از ابعاد تئوری تحول فرهنگی را تشکیل میدهد .
اینگلهارت و همکاران وی در تحقیقات گسترده خود ایده ها و تحلیل های تئوریک سایر نظریه پردازان حوزه مدرنیسم را که نام چند تن از آنها مانند لیپست ، هانتینگتون و دایاموند در سطور بالا برده شد بسط داده و برای تحلیل های نظری آنها داده های تجربی کافی فراهم آورده است بگونه ای که اکثر ایده هاو نظریه های مطرح در این حوزه در نظام فکری گسترده تر اینگلهارت لحاظ شده و از طرح تئوریک آن قابل استنتاج است . مدلهای اولیه نظریه مدرنیسم نوسازی بسیار ساده بودند اما در نظریه بازنگری شده اینگلهارت ، تغییر اجتماعی خطی نیست . مرحله اول نوسازی با صنعتی شدن جوامع ، عقلانیت ، سکولاریسم و بروکراسی همراه است . در مرحله فرا صنعتی ، نوسازی بطور فزاینده تقاضای شدید توده ها را برای دمکراسی ( گرایش به فرهنگ سیاسی دمکراتیک ) به وجود می آورد .
اینگلهارت با انجام پیمایش های طولی متعدد در اکثر جوامعی که تجربه دموکراسی داشته اند ثابت می کند که نوسازی اجتماعی – اقتصادی به تغییر فرهنگی منجر می شود تغییری که در جهت افزایش تاکید بر ارزش های ابراز وجود و دمکراتیک شدن رخ میدهد . وی این تغییرات را در قالب فرایند زیر بنایی واحدی بنام( توسعه انسانی) مشاهده می کند و موضوع این فرایند را گسترش انتخاب انسانی می داند .
دگرگونی تاکید فرهنگی از نظم جمعی به آزادی فردی ، از یکپارچگی به تنوع انسانی و از دولت اقتدار گرا به استقلال فردی موجب رشد حالتی می شود که آن را ارزش های ابراز وجود می نامیم . این ارزش ها تاکید درحال رشدی بر آزادی های مدنی و سیاسی به همراه می آورند که به ایجاد دمکراسی منجر می شود (اینگلهارت ، ۱۳۸۹ ). به نظر اینگلهارت حرکت بسوی توسعه انسانی و در کنار آن فرهنگ سیاسی دمکراتیک ( بعنوان یکی از وجوه توسعه ) طی مراحل زیر رخ می دهد :
نوسازی اجتماعی – اقتصادی با افزایش منابع مادی ، شناختی و اجتماعی افراد ، محدودیتهای خارجی را بر انتخاب انسانی کاهش می دهد .
کاهش محدودیت ها بر انتخاب انسانی موجب رشد تاکید بر ارزش های ابراز وجود می شود .
تاکید بر ارزش های ابراز وجود به رشد تقاضاهای عمومی برای آزادی های مدنی و سیاسی ، برابری جنسیتی و حکومت پاسخگو منتهی می شود .
رشد موضوعات اخیر به استقرار و حمایت از مناسب ترین نهادها برای به حداکثر رساندن انتخاب های انسانی (دمکراسی) کمک می نماید (اینگلهارت ، ۱۳۸۹ :۵۱ ).
توسعه اقتصادی – اجتماعی
رشد پیچیدگی اجتماعی و تنوع ۲- رشد سطوح آموزش ، گسترش ۳- رشد اقتصادی و دولت
کنش متقابل انسانی منابع مردم ارتباطات جمعی و افزایش دانش ، منابع رفاه منابع اقتصادی مردم
را گسترش می دهد . عقلانی مردم را افزایش می دهد . را گسترش می دهد .
مردم از لحاظ اجتماعی مردم از لحاظ شناختی مردم از لحاظ مادی احساس
مستقل تر می شوند مستقل تر می شوند امنیت بیشتری می کنند
کاهش محدودیت های انتخاب انسانی
رشد استقلال انسانی
اینگلهارت در مقاله ای بنام رنسانس فرهنگ سیاسی۵۱ بر اهمیت فرهنگ سیاسی مدنی در تداوم نهادهای دمکراتیک تاکید کرده این نهادها را نتیجه فرهنگ توده ای دمکراتیک میداند( Inglehart ,1988). وی پارامترهایی چون حس اعتماد سیاسی ، سطح رضایت زندگی ، میزان نسبتاً بالایی از امنیت را در توسعه فرهنگ سیاسی افراد مهم می داند .
از نظر او دمکراسی مبتنی است بر توانمند سازی انسانی در جامعه . این توانمند سازی در دو بعد صورت می گیرد :
۱- بعد فرهنگی که مردم را برای خواست دمکراسی ترغیب می کند . همچنان که مردم به سطوح بالای آموزش ، مهارت های تفکر و شبکه های ارتباطی دست پیدا می کنند تاکید توده مردم بر ارزش های رهایی بخش افزایش می یابد . ( از نظر اینگلهارت گرایش به ارزش های رهایی بخش معادل گرایش به ارزش های مقوم دمکراسی یا همان فرهنگ سیاسی دمکراتیک است )
۲ – بعد اقتصادی که به افزایش احساس امنیت مادی در افراد کمک کرده ، آنها را در اعمال تقاضای موثر برای دمکراسی توانمند می سازد . ( Inglehart , 2009 )
منابع در حال رشد مولد رشد ارزش های رهایی بخش است که بر ابراز وجود تاکید دارد و این ارزش ها مولد کنش های پیوسته ای است که به دمکراتیزاسیون منتهی می شود . بر اساس یافته های اینگلهارت این ارزش ها محصول و نتیجه دمکراسی نبوده و در جوامع اقتدار گرا همسان جوامع دمکراتیک امکان ظهور دارد . امکانی که تجربه مدرنیزاسیون اقتصادی – اجتماعی به آنها عرضه می کند . ( Inglehart , 2009 )
محتوای نظریه اینگلهارت را درباره تاثیرات توسعه انسانی بر گسترش ارزش های دمکراتیک (فرهنگ سیاسی دمکراتیک ) به شکل زیر می توان خلاصه کرد .
بعد فرهنگی
بعد اقتصادی
۲-۲-۳- نظریه های مربوط به جامعه مدنی :
در مباحث نظری موجود درباره دمکراسی ، تاکید بر نقش جامعه مدنی موضوعی است که مورد توافق طیف وسیعی از نظریه پردازان بوده و اکثراً از آن بعنوان یکی از پیش نیازهای عمده دمکراسی یاد میکنند چارچوب نهادی همه دمکراسی های مدرن ، از گروهی از جوامع مدنی خاص سر چشمه گرفته است و بنظر می رسد هر گونه بحث درباره فرهنگ سیاسی دمکراتیک بدون توجه به مباحث موجود درباره جامعه مدنی و پیامدهای آن برای دمکراسی بحثی ناقص خواهد بود .
توجه به مفهوم جامعه مدنی موضوعی است که همواره مورد توجه سنت نظریه پردازی در جامعه شناسی کلاسیک بوده است گولدنر۵۲ استدلال می کند که دقیقاً همین حوزه است که جامعه شناسی بعنوان هدف و رسالت تاریخی خویش برگزیده است مثلاً سن سیمون۵۳ ، کنت ، توکویل ، دورکیم ، تونیس۵۴ ، زیمل و پاسونز همگی سعی می کنند تا بین فردگرایی افسار گسیخته از یکسو و خرد سازی جامعه رقابتی از سویی دیگر راه میانه ای بیابند . به نظر گولدنر علاقه جامعه شناسی معاصر به شالوده حوزه عمومی از توانایی رهایی بخش بالقوه ای برخوردار است.(به نقل از افشین خاکباز ، ۱۳۸۲ :۱۴۷ )
از جامعه مدنی تعاریف متعددی ارائه شده است :
از نظر جان لاک جامعه مدنی فضای همکاری ، قرارداد و مالکیت است که قانون آن را تنظیم می کند.
آدام فرگوسون جامعه مدنی را عرصه ای مستقل و جدا از دولت دانسته توسعه آنرا بیان کننده پیشرفت بشریت از یک جامعه میلیتاریستی ساده و قبیله ای به یک جامعه بازرگانی پیچیده می داند .از دیدگاه هگل جامعه مدنی بین زندگی اخلاقی و نفع شخصی خود محورانه تقسیم شده است . وی جامعه مدنی را دارای نهادهایی مانند شرکتهای سهامی ، اقتدار عمومی و عدالت می داند که با اخلاقیات راهبری می شود .
مارکس جامعه مدنی را با مفاهیمی چون جامعه بورژوازی و عرصه تضاد و ستم طبقاتی معادل گرفته و دیدگاه هگل مبنی براینکه جامعه مدنی عرصه عدالت و اقتدار عمومی است را به نقد گرفته است .
اما نخستین نظریه پردازی که این مفهوم را بعنوان عرصه ای فرهنگی و دارای قابلیت کاربرد دوگانه تعریف کرد آنتونیو گرامشی۵۵ بود . وی جامعه مدنی را هم به مثابه قلمرو اشکال غیر مادی طبقه حاکم ، یک فضای فرهنگ بین دولت و اقتصاد تصور می کرد که مسئولیت حفظ هژمونی طبقه حاکم را بعهده دارد و هم آنرا امکانی تلقی می کرد که از طریق آن پرولتاریا می توانست یک جنگ فرهنگی و ایدئولوژیک برای تحلیل بردن هژمونی طبقه حاکم به راه بیندازد و به مدد روشنفکران یک پادهژمونی را بوسیله باشگاههای کارگری ، سازمان های اجتماعی و آموزشی ایجاد کند .
اما این نظریه که برای دمکراسی ، جامعه مدنی فعال ، کارآمد و متعهد لازم است دست کم از زمان تحلیل اولیه توکویل در کتاب تحلیل دمکراسی در آمریکا رایج شده است به گفته توکویل تعامل و کنش متقابل رو دررو در سازمان ها یا انجمن های داوطلبانه رسمی برای پیدایش هنجارهای دمکراتیک در بین شهروندان لازم و ضروری است . آنها به شهروندان ویژگیهایی از قبیل اعتماد، توافق، مصالحه ، تعامل و مهارت های بحث دمکراتیک را آموزش میدهند . توکویل اعتقاد دارد که حضور گسترده و همه جانبه ارزش ها و رفتارهای معینی از قبیل میانه روی ،توافق و مصالحه ، شرط لازم برای ایجاد و تثبیت نهادهای دموکراتیک است زیرا توافق و مصالحه ، راه حل مسالمت آمیز کثرت گرایی و تضاد در یک جامعه است . توکویل اعتقاد دارد که بدون فرهنگ سیاسی توده که دارای مشخصات اعتماد ، تعامل ، توافق و مصالحه باشد ، آموزش مفهوم دمکراتیک رای دادن و اعطای قدرت سیاسی به توده ، تضاد شدید و نفاق اجتماعی و به گفته وی استبداد و خود کامگی توده ها را بوجود می آورد . (توکویل ، ۱۳۴۷ :۳۵۵ )
به گفته توکویل زندگی مدنی در آمریکا در قالب انجمن ها و گرد هم آمدن شهروندان برای اهداف مشترک قابل توجه است . انجمن های سیاسی در حکم مدارس آزاد دمکراسی هستند که درس هایی را در زمینه هنر انجمن کردن عرضه می کنند . شهروندان از این طریق تبادل نظر ، سازماندهی ، حفاظت از استقلال و نظارت بر دولت را فرا می گیرند . (توکویل به نقل از خاکباز ، ۱۳۸۲ :۱۴۷ )
لیپست که نظریاتش درباره تاثیرات و پیامدهای مدرنیزاسیون برای دمکراسی مطرح شد نیز اهمیت وجود جامعه مدنی را برای دمکراسی مورد تاکید قرار داده ، می نویسد : در جامعه پیچیده بزرگ یا در جایی که جمعیت شهروندان قادر نیست بر سیاست های دولت تاثیر بگذارد اگر شهروندان به گروههای مناسب تعلق نداشته باشند و اگر این شهروندان اتمیزه باشند قدرت مرکزی کاملاً بر جامعه مسلط می شود. (Lipset ,1994 :12 )
روکه میر۵۶ نیز درباره اهمیت جامعه مدنی برای دمکراسی و ارزش های مرتبط با آن چنین استدلال کرده است :
جامعه مدنی راهی برای آماده کردن مردم جهت کنش های جمعی و سازمان یافته است .
مشارکت در جامعه مدنی شیوه ای برای تقویت مهارت های سازمانی مردم از جمله بحث در حوزه عمومی و ارتباط بر قرار کردن است .
مشارکت در جامعه مدنی به مردم کمک می کند تا به هم اعتماد کرده از یکدیگر منفک نشوند و خواهان سواری مجانی نباشند .
جامعه مدنی مجموعه ای از صورت بندی های اجتماعی است که فراتر

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه درموردفرهنگ سیاسی، سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی، جامعه مدنی
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید