نهادهای اجتماعی

7. رعایت قواعد بازی سیاسی و اجتماعی و پرداخت هزینه بالا، در صورت عدم رعایت قواعد.
8. بالاترین مشروعیت نظام سیاسی به دلیل تجمع افراد در تشکل‌های مردمی.
9. کمک به طی کردن مراحل جامعه پذیری و تربیت سیاسی و اجتماعی افراد.
10. کمک به اصلاحات ساختاری و توسعه همه جانبی مدنی.
11. بستر سازی برای مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خویش.
12. فراهم سازی امکان حرکت به سوی مراکز قدرت و تصمیم‌گیری از کوچک‌ترین واحدهای اجتماعی.
13. زمینه سازی امکان نظارت شوراها بر تصمیم‌گیری‌ها، انتصابات و اعمال مقامات بالاتر و محلی و لحاظ کردن مقتضیات محلی.
14. پیگیری درخواست حل مشکل از مقامات بالاتر و محلی.
15. تمرکززدایی، کاستن از قدرت حکومت مرکزی و تصدی گری دولتی از طریق امکان خودگردانی محلی یا صنفی.
16. فراهم نمودن امکان تربیت افراد فرهنگی، سیاسی، تربیتی، اقتصادی، پرورشی و فکری برای گسترش احزاب و نهادهای اجتماعی.
17. تقویت وحدت ملی و تمامیت ارضی کشور.
18. نکته مهم این است که ما در ایران نهادهای مدنی نداشتیم، نهادهایی که بین دولت و شهروند و جامعه توده وار و خانواده یک لایه میانی باشد؛ شوراها می‌توانند در شرایط نبود احزاب و اتحادیه‌ها و نهادهای مدنی سنگ بنای اولیه باشند که به تدریج موجب شکل‌گیری این نهادها می‌شوند.
19. افراد از طریق شوراها تربیت و پرورش اجرایی می‌شوند،مهندسی اجتماعی یاد می‌گیرند، مهندسی اجرایی کار را یاد می‌گیرند و می‌توانند به سطوح بالاتری از مدیریت اجرایی انتقال بابند(علوی،1377: 27).
گفتار سوم: وظایف و اختیارات شورای شهر و شهرداری در چارچوب حکمرانی شهری
با توجه به آنچه در زمینه حکمرانی شهری گفته شد چنین مشخص می‌شود که در زمینه حکمرانی شهری، تنها دولت مسئول نیست، بلکه تعامل حکومت، جامعه مدنی، بخش خصوصی و شهروندان با یکدیگر برای تحقق حکمرانی شهری ضرورت دارد، زیرا مرزهای جامعه (نظام سیاسی و اجتماعی) نفوذپذیر و متقاطع در تعامل با یکدیگر است. بدون تعامل دولت، شهروندان و جامعه مدنی و انجمن‌های اجتماعی و سیاسی با حکومت، حکمرانی شهری تحقق نمی‌یابد(ابراهیم پور و روشندل اربطانی،1387: 9). در این میان ساختار مدیریت شهری یکی از ابعاد بسیار مهم حکمرانی شهری محسوب می‌شود و شورای شهر نیز فراگیرترین و مهم‌ترین رکن مدیریت شهری و تشکیل جامعه مدنی در اکثر کشورهای دنیا می‌باشد. در ایران نیز طبق قانون اساسی و قانون شوراهای اسلامی، نقش اصلی در مدیریت شهری بر عهده شوراهای اسلامی شهر است که با توجه به دو عامل انتخابی بودن و ارتباط نزدیک و مستقیم با مردم می‌تواند یکی از مهم‌ترین سازوکارها برای تحقق حکمرانی شهری باشد.تعیین شهردار وظیفه شوراست. همه برنامه‌ها و تصمیم‌های شهرداری باید با هماهنگی و نظارت شوراها انجام پذیرد. طبق قانون شورای اسلامی، شورای شهر به منظور پیشبرد برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی فرهنگی، آموزشی و دیگر امور رفاهی با همکاری مردم و نظارت بر امور شهر تشکیل می‌شود. مدت فعالیت اعضای شوراها چهار سال است و تعداد اعضا بر حسب جمعیت شهر متغیر می‌باشد(سعیدنیا،پیشین: 69).
الف. نقش شوراهای اسلامی شهر و وظایف آن‌ها در چارچوب نظام حکمرانی شهری
شوراها مردمی‌ترین شکل‌های رسمی و عالی‌ترین جلوه تحقق فضاهای عمومی است که رابطه تعاملی میان فضاهای دولتی با حوزه‌های زندگی خصوصی، از طریق آن هماهنگ و قانونمند می‌شود. با استناد به اصل یکصدم قانون اساسی می‌توان وظیفه‌ها و نقش‌هایی را برای شوراهای شهر باز شناخت.
چارچوب اصلی نقش شوراهای اسلامی شهرها براساس مجموعه وظایف آن می‌توان در موارد زیر خلاصه نمود:
1. پیشبرد سریع برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، فرهنگی، آموزشی و رفاهی، از طریق تشویق و ترغیب همکاری و مشارکت مردم.
2. شناخت نیازها و نارسایی‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و رفاهی شهر و پیشنهادهای اصلاحی.
3. نظارت بر حسن اجرای مصوبات شورا و طرح‌ها و بودجه‌های مصوب در امور شهرداری.
4. تشویق و ترغیب مردم جهت همکاری و مشارکت در انجام امور خدمات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و عمرانی با هماهنگی با سازمان‌های زی ربط.
5. تصویب بودجه سالانه شهرداری.
6. اتخاذ تصمیمات مهم اقتصادی

                                                    .