دانلود پایان نامه

این نظریه ابتدا توسط شاستاد(1961) ارائه شده و سپس داونز (1976) آن را گسترش داد. طبق این نظریه تصمیم گیری برای مهاجرت نوعی تصمیم به سرمایه گذاری است که در آن شخص مهاجر هزینه و فایده مهاجرت را در نظر می گیرد. بدین ترتیب مهاجرت موقعی انجام می شود که فایده آن نسبت به هزینه اش افزون باشد. در اینجا شخص مهاجر قبل از مهاجرت، هزینه های اجتماعی احتمالی و فوایدی را که در اثر مهاجرت به دست می آورد، مقایسه نموده و سپس تصمیم به مهاجرت می گیرد. این فایده و هزینه ها شامل عناصر مادی و غیر مادی هستند. هزینه های مادی شامل: هزینه های سفر، دور ریختن اثاثیه منزل که ارزش جابه جایی ندارند، تحمل یک دوران بیکاری و بی مزدی و غیره است. افراد مهاجر، تا زمانی که در جامعه مقصد جابجا نگردیده و مشغول کار نشوند، یک مدتی را بخاطر پیدا کردن کار برای خود، مشکلات زندگی را تحمل می نمایند. هزینه های غیر مادی شامل: دور ماندن از خانواده و اعضای فامیل، تحمل رنج و سختی سفر و تحمل شرایط محیطی مقصد و پذیرش عادات جدید می باشد. در مورد فواید جنبه های مادی آن: احتمال کسب درآمد بالاتر و ارتقای شغلی در آینده و … و فواید غیر مادی: بر خورداری از هر گونه امکانات رفاهی و تفریحی و آسایش در مقصد که در محل زندگی قبلی او نبوده است، می باشد. در این نظریه فرض بر این است که انسان ها تمایل دارند که در آمد خالص واقعی دوران زندگی شغلی خود را به حد اکثر برسانند و می توانند در آمد احتمالی آینده در مقصد و درآمد کنونی خود در مبدأ را محاسبه نمایند. طبق این نظریه می توان انتظار داشت که افراد مسن نسبت به جوانان تمایل کمتری به مهاجرت دارند، زیرا اولاً تفاوت درآمد بین مبدأ و مقصد با توجه به عمر باقی مانده آنها آن قدر زیاد نیست و ثانیاً، هزینه های غیر مادی برای این افراد بیش از جوانان است. جوانان به ویژه جوانان تحصیل کرده بیش از دیگران مهاجرت می کنند، زیرا تفاوت درآمد بالقوه آنان بین مبدأ و مقصد احتمالاً زیاد است. ولی در ایران بیشتر نیروی کاری و افراد بی سواد افغانستان مهاجرت می نمایند، نه افراد با سواد؛ چون زمینه کار مناسب برای افراد تحصیل کرده مهاجر در ایران فراهم نیست.
کیت گریفمن علت مهاجرت نیروی کار را سطح پائین دستمزد و ناامنی مشاغل آزاد دانسته و نشان می دهد با مهاجرت، عرضه کار در مناطق مهاجر فرست کاهش و در مناطق مهاجر پذیر افزایش می یابد. این فرایند باعث افزایش سطح دستمزد واقعی در مناطق مهاجر فرست شده و در نتیجه باعث بهتر شدن توزیع درآمد در آنها می شود. همچنین به عقیده وی، مهاجرت باعث کاهش تفاوت های موجود در استانداردهای واقعی زندگی می شود. به عبارتی، وی دلایل اقتصادی را نه تنها به عنوان پیامد مهاجرت بلکه به عنوان انگیزه مهاجرت مؤثر می داند(شفیعی کاخکی،1390: 91).
فاوست و همکاران(1982)، از دیدگاه نظری، چهار عامل را در تصمیم گیری برای مهاجرت مؤثر دانسته اند: فشارهای اکولوؤیکی؛ عوامل هنجاری؛ انگیزه های اقتصادی؛ انگیزه های روانشناختی. وی آن گاه به ترسیم ماتریس هزینه – فایده مهاجرت پرداخته و ضمن تبیین سه مؤلفه «تصمیم»، «هزینه های بالقوه» و «منافع بالقوه» مطابق جدول 7، تصمیم به مهاجرت را تابعی از هزینه ها و منافع آن دانسته است.
جدول شماره 2-9: ماتریس هزینه ـ فایده مهاجرت
مهاجرت
هزینه های حمل و نقل به سکونتگاه جدید
عدم اطمینان جهت یافتن شغل
نیاز به مسکن همزمان با جستجو برای شغل و مسکن
تأمین پوشاک
عدم تطابق با فرهنگ بیگانه و ایجاد سوء رفتار
زندگی در محیط بیگانه
نیاز به استفاده از زبان و اصلاح گفتار
نیاز به تغییر سنت (لباس، رفتار و…)
(هزینه های مهاجرت)
دریافت دستمزد بالاتر
انتخاب شغل بر حسب اولویتها و خواست فرد
اصلاح و تعمیر مسکن (کسب مسکن مناسبتر)
فرصتهای آموزشی بهتر برای فرزندان
دسترسی به مؤسسات ارائه دهنده خدمات اجتماعی
زندگی اجتماعی جالبتر و مهیج تر
برخورداری از شرایط اجتماعی
(عوامل کشش برای مهاجرت)
تصمیم
هزینه های بالقوه
منافع بالقوه
عدم مهاجرت

مطلب مرتبط :   سازگاری زناشویی
دسته بندی : علمی