رقابت سیاسی ایجاد نمی کند . در این پژوهش نشان داده شده است که ایرانیان معتقدند که آدمیان طبعا شرور و قدرت طلبند . همه چیز در حال دگرگونی و غیر قابل اعتماد است ، آدم باید نسبت به اطرافیانش بد بین و بی اعتمادباشد حکومت دشمن مردم است و … ( به نقل از بشیریه ، ۱۳۷۶)
حسین بشیریه در تحلیلی تاریخی از موانع توسعه یافتگی سیاسی، فرهنگ سیاسی گروههای حاکم را یکی از عوامل موثر دانسته ، معتقد است فرهنگ و نگرش گروههای حاکم به دلایل تاریخی و روانشناختی نگرشی پاتریمونیالیستی و سنتی است که در آن ساخت قدرت رابطه ای عمودی و آمرانه و از بالا به پایین میان حکام و مردم بوده است .
۲-۱-۳-۴-حسین بشیریه( ۱۳۷۵) :
بشیریه فرهنگ سیاسی ایران را فرهنگ تابعیت و آمریت معرفی کرده است که درآن حاکم موجودی برتر ، قهرمان و حتی مقدس تلقی می شده و از دیدگاه مردم حق دخالت در همه امور را داشته است . وی رابطه میان فرهنگ سیاسی تابعیت و ساخت قدرت مطلقه در ایران را از نوع رابطه بازتولید متقابل ارزیابی می کند و ویژگیهایی مانند فرصت طلبی ، فرد گرایی منفی و ترس آلود ، فقدان اعتماد و همکاری متقابل را از شاخص های مهم آن می داند .
۲-۱-۳-۵- کتابی و همکاران (۱۳۸۰) :
پژوهش دیگری که در این ارتباط صورت گرفته تحقیقی است با عنوان گونه شناسی فرهنگ سیاسی دانشجویان شاغل به تحصیل در ایران که توسط محمد کتابی ، فریدون وحیدا و و حید قاسمی انجام گرفته است . محققین نامبرده در این تحقیق ابتدا با مطالعه برخی متغیر های کلیدی به گونه شناسی فرهنگ سیاسی در جامعه دانشجویان ایران پرداخته اند و در مرحله بعدی عوامل موثر بر شکل گیری این گونه های فرهنگی را مشخص کرده اند .
در مطالعه فرهنگ سیاسی بر چهار بعد ارزش های سیاسی ، باورهای سیاسی ، احساسات نسبت به نظام سیاسی و دانش سیاسی توجه کرده اند و سه گونه فرهنگ سیاسی را در بین دانشجویان از هم تمیز داده اند .
گونه اول را فرهنگ مشارکت پس رونده نام نهاده اند . این گونه مختص افرادی است که به ارزش هایی مانند آزادی نشر تاکید بسیار داشته و از نظر باور درونی به اثر بخشی سیاسی و توانایی در مشارکت سیاسی ، خود را در سطوح بالایی ارزیابی کرده اند اما سطح این آزادی ها را در دنیای واقعی بیرون پایین دانسته و اعتماد بسیار کمی به مسئولان سیاسی جامعه دارند و نیز احساس کاملا منفی نسبت به نظام سیاسی از خود بروز داده اند .
گونه دوم گونه افراد میانه رو است در این گروه سطح و میزان ارزشی که برای آزادی قائلند با باور آنها نسبت به وجود چنین آزادی هایی در واقعیت تطابق دارد . میزان اعتماد این گروه به مسئولان سیاسی متوسط بوده و احساسشان نسبت به نظام سیاسی نیز در همین حد ارزیابی شده است .
گونه سوم تحت عنوان فرهنگ مشارکت پیش رونده معرفی شده است . این گروه افرادی را در برمی گیرد که نسبت به نظام سیاسی خود احساس مثبتی داشته و مسئولان سیاسی را قابل اعتماد می دانند در این گروه میزان باور نسبت به وجود آزادی ها از میزان اهمیتی که برای چنین ارزشی قائلند بالاتر بوده است .
۲-۱-۳-۶-سرمایه اجتماعی و گونه های دمکراتیک فرهنگ سیاسی:
تحقیق دیگری توسط یعقوب احمدی و آزاد نمکی (۱۳۸۹) انجام شده است . این پژوهش به تحلیل ثانویه داده های حاصل از پیمایش ارزش های جهانی برای استان های ایران پرداخته است . در این تحقیق تاثیر شاخص های سرمایه اجتماعی ( شامل اعتماد و مشارکت ، اطمینان به نهادها و سازمان های دولتی و مدنی و درستکاری مدنی ) در شکل گیری فرهنگ سیاسی دمکراتیک مورد بررسی قرار گرفته است .
در این پژوهش محققان برای اندازه گیری فرهنگ سیاسی دموکراتیک از مدل ارزش های ابراز وجود رونالد اینگلهارت و ولزل بهره گرفته است که چهار شاخص فرامادی گرایی ، گرایش به استقلال ، برابری جنسیتی و ارزش های دموکراتیک را دربر می گیرد .
نتایج این تحقیق حاکی است که بعضی از شاخص های سرمایه اجتماعی مانند اعتماد و مشارکت از تاثیر مثبت بر فرهنگ سیاسی دموکراتیک برخوردار بوده و بالعکس . شاخص اطمینان به نهادها دارای تاثیر منفی در بروز این ارزش ها بوده و شاخص درستکاری مدنی نیز در خلق فرهنگ دموکراتیک از تاثیر معناداری برخوردار نبوده است .
۲-۱-۳-۷- مسعود گلچین و همکاران (فرهنگ سیاسی دموکراتیک و عوامل مرتبط با آن) (۱۳۷۸)،
عنوان تحقیق دیگری است که توسط مسعود گلچین ، مژگان حق خواه و فرشته امیری انجام گرفته است در این پژوهش میزان شکل گیری فرهنگ سیاسی دموکراتیک در بین اساتید دانشگاه ، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و کارکنان دانشگاه تربیت معلم با استفاده از الگوی والتر روزنبام مورد سنجش قرار گرفته است .
بر اساس نتایج بدست آمده ، ۴۳ درصد از افراد جامعه آماری از نظر برخورداری از فرهنگ سیاسی دموکراتیک در حد بالایی ارزیابی شده اند . ۴۳ درصد از افراد در حد متوسط به شاخص های این نوع فرهنگ سیاسی گرایش داشته اند و ۱۴ درصد از افراد نیز از این نظر در حد پایینی قرار داشته اند . در بخش تبیینی تحقیق جهت گیری دینی مهمترین تبیین کننده واریانس شاخص های فرهنگ سیاسی معرفی شده است و در مراتب بعدی کسانیکه از پایگاه اقتصادی – اجتماعی بالایی برخوردار بوده و در انجمن های مدنی مدرن مشارکت داشته اند و در محیط خانوادگی ، شغلی و آموزشی نیز با الگوهای دموکراتیک ارتباط بیشتری داشته اند به شاخص های فرهنگ سیاسی دمکراتیک نزدیکتر بوده اند .
۲-۱-۳-۸- سرمایه اجتماعی ، جامعه مدنی و دموکراسی :
یعقوب احمدی در تحقیقی با عنوان(سرمایه اجتماعی ، جامعه مدنی و دموکراسی ) درصدد برآمده تا با ارائه مدلی نو به برقراری پیوند میان سرمایه اجتماعی و دمکراسی دست یازد . وی به این نتیجه رسید که میان سرمایه اجتماعی و دموکراسی ، رابطه ای دوسویه و دیالکتیکی به واسطه مولفه های جامعه مدنی ، شهروند قدرتمند و فرهنگ صلح برقرار است . از این منظر حجم وافر سرمایه اجتماعی به تقویت شاخص های تشکیل دهنده مولفه های بالا منجر شده و تقویت و تحکیم این سه مولفه ، مجموعه ای از شرایط مناسب برای رد و نضج دموکراسی یا تثبیت آن فراهم می آورد . ( احمدی ، ۱۳۸۵)
۲-۱-۳-۹- بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر مشارکت سیاسی– اجتماعی:
اکبری در این پژوهش این سوال محوری را مطرح می کند که سرمایه اجتماعی و شاخص های آن چگونه بر مشارکت سیاسی – اجتماعی تاثیر می گذارد ؟ و در این میان خانواده گرایی و فشارهای گروهی چه نقشی را ایفا می کند؟
نتیجه این تحقیق نشان می دهد که شاخص های سرمایه اجتماعی بر میزان مشارکت تاثیر می گذارد و اعتماد موجود در بین افراد مورد بررسی بیشتر از نوع درون گروهی است و خانواده گرایی بالا نیز رابطه مثبتی با مشارکت نداشته است که این خود دال بر این واقعیت است که خانواده گرایی چندان نمی تواند برای توسعه سیاسی مساعد و مناسب باشد . میزان اعتماد درون گروهی افراد بالا و و اعتماد آنها به دولت بسیار پایین ارزیابی شده است .
۲-۱-۳-۱۰- بررسی عوامل موثر بر فرهنگ سیاسی در شهر شیراز :
جهانگیری و بوستانی (۱۳۷۹)در این پژوهش به این نتیجه رسیدند که هر چه تحصیلات افراد بالاتر باشد آنها شناخت بیشتری از درون دادها یعنی تقاضاها و حمایت ها پیدا می کنند و می توانند در فرایندهای سیاسی نقشی فعال را ایفا کنند . به استناد یافته های آنان ، با افزایش سطح تحصیلات از جهت گیری احساسی افراد نسبت به درون دادها کاسته می شود همچنین افرادی که از موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالاتری برخوردار بوده اند از جهت گیری شناختی شدیدتری نسبت به دروندادها برخودارند و از پتانسیل بیشتری برای گرویدن به فرهنگ سیاسی مشارکتی برخوردارند .
از دیگر تحقیقات تجربی که با موضوع فرهنگ سیاسی در حوزه جامعه شناسی انجام شده اند می توان به پژوهش بیات تبریزی و تحقیق حسینی هاشم زاده (۱۳۷۹) اشاره کرد که هر دو فرهنگ سیاسی را در محیط دانشگاهی مورد مطالعه قراداده اند و در تعریف مفهومی فرهنگ سیاسی نیز از نظریه آلموند و وربا ( جهت گیری شناختی ، احساسی و ارزشیابانه ) استفاده کرده اند .
۲-۱-۴- جمع بندی ادبیات تحقیق :
با مروری بر تحقیقات خارجی می توان دریافت که آنها سه دسته از عوامل را در گرایش به فرهنگ دموکراتیک برجسته ساخته اند : یک دسته از تحقیقات از رویکرد مدرنیزاسیون به مقوله گرایش به فرهنگ دموکراتیک نگریسته اند و آنرا به عنوان یکی از مولفه های توسعه اقتصادی – اجتماعی ، نتیجه ارتقاء شاخصه های توسعه می دانند : شاخصه هایی مانند افزایش سطح آموزش ، رشد اقتصادی ( تولید ناخالص ملی ) ، شهرنشینی و غیره .
دسته دوم از تحقیقات ، عواملی را در گرایشات دموکراتیک افراد اساسی می دانند که معمولاً در قالب مولفه های سرمایه اجتماعی طبقه بندی می شود . شاخصه ها و متغیرهایی مانند اعتماد اجتماعی ، مشارکت سیاسی و گرایش به فعالیت انجمنی .
دسته سوم از تحقیقات بطور خاص بر روی تاثیر مذهب در گرایش به فرهنگ و ارزشهای دموکراتیک تمرکز کرده اند و بطور مشخص به دنبال پاسخگویی به این پرسش هستند که آیا گرایش به مذهب یا دینداری نقش بازدارنده ای در گرایشات دموکراتیک افراد دارد یا نه . اینگونه تحقیقات بیشتر در جوامعی مانند جوامع خاورمیانه و آمریکای لاتین صورت گرفته است که در آنها نهاد دین هنوز یک عامل تاثیر گذار و جدی در تعیین نگرشها و جهتگیریهای اجتماعی و سیاسی است .
تحقیقات داخلی را در دو دسته مشخص می توان طبقه بندی کرد : دسته اول تحقیقاتی هستند که با نگاهی تاریخی در صدد هستند یک نوع شناسی از فرهنگ سیاسی ایران در قالب یک منش ملی در حوزه سیاسی ارائه دهند . دراین نوع تحقیقات ویژگی هایی مانند فقدان اعتماد و امنیت سیاسی، خویشاوند سالاری (عشیره گرایی ) ، فرهنگ متابعت و آمریت به عنوان کاراکترها و خصوصیات بارز فرهنگ سیاسی ایرانی مورد توجه قرار گرفته است .
دسته دوم تحقیقات داخلی ، پژوهش هایی هستند که از الگوی مطالعات خارجی متاثر بوده علاوه بر ارائه یک گونه شناسی از فرهنگ سیاسی جامعه ، به تناسب رویکردهای نظری متفاوتی که اتخاذ کرده اند عواملی مانند توسعه اقتصادی – اجتماعی ، هنجارها و الگوهای مشارکت اجتماعی ، اعتماد اجتماعی و دینداری را در گرایشات دموکراتیک افراد اساسی دانسته اند .
۲-۲- مبانی نظری :
بطور کلی دیدگاههایی که به فرهنگ سیاسی به عنوان یک متغیر تاثیر گذار در تحولات سیاسی توجه کرده اند با آندسته از سنت ها و پاردایم های کلاسیک جامعه شناسی نسبت و نزدیکی دارند که در مبانی نظری خود ایده ها و ابعاد فرهنگی را در تبیین و توضیح پدیده ها ی اجتماعی برجسته ساخته اند . بطور مثال وبر در اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری از طریق این استدلال که تحت شرایط خاصی ایده ها می توانند الگوها و ساختارهای اقتصادی

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درمورداحساس امنیت، پایگاه اقتصادی، امنیت سیاسی، سرمایه گذاری
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید