ر پسته های آلوده به صورت کاهش رشد مغز و تغییر رنگ آن به سبز تیره است. در مواردی مغز پسته رشد می کند و نسبتا پر می شود ولی دارای بوی کپک زدگی است. در پاره ای از مواقع مغز پسته ها به رنگ سفید یا زرد روشن دیده می شود وشباهت زیادی به رنگ مغز استخوان پیدا می کنند (فریور مهین، 1370). عامل بیماری گونه های مختلف Nematospora است که تا کنون 5 گونه از آن شناسایی شده است که شامل Nematospora coryli Peglion , N. gossypii Abbyet Nowell, N. phaseoli Wegaid, N. lycopersici Shneider, N. و nagpori Ddastur et Singh است.
هر چند گونه های ذکر شده از بیشتر نقاط دنیا گزارش گردیده است ولی N. coryli نسبت به سایر گونه ها پراکندگی بیشتری دارد. محلول پاشی با قارچ کشها اثری روی ماسوی پسته ندارد، اما سم پاشی با حشره کش ها برای مبارزه با سن های زیان آور در کاهش بیماری موثر است (سمیع و همکاران ،1384).
2-9- 1-کپک ناشی از Aspergillus flavus
واژه مایکوتوکسین ( Mycotoxin) از لغت یونانی Mykes به معنی قارچ و لغت لاتین Toxicum به معنی سم گرفته شده است (Anderson 1984, Golinski 1987). مایکوتوکسین ها گروهی از ترکیبات سمی هستند که بوسیله گونه های زیادی از قارچ ها تولید می شوند و سبب مرگ و میر در انسان ، حیوانات و گیاهان می شوند. افلاتوکسین به عنوان متابولیت های ثانویه توسط Aspergillus flavus A. parasiticus , و A. nomius تولید می شوند.
واژه افلاتوکسین ( Aflatoxin) از Aspergillus flavus toxin گرفته شده است. به طور طبیعی افلاتوکسین‌ها عامل ایجاد نکروز وسیروز کبدی می باشند. از علائم افلاتوکسیکوسیس از دست دادن اشتها،کمبود وزن، یرقان و تکثیر سلولهای مجرای صفراوی است. نتایج نشان می دهد که 99% از قارچ های مولد افلاتوکسین توسط پسته هایی که زودتر از موعد مقرر باز می شوند منتشر می گردند. جلوگیری ازکاهش آبیاری پسته به ویژه در خرداد ماه، زمانی که پوست پسته به سرعت رشد می کند، گرچه خندان شدن پسته را کاهش می دهد، اما از افزایش افلاتوکسین وسرایت آن پیشگیری می کند.
سرایت افلاتوکسین در اثر گونه های A. parasiticus و A. flavus با انبارداری نا مناسب پسته انتشارپیدا می کند. نفوذ آب و وجود رطوبت مداوم در انبار یا در سیلوهای ذخیره پسته، اساسی ترین عامل انتشار آسپرژیلوس شناخته شده است((Moradi & Ershad, 2000. بیشترین فساد پسته در اثر A. glucas است.A. parasiticus بیشترین و خطرناک‌ترین توکسین را در بین گونه ها دارد و A. flavus در مرحله بعد قرار دارد. بر اساس مطالعات انجام شده از سه قارچکش تیابندازول،کاپتافول و زینب، سم کاپتافول با کمترین غلظت بیشترین تاثیر را در بازدارندگی از رشد A. flavus داشته است (مجتهدی وهمکاران، 1359).
3-9- 1-پژمردگی ورتیسیلیومی پسته (verticillium wilt Pistachio)
پژمردگی ورتیسلیومی به عنوان یک بیماری آوندی دارای گسترش جهانی است و در مناطق گرمسیری اهمیت بیشتری دارد. این بیماری در زمین هایی که آبیاری می شوند رایج تر است و توسط Verticillium dahlia Kleb ایجاد می شود. عامل بیماری به ریشه های گیاه هجوم برده وسبب از بین رفتن آوندهای چوبی می شود. این بیمارگر از طریق ناحیه تمایز نیافته و محل اتصال ریشه¬های موئین وارد سیستم آوندی گیاه شده و با انسداد آوندهای چوبی موجب پژمردگی آوندی گیاه می-شود. بدین ترتیب آب به برگها نرسیده وسبب پژمردگی وآویزان شدن برگها می شود. در پی گسترش بیماری برگها زرد شده و خشکیدگی در یک بخش از گیاه مشاهده می شود.
از نشانه های دیگر، زوال تدریجی درختان پسته است و در این حالت برگها دچار رنگ پریدگی می شوند، رشد انتهایی سرشاخه ها کم شده و چتر درخت کوچک باقی می ماند. در برش عرضی از شاخه های آلوده ، معمولا یک دایره کامل تیره یا قطعاتی از آوند های چوبی سیاه یا قهوه ای دیده می شود (فریور مهین، 1370).
4-9- 1- پوسیدگی رایزوکتونیایی طوقه وریشه پسته (Rhizoctonia solani)
گونه های Rhizoctonia از بیمارگرهای بسیار مهم خاکزاد می باشند و در تمام خاک¬های زراعی و غیر زراعی دیده می شوند (Sneh et al., 1991). یکی از مهم ترین‌گونه های بیماری زا R. solani می باشد. سویه های R. solani و سایرگونه های آن دارای دامنه میزبانی وسیعی هستند که باعث از بین رفتن دانه، مرگ گیاهچه، شانکر ساقه و پوسیدگی های ریشه و ریزش میوه و شاخ وبرگ می شوندکه مرگ گیاهچه از مخرب¬ترین آنها می باشد. پسته نیز مانند بسیاری از گیاهان در مراحل اولیه رشد به این قارچ حساس است و این قارچ یکی از مهم¬ترین عوامل بیماریزای خاکزی در نهالستان¬های پسته است که موجب ضایعات اقتصادی در این محصول ارزشمند می گردد. این قارچ موجب پوسیدگی ریشه و مرگ گیاهچه (قبل وبعد از جوانه زدن ) در پسته می گردد. علائم این بیماری در پسته به صورت زردی برگ¬ها، زوال، سبزرد و قهوه ای شدن ریشه های فرعی و اصلی، پوسیدگی، سیاه شدگی و ایجاد شانکر در ناحیه طوقه و ریشه می باشد. تا کنون گروه آناستوموزی چهار از R. solani پسته جداسازی وشناسایی شده است (Stapleton et al., 1996). کنترل R. solani به علت سازگاری با شرایط مختلف محیطی، گسترش دامنه میزبانی و قدرت بقای آن ( به صورت میسیلیوم روی مواد آلی و یا سختینه در خاک) چندان ساده نیست (Ross et al., 1998).
5-9- 1-بیماری سرخشکیدگی شاخه های پسته
بیماری سرخشکیدگی پسته اولین بار در ایران و در استان کرمان مشاهده ( امینایی، 1364) و عامل بیماری Paecillomyces variotii گزارش گردید( امینایی و ارشاد ، 1368). بیماری خشکیدگی سرشاخه درختان پسته بصورت گسترده در باغهای پسته به ویژه شهرستان رفسنجان (17%) مشاهده می شود (علایی 1375). این بیماری سبب خشک شدن کامل شاخه ها، پژمردگی و خشکیدگی خوشه ها و از بین رفتن جوانه های سال آینده می
شود. بیماری در آغاز به صورت لکه های کوچک سیاه رنگ در سطح پوست شاخه های آلوده ظاهر می شود که با پیشرفت نواحی آلوده، سیاه رنگ می شوند و به سبب تفاوت رنگ از قسمتهای سالم شاخه، به آسانی قابل تشخیص است. شروع آلودگی روی شاخه ها معمولا همراه با ایجاد شانکر و ترشح صمغ می باشد ( اشکان و ابوسعیدی 1373).
تا کنون در کشور های پسته خیز جهان روی درختان پسته بیش از 53 گونه قارچ گزارش شده است. از بین قارچ های گزارش شده 9 گونه Botrytis cinerea, Sclerotinia sclerotiorum, Botryosphaeria dothidea, Eutypa lata, Camarosporium pistacia, Phomopsis spp, Alternaria alternate, Rhizoctonia solani, Oellicularia koleroga.
می توانند در درختان پسته ایجاد سرخشکیدگی شاخه (Die back) ، سوختگی (Blight) و یا شانکرکنند (سمیع و همکاران،1384).
6-9- 1- پوسیدگی طوقه وریشه (انگومک) پسته
پوسیدگی طوقه وریشه ناشی از گونه های Phytophthora یکی از مهمترین بیماری ها در پسته محسوب می شود (سمیع و همکاران، 1384) و علائم بیماری آن در ایران نخستین بار توسط شریف و همکاران (1339) از استان کرمان گزارش شده است. هر چند که عامل بیماری در آن زمان شناسایی نگردید. مستوفی پور(1348) برای نخستین بار جدایه ای از فیتوفترا را از طوقه و ریشه درختان پسته از قزوین جدا کرد وبیماری زایی آن رادرگلخانه به اثبات رسانید که بعدا Phytophthora citrophthora( Ph. Citrophthora) تشخیص داده شد (1971،Ershad).
در حال حاضر Ph. drechsleri Tuker, Ph. citrophthora (Smith and Smith) Leonian, Ph. cryptogea (Pethybrdge and Lafferty), Ph. megasperma Derchsleri, و Ph. nicotianae Breda de Hann به عنوان عامل انگومک از مناطق مختلف پسته کاری استان کرمان گزارش شده اند (مرادی، 1377).
بیماری زایی گونه های مختلف فیتوفترا از جملهPh. citrophthora , Ph. parasitica , Ph. nicotiana , Ph. citricola , Ph. drechsleri , Ph. cryptogea نیز از سایر نقاط جهان گزارش شده است ( سمیع و همکاران، 1384). دوگونه Ph. megasperma و Ph. drechsleri به عنوان عوامل بیماری گموز پسته از فراونترین گونه های جداسازی شده در منطقه کرمان هستند که بیماریزایی آنها به اثبات رسیده است (میر ابولفتحی و همکاران1369).
با مطالعه ای که روی فراوانی و پراکندگی گونه های Phytophthora در رفسنجان و سیرجان انجام شد. گونه های Ph. megasperma ، Ph. drechsleri و Ph. cryptogea جداسازی شده اندکه Ph. cryptogea و Ph. megasperma به ترتیب بیشترین و کمترین فراوانی را نشان داده اند ( اشکان و همکاران ،1374).
گونه Ph. megasperma در بیشتر باغهای مناطق رفسنجان، گونه Ph. drechsleri در باغهای سیرجان و نوق و گونه Ph. cryptogea (گرما دوست) در مناطق چاه جعفر و جنت مرتضوی شیوع دارند. صابری ریسه و همکاران (2004) گونه های Ph. citrophthora ،Ph. megasperma ، Ph. drechsleri و Ph. cryptogea را از باغات مختلف پسته در رفسنجان گزارش دادند و در این میان Ph. drechsleri بیشترین پراکندگی را نشان داد..
گونه های Ph. cryptogea و Ph. capsici بعنوان عوامل مولد شانکر در تنه و شاخه درختان پسته از کالیفرنیا گزارش شده اند(McDonald et al., 1992). در یونان گونه های Ph. citrophthora،Ph. citricola و Ph. nicotianae var parasitica جدا شده از میخک وگوجه فرنگی نیز بر روی پسته بیماریزا بودند(Kouyeas 1973).
1-6-9- 1- رده بندی عامل بیماری( P. megasperma)
رده بندی Ph. megasperma بر اساس فرم جنسی وفرم غیر جنسی به صورت زیر است:
(Mycobank administration,2000).
-kingdom: Chromista
-Phylum: Oomycota
-Class: Peronosporomycetes
-Sub Class: Peronosporomycetidae
-Order: Pythiales
-Family: Pythiaceae
-Genus: Phytophthora
-Species: P. megasperma

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان با موضوعافغانستان، سلامت خانواده، نهاد خانواده، کرامت انسان

2-6-9- 1-مشخصات عامل بیماری( Ph. megasperma)
1- پرگنه : پرگنه این گونه روی محیط آب اگار قادر به رشد نیست ولی روی محیط لوبیا اگار رشد سریع و ظاهری پنبه ای دارد و تولید میسلیوم های هوایی می کند. زیر پرگنه ها نیز منظره ای یکنواخت و گاهی شعاعی دارد.
2- ریسه ها : ریسه ها روی محیط آرد ذرت به فرم درختچه ای و یکنواخت هستند و اندازه کمینه ، بیشینه و متوسط عرض آنها به ترتیب 8-2 ،6-5 و 8/4 میکرومتر است.
3- آماس ریسه : آماس ریسه روی محیط جامد به ندرت تشکیل می شود ولی در محیط مایع به فراوانی و به فرم کروی، بیضوی و همچنین منفرد یا زنجیره وار تشکیل می شود.
4- کلامیدیوسپور: کروبر(Krober, 1985) وجود کلامیدوسپورهای کروی را در بعضی از جدایه های Ph. megasperma بصورت منفرد، انتهایی یا میانی گزارش نموده است ولی در جدایه های بدست آمده از ایران کلامیدیوسپور مشاهده نشده است.
5- اسپورانژیوفور: اسپورانژیوفور ها نازک و در تمام طول خود قطر یکنواخت و عرضی برابر 5/2-2 میلی متردارند. اسپورانژیوفور ها غیر منشعب و در مواردی سیمپودیال و دارای پرولیفراسیون هستند.
6- اسپورانژیوم: گر چه اسپورانژیوم ها روی محیط کشت جامد تشکیل نمی شوند ولی در محیط های مایع به فراوانی و به فرم انتهایی مشاهده می شوند. اسپورانژیوم ها اغلب متقارن به اشکال تخم مرغی و یا بیضوی، فاقد پاپیل وغیر ریزان می باشند. طول و عرض آنها به ترتیب 57-36 و 36 -26 میکرومتر می باشد.
7- آنتریدیوم: آنتریدیوم ها اغلب از کناره ها به ااگونیوم متصل می شوند (paragynous) و به صورت منوکلین و دیکلین می باشند. فرم آنها کروی، بیضوی و تخم مرغی یا نامنظم است.
8- ااگونیوم: ااگونیوم ها در کشت های تک ریسه و به خصوص در کشت های مایع به فراوانی تشکیل می شوند. شکل آنها کروی و رنگی نزدیک به نارنجی با دیواره صاف دارند. Ph. megasperma هموتال است و ساختار های جنسی آن بخوبی روی محیط کشت تشکیل می شوند.
9- بررسی دمای رشد : میرابوالفتحی و همکاران(1369) دمای کمینه، بهینه و بیشینه برای رشد Ph. megasperma را به ترتی
ب 8 – 5 ، 29 و C? 38 گزارش کردند. ولی کروبر(Krober, 1985) و واتر هاوس و واتراستون (Waterhouse&Waterston, 1966) دمای کمینه، بهینه و بیشینه رشد برای این گونه را به ترتیب 2، 25 و C?30 گزارش کردند.
3-6-1- 9-میزان پراکندگی، دامنه میزبانی و نحوه خسارت Ph. megasperma
به نظر می رسد که میزان خسارت این گونه در استان کرمان بویژه در رفسنجان نسبت به سایر مناطق کشور بیشتر است. بر اساس مطالعات آماری که به شیوه عملی بدست آمده است، میزان خسارت در کل کشور تقریبا 8 % و در رفسنجان حدود 13% ارزیابی شده است. میزان خسارت در مرکز، شمال، حومه و اطراف و جنوب رفسنجان به ترتیب 1/12%، 8/11%، 9/10%، 4/13% و 7/14% می باشد. افزایش درصد خسارت در جنوب و خاور رفسنجان به سبب رطوبت بیشتر است که سبب به وجود آمدن شرایط مناسب رشد عامل بیمارگر می شود(Saberi-Riseh et al.,2004 ). بیمارگر در مکان های مرطوب فعالیت بیشتری دارد و با هجوم به ناحیه طوقه و ریشه درختان پسته سبب تجزیه سلولز بافت های این بخش شده و در پایان مرگ میزبان را به همراه دارد. گر چه دامنه میزبانی Ph. megasperma، بطور کامل مشخص نیست ولی بسیاری از گیاهان زراعی و باغی میزبان آن شناخته می شوند. میرابوالفتحی وهمکاران(1369) از طوقه و ریشه پسته و علیزاده(1367) از ریشه توت فرنگی و یونجه آن را گزارش کرده اند.
4-6-9- 1- علائم بیماری پوسیدگی طوقه وریشه در پسته
از علائم این بیماری پوسیدگی لکه ای طوقه وریشه درختان است که با تراوش قطرات شفاف، ریز ودرشت صمغ ( قطرات صمغ وقتی در مجاورت هوا قرار می گیرند به تدریج قهوه ای رنگ می شوند) در سطح یا در شکاف‌های پوست درخت، درمحل طوقه و یا 30-20 سانتی متری بالاتر از سطح خاک همراه است. در مواردی آلودگی در محل انشعاب شاخه های اصلی و حتی 70-50 سانتی متری از سطح خاک دیده می شود. پوست قسمتی از طوقه درخت بیمار که در داخل خاک قرار دارد به آسانی از چوب جدا شده و حد فاصل پوست وچوب لایه ای از ترشحات سفید شیری یا چرکی ناشی از هجوم عوامل ساپروفیت که پس از مرگ بافت‌ها به آن حمله می کنند، دیده می شود (ارشاد، 1374).
5-6-9- 1-چرخه

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلید واژگانالکتریکی، زیمنس، دسی، بررسی

دیدگاهتان را بنویسید