کشورهای درحال توسعه

2-2-6-3- توسعه پایدار انسانی
برنامه توسعه سازمان ملل پس از چهل سال تجربه، مفهوم توسعه پایدار انسانی را پدید آورده است. یعنی دیدگاهی که بر امکانات و توانایی‌های افراد توجه دارد، سلامت و رفاه نسل های فعلی و آینده را دست کم نمی گیرد. در بر گیرنده توسعه است که نه تنها سبب رشد اقتصادی، بلکه مزایای آن را هم به طور برابر توزیع کند، و توسعه ای که محیط زیست را از نو شکوفا سازد نه اینکه آن را در معرض خطر قرار دهد و در توانمند سازی اقشار ضعیف بکوشد، نه اینکه آن ها را به حاشیه براند(Hall,2000: 36).
2-2-6-4- نظریه نیاز سنجی شهری
بوم شناسی، لئونارد دهل را به سوی مسائلی رهنمون می سازد که از مقوله شهری شدن در جامعه صنعتی ناشی شده است. دهل در ارائه تیپولوژی نیازهای شهری، رویکردی متمایز نسبت به سایر نظریات عرضه می کند. وی نیازهای شهری را با ملحوظ نمودن انگاره شهر به عنوان یک مجموعه منسجم و یک ارگانیسم دسته بندی و طبقه بندی می نماید. وی معتقد است تعریف شهر سخت است. در گذشته شهر داری مرزهای مشخصی بوده است، یک هویت جغرافیایی با زمینه روشن جمعیت شناختی و فرهنگی معین وضع شهر را مشخص می کرد، در حالی که امروز محلات، اجتماعات، شهرها، مادر شهرها و کلانشهرهای فراوان به عنوان پدیده ‌ایی از شهرنشینی وجود دارند. وی با توجه به دگرگونی‌های عمیقی که جوامع شهری نسبت به گذشته یافته اند، مقتضیات تحقق شهر سالم را به شرح ذیل تبیین می کند.
اول) پاسخ های شهر به نیازهای گسترده مردم و سازمانهایش باید مناسب و موثر باشد.
دوم) شهر توانایی تطابق با جزئیات نظام را داشته باشد.
سوم) شهر بتواند نیازهای مدام در حال ظهور و متغیر را تأمین کند.
چهارم) شهروندان باید بتوانند از امکانات شهر خویش استفاده کنند.
اینها عملی نخواهد بود مگر اینکه شهر قادر به آموزش شهروندانش باشد.
«لئونارد دهل» با تشبیه شهر به ارگانیسم زنده، به تعریف و تبیین نیازهای شهر می پردازد و دو سؤال اساسی زیر را مطرح می کند: الف) شهر به چه چیز نیاز دارد تا به صورت یک ارگانیسم سالم توسعه یابد و به افراد امکان تکامل بدهد؟ ب)نیازهای شهر در کلیه مراحل توسعه آن چه هستند؟
دهل در پاسخ به این سؤالات به موارد زیر به عنوان نیازهای شهری اشاره می کند. به طور کلی نیازهای هر شهر به پنج طبقه قابل تقسیم است:1- نیازهای اولیه و اساسی،2- نیازهای عملکردی و هنری3 – ارتباط و شبکه ،4- زیرساختها ، 5- ملاحظات اکولوژیک (نوابخش و ارجمند سیاه پوش،1388: 209).

نمودار شماره2-2: خلاصه نظریه نیاز سنجی شهری دهل
2-2-6-5- نظریه توسعه پایدار شهری (Theory Urban Sustainable Development)
نظریه توسعه پایدار شهری، حاصل بحثهای فراوان طرفداران محیط زیست در خصوص مسائل زیست محیطی بویژه محیط زیست شهری است که به دنبال نظریه ” توسعۀ پایدار برای حمایت از منابع طبیعی” ارائه شد. در نظریه مذکور، بر نگهداری منابع برای حال و آینده از طریق استفادۀ بهینه از زمین و وارد آوردن کمترین ضایعات به منابع تجدید ناپذیر تأکید شده است. جلوگیری از آلودگیهای محیط شهری و ناحیه ای، کاهش ظرفیتهای تولید محیط محلی، ناحیه ای و ملی، حمایت از بازیافت، عدم حمایت از توسعه های زیان آور و از بین بردن شکاف میان فقیر و غنی از مهمترین مباحث این نظریه بشمار می روند(ر. ش به: فنی.ز. و صارمی.ف، 1392). همچنین راه رسیدن به این اهداف را برنامه ریزی های شهری- روستایی، ناحیه ای و ملی که برابر قانون، کنترل کاربریها و کنترل بیشتر در شهر و روستاست می‌داند. این نظریه به مثابه دیدگاهی راهبردی به نقش دولت در این برنامه‌ریزی‌ها اهمیت بسیاری می‌دهد و معتقد است دولت‌ها باید از محیط زیست شهری حمایت همه جانبه‌ای کنند. توسعه شهری پایدار سلامت اجتماعی و اکولوژیکی بلندمدت شهرها را بهبود می بخشد. بر این اساس راستاهای اصلی پایداری شهری باید زمینه‌هایی از قبیل احیاء سیستم‌های اکولوژی بومی و طبیعی، اقتصاد پایدار، کاربری فشرده و با کارایی بیشتر، وسیله نقلیه شخصی کمتر دسترسی آسانتر، استفاده درست از منابع، حفظ فرهنگ بومی و محلی، مشارکت مردمی و خودجوش، اکولوژی اجتماعی سالم، مسکن و محیط زندگی مناسب را در برگیرد.
2-2-6-6- نظریه تقویت و توسعه شهرهای کوچک(مبتنی برتوسعه فضایی پایدار)
از آنجایی که یکی از مسائل و مشکلات نظام برنامه ریزی شهری در کشورهای درحال توسعه، افزایش فاصله کیفی و جمعیتی میان کانون های بزرگ شهری با شهرهای کوچک و میانی و نواحی روستایی بوده است، گروهی از نظریه پردازان و پزوهشگران این حوزه به دنبال تبیین و تحلیل این شکاف ها در قالب دیدگاه یا رویکرد توسعه و تقویت شهرهای کوچک و میانی برآمدند. همانگونه که هاردوی و همکارش تحلیل کرده اند؛ این دیدگاه درواقع یک برنامه راهبردی شهری است که با اهداف توسعه یکپارچه نقاط در شبکه شهری، تمرکززدایی اداری-سیاسی، و توسعه پایدار شهری –منطقه ای سازگاری و انطباق دارد و در دراز مدت، منجر به ‌ایجاد شرایطی می‌شود که توان انجام فعالیت های اداری را درون ‌این نقاط شهری تقویت می‌کند و کل منطقه را تحت تأثیر عملکردهای خود قرار می‌دهد. ‌این سیاست عدم تمرکز، همراه با توسعه اجتماعی، به ویژه در کشورهای امریکای لاتین و آسیا، مورد استقبال قرار گرفته است(Hardoy & SatterthWaite; 1986: 234). مبانی نظری پایه در این رویکرد عبارتند از:
شهرهای کوچک، در تعامل مستقیم با نواحی روستایی هستند.
تقویت و توسعه درونی این شهرها در درازمدت می تواند به کاهش تمرکز ناخواسته صنایع، خدمات و ادارات دولتی در مراکز شهری بزرگ منجر شود.

                                                    .