دانلود پایان نامه

همانطور که اشاره شد کشف حجاب زنان در جامعه ایران یک الگوبرداری ناقص از فرهنگ غرب در زمینه حضور فعال زنان در اجتماع بود که حکومت وقت آن را یک عمل لازم جهت حرکت به سمت ایران پیشرفته و توسعه یافته می دانستند. در همین راستا در «اوایل خرداد 1314 رضاشاه هیئت دولت را احضار کرد و گفت ما باید صورتاً و سنتاً غربی بشویم و باید در قدم اول کلاهها تبدیل به شاپو بشوند و پس فردا که افتتاح مجلس شورا است همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس کلاه را به عادت غربی ها باید بردارند و به حکمت دستور داد که در مدارس زنانه معلمات و دخترها باید بدون حجاب باشند و اگر زن یا دختری امتناع کرد او را در مدارس راه ندهند و امر داد زنهایی که مایل به خدمت از قبیل ماشین نویسی باشند در ادارات بپذیرند.»
علی اصغر حکمت وزیر معارف وقت، در جریان دقیق تصمیم جدید قرار گرفته و مسئولیت تهیه برنامه منظمی را جهت آماده سازی مقدمات کشف حجاب به عهده گرفت. بنابراین مقدمات برنامه کشف حجاب در چهار محور تنظیم شده بود: ابتدا ایجاد کانون بانوان بود که، در مرحله اول اقدامات کانون بانوان در کنار امور دیگر، در خدمت اجرای کشف حجاب بود. بعد تشکیل تدریجی مجالس جشن و خطابه: به گونه ای که دختران در آن جا با روی باز در صف دانشجویان قرار گرفته و به ایراد خطابه های اخلاقی و سرودهای مخصوص مدارس هم آواز شوند و رجال محترم را هم در آن مجالس دعوت کنند و بعد از آن دختران مانند پسران به ورزش و مشق بدنی مشغول شوند. دیگری انتشار یک سلسله مقالات به نظم و نثر در جراید که همه به زبان پند و اندرز و انتقاد از عادات معمولی نقاب و حجاب سخن می گفت. از معلمان زن نیز خواسته شد که مدارس ابتدایی را تا سال چهارم به صورت مختلط اداره کنند. بنابراین بدین منظور در پی تشکیل جلسه هیئت وزیران در تیرماه 1314 ه.ش، علی اصغر حکمت وزیر معارف، به دستور مستقیم رضاشاه و به طور جدی برای رسمیت یافتن کشف حجاب مامور شد.
بدین ترتیب رضاشاه ساعت سه بعدازظهر روز پنج شنبه هفدهم دیماه 1314 ه.ش را برای کشف حجاب و انجام تشریفات مورد نظر و اعلام آزادی زنان تعیین کرد. از ساعت یک بعدازظهر، دختران پیشاهنگ در خیابان امجدیه جلوی دانشسرا صف کشیدند. فرهنگیان و دیگر مقاماتی که از طرف وزارت فرهنگ دعوت شده بودند، همراه با همسرانشان در دانشسرا حضور یافتند. زنان معلم و زنان عضو کانون نیز در دو صف جداگانه ایستادند. رضاشاه در دانشسرای عالی مدت نیم ساعت برای محصلان صحبت کرد و گفت: «نجابت و عفت زن به چادر مربوط نیست زن روحاً و اخلاقاً باید عفیف باشد، مگر میلیونها زن بی حجاب خارجی نانجیب اند؟» و بعد افزودند: شرکت همسر و دختران من در جشن افتتاح دانشسرای مقدماتی باید سرمشقی برای همه زنان و دختران ایرانی مخصوصا خانم های شما و وزرای مملکت باشد. ممکن است در ابتدا این عمل سروصدا و جنجال زیادی به پا کند، ولی کاری است که باید انجام شود. ما با هوچی بازی و تعصب های خشک نمی توانیم ترقیات مملکت را عقب نگه داریم. زن باید از این چادر سیاه آزاد شود.» رسمیت بخشیدن به کشف حجاب در دانشسرا و در حین اعطای دانشنامه فارغ التحصیلان، نشانگر اهمیت مراکز آموزشی در پیشرفت این روند بود .کما اینکه پیش از آن نیز برداشتن حجاب به تدریج از بین آموزگاران و دانش آموزان دختر مدارس آغاز شده بود و بیشتر اعضای کانون بانوان را نیز زنان فرهنگی تشکیل می دادند.
شاه از اجرایی شدن این قانون بسیار خرسند بود و می گفت: «من بی اندازه خوشحالم زنانی را در اینجا (دانشسرای عالی) می بینم که در پی تحصیل و آموختن دانش آمده اند. وضع و موقعیت حقیقی خود را ببینند، حقوق و منافع خود را بفهمند. ما نباید تصور کنیم که ممکن است نیمی از افراد ملت را به حساب نیاوریم و یا به عبارت دیگر نباید این نیت را داشته باشیم که نیمی از قوه عامله ی مملکت بیکار و عاطل و باطل بماند. به عقیده من باید آنچه می توانیم برای سعادت و ترقی کشورمان به کار بندیم و استعداد خودمان را برای موفقیت در انجام خدمت به این ملت به کار بریم. ما باید در تعلیم و تربیت افراد ملت کوشا باشیم و… شما خواهران و دختران من که حالا وارد جامعه شده اید و برای پیشرفت خود و کشورتان این قدم را برداشته اید باید بفهمید که وظیفه شما این است که برای کشور خودتان کار کنید. شما قادر خواهید بود که آموزگاران خوبی باشید و برای ما هموطنان خوبی تربیت کنید.»
همانگونه که اشاره شد اقدامات اساسی قبل از تصویب قانون کشف حجاب در جامعه به اجرا درآمد تا اذهان عمومی را برای رسمیت یافتن این اقدام آماده کند. از جمله تاسیس کانون بانوان بود که در قسمت های قبل به طور مفصل به آن اشاره شد. بنابراین اکثر پیشگامان کشف حجاب مانند شهناز آزاد، مستوره افشار، نورالهدی زنگنه، صدیقه دولت آبادی و هاجر تربیت که در این راه بسیار تلاش نمودند، تحت لوای «کانون بانوان» فعالیت کردند و از این طریق توانستند زمینه مساعدی برای اعلام رسمی کشف حجاب بخصوص در مدارس دخترانه و دانشسراهای دختران ایجاد کنند. البته صدر الاشراف در خاطرات خود نوشته است که طرح کشف حجاب توسط تجددخواهانی چون تیمورتاش، داور، نصرت الدوله فیروز به رضاشاه توصیه شد.
موضوع کشف حجاب زنان در میان تمام جریانات فرهنگی حکومت پهلوی اول، بیشتر مورد توجه واقع شد؛ چرا که کشف حجاب در ایران از سویی نقطه اوج دخالت دولت در فرهنگ عمومی است و از سوی دیگر، نمایانگر سطحی ترین نگرش به غرب، به عنوان الگوی پیشرفت است. بدین سان از نظر دست اندر کاران حکومت پهلوی اول بسیار اهمیت داشت که این مهم را از مدارس آغاز نمایند و اگر در جایی دانش آموزان با چادر وارد مدرسه می شدند از طرف مامورین دولتی و با ارسال بخشنامه هایی به آن مدرسه از این عمل جلوگیری می شد. به طوری که چون برخی از دانش آموزان مدارس یزد با چادر به مدرسه می آمدند با ارسال بخشنامه ای به آنجا از مسئولین درخواست گردید تا از این عمل جلوگیری به عمل آید و اقدامات موثری در این زمینه انجام شود.
دیگر اقدام مورد نظر در زمینه سازی کشف حجاب «برگزاری مراسم ها و جشن ها در وزارت معارف با حضور زنان بی حجاب همراه با همسرانشان» و نیز ترویج این موضوع از طریق جراید و روزنامه ها که مهمترین وسایل ارتباط جمعی محسوب می شدند صورت می گرفت. بدین ترتیب به دنبال هدایت سازمانها و نهادهای اجتماعی جامعه در جهت هماهنگی و همسویی با تغییرات جدید و متمایل به فرهنگ غرب، به دلیل اثراتی که خانواده و به ویژه زن در این باب داشت، زنان و مسائل آنان در کانون توجهات فرهنگی حکومت پهلوی قرار گرفت. «فعالیتهای فکری فرهنگی در آماده سازی بستری که زنان ایرانی به راحتی در جهت فرهنگ جهانی و فراگیر غرب قرار گیرند، اهمیت بسزا داشت. در این میان روزنامه ها و نشریات مربوط به زنان، چون عالم نسوان و دختران ایران و…همچنین نشریاتی چون ایرانشهر و آینده بیشترین فعالیت را برای تثبیت نظریه های جدید درباره آزادی زنان از خود نشان دادند که زمینه را برای کشف حجاب ایجاد کردند.»
از فردای همان روز(17 دی)، جراید و روزنامه های رسمی کشور، طی مقالاتی اقدام رضاشاه را مرحله ای جدید برای ورود زنان به جامعه تلقی کرده و هزاران منافع و محسنات علمی، ادبی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را در جهت ترقی جامعه ایران در آن پیش بینی کردند. اسامی برخی از این مقاله ها به این شرح است: «در اخلاق عمومی باز شده است» ، «ورود زنان به اجتماع» ، «بانوان در زندگی نو» ، «زن در هیئت اجتماع» ، «تکان های اجتماعی پس از به دور انداختن چادر»، سخنرانی طوبی اجداد درباره«ترقی بانوان» همچنین «ترک چادر مایه سعادت است» و…
در تمام این مقالات از ترقیات خانمها به وسیله کشف حجاب و وارد شدن آنان به اجتماع و برخوردار شدن آنها از حق و حقوق خود صحبت شده بود. به طور مثال مقاله «بانوان در زندگی نو»، چادر را بزرگترین و مهمترین نقطه فساد می کند زیرا باعث شده بود تا زناشویی های ناجور و ناهمرنگ به وجود آید و در ادامه برداشتن چادر را عامل اصلاح امور زناشویی و ازدواج می داند. علی اصغر حکمت نیز یکی از طراحان اصلی کشف حجاب در ایران است. وی در ابتدای خاطراتش صریحا موافقت خود را نسبت به اجرای طرح رضاشاه در 17 دی ماه و نتایج مترتب بر آن اعلام می دارد.
صدیقه دولت آبادی در مجله ایرانشهر، یکی از دلایل تمایل مردان تحصیل کرده ی ایرانی را به ازدواج با زنان خارجی عدم وجود علم و تربیت و شناخت در زنان و حجاب می داند. او سال ها قبل، [ 1307 ه شمسی] از سوی اعتمادالدوله وزیر فرهنگ به سمت نظارت تعلیمات زنان، در وزارت فرهنگ مشغول به کار شد و به مدت 2 سال تشکیلات مدارس را بررسی نموده و نواقص آنرا رفع کرد. سپس مدتی ریاست بازرسی کلیه مدارس دختران را به عهده گرفت همچنین هاجر تربیت رئیس دانشسرای عالی در طی سخنرانی به جهت تقدیر از شاهنشاه برای کشف حجاب می گوید: «چندین قرن گذشت و کسی متوجه حال اسف بار زنان ایران نشد که چه استعدادهای خدادای در زیر این تار و پود وهمی به هدر میرود. چه قوای سودمندی که جامعه به آن نیازمند است، در این زندان تاریک تلف می شود. مردان مملکت علاوه بر این که بانوان را برخلاف هر حق و عدالتی از جمیع حقوق بشری بی بهره کرده بودند، وجودهای مفیدی را که در گیر و دار زندگانی ممکن بود بار دوش آنها را سبک تر سازد مبدل به اعضاء زائد و ناسودمندی کرده بودند و بر اندام زنان جامه های خفت و حقارت را می پوشانیدند.»
طوبی اجدادی نیز در خصوص موافقت با کشف حجاب و آزادی بانوان مقاله ای با عنوان «ترقی بانوان» انتشار داد و علت آمادگی جامعه برای کشف حجاب را ترقی وزارت معارف دانسته و گفت: «چراسابقا اصرار بر حفظ چادر بود، در حالیکه با کمال میل از برداشتن آن استقبال می کنند. برای این است که با توجه خاص اعلیحضرت معارف ما زنده شده و روز به روز توسعه پیدا می کند و در اثر ازدیاد دبیرستانها و دانشسراها اشخاص تحصیل کرده ی مهذب الاخلاق بیرون آمده و میایند و همین موثر در وضعیت ما محصلان و نسوان مملکت بود و محصلات فاضله به عرصه ظهور در آمده که با تبادل افکار پاک و صمیمانه برای وطن و پدر تاجدار خدمت کنیم.»
بحث حجاب هم در کنگره نسوان شرق مطرح بود و هر کدام نظرات متفاوتی داشتند.کسانی که مخالف حجاب و نقاب زن بودند بزرگترین انگیزه شان این بود که حجاب مانع از حضور زنان در عرصه های اجتماعی شده و به دلیل مستور بودن نمی توانند از توانایی های خود استفاده کنند. مثلا یکی از زنان تهرانی در نامه ای به مجله ایرانشهر از تحقیری که مردان به دلیل پوشیده بودن روی زنان در حقشان روا می دارند شکایت کرده و دلیلش را برای برداشتن حجاب چنین ذکر کرد: «زن می خواهد بی حجاب باشد تا به مردان بفهماند من هم از جنس تو خلق شده ام. تو بر من برتری نداری من هم با تو در همه کار شریک و سهیم هستم.» بر اساس همین تفکر بود که رضاشاه در دیدار با نخست وزیر محمود جم گفت: «این چادر چاقچورها را چطور می شود از بین برد؟ دو سال است که این موضوع فکر مرا به خود مشغول داشته. زن ایرانی در این قفس سیاه دست و پایش بسته است. بین او و مرد یک دریا فاصله وجود دارد. او هم باید پا یه پای مرد وارد جامعه شود.»
در مقابل حمایتها و حساسیت های بی دریغی که خصوصاً از جانب اعضای دولت از برنامه کشف حجاب انجام می شد، واکنش های سریع و شدیدی در بین مردم و خصوصاً روحانیون و روشنفکران مذهبی جامعه به وقوع پیوست. مقاومت های مردمی خصوصاً زنان جامعه که گاه به قیمت جان آنها تمام می شد از دیگر واکنش های جامعه به موضوع کشف حجاب بود. کتابهایی زیادی نیز در خصوص حجاب به چاپ رسید که به نظر می رسد این کتابها در رد کشف حجاب و مقابله با آن بوده است:
رساله در حجاب، تالیف شیخ محمد کاظم بن محمد بن سعیدد، 1345 قمری در تهران
رساله الحجاب، تالیف سید فاضل هاشمی بروجردی همدانی، 1346قمری در کرمانشاه
حکمت الحجاب و ادله وجب النقاب، 1349 در تهران
رد کشف حجاب و وجوب حجاب به حکم عقل و تصریحات کتاب و سنت، تالیف سید اسدالله خرقانی،1351 قمری در تهران
رساله حجابیه، سید علی امامی تفرشی،1353قمری در تهران
فلسفه حجاب فی وجوب النقاب، تالیف شیخ غلامحسین تهرانی، 1345 قمری در نجف
سدول الجلباب فی وجوب الحجاب، آیت الله بلادی بوشهری سال 1312 شمسی
با تالیف این کتاب ها مشخص بود که روحانیون در مقابل اقدامات حکومت پهلوی برای کشف حجاب در جامعه و به ویژه در مدرسه مخالف بوده و اقدامات زیادی را در خصوص این مسئله انجام دادند. مثلا رساله ای که توسط حاج شیخ یوسف نجفی جیلانی جمع آوری و به چاپ رسید. علاوه بر طرح دلایلی جهت وجوب حجاب، به ثبت سخنان و نظرات دانشمندان غربی مخالف فساد و فحشاء نیز پرداخته بود و کشف حجاب نسوان را مایه ننگ اسلام می شمرد. وی در سخنانش با صدای رسا به مردم اعلام می دارد: «ای پدران و ای مادرن، دخترهایتان را از کوچکی، پاکدامنی و عفت بیاموزید و آنها را با سر برهنه و بداخلاقی و فرم شهوت خیز به مدرسه ای که نمی دانید موسس آن کیست نفرستید. و به مدرسه هم که فرستادید تا معلمات اختیار ننموده و حقایق آنها را نسنجیده و دیانت آنها را احراز نکرده اید، اطفالتان را به دست آنان نسپارید.»
از دیگر مخالفان کشف حجاب آیت الله خوانساری بود. اسدالله علم در خاطراتش می گوید به شاه گزارش دادم که آیت الله خوانساری خیلی از دستور اخیر وزیر آموزش و پرورش، که پوشیدن چادر را برای دختران دبیرستانهای به اصطلاح اسلامی، ممنوع کرده بود، عصبانی است و اشاره کردم، به عنوان شخصیت برجسته ای در جامعه علمای شیعه، حق دارد که ناراحت باشد. شاه پاسخ داد «درست می گویید، اما بدون چنین اقداماتی، تبلیغات چی های چپ، بوق و کرنا را به دست می گیرند. ما این دستور را لغو نمی کنیم حتی اگر منجر به تعطیل شدن مدارس شود. این اولین بار نیست که آخوندها از اصلاحات اجتماعی ما انتقاد می کنند.»
همچنین آیت الله عبدالکریم حایری موسس حوزه علمیه قم در تاریخ 11 تیرماه 1314 ضمن ارسال تلگرافی به شاه و اظهار نگرانی از رواج بی حجابی در مدارس، به صراحت چنین اعلام نمود: «اوضاع حاضره که خلاف قوانین شرع مقدس و مذهب جعفری است موجب نگرانی داعی و عموم مسلمین است. البته بر ذات ملوکانه که امروزه حامی و عهده دار نوامیس اسلامی هستید حتم و لازم است که جلوگیری فرمایید.» در جهت مخالفت با کشف حجاب برخی مدارس و معلمان نیز با آن به مقابله پرداختند و مخالفت خود را اعلام نمودند. به طوری که مدارس قم و معلمان و دانش آموزان آن هم نسبت به این موضوع مقاومت داشته و از ورود دختران بی حجاب به مدارس جلوگیری کردند و معلمان هم درخواست استعفا داشتند. یا در گلپایگان نیز عده ای از دختران دانش آموز و معلمان باحجاب با این اقدام مخالفت نموده و از رفتن به مدرسه ممانعت کردند.
البته برخی از اسناد موجود از این دوره، نشان دهنده آن است که با وجود اعلام وزارت معارف جهت رفع حجاب در مدارس مختلف، در برخی موارد خصوصاً در صورت مقاومت معلمان و دانش آموزان شهرستانها، از توهین و آزار آنان جهت کشف حجاب ممانعت شده است. این امر نشان دهنده رفتار ملایم حکومت در ابتدای راه برای عملی شدن این قانون بود. (البته شواهد سالهای بعد نشانگر سخت گیری های متعدد در این زمینه است.) چنانچه در خصوص مخالفت معلمان و دانش آموزان کرمانشاه آمده است که: «ریاست وزراء داخله قریب یک ماه است بر حسب دستور مرکز و اقدامات ایالت، معلمین و محصلین دبیرستان زنانه کشف حجاب نموده بودند. این روزها غیر از مدیر و سه چهار محصل،عموم معلمین و محصلین چادر سر کرده اند.کفیل معارف به عنوان اینکه مرکز دستور داده بود کسی را مجبور به کشف حجاب نکنند، می گوید کلیه معلمات و محصلات بدون چادر به مدرسه بروند. ولی اگر کسی به محصلات و معلمات بی احترامی کند فورا جلب و تنبیه می شود.» این عکس العمل از دو جهت قابل مطالعه است: یکی توجه دولت به احترام زنان تا با جریحه دار کردن آنان، مخالفت های بیشتر را موجب نشوند، دیگری تاثیر مخالفتهای علما و روحانیون و مردم جامعه است.

مطلب مرتبط :   وزارت امور خارجه

دسته بندی : علمی