دانلود پایان نامه

3. حاکمیت های دست نشانده ای چون پهلوی اول و دوم و سابقه کودتاهای طراحی شده انگلیس و آمریکا، جایی برای کم ترین خوش بینی و تداوم جلوه های اولیه این اندیشه وارداتی باقی نگذاشت، اگر چه این اندیشه دموکراسی و آزادی و نظام سیاسی غربی، حتی بر مذهبیون و شکل گیری اندیشه جمهوری تاثیر بسیاری گذاشت (حاضری، 1377: 112-113).
بعضی از محققان نیز معتقدند ریشه اصلی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، به تلاش مشروطه خواهان و اعتراضات آنان و سپس تاسیس نظام مشروطه و در خواست عدالت خانه بر می گردد. و همچنین کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، و رخدادهای پیرامون آن، که در این دوره روشن فکران و نه روحانیون، دست‌اندرکار بسیج و سازماندهی توده‌ها علیه ساختار قدرت بودند و سازمان های غیر مذهبی – نخست حزب توده و سپس جبهه ملی به رهبری محمد مصدق – با موفقیت، طبقه متوسط و طبقه کارگر شهری را جذب کردند. در طی این دوران، مصدق به عنوان یک ملی‌گرای محبوب، خواستار اصلاح سیاست خارجی نادرست و خاتمه بخشیدن به دادن امتیازهای عمده به ابرقدرت های خارجی شد، در پی همین تلاش ها و آشنایی مردم با ایدئولوژی های گوناگون و ظهور شخصیت های با نفوذ مردمی، خاستگاه اولیه انقلاب اسلامی ایران کم و بیش شکل گرفت ( آبراهامیان، 1388:۲۳۲).
حوادثی که جرقۀ انقلاب ایران را زد بس متعدد و متنوع بودند و هر کدام به سهم خود در فرآیند شکل گیری بسیج انقلابی و ایدئولوژی تأثیرگذار؛ نقش داشتند اما زمینۀ این تأثیرگذاری را شاید بتوان اولاً انباشته و متراکم شدن نارضایتی ها و ثانیاً باز شدن نسبی فضای سیاسی جامعه از پس 25سال سرکوب و خفقان و اجازه رشد و بیان افکار و ایدئولوژی های متعدد را پدید آورد. حکومت پهلوی که در میان مردم سرکوب گر و وابسته معرفی شده بود در شرایطی وادار به آزادسازی سیاسی گردید که هیچ تصوری از پتانسیل ذخیره شدۀ انقلابی در بطن جامعه و انفجار اجتماعی قریب الوقوع آن در ذهن نداشت.
باز شدن نسبی فضا این امکان را برای مخالفان هوشیار و مترصد فرصت فراهم آورد تا ضمن علنی ساختن مخالفت ها و ایدئولوژی های جدید و نفی وضع موجود، از هر زمینه و حادثه ای بهانه ای برای گسترش اعتراضات به دست آورند و در یک روند تدریجی مردم را به خیابان ها بکشند (شجاعی زند،1382: 43).
سال 1356 با حوادث و تحرکات سیاسی متعددی که گویای آمادگی و موقع شناسی مخالفان بود، چنان آغاز گردید و به خاتمه رسید که هر چه به پایان آن نزدیک تر می شد، صورت رادیکال تر، و گسترش یافته تری به خود می گرفت. انتشار نامه های سرگشادۀ تنقیدی از رژیم در جراید در خرداد تا شهریور همان سال، واقعۀ فوت مشکوک دکتر علی شریعتی و بازتاب ها و واکنش های ابراز شده نسبت به آن در تابستان، حرکت های دانشجویی در داخل و خارج کشور در پاییز و زمستان آن سال، درگیری ساکنان خارج از محدودۀ تهران با عوامل شهرداری و پلیس در همان ایام، برپایی برخی تجمعات روشن فکری به بهانۀ برگزاری شب های شعر در «انستیتوگوتۀ» تهران در مهرماه، برخی اعتصابات کارگری محدود در تمام طول سال 56، واقعۀ درگذشت مشکوک حاج آقا مصطفی فرزند ارشد مرجع تبعیدی مسلمانان در آبان ماه و برپایی مجالس ترحیم و بزرگداشت های متعدد در سراسر کشور و مطرح شدن علنی تر یاد و نام امام خمینی در منابر و برخی مطبوعات، سخنرانی های دانشگاه صنعتی آریامهر در پاییز 56، انتشار مقالۀ اهانت آمیز رشیدی مطلق در تخریب و وهن چهرۀ علمی و مبارزاتی امام خمینی در روزنامه اطلاعات در دی ماه و بالاخره قیام و خیزش مردم قم در اعتراض به این مقاله که به ریخته شدن اولین خون های انقلاب و گسترش ایدئولوژی های انقلابی منجر شد (شجاعی زند،1382: 44).
حرکت مردم قم که هم به لحاظ عمق و شدت مقابله و هم به جهت علنی و عمومی سازی مخالفت ها با رژیم بارزتر از حرکت های پیش از خود در همان سال بود، از آن رو که نخستین حلقه از زنجیرۀ چهلم های مکرر در روند نضج گیری و تعمیم بسیج انقلابی در سراسر کشور را سر انداخت، شاید مهمترین نقطۀ عطف خیزش انقلابی مردم ایران به شمار آید این حرکت به مثابۀ نقطۀ عطف ، دو نقش ماندگار از خود باقی گذارد. یک، سمت و سو و انگیزه های خیزش انقلابی در شرف وقوع را مشخص کرد؛ دو، الگوی مؤثر مبارزاتی را به مردم شهرهای دیگر نشان داد (استمپل، 1371: 136- 137 و کدی، 1377: 358).
1- اندیشه های زمینه ای
در ابتدا با اشاره به اینکه به دلیل سوابق استعماری کشورهای غربی و روسیه، نزد مردم ایران افکار ضد امپریالیستی و چپ، رادیکال و غربزده محسوب می شد. این افکار هیچ گونه مزیتی بر جریان های واقعاً بومی و عمیقاً ضدخارجی که از چرخش به سمت یک هویت اسلامی اصیل دفاع می کردند، نداشتند. اگر مسأله، بریدن پیوندها با خارج، پالایش جامعه و ساختن نظم اخلاقی جدیدی بود، مسلماً سیاست بومی مذهبی در یک جامعۀ اسلامی از قدرت زیادی برخوردار بود. اهمیت این چرخش به سمت یک سیاست اسلامی و بومی هنگامی درک می شود که به یاد آوریم این چرخش منحصراً خاص محافل مذهبی قم نبود. برخی از نام آورترین حامیان آن، روشن فکران غیرمذهبی بودند، مانند جلال آل احمد که سابقاً یکی از رهبران و روشن فکران حزب توده بود، یا روشن فکران اسلامی اصلاح گرایی مانند علی شریعتی که سالیان حساسی از عمر خود را در اوایل دهۀ 1960 در پاریس گذرانده بود و عمیقاً متأثر از روشن فکران الجزایری ملی گرا (مانند فانون) و حامیان فرانسوی آن ها مانند (سارتر) بود. در حقیقت تلاقی این دو جریان فکری با فعال گرایی سیاسی روحانیون اطراف امام خمینی بود که اسلام را در اوایل دهۀ 1970 در کانون گفتمان سیاسی قرار داد. قسمتی از جواب این معما که چرا ایرانی ها به جای اوایل این قرن ، در دهۀ هفتاد به اسلام روی آوردند؟ در همین این امر نهفته است (نجم آبادی ،1377 :365).
در ادامه با توجه به اینکه در ایران چهار گروه عمده مدعی قدرت مشروع وجود داشت، گروه های گوناگون چپ گرا، جبهه ملی (مجموعه ای از گروه های محافظه کار و ناسیونالیست دموکرات)، طرفداران سلطنت و حامیان شاه و جنبش مذهبی. اما در نهایت، جنبشی که به وضوح توانست توده ها را به حرکت درآورد، جنبش اسلامی بود که با استفاده از تفکرات شیعی که در جامعه ایران ریشه ای تاریخی عمیقی داشت توانست گروه ها و ایدئولوژی های رقیب را کنار بزند، و موقعیت خود را در جمهوری اسلامی تحکیم کند. در این بخش از پژوهش، اندیشه های مهم وتأثیر گذار، که باعث شکل گیری انقلاب 1357 ایران شدند، بررسی خواهد شد.
1-1- ایدئولوژی تشییع
حکومت صفویه پس از سال‌های طولانی حکومت بیگانگان بر ایران، توانستند در اوایل سده دهم قمری با تکیه به مذهب شیعه دوازده امامی یک کشور مستقل شیعه و ایرانی بنیان نهند. به همان میزان که تشیع در قرن نهم رواج می‌گرفت سلسله‌های صوفیان شیعی مذهب نیز بیش تر می‌شدند و نیروهای آن ها افزایش می‌یافت. نام سلسله صفویه از شیخ صفی‌الدین اردبیلی (نیای شاه اسماعیل یکم ) گرفته شده‌است. شاه اسماعیل برای گسترش تشیع، محقق کرکی را از منطقه جبل عامل به ایران دعوت کرد. پژوهش‌گران حوزه اندیشه سیاسی اسلام و ایران درباره تحولات اندیشه سیاسی دوره صفوی دچار چند دسته‌گی آرا هستند. برخی این باور هستند اساسأ «دگرگونی جدیدی در اندیشه و عملکرد سیاسی در این دوره صورت نگرفته است، ولی گروه دیگری از پژوهش‌گران، دوره صفویه را سرآغاز نوزایی ایران، تشیع و اندیشه‌های شیعی می‌دانند. باورها، سیاست و ایدئولوژی صفویان به شیعه دوازده امامی ، تاثیر ژرفی در شکل دادن ایران امروزی داشته‌است». ظهور صفویه با مذهب رسمی شیعه ، ایران را از دیگر کشورهای همسایه مسلمان جدا گذاشت، این در حالی است که در آن روزگار دولت عثمانی در اوج قدرت بود و به ویژه پس از فتح قسطنطنیه ، تهدید بزرگی برای کشورهای اروپایی محسوب می‌شد. از این رو کشورهای مسیحی اروپا بر آن شدند روابط محکم بازرگانی و سیاسی با ایران برقرار کنند زیرا دولت سنی عثمانی را خطری بزرگ می‌پنداشتند از این بابت که آن ها پیشروی‌ها و فتوحاتی در شرق اروپا برای خود کسب کرده بودند، بنابراین کشورهای اروپایی روابط دوستانه خود را هم چنان که با تیمور و جانشینان او و دولت‌های قره قویونلو و آق قویونلو داشتند با دولت شیعه صفوی بیش از پیش گسترش دادند (پناهی سمنانی،1371: 72-73).
قبایل قزلباش که از هواداران و حامیان شیوخ صفوی بودند، جایگاه الهی برای آنان قائل بودند و حتی ادعا ارتباط مستقیم آنان را در بیداری و خواب با امامان شیعه به آسانی باور داشتند (پناهی سمنانی،1371: 72).
شاه اسماعیل یکم و اجداد وی پشتاپشت خویشتن را تجلی‌گاه و مظهر زنده خداوند می‌دانستند و پس‌مانده غذای آن ها را به جهت تبرک و شفای بیماران به قیمت گزاف می‌خریدند. «ولادیمیر مینورسکی» باعث اعتقاد به این طرز فکر و اعتقاد مذعبی به شاه را، قبایل نیمه بیابانی ترکمن می‌داند که نهایتأ خاندان صفوی را به تاج و تخت رساندند (پناهی سمنانی،1374: 57).
سازمان مذهبی سیاسی صفویه سازمانی مخصوص و منحصر به فرد بود در تشکیلات صوفیان صفوی، ریاست ارشد، با نام «پیر یا مرشد» همواره با یکی از افراد خاندان صفوی بود. همچنین مقررات حاکم بر تشکیلات صفوی بر پایه اطاعت بی و چون و چرا اعمال شده بود (پناهی،137: 61) .صفویان موفق به ایجاد نوعی همبستگی و تمرکز مذهبی شدند، آنان بدعت گذار زمامداری معنوی- دنیوی بودند (میر احمدی،1363: 74).
ایدئولوژِی و بینش حکومت صفوی این بود که اصولأ بنای دولت و زمامداری را بر دو ستون قوی قرار داد که یکی مذهب شیعی و دیگری ملیت ایرانی بود. یکی برعواطف و شعائر ویژه شیعی استوار بود و دیگری بر ملیت ایرانی و سنت‌های قومی تکیه زده بود (شریعتی، 1386: 88).
ایدئولوژی شیعه با انتظار ظهور منجی جهانی و استقرار صلح و عدالت، مانوس است. شیعیان با این ایدئولوژی به نوعی نسبت به آینده امیدوار می شوند شیعه، تمام آرمان ها و آرزوهای خویش را تا زمان رسیدن موعود، دست نایافتنی می داند؛ از اینرو، همواره از وضع موجود، ناراضی است. امید به ظهور مصلح جهانی همواره آن ها را در حالت آماده باش قرار می دهد و روحیه ای فعال به منتظران می دهد. در واقع انتظار عاملی محرک است که انسان را به تلاش و تکاپو وامی دارد (متقی زاده،1384 :31).
اما تا ظهور منجی، شیعه با واقعیت عصر غیبت روبه روست و در این راستا یکی از اساسی ترین امکاناتی که در اختیار شیعه قرار می گیرد تا براساس آن زندگی اجتماعی و سیاسی خویش را با شرایط روز و مقتضیات زمان وفق دهد اصل اجتهاد است. اجتهاد نه تنها امکان استخراج احکام شرعی را از منابع به فقهای جامع الشرایط میدهد؛ بلکه تنها در زمینه های تخصصی فقهی و شرعی خلاصه نشده و به نوعی در مسائل فرعی و درجه دوم، اجتهاد آزادانه فردی را شاهدیم که امکان ابراز عقیده آزاد را برای تک تک افراد قائل است. بنابراین این اصل، روح اعتراض و انتقاد را در برابرحاکمیت های غیر منعطف تقویت می کند به علاوه شیعه از مجرای مرجعیت به نوعی رهبری اجتماعی دست می یابد که در مواقع لزوم می تواند نیروها و اقشار مختلف جامعه را سازماندهی و آماده جهاد کند (متقی زاده،1384 :28).در نظام فکری تشیع گذشته و دست کم تا قرن نوزده میلادی نوعی رابطه مسالمت آمیز با سیاست داشته است و در مقاطعی حتی با حکومت های وقت کنار می آمده است (اخوان مفرد،1379: 146).
«مارتین کرامر»، محقق عنود و اسلام ستیز آمریکایی هم به این امر اشاره کرده است:
مذهب تشیع در بیشتر سده های هزاره اول اسلام، ایدئولوژی اقلیت های محتاطی بود که تلاش می کردند آرمان های مذهبی را با واقعیات روزمره آشتی دهند. مذهب تشیع دوازده امامی ایدئولوژی یکی از این اقلیت ها بوده است. تدابیری که این شیعیان اندیشیده بودند بسیار گسترده و فراگیر بود، به طوری که حتی شامل تقیه یا کتمان عقاید واقعی نیز می شد. درچنین فضایی از تفکر بوده که برداشت مبتنی بر تطبیق و سازش، شکوفا شده و ریشه کن سازی بی عدالتی به زمانی موکول گردیده است که غیبت امام دوازدهم به سرآید و با بازگشت خود عدالت را در همه جا برقرار سازد ( متقی زاده،1383: 178).
در پایان یک ویژگی در تشیع ایران وجود دارد که در موفقیت امام خمینی رهبر انقلاب ایران نقش حیاتی داشت و آن ساختار مستقل روحانیت قبل از انقلاب است. روحانیت شیعه در ایران همواره مخالف حکومت های دنیوی نبوده است و گاهی پیوندهای نزدیکی با حاکمان وقت داشته است. معذلک چه روحانیت مخالف با حکومت وقت بوده و چه با آن همکاری می کرده است، روحانیت و دولت دو هویت متفاوت و متمایز داشته اند. در دورۀ قاجاریه بین وظایف دیوان سالار حکومت و روحانیت تقسیمات پذیرفته شده ای وجود داشت. روحانیون مکتب ها را که تنها نهاد آموزش بودند، می چرخاندند، و امور حقوقی جامعۀ مسلمین را اداره می کردند. روحانیون از طریق خمس و زکات، ساختار مالی مستقل خود را تقویت می کردند. به لحاظ سیاسی، روحانیون در اعتراض علیه امتیازات اقتصادی و سیاسی که قاجارها به بیگانگان غیر مسلمان و غیرایرانی می دادند پیشرو بودند. در حالی که تعدادی از رهبران مذهبی شیعه از انقلاب مشروطه حمایت کردند، از همان اوایل 1910 ملی گرایانِ طرفدارِ مجلس از آنان سبقت گرفتند. روحانیون که از نتایج جنبش مشروطه مأیوس شده بودند، برای چندین دهه از سیاست کناره گرفتند (نجم آبادی ،1377 :368 ).
1-2- ناسیونالیسم و لیبرالیسم
با توجه به این که در انقلاب اسلامی ایران، نهضت آزادی و جبهه ملّی از ایدئولوژی ناسیونالیسم و لیبرالیسم بهره مند بودند و در فعالیت های انقلابی شرکت داشتند، در این قسمت از پژوهش به ارتباط این ایدئولوژی با انقلاب اسلامی ایران پرداخته می شود.
ناسیونالیسم
در ابتدا به ریشه و تاریخچه ناسیونالیسم اشاره خواهد شد. ناسیونالیسم یا ملی‏گرایی به اصالت دادن به تعلقات قومی و ملی تعریف شده است. انسان به جهت پاره‏ای از تعلقات از قبیل سرزمین، زندگی مشترک، خون و نژاد و مانند آن، خود را از دیگران جدا شمرده و به قوم خاصی احساس تعلق می‏کند

مطلب مرتبط :   خرید پایان نامه روانشناسی :رویکرد ارتباطی

دسته بندی : علمی