نظریه های مرتبط با موضوع

شکل6-1: نمودار امتیازات به دست آمده برای ابعاد چهارگانه پایداری………………………………………………………………..267
شکل6-2: مدل نهایی تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………….285
نمودار شماره2-1 : تعداد شهرهای کشور در طبقات جمعیتی بین سال های 1365-1390………………………………………45
نمودار شماره2-2: خلاصه نظریه نیاز سنجی شهری دهل…………………………………………………………………………………..72
نمودار4-1: جایگاه و رتبه استان مازندران در کشور به لحاظ مساحت………………………………………………………………..128
نمودار4- 2: نمودار تطبیقی- لگاریتمی سلسله مراتب شهری استان مازندران در سال 1385…………………………………162
نمودار 4-3: نمودار تطبیقی – لگاریتمی سلسله مراتب شهری استان مازندران در سال 1390………………………………130
نقشه شماره5-1: وضعیت پایداری زیست محیطی شهرهای کوچک استان مازندران……………………………………………..204
نقشه شماره5-2: وضعیت پایداری اجتماعی شهرهای کوچک استان-1392…………………………………………………………211
نقشه شماره5-3: وضعیت پایداری اقتصادی شهرهای کوچک استان-1392…………………………………………………………218
نقشه شماره 5-4: وضعیت پایداری کالبدی شهرهای کوچک استان…………………………………………………………………….223
مقدمه
‌از دهه 1970 میلادی به بعد، به دلیل شکست برنامه‌های توسعه‌ای و مکانیزم رخنه به پایین و مشکلات ناشی از شهرنشینی و تمرکز شهری در جهان و بویژه در نظام شهرنشینی کشورهای جهان سوم و بروز مشکلاتی همچون مهاجرت، کمبود مسکن، بیکاری، آلودگی، حاشیه نشینی، تخریب روستاها و… توجه برنامه‌ریزان و سیاستگذاران به توسعه پایدار شهری، با تاکید بر سیاست های تقویت و توسعه شهرهای کوچک و میانی معطوف گردید (فنی.ز، و همکار، 1393) تا پاسخگوی مشکلات فوق و ایجاد یک الگوی عادلانه در توسعه فضایی باشد. اگر‌‌ هدف از توسعه‌‌ کشور، توسعه‌ ‌‌همه مناطق خارج از شهرهای بزرگ بطور یکپارچه باشد، به طوریکه علاوه بر شهرها، تمام نواحی روستایی را در برگیرد، یکی از مهمترین تلاش ها تاکید بر شهرهای کوچک و تقویت آنها در راستای دستیابی به توسعه پایدار شهری و همچنین ایجاد تعادل در نطام اسکان و توسعه منطقه‌ای و محلی است (فنی، ز. 12:1382 و فنی. ز.، 1375). به این دلیل، طی دهه 1980 به بعد، یکی از وجوه مشخص سیاست های برنامه ریزی و عمران منطقه ای در کشور و اغلب کشورهای درحال توسعه، توجه و جهت گیری به نفع ایجاد و تقویت شهرهای کوچک بوده است و از آن به عنوان رویکردی در فرایندهای تمرکززدایی شهری، ایجاد فرصت های شغلی جدید، کاهش مهاجرت روستائیان به شهرهای بزرگتر، خدمات رسانی به روستاها، توسعه پایدار منطقه ای و…یاد نموده اند (زنگنه، ی. و همکاران، 1392). از سوی دیگر کانون‌های کوچک شهری با توسعه متوازن و هماهنگ با شرایط محیطی خود، ضمن کاهش تفاوت های اقتصادی، اجتماعی درون منطقه ای، به تحقق عوامل و زمینه های توسعه پایدار می انجامند (رهنمایی و دیگران،1388، 15).
سکونتگاههای شهری کوچک پل ارتباطی بین شهرهای بزرگ، میانی و روستاهای پیرامونی خود قلمداد می شوند به طوری که با وجود این گره های مکانی ویژه، سرویس دهی از مراکز به پیرامون تسهیل می‌گردد اما با توجه به اینکه این نقاط می‌توانند برای سرویس دهی به انتقال خدمات به نواحی پیرامونی خود نقش بسیار فعال و حائز اهمیتی داشته باشند، عدم توجه به نقش میانی شهرهای کوچک و شناخت صحیح جایگاه و پایگاه این شهرها باعث شده است که امروزه سرمایه گذاری های مربوط به آنها بسیار کم صورت پذیرد که این خود مشکلات عدیده ای بویژه ناپایداری این سکونتگاهها را به دنبال داشته است (فنی. ز، 1382؛ سیف الهی، م. و همکاران، 1387). در این راستا یکی از وجوه مشخص سیاست‌‌های برنامه‌ریزی در کشورهای جهان، گرایش مشخص و سیاست گذاری‌های آنها به نفع شهرهای ‌کوچک و متوسط می‌باشد. تصور عمومی‌ بر این است که شهرهای بزرگ خارج از مقیاس اقتصادی بهینه رشد یافته‌اند و از آنجا که مکانیزمهای اقتصادی قادر به جلوگیری از رشد آنها نیستند، لزوماً سیاستهای خاصی را برای تشویق عدم تمرکز، تعادل فضایی و توسعه مراکز شهری کوچک پیش بینی می‌کنند(نظریان، 11:1386). توجه به نقش و جایگاه این سکونتگاههای شهری نیازمند اعمال تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی محلی از پایین به بالاست که می تواند در توسعه و تعادل ناحیه‌ای نقش بسزایی داشته باشد. به دلیل موقعیت قرارگیری سکونتگاههای شهری کوچک در سلسله مراتب شهری به عنوان حلقه‌های ارتباطی بین حوزه‌های روستایی و شهرهای بزرگ و متوسط، توازن و تعادل جمعیتی و اقتصادی‌ـ‌اجتماعی را در مقیاس منطقه‌ای و ملی تقویت می‌کند. لذا با تقویت و پایدار کردن شهرهای کوچک دسترسی به امکانات شغلی، آموزشی و خدمات گوناگون در حوزه نفوذ موجب تحرک و توسعه اقتصادی- اجتماعی در ناحیه می‌شود.
به این ترتیب، مساله کلی، بنیادی و مهم فرارو، اهمیت و تاثیر سطح پایداری سکونتگاههای کوچک شهری در سیاست تقویت شهرهای کوچک است که بطور مسلم، علاوه بر ساختار داخلی آنها، می تواند مناسبات و شرایط محلی و منطقه ای را بهره مند ساخته و پیامدهای ژرف مثبتی در فرایند توسعه محلی-منطقه ای داشته باشد؛ موضوعی که تا به امروز کمتر مورد توجه پژوهشگران کشور قرار گرفته است. در این راستا تحقیق حاضر ضمن تدقیق و مروری نقادانه بر دیدگاهها و نظریه های مرتبط با مو
ضوع، به توصیف و تحلیل وضعیت و جایگاه مولفه های پایداری در شهرهای کوچک (برای نمونه در استان مازندران با بیشترین تعداد این گروه از نقاط نسبت به دیگر گروهها) و در نهایت بکارگیری مدل ها و تکنیک های مناسب برای جمع بندی و دست یابی به الگویی جامع و فراگیر برای توسعه پایدار همه شهرهای کوچک استان نیز پرداخته است.
ارائه مطالب در شش فصل به ترتیب زیر می باشد:
فصل اول شامل طرح تحقیق و کلیات پژوهش است. تشریح و تبیین مسأله، سوالات، فرضیه ها، ادبیات و سابقه تحقیق، ضرورت و روش انجام تحقیق، اهداف و قلمرو تحقیق از مهمترین عناوین این فصل است.
فصل دوم به مفاهیم و واژگان کلیدی، مبانی نظری موضوع تحقیق می پردازد؛ از جمله مفهوم و تعاریفی از شهر کوچک؛ مفهوم پایداری و رویکردهای آن، دیدگاه ها و نظریه های توسعه پایدار، توسعه پایدار شهری، سنجش و ارزیابی پایداری و مدلهای اندازه گیری شاخص های پایداری بیان شده است.
در فصل سوم به متدولوژی و تکنیک های تحقیق از جمله مدل بارومتر پایداری، رادار پایداری، شاخص‌ها و مدل مفهومی فرایند تحقیق پرداخته شده است. در فصل چهارم جهت آشنایی و شناخت کلی منطقه مورد مطالعه به معرفی و بررسی ساختار طبیعی، اجتماعی و اقتصادی و همچنین تحلیل نظام شهری استان مازندران، پرداخته شده است. در فصل پنجم آزمون فرضیه های تحقیق بر اساس مدل‌ها و تحلیل های آمار استنباطی مورد مطالعه قرار گرفته و در فصل ششم به جمع بندی، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادها اختصاص یافته است.

بیان مساله
نگرانی‌های موجود دربارهی اضمحلال محیط و کاهش منابع طبیعی، توسعهی پایدار را به عنوان مفهوم کلیدی در سیاست‌گذاری‌های ملی و بین‌المللی مطرح کرده است (Vouvaki & Xepapadeas, 2008: 473)؛ به طوری که از اواسط دههی 1980 و به دنبال گزارش برانت لند، اصطلاح «توسعهی پایدار» در مجامع مختلف به عنوان رویکرد جدید توسعه مطرح می‌شود (Baker,2006: 6). به عبارتی با گسترش انتقادها به روندهای جاری توسعه، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، همراه با انتشار گزارشهایی همانند “محدودیت های رشد” توسط کلوپ رم، توجه جامعه جهانی بیش از پیش به توسعه پایدار معطوف گردید. بی شک برای ورود اندیشه توسعه پایدار به جریان اصلی بحث های سیاست جهانی، گزارشهای کمیته جهانی محیط زیست و توسعه در سال 1987 و همچنین کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه سازمان ملل(مجمع زمین) در سال 1992 در ریوی برزیل که منجر به تدوین دستور کار 21 گردید، تأثیر زیادی داشتند(همان:90-81).

                                                    .