دانلود پایان نامه

5ـ فَحَسِبَتها و الحِسابُ یُجدِی ساحرهٌ مِن ساحراتِ الهِندِ ترجمه ـ مار، عقرب را ساحرهای از ساحران هندی به حساب آورد؛ و فقط گاهی حساب مفید است.
6ـ فانخَرَطَت مِثلَ الحُسامِ الوالِج و اندَفَعَت تِلکَ کَسَهمِ زالِج ترجمه ـ از این رو [مار]، مانند شمشیر تیز به دنبالش دوید و [عقرب] نیز مانند تیر پرّان گریخت.
7ـ حتّی إذا ما أَبلَغَتها جُحرَها دارَت عَلیهِ کالسَّوارِ دَورَها ترجمه ـ تا این که مار، عقرب را تا دَم لانهاش دنبال کرد و در آنجا هم چون دستبندی به دور لانه پیچید.
8ـ تَقولُ: یا أُمِّ العَمَی و الطَّیشِ أَینَ الفِرارُ یا عَدُوَّ العَیشِ؟ ترجمه ـ [و به عقرب] گفت: ای مادر کوری و سبکسری، ای دشمن زندگانی، کجا فرار میکنی؟
9ـ إِن تُلجِی فالمَوتُ فی الولوجِ أَو تَخرُجِی فالهُلکُ فی الخُروجِ ترجمه ـ اگر درون [لانه] بمانی که مرگ در اندرون است و اگر بیرون آیی، هلاک در بیرون آمدن است.
10ـ فَسَکَتَت طَریدَهُ البُیوتِ و اغتَرَّتِ الأَفعی بِذا السُّکوتِ ترجمه ـ پس آن رانده شدۀ خانهها(عقرب) ساکت شد و مار از این سکوت مغرور گشت.
11ـ و هَجَعَت عَلَی الطَّریقِ هِجعَه فَخَرَجَت ضَرَّتُها بِسُرعَه ترجمه ـ و مار بر سر راه به خواب عمیق فرو رفت، و [در این حال] رقیبش،(عقرب) به سرعت بیرون آمد.
12ـ و نَهَضَت فی ذِروَهِ الدماغِ و استَرسَلَت فی مُؤلِمِ التَّلدَاغِ ترجمه ـ و بالای سر [مار] ایستاد و نیش دردناک خود را بر [سر] او زد.
13ـ فانتَبَهَت کالحالِم المَذعُورِ تَصیحُ بالوَیلِ و بالثُّبُورِ ترجمه ـ سپس مار، مانند خواب زدهای وحشتزده، بیدار شد و فریاد و ناله سر داد.
14ـ حتّی وَهَت مِنَ الفَتاهِ القوَّه فَنَزَلَت عَن رَأسِها العَدُوَّه ترجمه ـ تا آن که نیروی مار جوان از دست رفت و دشمنش(عقرب) بر سرش فرود آمد.
15ـ تَقولُ: صبراً للبَلاءِ صبراً و إِن وَجَدتَ قَسوَهً فَعُذراً ترجمه ـ[و] گفت: در برابر بلا حسابی شکیبا باش، و اگر خشونتی دیدی پوزش میخواهم. (عقرب به مار طعنه میزند.)
16ـ فَرَأسُکَ الدَّاءُ و ذَا الدواءُ و هکذا فلتُرکَبُ الأَعداءُ ترجمه ـ که سر تو هم درد است و هم درمان، و این چنین باید از دشمنان جست. (منظور از سر تو هم درد است و هم درمان، این است که سر، هم جایگاه اندیشۀ درست است که نجاتبخش است و هم جایگاه غرور و غفلت که باعث هلاکت است.)
17ـ مَن مَلَکَ الخَصمَ و نامَ عنهُ یُصبِحُ یَلقِی ما لَقَیتَ مِنهُ ترجمه ـ هرکس که دشمن را به چنگ آورد و از او غافل شود، بلایی بر سرش میآید که بر سر تو آمد.
18ـ لو لا الذی أَبصَرَ أَهلُ التَّجرِبَه مِنِّی لَمَا سَمُّوا الخَبیثَ عَقرَبَه ترجمه ـ اگر اندیشمنـدان ماجرای مرا نمیدیدنـد، هرگز عقرب را پلید و نابهکار نام نمینهادنـد. (در حقیقت، شاعــر از زبان عقرب، دلیل این این که او را پلید و خبیث نام نهادهاند، این گونه بیان میکنـد؛ یعنی اندیشمندان و دانایان ماجرای پلیدی و خباثت عقـرب را به چشم خود دیدهاند و چنین نامی برای او برگزیدهاند.)
السّلوقیُّ وَ الجَوَادُ
سگ شکاری و اسب تیزتک
***
1- قالَ السَّلوُقـی مَرَّهً للجـوادْ و هُوَ إلی الصَّیدِ مَسُوقُ القِیادْ
ترجمه ـ سگ تازی در حالی که راهنمای شکار بود به اسب تیزپا گفت:
2- باللهِ قُلْ لـی یا رفیقَ الهَنـا فأنتَ تَدْری لی الوَفا فی الـوِداد
ترجمه ـ تو را به خدا سوگند میدهم ای دوست گرامی که تو وفاداری مرا در دوستی،[به خوبی] دیدهای.
3- ألسـتَ أهلَ البَیْـدِ، أهلَ الفَـلا أهلَ السُّری و السَّیرِ، اهلَ الجِهاد؟

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان درموردمالکیت فکری، حقوق مالکیت فکری، حقوق مالکیت، انعطاف پذیری

دسته بندی : علمی