دانلود پایان نامه

“من الان هیچ مشکلی ندارم، تازه راحتترم هستم. با هر کی بخوام میرم میام…بعضی از آدمها هستن که برا ازدواج ساخته نشدن، فکر کنم منم از اون دسته آدمها باشم.”
این دستهبندی به این معنا نیست که افراد در دو سر طیفِ سنتی و مدرن قرار دارند، بلکه جهتگیری غالب رفتاری و فکری آنان را نشان میدهد. بسیاری از افراد ترکیبی از این دو نگاه را دارند اما آنچه مسلم است، در میان افرادی که نگاه لیبرالتری به روابط جنسیتی دارند، عادتوارههای مدرن بیش از سنتی مشاهده میگردد.
نتایج تحقیق دیگری نیز که در این زمینه صورت گرفته است،‌ همراستا با نتایج این تحقیق، نشان میدهد زنانی که گرایشات سنتیتری را گزارش کردهاند، دشواری بیشتری را در مواجهه با طلاق و زندگی پس از طلاق تجربه میکنند؛ این در حالی است که زنانی که گرایشات سنتی کمتری دارند، بدلیل پایبندی و ارزشگذاری کمتر در قبال ازدواج و زندگی خانوادگی، دشواریها و آسیبهای کمتری را نیز پس از طلاق تجربه میکنند(هنسن و دیگران، 1984).
4-3-3-1-3. سرمایه فرهنگی
منظور ما از سرمایه فرهنگی در این بخش، میزان آگاهیها یا کیفیات فکری است که افراد از طریق تحصیلات دانشگاهی(سرمایه فرهنگی نهادی) یا کسب اطلاع از سایر منابع و کالاهای فرهنگی (سرمایه اطلاعاتی) به آن نائل میگردند. سرمایههای فرهنگی در ارتباط بسیار نزدیکی با عادتوارههای کنشگران هستند و یکی از عوامل سازنده نحوه کنش آنها میباشند. سرمایه فرهنگی میتواند منجر به ایجاد ساختارهای ذهنی یا شناختی گردد که بر نحوه تعاملات افراد در فرایند بازسازی زندگی پس از طلاق تأثیرگذار باشد.
یافتههای تحقیق حاکی از آن است که هرچه میزان سرمایههای اطلاعاتی و فرهنگی افراد بیشتر باشد، بازسازی زندگی پس از طلاق آنها، با سهولت بیشتری انجام خواهد شد. افرادی که با کسب آگاهی و بازاندیشی مداوم، با فرآیند طلاق و زندگی پس از آن مواجه میشوند، عموماً راهکارهای سازگاری با طلاق را فعالانهتر بکار گرفته و سعی در کاهش آسیبهای ناشی از طلاق دارند. این مسأله خصوصاً برای افرادِ دارای فرزند، از اهمیت بیشتری برخوردار است، چرا که فرزندان یکی از آسیبپذیرترین اقشار در برابر طلاق هستند و مدیریت بحران از سوی والدین به نحوی که کمترین آسیبی متوجه فرزندان گردد، میتواند تأثیرات بسیار مثبتی داشته باشد.
زهرا، 30 ساله، کارشناسی ارشد میگوید:
“کتابهای زیادی در زمینه طلاق و زندگی بعد از طلاق خوندم که خیلی بهم کمک کرد و باعث شد نگاهم نسبت به زندگی خیلی مثبتتر شه(سرمایههای فرهنگی=تسهیل بازسازی). برای بچهام هم خیلی پیشِ مشاور رفتم(استفاده از منابع اطلاعاتی در مدیریت فرزند). الان با شوهر سابقم قرار گذاشتیم بهترین شرایط رو واسه پسرمون مهیا کنیم و نذاریم این وسط آسیب زیادی ببینه. چون باعث و بانی این طلاق ما بودیم و نباید بذاریم بچه این وسط قربانی بشه.”
مهشید، 35 ساله، با تحصیلاتی در سطح کارشناسی، میگوید:
“بعد از طلاق خیلی مطالعه کردم و با آدمهایی که در این زمینه اطلاعات داشتن مشورت کردم. اطلاعاتی که کسب کردم خیلی دیدم رو بازتر کرد(سرمایههای اطلاعاتی = تسهیل بازسازی)؛ حتی توی مسایل حقوقی هم الان خیلی خبره شدم و میدونم چیکار کنم که دیگه حقم خورده نشه.”
محمد، 28 ساله، با تحصیلات کارشناسی چنین بیان میکند:
“هیچ عامل بیرونی خاصی بعد از طلاق به کمکم نیومد، فقط خودم سعی کردم به خودم کمک کنم. با مطالعه کتب روانشناسی و مقاله از اینترنت و اینور اونور(استفاده از منابع فرهنگی و اطلاعاتی) سعی کردم بیشتر در مورد اشتباهات گذشتهام تفکر کنم و مشکلات فعلیم رو حل کنم(بازاندیشی سوژه).”
عاطفه، 30 ساله، با تحصیلات دکتری نیز میگوید:
“از قبل از طلاق مرتب پیش مشاور میرفتم، هنوز هم ماهی یک جلسه میرم، مشاور بهم کمک کرد که مسایل زندگیمو بهتر تحلیل کنم(نقش منابع اطلاعاتی در مواجههی بازاندیشانه سوژه). بعد از طلاق شروع کردم به نوشتن زندگینامهام، اینکار باعث شد بار منفی تجارب گذشتهام کم شه، الان یه وبلاگ زدم و توش تجارب خودم رو نوشتم و سعی میکنم با دیگران در مورد طلاق و زندگی بعد از طلاق بحث کنیم (فعالیتهای فکری و فرهنگی).”
لازم به ذکر است که سرمایههای اطلاعاتی، صرفاً مختص به افرادِ دارای سرمایه فرهنگی نهادی نیست، بلکه در میان سایر افرادی که سرمایه فرهنگی نهادی پائینی دارند نیز، چنین سرمایههای اطلاعاتی یافت میشود. خصوصاً وقتی که سرمایههای اجتماعی و اقتصادی آنها در سطح بالاتری قرار داشته باشد. اما بطور کلی، کسانی که سرمایه نهادی بالاتری دارند، با احتمال بیشتری امکان دسترسی به سایر منابع فرهنگی و اطلاعاتی و در نتیجه تسهیل بازسازی زندگی پس از طلاق را خواهند داشت.
یافتههای تحقیقات دیگر نیز، بر این مسأله تأکید میکنند، که افراد با تحصیلات بالاتر نسبت به افرادی که تحصیلات پائینتری دارند، سازگاری بهتری را بعد از طلاق تجربه میکنند(دوران آیدینتونگ، 1998؛ ویوس، 1991).
نکته دیگری که حائز اهمیت است، این است که عادتواره بر طبق ماهیت جایگاه افراد در جهان اجتماعی تغییر میپذیرد و برای همین است که افراد گوناگون، ساختمان ذهنی واحدی در جامعه ندارند(ریتزر، 1385: 721). بر این اساس میتوان ادعا نمود که افراد با تغییر وضعیت از جایگاه متأهل به مطلقه و بالعکس، یا با از سر گذراندنِ سایر فرصتهای عینی و بازاندیشیهای ذهنی و نیز امکان تغییر در انواع سرمایههایشان، میتوانند عادتوارههای خود را نیز دچار تحول و دگرگونی نمایند.
4-3-4. مقولات مرتبط با عمل / تعاملها  
عمل/تعامل یا کنش/ کنش متقابل، اصطلاحاتیاند که استراوس و کربین برای اشاره به تاکتیکهای راهبردی و طرز عملهای عادی یا روتین و چگونگی مدیریت موقعیتها توسط افراد در مواجهه با مسائل و امور به کار میبرند. این تاکتیکها یا رفتارهای عادی، چیزهاییاند که مردم و سازمانها و جوامع یا ملتها انجام میدهند یا میگویند. عمل/تعاملهای راهبردی، کنشهای با منظور و عمدیایاند که برای حل یک مسأله صورت میگیرند و با صورت گرفتن آنها پدیده شکل میگیرد. از سوی دیگر، طرز عملهای معمول یا روتینها، عبارت از عمل/تعاملهای عادیاند و در پاسخ به آن چه در زندگی روزمره پیش میآید، انجام میگیرند(استراوس و کربین، 1390: 155و156).
بر این اساس، یافتههای پژوهش حاکی از آن است که افراد در قبال شرایط جدید زندگی پس از طلاق، واکنشهای متفاوتی از خود نشان میدهند. بازسازی از نگاه آنها در ابعاد مختلفی صورت میگیرد و هر یک از کنشگران بسته به شرایط علی-زمینهای و مداخلهگر موجود در زندگیشان، واکنشها و استراتژیهای متفاوتی پس از طلاق اتخاذ خواهند کرد. عاملیت برخی از کنشگران به حدی است که گاه با تغییر در شرایط خود، یا تغییر در تفسیرشان از شرایط موجود، تعاملی متفاوت از خود بروز میدهند. اما عدهای دیگر نیز، تحت سیطره شرایط موجود، دست به واکنشهایی منفعلانه میزنند.
مقولات زیر که حاصل از کدگذاری دادههای تحقیق است، هر یک به نحوی مبتنی بر تعاملات و کنش واکنشهایی است که افراد در راستای بازسازی زندگی پس از طلاق و در حیطههای گوناگون انجام میدهند.

مطلب مرتبط :   پایان نامه روانشناسی درباره : تحلیل اطلاعات

دسته بندی : علمی