دانلود پایان نامه

44)ز خاک درگه او جوی دفع افعی دهر که خاک همدم تریاق اکبر است آنجا
افعی دهر: کنایه از روزگار و دنیای پرمخاطره (فرهنگنامه شعری).
تریاق اکبر؛ تریاق: 1-پادزهر، پازهر 2-افیون، تریاک 3-معجونی مرکب از داروهای مسکن و مخدر که به عنوان ضد دردها و سموم به کار می رفته و در ترکیباتش عصاره های گیاهان خانواده‌ی شقایق و خشخاش به کار می رفته است؛ تریاق فاروق، تریاق کبیر (معین). معجونی است مرکب از هفتاد ادویه و دافع جمیع زهرها و مقوی دل و دماغ و شریفترین انواع تریاقهاست و آن را در ترکیب قرص افعی و امثال آن به کار برند. (لغت‌نامه، به تلخیص)
بین خاک و تریاق آرایه‌ی سجع مطرف وجود دارد.
معنی بیت: چون خاک آستانه قدس پیامبر (ص) همچون پادزهر دافع سموم روزگار پرمخاطره مانند افعی است. پس با خاک آستان و مرقد مطهر او، زهر افعی روزگار را تسکین‌بخش. (با متوسل شدن به خاک تربت پاک آن حضرت، بر تلخیها و مخاطرات روزگار غلبه کن).
45)درون چاردری هر سحر به ماتم او چراغ هفت فلک راوقی است خون پیما
چاردری: اطاقی که چهار در دارد و کنایه از عالم (فرهنگنامه شعری).
چراغ هفت فلک: کنایه از خورشید. (همان)
راوق: راوک، بر وزن ناوک، صاف و لطیف و پالوده‌ی هر چیز باشد و معرب آن راوق است. صاحب غیاث اللغات می نویسد: راوق- به فتح واو- پالونه شراب یعنی جامه و غیره که به آن شراب را صاف کنند (از صراح) و در موید نوشته که به معنی شراب نیز آمده و در رساله‌ی معربات آورده ه راوق معرب راوک است و ابن حاج نوشته که راوق بر وزن فاروق است به معنی پالونه‌ی شراب نه راوق به فتح واو، مخفف راووق است که واو ثانی را حذف کرده، واو اول را فتح داده اند. زیرا که در کلام عرب فاعل به ضم عین نیامده است. به هر تقدیر در استعمال فارسیان راوق به معنی شراب مجازاً باشد باطلاق سبب بر مسبب (غیاث) آلتی است که به وسیله‌ی آن مایعات را تمیز و صافی کنند بدین طریق که زگال بید را در کیسه کرده و ظرف در زیر آن گذارند و شراب در آن زگال ریزند که از زگال گذشته در آن ظرف ریزد و صافی شده در ظرف آید و رنگش در کمال سرخی و صفا شود. (لغت‌نامه، به تلخیص)
بید بسوز و باده کن راوق و لعل باده را چو دم مشگ و عود تر عطر فزای تازه بین
(خاقانی، به نقل از تعلیقات دیوان مجیر)
خون پالا: در نسخه‌ی بدل خون پیما آمده که بهتر به نظر می رسد؛ پیماینده‌ی خون، خونریز.
… هر سحر به خاطر او: اشاره به رنگ سرخگون سحر و شفق آفتاب (فلق) و حرکت خورشید در آسمان سرخگون صبح که گویا خورشید راوق و غربالی است که از چشمان او (چشمه‌های او) در ماتم حضرت پیغمبر بر چهار جهت زمین و آسمان و هفت فلک، خون غربال و ریخته می شود.
معنی بیت: از زمانی که پیامبر (ص) وفات فرموده، در این عالم، صبحگاهان در ماتم او، خورشید مانند پالونه و صاف کننده اشکهای خونین افلاک (یا افلاکیان) است که با همه پالایشی که دارد باز خون افشان است. (سرخی افق در سحرگاهان و هنگام طلوع خورشید را در نظر داشته است).
46)نواله دو جهان برنتافت معدش از آن که سیر بود و برین خوان نمک نداشت ابا
خاقانی گوید:
بر خوان این جهان زده انگشت در نمک ناخورده دست شسته ازین بی‌نمک ابا
نواله: لقمه، 1-لقمه خوراکی برای گذاشتن در دهان 2-مقداری خوراک که به کسی اختصاص دهند (معین)
برتافتن: تحمل کردن

مطلب مرتبط :   امام علی (ع)

دسته بندی : علمی