چندین فرضیه فرعی قابل تدوین است . اولین فرضیه اصلی درباره رابطه توسعه انسانی و میزان گرایش به فرهنگ سیاسی دمکراتیک است به این شرح که :
سطح افراد در شاخص های توسعه انسانی تاثیر معناداری بر میزان گرایش به فرهنگ دمکراتیک دارد .
این فرضیه را می توان به تفکیک درباره هر کدام از شاخص های توسعه بیان کرد به این شکل که :
موقعیت اقتصادی- اجتماعی افراد (سطح رفاه ) بر میزان گرایش به فرهنگ دمکراتیک موثر است .
میزان استفاده از رسانه های جمعی بر میزانگرایش به فرهنگ دمکراتیک موثر است .
میزان تحصیلات افراد بر میزان گرایش آنها به فرهنگ سیاسی دمکراتیک رابطه موثر است .
میزان احساس امنیت افراد بر میزان گرایش به فرهنگ دمکراتیک موثر است .
میزان گرایش به ارزش های فرامادی بر میزان گرایش به فرهنگ سیاسی دمکراتیک موثر است.
بین میزان گرایش اساتید دانشگاه به فرهنگ سیاسی دمکراتیک و میزان گرایش دبیران آموزش و پرورش تفاوت معنی دار وجود دارد .
دومین فرضیه اصلی تحقیق به رابطه بین سرمایه اجتماعی و میزان گرایش به فرهنگ دمکراتیک می پردازد : به این شرح که :
میزان سرمایه اجتماعی برمیزان گرایش به فرهنگ دمکراتیک موثر است .
این فرضیه را نیز میتوان درباره هرکدام از شاخص های سرمایه اجتماعی در قالب فرضیه های فرعی بیان نمود :
میزان اعتماد درون گروهی بر میزان گرایش به فرهنگ دمکراتیک موثر است .
۱۰- میزان اعتماد نهادی بر میزان گرایش به فرهنگ دمکراتیک موثر است .
۱۱- میزان اعتماد تعمیم یافته افراد بر میزان گرایش به فرهنگ دمکراتیک موثر است .
۱۲- میزان انسجام اجتماعی افراد بر میزان گرایش به فرهنگ دمکراتیک موثر است .
۱۳- میزان مشارکت اجتماعی افراد بر میزان گرایش به فرهنگ دمکراتیک موثر است .
سومین فرض اصلی تحقیق به رابطه مذهب و گرایش به فرهنگ دمکراتیک می پردازد . در این فرضیه با توجه به اینکه هم رویکرد توسعه انسانی اینگلهارت و هم نظریه فرهنگ مدنی پاتنام به وجود رابطه ای منفی بین مذهب (میزان دینداری ) و فرهنگ دمکراتیک قایل بودند و نتایج تحقیقات تجربی شان نیز تا حدودی موید چنین رابطه ای است این تحقیق در این مورد خاص بر آن شد تا یکبار دیگر یافته های تحقیقات مزبور را درباره نوع رابطه مذهب و فرهنگ دمکراتیک مورد آزمون تجربی قرار دهد . به این منظور فرضیه ای را بر اساس تدوین نمود :
۱۴- میزان دینداری افراد بر میزان گرایش به فرهنگ دمکراتیک موثر است .
علاوه بر فرضیه های فوق چند فرض دیگر که ناظر بر متغیر های زمینه ای مانند جنسیت ، سن و رشته تحصیلی است مورد بررسی قرار گرفته معناداری رابطه بین متغیر های مذکور و متغیر وابسته مورد آزمون قرار می گیرد .
۲-۶- تعاریف مفهومی و عملیاتی :
۲-۶-۱- فرهنگ سیاسی دمکراتیک :
فرهنگ سیاسی دمکراتیک از سه اصطلاح فرهنگ ، سیاست و دمکراسی تشکیل یافته که هر یک از آنها به حوزه های مفهومی گسترده تر و قلمرو معنایی وسیعتری اشاره دارد و تنها هنگامی که آن سه در کنار یک دیگر بکار میروند جنبه هایی از ابعاد مفهومی آنها به خدمت گرفته می شود تا به وجه خاص سیاسی فرهنگ که خصلتی دمکراتیک دارد اشاره گردد .
تعریف فرهنگ سیاسی را می توان فرع بر تعریف کلی فرهنگ که از سوی تیلور ارائه شده دانست ، در تعریف تیلور فرهنگ کل پیچیده ای است که شامل آگاهی ها ، باورها ، هنر ها ، اخلاقیات ، قانون و تمامی قابلیت ها و عاداتی است که انسان به عنوان عضو جامعه کسب می کند . ( چیلکوت ،۳۳۶ )
از مفهوم فرهنگ سیاسی نیز تعاریف متعددی بعمل آمده است . بعنوان یکی از نخستین تعاریف می توان به تعریف آلموند و وربا اشاره کرد : فرهنگ سیاسی عبارتست از سمت گیری روان شناسانه به سیاست که در احساسات ، شناخت ها و ارزیابیهای درونی شده افراد نمود می یابد . (آلموند و وربا ، ۱۹۹۷ ) لوسین پای نیز در تعریف این مفهوم می گوید : فرهنگ سیاسی مجموعه نگرشها ، باورها و احساساتی است که به فرایند سیاسی نظم و معنا می دهدو انگاره ها و قواعد بنیادینی را که بر رفتار در نظام سیاسی ناظر است پدید می آورد .
با توجه به اینکه موضوع این تحقیق بررسی گونه خاص فرهنگ سیاسی دمکراتیک است به تعاریفی می پردازیم که ابعاد مفهومی و شاخص های نظری و عملیاتی این گونه خاص را مورد توجه قرار داده اند . بیشتر تعاریفی که در سطح مفهومی از فرهنگ سیاسی دمکراتیک انجام گرفته تعاریفی است که براساس مصادیق و مولفه های تشکیل دهنده چنین فرهنگی صورت گرفته است به گونه ای که میتوان از آنها در شاخص سازی و عملیاتی کردن مفهوم فرهنگ سیاسی دمکراتیک نیز بهره جست .
در بین مفهوم سازیها و تعاریفی که ارائه شده است می توان به مفهوم سازی آلموند و وربا از گونه فرهنگ سیاسی مشارکتی اشاره کرد ایشان در گونه شناسی خود از سه نوع فرهنگ مشارکتی ، تبعی و محدود یاد می کنند که نزدیکترین گونه به فرهنگ سیاسی دمکراتیک را می توان فرهنگ مشارکتی یا آنچه از آن تحت عنوان فرهنگ مدنی نام می برند تلقی کرد . در این گونه افراد نسبت به اجزای نظام سیاسی ( نظام، فرایند و سیاست گذاری )تلقی روشنی دارند از جریان امور آگاهند و گرایش به بروز دادن نقش فعال از خود در امور دارند .
الگوی والتر روزنبام که بطور خاص به فرهنگ سیاسی دمکراتیک اختصاص دارد مفصل تر است وی مولفه های این نوع فرهنگ را شامل موارد زیر میداند : ۱- جهت گیری نسبت به ساختارهای حکومت شامل روش حکومت ، ورودی ها و خروجی های حکومت ۳- جهت گیری نسبت به دیگران در نظام سیاسی شامل هویت سیاسی ، اعتماد و قواعد بازی ۳- جهت گیری نسبت به فعالیت سیاسی شامل توانایی سیاسی ، احساس کارایی سیاسی و اعتقاد و باور افرادبه این که می توانند با استفاده از قدرت سیاسی خود فرایند سیاسی را تحت تاثیر قرار دهند (Rosenboum,1975,5).
از نظر استون . ای . فینکل فرهنگ سیاسی دمکراتیک فرهنگی است شامل احساس کارآمدی سیاسی ، مدارای سیاسی ، اعتماد سیاسی ، دانش سیاسی بالا و گرایش به مشارکت سیاسی و حمایت از ارزش های سیاسی مرتبط با آن (Finkel,2002 ).
آلکس وان سیکل نیز فرهنگ سیاسی دمکراتیک را شامل ارزش ها و هنجارهایی مانند اعتماد میان فردی ، مدارا ، بحث سیاسی و حمایت از نهادهای دمکراتیک دانسته است .
ویجایان پیلای دمکراتیک بودن فرهنگ سیاسی را مبتنی بر چهار بعد دمکراتیک بودن قوانین محلی ، گرایش به آزادی اندیشه ، گرایش به آزادی بیان و گرایش به آزادی مذهبی می داند.( pilai,2011 )
اینگلهارت و ولزل در تحقیق جامع خود از تحول فرهنگی ، گونه شناسی خاصی از ویژگیهای فرهنگ سیاسی دمکراتیک ارائه می کنند آنها از ویژگی چنین فرهنگی تحت عنوان ارزشهای ابراز وجود یا ارزش های رهایی بخش (۲۰۰۹ ) نام می برند . از نظر ایشان ارزش های ابراز وجود یا رهاینده آندسته از ارزش های مردم سالارانه می باشند که موجد تاکید بر آزادی های مدنی و سیاسی توده ، استقلال انسانی ، تساهل و مدارا بوده و ارزش های بنیادی جامعه مردم سالار به شمار می آیند . (اینگلهارت ،۱۳۸۹ :۲۳ ) این ارزش ها دارای ابعاد چهار گانه به قرار زیر است :
استقلال فردی ۲- ارزش های فرامادی گرایانه ۳- برابری جنسیتی ۴- نگرش مثبت نسبت به دمکراسی (Inglehart,2009)
ارزش های فرامادی گرایانه نیز مبین تاکید بر آزادی ،رضایت ذهنی ، تساهل برون گروهی و اعتمادبین فردی در برابر ارزش های مادی گرایانه می باشد که شامل تاکید بر حفظ نظم و ثبات ، مبارزه با جرایم ، امنیت شغلی و فیزیکی است . (اینگلهارت ،۱۳۸۹ :۹۱ ) مارک تسلر نیز در مطالعه ای که به طور خاص در باره نگرشهای دمکراتیک انجام داده است شش عنصر را بعنوان مولفه های فرهنگ سیاسی دموکراتیک در نظر می گیرد : ۱- حمایت از برابری جنسیتی ۲- مدارا ۳- اعتماد ۴- مشارکت مدنی ۵- علایق سیاسی ۶- دانش سیاسی .
تسلر دو عنصر علاقه مندی سیاسی و دانش سیاسی را در سطح شناختی قرار میدهد و معتقد است افرادی که به سیاست علاقه مند هستند بیشتر احتمال دارد که وارد امور سیاسی شده و در فعالیت های مدنی مشارکت کنند . این احتمال نیز وجود دارد که شهروندانی که دغدغه خاطر بیشتری نسبت به سیاست دارند نظارت موثرتری به سیاست های عمومی و فعالیت های دولت اعمال کنند . شناخت سیاسی که با علاقه سیاسی در ارتباط است نیز به همین دلیل اهمیت دارد . هنگامی که شهروندان نسبت به موضوعی خاص علاقه مند بوده و آگاهی سیاسی مناسب را داشته باشند احتمال مشارکت و اظهار نظرهای آگاهانه از طرف آنها بیشتر می شود . (Tessler ,2011:270 )
تسلر بعد از جمع آوری داده های تجربی و انجام تحلیل عاملی و بررسی روابط درونی مولفه های ششگانه سنخ شناسی خود را از انواع فرهنگ سیاسی بر حسب میزان نزدیکی و دوری به مولفه های فرهنگ دمکراتیک ارائه می دهد . به اعتقاد او مولفه های ششگانه بر روی دو عامل یا خوشه خاص تمرکز یافته اند . خوشه اول مرکب از متغیرهای مدارای سیاسی و حمایت از برابری جنسیتی است که وی آنها را درقالب عامل کلی تر تکثر گرایی یا تنوع خلاصه می کند . خوشه دوم در بر گیرنده چهار مولفه علاقه سیاسی ، دانش سیاسی ، مشارکت مدنی و اعتماد بین فردی است و میتوان بار عاملی آنها را در ویژگی درگیری یا بعد رفتاری متمرکز کرد .بر این اساس چهار شیوه ممکن برای ترکیب این دو بعد هنجاری و رفتاری به دست می آید :
جهت گیری تکثر گرایی قوی همراه با جهت گیری درگیرانه قوی که حاصل آن را فرهنگ سیاسی دموکراتیک میداند .
جهت گیری تکثر گرایی قوی و جهت گیری درگیرانه ضعیف که حاصل آنرا فرهنگ سیاسی بی تفاوت می داند .
جهت گیری تکثر گرایی ضعیف و جهت گیری درگیرانه قوی که حاصل آنرا فرهنگ سیاسی عمل گرا نامگذاری می کند .
جهت گیری تکثر گرایی ضعیف و جهت گیری در گیرانه ضعیف که نتیجه آنرا فرهنگ سیاسی محدود یا کوته فکرانه می نامد .
جدول ۲-۶-۱- ابعاد فرهنگ سیاسی دموکراتیک
بعد هنجاری (تکثر گرایی )
قوی
ضعیف
بعد رفتاری (درگیری)
قوی
دمکراتیک
عملگرا
ضعیف
بی تفاوت
محدود
مشخصه های فرهنگ سیاسی دموکراتیک عبارتند از : مدارا با نگرش های سیاسی متنوع ، حمایت از برابری جنسیتی ، علاقه مندی به مسایل سیاسی ، آگاهی از امور سیاسی ، مشارکت در زندگی مدنی و جمعی و اعتماد به دیگران . فرهنگ سیاسی عملگرا ، نگرش های سیاسی متنوع را بر نمی تابد و از برابری جنسیتی حمایت نمی کند اما به سیاست علاقه مند است و از امور سیاسی آگاهی دارد در فعالیت های مدنی و جمعی فعال است و به دیگران اعتماد دارد .
در مقابل افرادی که دارای فرهنگ سیاسی بی تفاوت هستند نگرش های سیاسی متنوع را می پذیرند و از برابری جنسیتی حمایت می کنند اما به سیاست علاقه ندارند و از امور سیاسی بی اطلاعند . در

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درموردفرهنگ سیاسی، جامعه پذیری، اصول اخلاقی، توسعه انسانی
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید