دانلود پایان نامه

پاره‌ای از قاعده‌هایی که او برای علم تأویل متن تدوین کرد از این قرار است:
1-3-1-3 تأویل متن با استفاده از خود آن متن:
آگوستین راه درست رمز گشایی کتاب مقدس را استفاده از خود آن کتاب می‌دانست و معتقد بود که باید به یاری پاره‌ای از متن، راز پاره‌های دیگر را کشف کرد. طبق این نظر، خلط معانی حقیقی با معانی مجازی و استعاری دلیل اصلی ابهام کتاب مقدس است که به مدد روشنگری الهی و ارجاع مبینات به مبهمات باید از آن پرهیز کرد.
1-3-1-4 تأویل فقط درمورد فقرات مبهم:
سنت آگوستین تحقیق هرمنوتیکی را متمرکز و محدود در فقرات مبهم کتاب مقدس می‌دانست و معتقد بود که این کتاب روشن و قابل فهم است و به این وسیله از کسانی که معتقدند همۀ کتاب مقدس تمثیلی، کنایی و رمزی است فاصله می‌گیرد. او بر این باور بود که نیاز به تأویل هرمنوتیکی تنها در مواردی احساس می‌شود که فقرات مبهم در راه فهم مانع ایجاد کند. این آموزۀ وی پایه‌ریز اقبال به تنظیم قواعد هرمنوتیکی است.
1-3-1-5 تأویل‌پذیری همه چیز، حتی حروف و اعداد:
هرمنوتیک به نظر آگوستین قدیس، از تمایز معنای نخستین یا گوهری هر واژه، با معنای رمزی آن آغاز می شود. اگوستن هرگونه بیان مجازی را قابل تأویل می دانست اما نمی پذیرفت که هر مجازی دارای معنایی رمزی است. در کتاب آیین مسیحیت از رمز اعداد و واژگان یاد شده است…. به نظر اگوستن اعداد نیز در کتاب مقدس رمزهای واقعیت به شمار می آیند. مثلاً این که جهان در شش روز آفریده شده است، رمزی کلیدی است و هر رقم دیگری که در کتاب مقدس آمده است نیز نشان از واقعیتی ناپیدا دارد.
1-3-1-6 اهمیت وضع روحی مفسر:
آگوستین بر آن بود که صرف طبعیت از قواعد تفسیری برای درک کتاب مقدس کفایت نمی‌کند. همه چیز به وضعیت روحی مفسر و نوری که باید از طرف خدا برای زدودن ابهام کتاب مقدس بیاید، وابسته است.
1-3-1-7 چهار سطح معنایی وجود دارد:
به گمان آگوستین می‌توان به چهار گونۀ متفاوت، کتاب مقدس را خواند. به نحوی که در هر خوانش، تأویلی متفاوت از خوانش دیگر به دست داده شود. معانی اربعه‌ای که آگوستین در متن مقدس منطوی می‌دانست عبارت بودند از: معناهای لفظی یا اشارات زبانشناسیک، که همان دریافت عوام‌گونه دانسته می‌شد؛ معنای تمثیلی، معنایی نهفته در الفاظ و پنهان در متون ظاهری که تنها در سایۀ تأویل هرمنوتیکی مجال آشکار شدن می‌یافت؛ معنای اخلاقی و اندرزی و در نهایت معنای روحانی که با به کار بستن دانش تأویل به همراه افاضۀ شهود قدسی، کشف می‌شد.
1-3-2 فردریش ارنست دانیل شلایرماخر (Friedridh Daniel Ernest Schliermacher) (1834- 1768 م.):
فردریش ارنست دانیل شلایرماخر متأله و با سنت هرمنوتیک دینی آشنا بود. از آنجا که او با جنبش رمانتیک‌های آلمانی نزدیکی و پیوند داشت، مفاهیم جدید در نظریۀ ادبی را به خوبی می‌شناخت.
او را باید اندیشمندی دانست که نظریه‌‌پردازان هرمنوتیکی اواخر قرن نوزدهم در رشته‌ها و جهت‌های فکری بسیار متفاوت در آلمان نشان تفکر او را بر خود داشتند.
با این همه، برنامۀ فکری او را باید ادامۀ کار اندیشمندانی دیگر تلقی کرد. چنان‌که وی از عقاید یوهان مارتین کلادینوس (1759 – 1710 م.) تأثیر زیادی گرفته است… کلادینوس همان کسی است که حکم اصلی هرمنوتیک کلاسیک یعنی نیّت مؤلف را پایه گذاشت.
شلایر ماخر می‌گوید که هرمنوتیک نظریه‌ایست فلسفی و شناخت‌شناسیک و نه صرفاً روشی برای شناخت پیچیدگی‌های متون کهن؛ از این رو هرمنوتیک تکامل روش شناسیک اصول شناخت است. لیکن صحیح بودن هر شناخت نسبی است و ادراک ناکامل در کنش شناخت و فرایند هرمنوتیک اجتناب ناپذیر است. لذا وظیفۀ هرمنوتیک و متأول، شناخت شرایط تاریخی متن می‌باشد. بدین لحاظ هرمنوتیک در نظر شلایر ماخر عبارت است از ارائۀ تأویلی استوار به شناخت دقیق، نقادانه و بهره‌مند از روش درست و استوار به کنش آگاهانه جهت آشکار ساختن معنای متن در تمامی سویه‌هایش با گذار به فراسوی شرایط تاریخی پیدایش متن.
او که پدر علم هرمنوتیک نیز لقب گرفته، در تعریفی جامع می‌گوید:
«هرمنوتیک عبارت است از ارائۀ تأویلی استوار به شناخت دقیق، نقادانه و بهرمند از روش درست و استوار به کنش آگاهانه جهت آشکار ساختن معنای متن در تمامی سویه‌هایش با گذار به سوی فراسوی شرایط تاریخی پیدایش متن.»
در روزگار شلایر ماخر مباحث تفسیر و فقه‌اللغه در حوزۀ دین‌پژوهی بسیار رواج داشت. مفسران تلاش می‌کردند تا هریک از متون کهن یونانی و لاتینی و متون مقدس را بر اساس ویژگی‌های خاص خود تفسیر کنند. لذا الفاظ به کار رفته و ساختار بیانی آنها مورد پژوهش قرار می‌گرفت و از آنجا که هر متنی دارای ویژگی‌های زبانی و ساختار خاص خود بود لذا به طور مجزا مورد بررسی و تفسیر قرار می‌گرفت. شلایر ماخر سعی کرد تا شیوۀ واحدی را برای همۀ متون ارائه دهد. در واقع او به دنبال هرمنوتیک عام و جهان شمول بود.
پل ریکور معتقد است که این اقدام شلایر ماخر در تفسیر و فهم متون مانند کاری بود که کانت در مباحث معرفت‌شناسی انجام داد. گویی شلایر ماخر انقلابی در عالم تفسیر بر پا کرد. همانگونه که کانت قواعد عام معرفت شناختی را بیان کرد، شلایر ماخر هم تلاش کرد تا قواعد عام فهم و تفسیر متون را ارائه دهد.
1-3-2-1 قواعد هنر فهمیدن:
شلایر ماخر هرمنوتیک را به معنای هنر فهمیدن می‌د‌اند و آن را دارای قواعدی روشمند می‌داند که مفسر را به فهم صحیح از متن نائل می‌گرداند.‌‌ به بیان دیگر هرمنوتیک عبارت است از هنر فهم بویژه سخنان مکتوب شخص آن هم به طور صحیح.
شلایر ماخر سه معنا برای هرمنوتیک ذکر می‌کند:
یک- هنر ارائۀ اندیشه‌ها به صورت صحیح.
دو- هنر منتقل ساختن سخنان دیگری به شخص سوم.

مطلب مرتبط :   خرید پایان نامه رشته حقوق :مبانی مسئولیت مدنی

دسته بندی : علمی