دانلود پایان نامه

نباید فراموش کرد که از آنجا که یکی از کارکردهای خانواده، ارضاء تمایلات جنسی است، با فروپاشی خانواده، فرد با فقدان ارضاء جنسی مواجه میشود و چنانچه فرصت ازدواج و تمتع جنسی از طریق مشروع برای وی میسر نشود و فرد چنین نیازی را به دلیل تجربه جنسی قبلی شدیدتر از گذشته احساس نماید، به سوی روابط آزاد جنسی کشیده میشود.
سامان، 41 ساله نیز که دوستیها و روابط آزاد جنسی فراوانی را تجربه کرده است چنین میگوید:
“چند باری که خواستم یه رابطه مستحکمی رو ایجاد کنم نشد؛ 2-3 بار دچار وابستگی عاطفی هم شدم، دوست داشتم ازدواج کنم اما اونا منو نپذیرفتن… رابطه جنسی بعد از طلاق بیشتر با غریبهها داشتم و گاهی هم در چارچوب عاطفی بوده.”
همانطور که پیش از این نیز اشاره کردیم، شرایط علّی، زمینهای و مداخلهگر، میتواند منجر به اثرگذاری بر تعاملات کنشگران در فرایند بازسازی زندگی پس از طلاق گردد. مدیریت نیازهای عاطفی و جنسی نیز یکی از ابعاد مهم در بازسازی زندگیِ سوژههای اجتماعی پس از طلاق است. از این رو در این بخش میتوان نحوه اثرگذاری این شرایط را بر کنش- واکنشهای افراد پیگیری کرد. یافتههای تحقیق نشان میدهد، کنشگرانی که در تیپ طلاق عقلانی قرار دارند، با عاملیت بیشتری به برقراری روابط جدید پس از طلاق مبادرت میورزند. این در حالی است که افرادی که طلاق اجباری و شتابزده را از سر گذراندهاند،‌ خصوصاً در سالهای اولیه پس از طلاق، بیشتر گرایش به سرکوب نیازهای خود و یا درگیری در روابط بیثبات و موقت را خواهند داشت.
حامد، 33 ساله که طلاقی اجباری را تجربه کرده است در این ارتباط میگوید:
“هیچگونه رابطه جنسیای نداشتم تا حالا. اما فقط یکبار در حد ده دقیقه یه ربع یکی رو صیغه کردم بعد تا الان دیگه هیچی. اعصابشو ندارم(اثرات طلاق اجباری بر سوژه)، جاشم ندارم، پولشم ندارم که رابطهای داشته باشم(فقدان سرمایه اقتصادی).”
براساس یافتههای تحقیق، سوژههایی که از سرمایههای اقتصادی و اجتماعی بالاتری برخوردارند، به احتمال بیشتری قادر به ایجاد روابط جدید، چه در قالب ازدواج و چه در قالب روابط جایگزین دیگر هستند. سرمایه اجتماعی و سرمایه فیزیکی خصوصاً برای زنان و سرمایه اقتصادی خصوصاً برای مردان، منجر به تسهیل برقراری ارتباطات جدید پس از طلاق خواهد شد. این در حالی است که بسیاری از زنان و مردانی که از سرمایههای اقتصادی- اجتماعی پائینتری برخوردارند، امکان ازدواج و یا برقراری روابط جایگزین و در نتیجه ارضای نیازهای عاطفی و جنسی خود را نخواهند داشت. همچنین عادتوارههای عقیدتی میتواند نقش مهمی در استراتژی کنش افراد در این حیطه داشته باشد. افرادی که اعتقادات مذهبی مستحکمتری را گزارش کردهاند تمایل بیشتری به ازدواج دائم، موقت و یا خویشتنداری در مدیریت نیازهای عاطفی و جنسی خود دارند. این در حالی است که افرادی که از چنین اعتقاداتی برخوردار نیستند، بیشتر احتمال حضور در روابط دوستی، همخانگی یا روابط آزاد را گزارش کردهاند. همچنین بدلیل ارزشگذاری بیشتر کنشگران سنتی نسبت به ازدواج و روابط رسمیتر، احتمال بازسازی عاطفی و جنسی آنها در قالب ازدواج مجدد، بیشتر و به تبع آن، احتمال ورودشان در روابط غیرازدواجی، کمتر از کنشگران مدرن مشاهده میگردد. از نظر نقش متعینهای زمانی، میتوان گفت، سوژههای جوانی که تعداد سالهای بیشتری را پس از طلاقشان سپری کردهاند، بیش از سایرین تمایل به ازدواج دائم یا حضور در روابط باثبات را گزارش کردهاند. هرچند این کنشگران، زمانی که در سنین بالاتری قرار دارند، به این دلیل که امکان ازدواجشان را کمتر میدانند، ممکن است برای رفع نیازهای خصوصاً جنسی خود،‌ بیشتر درگیر روابط موقت گردند. در بخش تعاملات، میتوان ادعا کرد که بازسازی «خود»، رابطه متقابلی با مدیریت نیازهای عاطفی و جنسی خواهد داشت. افرادی که در روابط رضایتبخش عاطفی و جنسی قرار دارند، با سهولت بیشتری «خود»های ارتباطیشان را بازسازی خواهند کرد و بالعکس، کنشگرانی که خودهای ارتباطیشان را برساختهاند و نیز به بازتعریف نقشها، هویت و سبک زندگی جدیدی مبادرت ورزیدهاند، با موفقیت بیشتری قادر به برقراری روابط مناسب و تأمین نیازهای عاطفی و جنسی خود خواهند بود.
4-3-4-2-3. مدیریت نیازهای اقتصادی
در بخش شرایط زمینهای و مقوله سرمایه اقتصادی، به این سوال پاسخ دادیم که شرایط اقتصادی چه تأثیری بر بازسازی زندگی پس از طلاق دارد. اینک به این پرسش پاسخ خواهیم داد که با رخداد طلاق، شرایط اقتصادی کنشگران چه تغییری خواهد کرد و افراد در قبال این تغییرات چه کنش- واکنشهایی از خود بروز خواهند داد.
همانگونه که پیش از این نیز اشاره شد، یکی از مراحل طلاق، طلاق اقتصادی است. جایی که زوجین اشتراکات اقتصادی خود را از میان برمیدارند. یافتههای تحقیق نشان میدهد، طلاق، خصوصاً در کوتاهمدت منجر به خسارات مالی برای اکثریت کنشگران میگردد، اگرچه با گذر زمان و کنش- واکنشهای گوناگون افراد، این وضعیت میتواند تغییر چشمگیری داشته باشد؛ اما آنچه مسلم است، پرداخت مهریه و مشکلات مربوط به مدیریت خانه و تغذیه برای مردان، و یا تغییرات مکانی و از دست دادن نانآور برای زنان، و نیز هزینههای مالی مربوط به حضانت فرزندان، همگی چالشهایی را برای کنشگران پس از طلاق ایجاد میکند. در حقیقت با وقوع طلاق، کانون خانواده، با تمامی تقسیمات نقشی ارگانیکیاش، از هم میگسلد و این مسئله منجر به ایجاد خسارات مالی برای هر دو طرف میگردد.
زیبا، 25 ساله میگوید:
“بعد از طلاق سرپناهی نداشتم، یه پانسیون پیدا کردم رفتم اونجا زندگی کردم(تغییرات مکانی). اونموقع هیچ پولی نداشتم(چالش اقتصادی)، واسه همین از صبح تا 10 شب تو یه دندونپزشکی کار میکردم تا خرجمو در بیارم(اشتغال تمام وقت راهی برای مدیریت اقتصادی)؛ دوران خیلی سختی بود.”
احسان، 34 ساله اینگونه میگوید:
“12 میلیون بابت مهریه پرداخت کردم(خسارت حاصل از پرداخت مهریه)، در حالیکه خرج بچه ها وحتی خانمم رو هم همین الان من دارم میدم، فقط بخاطر بچه هام… از پدر بودن فقط هزینهها را فهمیدم همین(تداوم هزینههای پیش از طلاق).”
عباس، 57 ساله که از سرمایه اقتصادی بالایی برخوردار است، خسارات مالی ناشی از طلاقاش را اینگونه عنوان میکند:
“این طلاق شاید برای من 1.5-2 میلیارد ضرر داشت. از طرفی مدیریت اقتصادی خانواده بعد از طلاق ضعیف میشه؛ تنظیم اقتصادی خانواده با خانومه، واسه همین بعد از طلاق مدیریت اقتصادیم ضعیف شد؛ شاید اگر متأهل بودم الان وضعم خیلی بهتر از اینها بود.”
یافتههای تحقیق نشان میدهد که اگرچه برای بسیاری از مردان طلاق منجر به خسارات مالی میگردد اما آنان با سهولت بیشتری قادر به بازسازی اقتصادی خود خواهند بود. این مسئله به دلیل جایگاه اقتصادی عموماً تثبیتشدهی آنان، انباشت سرمایههای اقتصادی پیشین، مهارتها و تجارب بیشتری که در کسب درآمد دارند و مهمتر از همه، بدلیل عادتوارهی تثبیت شدهی آنان مبنی بر «نانآور بودنِ» مرد قابل توجیه است. این در حالی است که ترجیحات ذهنی و عادتوارهی اکثریت زنان، بر اساس عدم الزام آنان به اشتغال طرح ریزی شده است؛ بنابراین بازسازی اقتصادی زنان، با چالشهای جدیتری روبرو است. دشواری اقتصادیای که زنان پس از طلاق تجربه میکنند با فهم این نکته تشدید میگردد که بدانیم برخی از آنان هرگز شاغل نبوده و یا صرفا‍ً به شغلهایی موقت یا پارهوقت مشغول بودهاند. این مسئله منجر به محدودیت تجارب کاری و فقدان مهارتهای مورد نیاز آنان خواهد شد. از میان 18 زن پاسخگو، 12 نفر پیش از طلاق غیر شاغل بوده، 2 نفر بصورت پارهوقت و با حقوق اندک شاغل بوده و تنها 4 نفر بطور جدیتری به اشتغال میپرداختند. این در حالی است که از میان این 18 نفر پس از طلاق تنها 6 نفر، آنهم عموماً بدلیل اشتغال به تحصیل، شاغل نبوده و باقی آنان مجبور به اشتغال تماموقت گردیدهاند. از سویی،‌ برای اکثر زنان، دریافت احتمالی مهریه و حمایتهای مالی خانواده بعنوان تنها منابع حمایتی، به حدی نیست که پاسخگوی نیاز اقتصادی آنان باشد. این در حالی است که اکثریت زنان پاسخگو در این تحقیق اعلام کردهاند که مهریه خود را دریافت نکردهاند. مهریه دریافتی باقی افراد نیز عموماً به حدی نیست که مشکلات اقتصادی آنان را حل نماید. بنابراین چالشهای اقتصادی پس از طلاق برای زنان و خصوصاً آنهایی که حضانت فرزندان خود را بعهده دارند بیش از پیش نمود مییابد.
سمانه، 28 ساله میگوید:
“چیزی که بعد از طلاق خیلی بهم فشار آورد این بود که من مشکلات مالی خیلی خیلی شدیدی داشتم. از طرفی خونه بابام اینا خیلی کوچیکه خیلی با بچهام سختمه. بچهام میره خونه داییم می بینه بچهاش اتاق خواب داره، اسباب بازیهای آنچنانی داره، اما من توانایی مالی ندارم که این چیزارو براش بخرم. الانم فقط دارم خودمو تیکه تیکه میکنم که پول گیر بیارم بفرستمش کلاس زبان که شاید آینده به دردش بخوره.”
شیما، 40 ساله نیز میگوید:
“بزرگترین مشکلم بعد از طلاق مشکلات اقتصادی بود؛ واسه همین مجبور بودم برم سر کار، از طرفی کارم تمام وقت بود و مزدشم کم بود و نمیتونستم به بچهام برسم و ازش درست نگهداری کنم و خوب تأمینش کنم. تا وقتی بچه ام 11 سالش شد بیرون کار میکردم. بعدش دیگه اومدم خونه واسه خودم کار میکنم…میدونی من خیلی ایده ها داشتم برا بچهام. مثلا دوست داشتم کلاس زبان یا کلاس موسیقی بذارمش، اما واقعیتش حقوقم کفافشو نمیده. روم نمیشه بخوام به خانوادمم بگم.”

مطلب مرتبط :   پایان نامه با واژه های کلیدیبانک کشاورزی، خدمات الکترونیک، بانکداری الکترونیک

دسته بندی : علمی