲
فصل سوم: مدرنیته و عقلانیت ۳۵
مدرنیته ۳۶
گونه‌شناسی منتقدان عقلانیت مدرن ۳۸
بررسی‌ مفهوم‌ مدرنیته‌ از دیدگاه‌ هابرماس ۴۰
مدرن بودن چیست و رهاورد مدرنیته کدام است؟ ۴۹
عقلانیت ومدرنیته ۵۰
روما نیست های آلمانی……………………………………………………………………………………………….۵۷
اگزیستان سیالیست ها………………………………………………………………………………………………..۵۷
مارکس و فروید……………………………………………………………………………………………………….۵۸
دیلتای ۶۰
نیچه ۶۰
هوسرل ۶۱
هایدگر ۶۲
نئومارکسیست‌ها یا مکتب فرانکفورت ۶۳
مدرنیزاسیون به عنوان عقلانیت ۶۳
نگاهی به مفهوم عقلانیت در اندیشه ماکس وبر ۷۰
وبر و علم ۷۳
ماکس وبر ۷۴
وبر و تفکر پست مدرن ۷۹
کنت ۸۱
پارتو ۸۳
دیدگاه میشل فوکو ۸۸
آثار و اندیشه ها ۸۸
ریشه های نگرش فلسفی فوکو ۹۳
جمع بندی شناخت شناسی فوکو ۹۴
فصل چهارم: عقلانیت ارتباطی ۹۷
عقلانیت ۹۸
مفهوم عقلانیت و هنجاری بودن ۹۹
عقلانیت ابزاری ۱۰۰
عقلانیت اخلاقی ۱۰۰
عقلانیت انتقادی ۱۰۱
عقلانیت ارتباطی ۱۰۲
ریشه های عقلانیت ارتباطی هابرماس ۱۰۲
عقلانیت ارتباطی ۱۰۴
موازین عقلانیَت ارتباطی ۱۰۵
تلخیص آرای هابرماس ۱۱۳
از عقلانیت هدفمند ” وبر” تا عقلانیت ارتباطی “هابرماس” ۱۱۸
کنش ارتباطی و کنش راهبردی ۱۱۸
جمع بندی ۱۲۰
هابرماس و فوکو ۱۲۶
حوزه عمومی در اندیشه هابرماس ۱۳۰
افول حوزه عمومی ۱۳۵
کنش ارتباطی ۱۳۵
افول حوزه عمومی ۱۳۶
پست‌مدرن‌ها ۱۳۷
فصل پنجم: نتیجه گیری ۱۴۲
ایرادهایی بر رویکرد هابرماس ۱۴۳
انتقادات بر هابرماس ۱۴۷
رویکرد اپل و نقد او بر هابرماس ۱۵۳
جداول تحلیل ساختار……………………………………………………………………………………………….۱۵۴
منابع ۱۶۳
فصل اول کلیات پژوهش
۱-۱بیان مساله تحقیق :
سیر مطالعه عقلانیت ارتباطات ریشه در فلاسفه پیشین دارد که شاخصه های این فلاسفه : مارکس و منتقدین اندیشه او در کتب فرانکفورت همچون مارکوزه، هورکهایمر و وبر بودند که در نهایت به زایش عقلانیت ارتباطی توسط هابرماس انجامید
طبق نظر هابرماس ارتباط از طریق زبان ضرورتاً مستلزم مطرح کردن ادعای اعتبار مشخصاً حقیقت حقانیت صداقت است که وضع آن را به هنگام اختلاف نظر، نهایتاً فقط از طریق گفتگو می‌توان حل کرد. هابرماس علاوه بر این معتقد است که اهل یک زبان، شرایطی را که چنین گفتگویی در آن نتیجه‌ای واقعاً صحیح به بار می‌آورد کاملاً می‌شناسند و این شرایط را او بر حسب ویژگی‌های «وضعیت» مساوات‌طلبانه [و] «آرمانی گفتار» توضیح داده است. عقلانیت ارتباطی بر این نکته دلالت دارد که انسان این توانایی را دارد که در شرایطی نزدیک به این وضعیت آرمانی («گفتمان» در اصطلاح هابرماس) با هدف دستیابی به وفاق، به احتجاج بپردازد. 
هابرماس بر مفهوم عقلانیت ارتباطی تکیه می‌کند تا این نکته را بیان دارد که آنچه اَشکال دموکراتیک سازمان اجتماعی نشان از آن دارند، از اولویت‌هایی صرف در سنت فرهنگی و سیاسی فراتر است. در دیدگاه او، کنش-گفتاری را بدون اتخاذ موضع در قبال ادعای اعتباری که پیش می‌کشد، حتی نمی‌توان فهم کرد، و این موضع به نوبه خود گفتگویی رها از قیود را تدارک می‌بیند که وضعاین ادعا را مشخص می‌سازد. بنابراین، ترتیبات اجتماعی و سیاسی مانع چنین گفتگویی را از موضعی فارغ از هرگونه تعهد ارزش خاص می‌توان به نقد کشید، چون طبق نظر هابرماس نیل به توافق۱ یا هدفی است که برای زبان انسانی، امری ذاتی است. برنامۀ فلسفی مشابهی را کارل‌اُتو اَپل نیز مطرح کرده است؛ او بر ویژگی‌های «استعلایی» احتجاج، بیشتر تأکید می‌کند.
یورگن هابرماس متفکر برجستۀ نسل دوم مکتب فرانکفورت، مفهوم عقلانیت ارتباطی را بدین منظور مطرح ساخت تا آنچه را که «نقصان هنجاری» کار متفکران اولیه این سنت می‌انگاشت برطرف کند. این نقصان از جمله، فقدان هرگونه مبنای روشن فلسفی برای نقد جامعۀ مدرن بود.
هابرماس تصریح می‌کند که شرکت‌کنندگان در کنش ارتباطی باید بتوانند اظهارات مطرح شده در جریان گفتگو را از منظر اعتبارشان بنگرند، و باید هم در باب شیوه‌های مناسب حل و فصل موارد اختلاف بر سر ادعای اعتبار و هم در باب شرایطی (که همواره ضدواقعیت است) که در آن پیگیری چنین شیوه‌هایی نتیجۀ واقعاً صحیحی به بار می‌آورد شناخت کامل داشته باشند. برای مثال، وقتی که پی بردن به اعمال فشار پنهانی، وفاقی را که قبلاً حاصل شده بود بی‌اعتبار می‌سازد، این شناخت بسیج می‌شود. 
در سنت فلسفه غرب، مفهوم عقلانیت برای مدتی مدید با قوۀ تأمل و ارایۀ دلیل برای باورها و کنش‌های ناشی از آنها مرتبط بوده است. وانگهی در فلسفه مدرن، غالباً فقط باورهای قادر به هدایت کنش هدف محورند که نامزد مفهوم عقلانیت قلمداد می‌شوند. در مقابل، هابرماس اظهار می‌دارد که [آن] نوع کنشی که محور آن، نیل به توافق در زبان است، قابل تقلیل به کنشی نیست که محور آن را مداخلۀ موفقیت‌آمیز در دنیای عینی تشکیل می‌دهد. رسیدن به اهداف کنش-گفتاری به جز آنها که به سبک بیان مربوطند از طریق همکاری ممکن است؛ این امر بستگی به این دارد که دیگران، ادعاهای متکلم راجع به اعتبار را آزادانه بپذیرند؛ این، چیزی بیش از معلولی است که بتوان به طور مکانیکی آن را ایجاد کرد. از این رو قوۀ نیل به وفاق از طریق پیش نهادن ادله، شکل متمایزی از عقلانیت را نشان می‌دهد که «در شیوۀ ارتباط روزمره وجود دارد» و هابرماس بدین لحاظ آن را «عقلانییت ارتباطی» می‌نامد. 
هابرماس تعبیر حوزه عمومی را در اطلاق به عرصه ای اجتماعی به کار می برد که در آن افراد از طریق مفاهمه و استدلال مبتنی بر تعقل و در شرایطی عاری از هرگونه فشار، زور و در شرایط برابر برای تمام طرف های مشارکت کننده مجموعه ای از رفتارها، مواضع و جهت گیری های ارزشی و هنجاری را تولید می کند.
آنچه موجب جلب نظر هابرماس به مقوله حوزه عمومی شده است، اهمیت این مفهوم به عنوان اساس نقد جامعه مبتنی بر اصول دموکراتیک بوده است. حوزه عمومی عرصه ای است که در آن افراد به منظور مشارکت در مباحث باز و علنی گرد هم می آیند. از نظر هابرماس حوزه عمومی به معنی دقیق کلمه عرصه ای است که هیچ حد و حدودی بر فعالیت آن وضع نشده باشد، حوزه عمومی حوزه عقلانی و حقیقت یاب و حقیقت ساز جامعه است.
این حوزه، عرصه فکر، گفت وگو، استدلال و زبان است. شرایط مکالمه باز و آزاد در حوزه عمومی متضمن این اصل است که هیچ فرد یا گروهی نمی تواند در خارج از این حوزه (یعنی در عرصه قدرت) مدعی شناخت بهتر خیر و صلاح جامعه باشد. پاسخ به پرسش هایی از این قبیل که آزادی، عدالت، برابری، عقلانیت و جزء آن چیست تنها در حوزه عمومی هر جامعه ای ممکن است داده شود و مورد پذیرش و باور قرار گیرد.
– در این مطالعه بیشتر سعی شده است به این سوال مهم پاسخ داده شود گه روند تغییرات جایگاه عقلانیت ارتباطی به چه شکل صورت پذیرفته و همچنین پیدایی تفاوت های اصلی میان فلاسفه مدرنیه در حوزه های مختلف ارتباطی پیرامون عقلانیت ارتباط چگونه است؟
در این پژوهش همچنین خواستار تعیین دیدگاههای فلاسفه مدرنیته درحوزه عمومی هستیم . و یکی از مهمترین و کاربردی ترین برنامه این پژوهش را میخواهیم به تفاوتهای اصلی و باورهای هر یک از فلاسفه این رشته درخصوص عقلانیت ارتباطی درحوزه عمومی بگذاریم.
۱-۲اهمیت موضوع پژوهش:
در دنیای عقلانیت ، حوزه عمومی بر میگردد به مباحث مدنی و اصلی ترین پارادایم حاکم بر جامعه گفتگوی دو سویه است و برای رسیدن به مولفه های تاثیر گذار قابل بررسی است که باید از جامعه ارتباطی بهره گرفت جامعه ای که پارادایم حاکم بر گفتمان آنرا دانش، اطلاعات شکل میدهد و با فربه شدن اطلاعات روابط از سطحی متعالی تر برخوردار میشود . پس برای رسیدن به جامعه مطلوب باید جامعه آگاه و عقلانی شکل بگیرد. عقلانیت ارتباطی و یا بهتر فلسفه ارتباطی در حوزه ارتباطات هنوز جایگاه خود را بازنکرده است .
وقتی سیر تاریخی ارتباطات را دوره میکنیم مقوله فلسفه ارتباطات در ایران وجود ندارد و یا کمتر وجود دارد. همانطور که مارکس معتقد است لازم میدانم بتوانم با سیر تاریخی و قیاس نظرات فلاسفه و همچنین چگونگی استفاده این فلسفه برای تغییر کنش های ارتباطی بتوانیم برای تاثیر گذاشتن بر کنش های ارتباطی سود بجویم نه برای تفسیر بلکه با تکیه بر عقلانیت ارتباطی که حظور آن در جامعه آکادمیک بسیار کم رنگ می باشد.
با توجه به گسترش ارتباطات دیجیتالی و تغییر کنش های ارتباطی یکسویه به چند سویه کنش های رفتاری دستخوش تغییر می گردد ، چرایی این تغییر به ماهیت ارتباطات باز میگردد قبل از بسط و توسعه ارتباطات دیجیتالی نوعی عقلانیت ابزاری که کنشی یکسویه و منفعت طلبانه بود درفضاهای ارتباطی حاکم بوده. با این ذهنیت بررسی فلسفه ارتباطی عقلانی در چنین ساختاری حائز اهمیت است.
۳-۱ اهداف پژوهش:
– بررسی روند تغییرات سیر جایگاه عقلانیت بویژه عقلانیت ارتباطی از نظر هر یک از نطریه پردازان مدرنیته
– سیر تعیین جایگاه عقلانیت در حوزه عمومی نزد نطریه پردازان ارتباطات مدرنیته
– سیر تعیین دیدگاه نظریه پردازان مدرنیته در رابطه با عقلانیت ارتباطی
– بررسی تفاوتهای نگرشی میان نطریه پردازان مدرنیته درحوزه های مختلف ارتباطات پیرامون عقلانیت ارتباط.
۴-۱ سوالات پژوهش:
– آیا روند تغییرات جایگاه عقلانیت ارتباطی در گسترش حوزه عمومی از نظر هر یک از فلاسفه متفاوت می باشد.؟
– آیا فلاسفه ارتباطی برای عقلانیت در حوزه عمومی جایگاهی قائل شده اند؟
– در دیدگاه فلاسفه مدرنیته مسئله عقلانیت به چه شکل مطرح شده است.؟
– تفاوت های اصلی میان فلاسفه مدرنیه در حوزه های مختلف ارتباطی پیرامون عقلانیت ارتباط کدام ها هستند؟
۵-۱روش تحقیق :
در پژوهش حاضر، روش تحقیق ، در واقع در شباهتهای ساختاری در نظامهای مختلف فلسفی و بتبع آن مقوله ارتباطات در جوامع بشری است .
این روش هنگامی کاربرد دارد که استفاده از روشهای کمی با مشکلات منطقی جدی مواجه میگردد بکار می رود . این روش نسبت به منطقی بین دو پدیده اجتماعی یا دو مقوله ارتباطی اجتماعی را به اثبات می رساند.
در این پژوهش انواع نظریات آرمانی پیش از رنسانس ، رنسانس و مدرنیته در خصوص عقلانیت بویژه عقلانیت ارتباطی سنجیده می شود. البته در پژوهش حاضر به دلیل جاری بودن تحولات در بستری

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان درموردمکتب کلاسیک، فعالیتهای اقتصادی، نهادگرایی، هزینه مبادله
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید