مجموعه ای از فرضیات در ارتباط با فرهنگ سیاسی قرار داد این عوامل و متغیر ها عباتند از : ۱- موقعیت اقتصادی اجتماعی ۲- میزان دسترسی به رسانه های جمعی ۳- میزان تحصیلات ۴- سن فرد ۵- احساس امنیت ۶- گرایش به ارزش های فرامادی .
غیر از متغیرهای یاد شده عامل دیگری که اینگلهارت از آن به عنوان عاملی تاثیر گذار در گرایش به ارزش های دمکراسی یاد میکند عامل دین و دینداری است . تحقیقاتی که اینگلهارت با همکاران خود نوریس و کریستین ولزل انجام داده موید این فرض است که مذهبی بودن و اجتماع مذهبی یک عامل فرهنگی مهم در گرایش به دمکراسی است آنها تفاوتهای معناداری بین پروتستانها و مسلمانان در گرایش به ارزش های رهایی بخش و دمکراتیک یافته اند . بر اساس یافته های آنها اثر غیر مستقیم دیگری که مذهب بر فرهنگ سیاسی دمکراتیک دارد اینست که مذهب اثر مثبت آموزش و تحصیلات را بر ارزش های دمکراتیک کاهش می دهد . (اینگلهارت و نوریس ۲۰۰۲، اینگلهارت و ولزل ، ۲۰۰۹ )
همانطور که گفته شد رهیافت های نظری مرتبط با رویکرد جامعه مدنی و نظریه سرمایه اجتماعی در شکل گیری فرهنگ سیاسی دمکراتیک بر متغیرها و عوامل دیگری تاکید دارند بخصوص در مواردی که سطحی از توسعه و رفاه اقتصادی و سایر شاخص های مورد تاکید نظریه مدرنیزاسیون مانند بهره مندی از سطح بالای آموزش و امنیت در جامعه برقرار باشد ولی میزان گرایش به ارزش های دمکراتیک در سطح پایینی باشد نظریه فوق در تبیین و توضیح موارد نقض تبیین های نسبتا قابل قبولی ارائه می دهند .
در این بین نظریه پردازی که بطور مشخص به تشریح و تبیین دمکراسی از طریق الگوهای فرهنگ مدنی پرداخته و یکی از آثار تحقیقی شاخص را بر اساس این رویکرد ارائه کرده است رابرت پاتنام است که در بخش های قبل اشاراتی به نظریات و آثارش گردید . در اینجا با توجه به اینکه این قسمت از چهارچوب نظری تحقیق که آثار و نتایج سرمایه اجتماعی را در شکل گیری فرهنگ دمکراتیک مورد توجه قرار می دهد ، مستقیماَ تحت تاثیر نظریات ایشان است با تفصیل بیشتری به توضیح نظریه وی میپردازیم .
وی در تحقیق جامع خود درباره عملکرد نهادهای دمکراتیک به این مسئله می پردازد که : « چه چیزی باعث تمایز مناطق موفق شمال از مناطق ناموفق جنوب ایتالیا شده است ؟»
پاتنام دو فرض کلی رادر پاسخگویی به این سوال پیش رو می نهد :
فرض اول : دموکراسی را به « توسعه یا مدرنیته اقتصادی – اجتماعی » نسبت می دهد .
فرض دوم « جامعه مدنی یا الگوهای مشارکت مدنی » را عامل تبیین گر مسئله مذکور در نظر می گیرد .
نتایج بدست آمده حاکی از این اینست که رابطه معناداری بین مدرنیته اقتصادی و دمکراسی برقرار است اما وی پس از تحلیل های دقیق تر با موارد متناقضی مواجه می شود که باعث ایجاد تردیدهایی نسبت به واقعی بودن ارتباط مذکور می شود .
وی در این مورد مینویسد :
«مدرنیته اقتصادی به نحو واضحی با دمکراسی و عملکرد بالای نهادهای عمومی در ارتباط است . آنچه تحلیل ساده ما تا کنون از کشف آن عاجز مانده اینست که آیا مدرنیته اقتصادی یکی از دلایل دمکراسی است(شاید یک دلیل در بین چندین دلیل) . آیا دمکراسی از علتهای مدرنیته محسوب می شود ، آیا هر دو تحت تاثیر عامل سومی هستند (بطوری که بتوان گفت ارتباط بین این دو تا حدی جعلی است ) یا آیا ارتباط بین دمکراسی پیچیده تر از اینها است .» (پاتنام ،۱۳۹۲ :۱۵۴ )
پاتنام در طرح مبحث جامعه مدنی ابتدا به مقایسه نظریات جمهوری خواهی جمع گرایانه و لیبرالیسم فرد گرا پرداخته ، معتقد است سنت جمهوری خواهی بر انسان گرایی مدنی و جمع گرایی تاکید داشت که در آن موفقیت یا شکست نهادهای آزاد به ویژگی «شهروندان » یا « فضیلت مدنی شان » بستگی داشت اما روح فرد گرایی لیبرالیستی ، با افزایش قابل ملاحظه درصد انسانهای بی فضیلت و دور شدن از ابعاد و شاخصه های انسان جمع گرا و مدنی ، توانایی جوامع لیبرال را برای کارکردهای دمکراسی کاهش داد وی سپس سوال اساسی خود را به این صورت مطرح می کند که : « ما میخواهیم به گونه ای تجربی این مسئله را بررسی کنیم که آیا موفقیت دمکراسی به درجه نزدیک شدن محیطش به ایده آل « جامعه مدنی» بستگی دارد .
پاتنام برای بررسی میزان تحقق جامعه مدنی به شاخصه هایی روی می آورد که عموماَ از ابعاد و وجوه سرمایه اجتماعی به شمار میروند . شاخصه هایی مانند مشارکت مدنی ، برابری سیاسی ،اعتماد ، تساهل و ساختارهای همکاری اجتماعی شامل شبکه ها و انجمن ها . وی در تعریف سرمایه اجتماعی بر وجوهی مانند اعتماد ، هنجارها و شبکه روابط تاکید میکند که به عنوان تسهیل کننده اقدامات هماهنگ جمعی محسوب می شوند .
از نظر پاتنام دمکراسی و شهروندی در یک جامعه مدنی اول از همه با مشارکت فعال در مسایل عمومی مشخص می شود و علاقه مندی به مسایل عمومی و دلبستگی به اهداف عمومی علایم اصلی فضیلت مدنی میباشد . به نظر او دمکراسی در یک جامعه مدنی مستلزم حقوق و تعهدات برابر برای همه می باشد . ( تاجبخش ، ۱۳۸۵ :۱۷۷)
وی با اینکه وجود بر خورد و اختلاف را در جامعه مدنی می پذیرد و حتی آنرا یکی از خصوصیات جامعه مدنی می داند معتقد است در جامعه مدنی دمکراتیک افراد با مخالفانشان تساهل میکنند و راه مدارا را در پیش می گیرند از نظر او اعتماد لازمه و شاخصه شهروندان در یک جامعه دمکراتیک است و بافت های اعتماد ، جامعه را قادر می سازد تا آسانتر بر آنچه که اقتصاد دانان (فرصت طلبی سود انگارانه) می نامند غلبه کند .
او درباره نقش و تاثیر انجمنها و ساختارهای اجتماعی در ایجاد فرهنگ دمکراتیک یکبار دیگر به نظریه الکسی دوتوکویل تاسی میکند : توکویل در این باره میگوید : « انجمن ها عادات همکاری ، همبستگی و روحیه جمعی را در اعضایشان تلقین می کند .» (پاتنام ،۱۳۹۲ :۱۶۰ )از نظر پاتنام انجمن هایی که دارای فرهنگ دموکراتیک درون سازمانی هستند می توانند فرهنگ دموکراتیک را در حوزه سیاسی یا حوزه گسترده تر اجتماعی تقویت کنند .( تاجبخش ، ۱۳۸۵ :۳۳ )
موضوع دیگری که در تحقیقات پاتنام قابل توجه است و به نوعی در پژوهش های اینگلهارت نیز مورد بررسی قرار گرفته است بحث توجه به عامل مذهب و دینداری است . وی مذهب سازمان یافته را در ایتالیا ، نه بخشی از جامعه مدنی بلکه آلترناتیوی در مقابل آن به حساب می آورد . در ایتالیا پیوندهای عمودی مبتنی بر اقتدار و توجه به سلسله مراتب کلیسایی و ارزش های سنتی اطاعت بیش از پیوندهای مبتنی بر همدلی و دوستی نمود دارد و احتمالاَ به این دلیل است که نتایج تحقیقات وی در این کشور موید ناسازگاری احساسات مذهبی و مشارکت مدنی است . (پاتنام ،۱۳۹۲)
با توجه به اینکه نظریات اینگلهارت و پاتنام هر کدام در توضیح دلایل و عوامل موثر بر گرایش به فرهنگ دموکراسی به مجموعه متفاوتی از متغیرها و روابط علی متوسل می شوند و جنبه هایی از موضوع گرایش به فرهنگ دموکراسی را توضیح می دهند و نیز با نظر به اینکه دیدگاههای مذکور هیچ تناقض منطقی با یکدیگر ندارند و به همین دلیل می توان آنها را در یک چهارچوب نظری واحد بکارگرفت . در این تحقیق از هر دو رویکرد نظری فوق جهت تدوین چهارچوب نظری و مدل تحلیلی استفاده شده است .
در واقع نظریه های فوق هر کدام خصلت و صفتی خاص را در شکل گیری فرهنگ سیاسی دمکراتیک برجسته میدانند . رهیافت مدرنیزاسیون بر عامل احساس امنیت (اقتصادی و شناختی ) تمرکز کرده توسعه اقتصادی – اجتماعی را از این نظر که به افزایش سطح زندگی مادی و فرهنگی افراد منجر شده و با ایجاد وتقویت احساس امنیت ، گرایشات ارزشی آنها را به سوی توجه به ارزش های فرامادی و در نهایت فرهنگ دموکراتیک ارتقاء می دهد مهم میداند و رهیافت سرمایه اجتماعی بر اعتماد اجتماعی تاکید می کند و وجود سطح قابل توجهی از آن را برای شکل گیری فرهنگ دمکراتیک اساسی می داند .
درحالیکه هر دو متغیر امنیت (اقتصادی و اجتماعی ) و اعتماد صفاتی هستند که فقدان یا سطح پایین آن از طرف محققین و تحلیلگرانی که به تحقیق درباره فرهنگ سیاسی ایران پرداخته اند مورد تاکید قرار گرفته است ((بشیریه ،۱۳۸۰ ) (زونیس ،۱۹۷۱ ) (کاستیل ، ۱۹۷۹)) تمرکز و توجه به هر دو از طریق بکارگیری دو رهیافت یاد شده در خلال مطالعه ای تجربی می تواند یکبار دیگر سطح نسبی اعتماد و احساس امنیت را در میان قشری که نماینده طبقه متوسط جدید محسوب می شوند بسنجد و قدرت تبیین آنها را در شکل گیری فرهنگ دمکراتیک ارزیابی کند .
بکارگیری دو رهیافت از جنبه ای دیگر نیز می تواند جذابیت داشته باشد و آن بررسی رابطه بین شاخص های توسعه و سرمایه اجتماعی با یکدیگر در ارتباط با شکل گیری فرهنگ سیاسی دمکراتیک است بعبارت دیگر بررسی روابط درونی شاخص های توسعه و سرمایه اجتماعی با یکدیگر در تعیین اینکه کدامیک درشکل گیری فرهنگ سیاسی متغیر تعیین کننده اصلی است می تواند روشنگر باشد .
آخرین عاملی که در مدل تحلیلی مطالعه حاضر مورد توجه قرار می گیرد عامل مذهب است . همانطور که در مباحث نظری مطرح شد نظریات مختلفی درباره تاثیرات منفی و مثبت اسلام درگرایش مردم به ارزش های دمکراتیک عرضه شده است و تحقیقات مختلف لزوم توجه به تاثیرات آنرا در شکل گیری فرهنگ های سیاسی مختلف مورد تاکید قرار داده اند . به نظر میرسد در مورد کشوری مانند ایران تاثیر این عامل با توجه به حضور قوی و پر رنگی که در عرصه های مختلف فرهنگی دارد دوچندان است . عامل مذهب هم می تواند بعنوان متغیری مستقل بر ارزش ها و فرهنگ سیاسی افراد تاثیر گذار باشد و هم در قالب متغیری کنترل کننده تاثیرات سایر متغیرها و عوامل را تحت الشعاع قرار دهد .
در مدل تحلیلی متغیرهایی مانند گرایش به ارزش های فرامادی ، موقعیت اقتصادی – اجتماعی ( رفاه اقتصادی ) ، احساس امنیت ، دسترسی به رسانه های جمعی و میزان تحصیلات از متن نظریه توسعه انسانی اینگلهارت استخراج شده است و توجه به شاخصه ها و ابعاد سرمایه اجتماعی نیز تحت تاثیر نظریه فرهنگ مدنی رابرت پاتنام در مدل دیده شده است . عامل مذهب نیز به لحاظ اینکه در هر دو دیدگاه مورد تاکید قرار گرفته و در هردو رویکرد توجه به تاثیرات آن هم بعنوان متغیر مستقل و هم بعنوان متغیر کنترل کننده و تعدیل گر در مطالعه فرهنگ دمکراتیک اساسی فرض شده است در مدل تحلیلی پیش بینی شده است .
با توضیحات ارائه شده مدل مفهومی تحقیق به شکل زیر ترسیم شد :
شاخص های توسعه انسانی
شاخصهای
سرمایه اجتماعی
۲-۵- فرضیات تحقیق :
با توجه به مدل تحلیلی ، فرضیه های تحقیق در قالب سه فرض اصلی و

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه با موضوعمالکیت فکری، پدیدآورنده، اثر مشترک، نظام های حقوقی
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید