مهارت های انسانی

مهارتهای انسانی شامل توانایی در زمینه ایجاد تفاهم و همکاری و انجام کار بوسیله دیگران و فعالیت موثر به عنوان عضو گروه ، درک انگیزه های افراد و تأثیرگذاری بر رفتار آنان می باشد که محقق با بررسی متون علمی مربوطه و شرایط موجود جامعه اماری تحقیق تعدادی از این مهارت های مورد نیاز مدیران مجموعه شهرداری کاشان را شناسایی نموده است که عبارتند از:

2-8-2-1-داشتن اخلاق  حسنه با افراد

شاید یکی از مهمترین مولفه های مهارت انسانی یک مدیر ،داشتن طرز برخورد با اطرافیان باشد .چرا که رعایت این امر یک  ضرورت عقلی و عرفی است و هم یک تکلیف دینی و اسلامی است کما اینکه در قران کریم و روایا ت و احادیث معصومین (ع) بر اهمیت این موضوع در افزایش بازده کاری در سازمان ها اشاره شده است.و تکریم ارباب رجوع و مشتریان نیز در دین ما مورد تاکید است .

رسول خدا (ص) فرمود: در قیامت چیزی را در نامه عمل نمی گذارند که افضل از حسن خلق باشد. (کلینی،1372)

مدیر، باید دارای حسن خلق، تواضع و فروتنی باشد، با روی خوش، مهربانی، مهر و محبت، تبلیغ و ارشاد نماید. چنانچه خداوند در قرآن این صفت پیامبر اکرم (ص) را ستایش نموده است:

«انک لعلی خلق عظیم» تو ای پیامبر دارای خلق نیکو هستی.

خود پیامبر فرمود: «محبوبترین شما نزد من و نزدیکترین شما فردای قیامت به من کسی است که حسن خلقش نیکوتر و با مردم مهربانتر و متواضع تر باشد».

همچنین به مالک اشتر می فرمایند: تو باید در دلت مهر رعیت را پرورش دهی و مهربانی و خوشرفتاری و نیکویی با رعیت را در دل خود جایگزین سازی .(مقیمی ،1387 )

2-8-2-2- تقوای کاری

شاید بتوان گفت که ایمان و معرفت زیربنای استکمالات نفسانی و حرکت به سوی قرب الهی است. ایمان به خدا، به حرکت و تکاپوی انسان جهت می دهد و مقصدش را روشن می سازد. کسانی که ایمان نداشته باشند از پیمودن صراط مستقیم تکامل عاجزند.( امینی ، 1386)

“کسانی که به خدا و قیامت ایمان ندارند از راه راست منحرف خواهند شد”. (مومنون، آیه 74)

“بلکه آنان که به عالم آخرت ایمان نمی آورند، در عذاب و گمراهی دور و درازی گرفتار می باشند”. (سبا، آیه 8) . شهید مطهری میگوید: “ علم به ما روشنائی و توانایی می بخشد و ایمان به ما عشق و امید و گرمی، علم ابزار می سازد و ایمان مقصد، علم سرعت می دهد و ایمان جهت، علم توانستن است و ایمان، خوب خواستن ، علم می نمایاند که چه هست و ایمان الهام می بخشد که چه باید کرد، علم انقلاب برون است و ایمان انقلاب درون،… به نظر گاندی سیاست عاری از دین، دام مرگ است، چون روح را می کشد. او می کوشید تا سیاست را معنوی کند (گاندی: 110) .

خداوند در قرآن کریم می فرماید: « و سست و غمگین نشوید و شما برترید اگر ایمان داشته باشید» (آل عمران ،139 ). و” همانا آنان که به خدا ایمان آورده اند و اعمال صالح انجام دادند، البته پاداش جاودان و بی پایانی خواهند یافت”. (فصلت ، 8)

و باز فرمودند: ” و آنان که به خدا ایمان آورده اند و پرهیزگاری پیشه کردند، همه را نجات بخشیدیم”. (اعراف،   96).

تقوا عبارت است از فرمانبرداری از اوامر حق تعالی و اجتناب از نواهی او، تقوا دارای ظاهری است که همانا تقوای جوارح و اعضای بدن است که با انجام طاعات ظاهری و خودداری از معاصی آشکار تحقق می یابد، تقوای باطنی نیز همانا تقوای دلهاست و با خالی کردن دل از خصلت های زشت و آراستن آن به اخلاق پسندیده پدید می آید. (فیض کاشانی، 1372) .

خداوند در قرآن کریم می فرماید: ” ای فرزندان آدم، ما لباسی که اندام شما را می پوشاند و جامه های زیبا و نرم برای شما فرستادیم و بر شما باد، لباس تقوا و پرهیزگاری که نیکوترین جامه شماست. اینها {همه} از آیات خداست، به شما فرستادیم که شاید خدا را به یاد آورید (اعراف ،  26).

تقوی برای همه لازم است اما برای مدیران لازمتر  و آنچه در سر لوحه روحیات و منش یک مدیر قرار دارد تقوای الهی است.  تقوای الهی یعنی تنظیم رابطه من با جز من (غیر من ) در مسیر کمال مطلق و یکی از اساسی ترین عوامل رشد و ساختن شخصیت است .

یکی از مهمترین ارزش‌های اسلامی که سر منشأ ارزش‌های دیگر می‌باشد، تقوی است که مهمترین ثمره اعتقادهای اسلامی در زمینه خداشناسی و توحید و معاد می‌باشد. تقوی از وقایه به معنای نگهداری می‌آید و ملکه و حالت معنوی و درونی است که انسان را از زشتی‌ها و آنچه مورد نهی خداوند متعال است، باز می‌دارد. در حقیقت تقوی معادل خودکنترلی می‌باشد. تقوی در معارف اسلامی از اهمیت و ویژگی‌های خاصّی برخوردار است و به عنوان عامل رهایی از عذاب آخرت و رسیدن انسان به بهشت و أجر عظیم خداوند، سهولت امور و خارج شدن از گرفتاری‌ها و بهره‌گیری از علم الهی و محبّت خداوند، شرط بهره‌گیری از هدایت قرآن کریم و قبولی اعمال نزد خداوند، معرفی شده است.

رسول اکرم (ص) همچنین در جای دیگر می فرماید:” بیشترین چیزی که امت من به وسیله آن داخل بهشت می شوند تقوای الهی و حسن خلق می باشد”. (کلینی،1372)

 

 

حضرت علی (ع) می فرمایند :

“با سکوت بسیار ، وقار انسان بیشتر می شود، و با انصاف بودن ، دوستان را فراوان و با بخشش ، قدر و منزلت انسان بالا رود، و با فروتنى ، نعمت کامل شود، و با پرداخت هزینه ها، بزرگى و سرورى ثابت گردد، و روش عادلانه ، مخالفان را در هم شکند ، و با شکیبایى در برابر بى خرد، یاران انسان زیاد گردند. (نهج البلاغه، حکمت 224)

بنابراین تقوا، از مهمترین ویژگی های مدیریت و رهبری است و کما اینکه امیرمومنان (علیه السلام) در دستورالعمل های حکومتی خود تاکید بسیاری بر آن نموده است، چنانکه در عهدنامه مالک اشتر به او چنین سفارش نموده است:

« وَ الْصَقْ بِأهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْقِ » (نهج البلاغه، نامه 53)

به پرواپیشگان و راستگویان بپیوند (و آنان را برگزین).

تقوا والاترین ارزش های اخلاقی و برترین کرامت های انسانی است، و هیچ چیز همانند آن آدمی را از لغزش ها و هلاکت ها حفظ نمی نماید. به بیان امام علی (علیه السلام):

« وَلاَ کَرَمَ کَالتَّقْوَى » (نهج البلاغه، حکمت 113)

و هیچ بزرگواری چون پرهیزگاری نیست.

« وَ لاَ عِزَّ أعَزُّ مِنَ التَّقْوَى ، وَ لاَ مَعْقِلَ أحْصَنُ مِنَ الْوَرَعِ » (نهج البلاغه، حکمت 371)

هیچ عزتی ارجمندتر از پرهیزگاری، و هیچ پناهگاهی نیکوتر از پرواپیشگی نیست.

امیرمومنان (علیه السلام) پرهیزکاری را چون حفاظی معرفی می کند که انسان ها را از فرو افتادن در تباهی ها نگه می دارد، و بی گمان انسان  در عرصه اداره امور بیش از هر چیز نیازمند چنین حفاظی است. امیرمومنان (علیه السلام) فرموده است:

« وَ الوَرَعُ جُنَّهٌ » ( نهج البلاغه ،حکمت 4)

پرهیزگاری سپری (نگاه دارنده) است.

سلامت حقیقت آدمی، و در نتیجه سلامت مدیریت و سیاست به پرهیزگاری و پروا پیشگی است و با شکسته شدن حریم پرهیزگاری و پرواپیشگی، سلامتی در مدیریت  و سیاست باقی نمی ماند و هر نامردمی انتظار می رود. امیرمومنان (علیه السلام) حیات آدمی را به پرهیزگاری او می داند و می فرماید:

« وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلْبُهُ ».(نهج البلاغه، حکمت 394)

هر که پرهیزگاری اش اندک باشد، دلش مرده است.

از نظر امیر مؤمنان (علیه السلام) از مهم ترین صفات لازم برای کسی که وظیفه خطیر  نظارت و کنترل را بر عهده می گیرد، «خشیت و خداترسی» است. آن حضرت در تبیین این مسأله به مالک اشتر سفارش می کنند :

«فَفَرِّغُ لاولئِکَ ثِقَتَکَ مِن اَهلِ الخَشیهِ و التّواضُعِ فَلیرفَع اِلیکَ اُمورَهُم؛ (نهج البلاغه، نامه 53) پس بر آن ها ، افراد مورد اطمینان خود را، که خدا ترس و متواضع باشند برگزین، تا کارهای آنان را به تو گزارش کنند»

رفق و مدارا؛ هیچ عاملی نظیر رفق و مدارا… در تحکیم روابط انسانی اثر بخش ‍ نیست ، قرآن مجید یکی از دلایل توفیقات شگفت انگیز در مدیریت نبوی (ص ) را، عامل رفق و مدارا و ملایمت آن حضرت بیان فرموده است : “فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَ نفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ”.  (آل عمران،  آیه ۱۵۹)

پس به موجب لطف و رحمت الهی با آنان نرم خو و نرم دل شدی ، و اگر تند خو و سخت دل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می شدند، پس از آنان در گذر و بر ایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت نما. تحول عظیمی که توانست مدیریت نبوی (ص ) در جامعه بدوی آن روزگار بوجود آورد و از مردم جاهل، بی فرهنگ و بت پرست و خرافی ، انسان های پاک، وارسته، متعالی و محبوب تربیت نماید، این نبود مگر در پرتو مدیریت و صمیمیت و اخوت اسلامی، در پرتو ارزشهای دینی. حضرت علی (ع ) نیز در این باره فرموده است : “الرِّفقُ یُؤَدی الی السِّلم “؛ رفق و مدارا به آشتی و سازگاری می انجامد. همچنین فرموده است : کسی که در امور، رفق و مدارا در پیش گیرد، به آنچه از مردم می خواهد دست می یابد.

مطلب مرتبط :   شرایط شهادت در دادگاه و جایگاه اون در نظام حقوقی ایران

2-8-2-3-تواضع و فروتنی در برخورد با افراد

هیچ گاه با فخر فروشی و خود بزرگ بینی روابط انسانی سالم و نیرو بخش ‍ محقق نمی گردد. حضرت علی (ع) خطاب به مالک اشتر می فرماید:”زنهار بین خود و کسانی که بر آنها حکم می رانی، حجاب جاه و مقام حائل نکنی” . امیر المؤ منین (ع ) در فرازی از نامه ای که به محمد بن ابی بکر حاکم مصر می نویسد فرموده است : “با آنان (مردم) گشاده رو باش ، و بین آنها در نگاه کردن تفاوت نگذار (تبعیض روا مدار)”.

” ای پیامبر، اهل ایمان را زیر چتر و بال خود گیر و با کمال حسن خلق بپروران ” ( حجر، آیه 88)

وصف مومنین تواضع و فروتنی و ترک هر گونه استکبار است چرا که کبر و غرور، نخستین پله نردبان کفر و بی ایمان است و تواضع و فروتنی در مقابل حق و حقیقت، نخستین گام ایمان است. آنها که در راه کبر و خود بینی گام بر می‌دارند، نه در برابر خدا سجده می کنند، نه تسبیح و حمد او را به جا می‌آورند و نه حق بندگان او را به رسمیت می شناسند، آنها بت بزرگی دارند و آن خودشان است.

2-8-2-4-توانایی در شناخت دقیق نیاز های مادی و معنوی کارکنان

 این مساله که یک مدیر لایق و با کفایت باید به نیاز های مادی و معنوی کارکنان و حتی ارباب رجوعانش اگاه و مطلع بوده و در صدد تامین این نیاز ها براید بر کسی پوشیده نیست .ولی نکته مهمتر این است که ،این نیاز ها را بطور دقیق بشناسد و این شناخت دقیق این نیاز ها به یک مهارت مدیریتی احتیاج دارد که شاید هر مدیری نداشته باشد . در دین اسلام نیز به این مساله اشاره شده است برای مثال در مبحث رسیدگی به امور زیردستان:

امیر مومنان علی (علیه السلام) پس از گزینش درست کارکنان در یک نظام اداری، مساله تامین زندگی و امنیت کاری آنان را به عنوان مهم ترین امر در اداره درست امور مطرح ساخته است؛ یعنی مسئولان باید به جد به امور معیشتی و رفاهی و امنیت و آرامش کاری کارکنان خود توجه نمایند و وسعت رزق برای آنان فراهم سازند (  تهرانی ، 1377) چنانکه پیشوای عدالتخواهان علی (علیه السلام) به مالک اشتر در عهدنامه بی بدیل خویش  می نویسد:

« ثُمَّ أَسْبِغْ عَلَیْهِمُ الْأَرْزَاقَ فَإِنَّ ذَلِکَ قُوَّهٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِصْلَاحِ أَنْفُسِهِمْ وَ غِنًى لَهُمْ عَنْ تَنَاوُلِ مَا تَحْتَ أَیْدِیهِمْ وَ حُجَّهٌ عَلَیْهِمْ إِنْ خَالَفُوا أَمْرَکَ أَوْ ثَلَمُوا أَمَانَتَک»( نهج البلاغه، نامه 53)

پس روزی کارکنانت را فراخ دار!  که فراخی روزی نیرویشان دهد تا در پی اصلاح خود برآیند، و بی نیازشان سازد، تا به مالی که در اختیار دارند دست نگشایند، و حجتی بود بر آنان اگر فرمانت را نپذیرفتند، یا در امانت خیانت ورزیدند.

2-8-2-5-مشورت و مشارکت با کارکنان

نقطه نظرات و دیدگاههای  هر یک از افراد سازمان می تواند به نوعی در ارتقای سطح کیفی خدمات ارایه شده  به مشتریان موثر باشد و لذا مدیریت باید این مهارت را داشته باشد .به عبارت دیگر اخذ نظرات افراد و تفکر درباره ان نظرات و در صورت صلاحدید ،اتخاذ تصمیم های جدید بر اساس ان نظرات در راستای بهبود فرایند انجام کارها از جمله مهارت های مدیریتی است .دیدگاه اسلام نیز همواره مشورت و مشارکت خواستن از کلیه افراد مرئوس می باشد. “آنان که می شنوند سخن را پس پیروی می کنند، بهترش را ، آنانند که رهبریشان کرد خدا وآنانند دارندگان خردها (اَلّذینَ یَسْتَمِعوُنَ القولً ، فَیَتَّعبونَ اَحْسَنَهُ … )” .(سوره زمر ، آیه 18  )امام علی (ع) می فرمایند: “وَ اِیّاکَ وَالْاَعْجابَ بِنَفْسِکَ وَالثِّقَهَ بِما یُعْجِبُکَ مِنْها وَحُبَّ الْاَطْراءِ” . وبپرهیزید از خود پسندیدن و به خود پسندی مطمئن بودن و ستایش را دوست داشتن .(نهج البلاغه،نامه 53)

2-8-2-6-توانمندی حفظ اعتبار سازمانی  از نگاه انتظارات  مشتریان

از جمله مهارت های مدیریتی در حوزه مهارت های انسانی اینست که یک مدیر باید بتواند،همواره جایگاه و شهرت و اعتبار سازمان متبوع خود را ارتقا دهد و این امر نیاز به یک قوه بینش و بصیرت و برنامه ریزی دقیق برای اینده سازمان دارد.بویژه این که، این جایگاه و شهرت بایستی از نگاه انتظارات شهروندان باشد .به عبارت دیگر مدیری که انتظارات و احتیاجات شهروندان  را (به عنوان مراجعه کنندگان و استفاده کنندگان سازمانی)، مورد توجه و مداقه قرار می دهد دارای یک بعدی از مهارت انسانی است.

2-8-2-7-مسئولیت پذیری و پاسخگویی در برابر  افراد

یک مدیر لایق از دیدگاه کارکنان ،مدیری است که همواره روحیه مسئولیت پذیری داشته و در برابر اعمال و رفتار خود در وهله اول در درگاه خداوندو سپس در برابر کلیه افرادی که با انها  تعامل و ارتباط دارد( اعم از کارکنان، مشتریان ، ارباب رجوعان و..).و تاکید اسلام نیز به مسئولیت پذیری  مدیریت در قبال کارهایی است که انجام داده است .

2-8-2-8- اعتقاد وتعهد در کار

در حدیث نبوی چنین آمده است : «مَنْ اَصْبَحَ وَلایَهْتَمَ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمِ : هرکس شب را به صبح رساند و هدفش خدمت به مسلمانان نباشد مسلمان نیست .»(کلینی،1372) . در نتیجه مدیر با تقوی و متعهد همواره خود را در معرض بازخواست خدا می بیند وتمام اعمال خود را مطابق موازین وارزشهای الهی تنظیم می نماید . همواره در تلاش است تا اعتقادات دینی و مذهبی را در سازمان پیاده کند و یکی از مهم ترین عوامل تشکیل دهنده رهبری معنوی را که مورد تایید اکثریت اندیشمندان غربی و اسلامی است و همانا تعهد در کار می باشد، را در سازمان نهادینه نماید .

2-8-2-9-داشتن سعه صدر  در برخورد با مشکلات

یکی از پیش نیاز های مدیریتی داشتن سعه صدر و بالا بردن قدرت تحمل در مواجهه با مسایل و مشکلات فراروی است ،که نقش بسزایی در حل وفصل مشکلات و پیدایش راه کار های مناسب دارد.ولذا اگر مدیر صبر و حوصله و به عبارت بهتر سعه صدر بالا داشته باشد ،می تواند بر مشکلات غلبه نموده و موفقیت خود را تضمین نماید.

سعه صدر: یکی دیگر از لوازم و پیش نیازهای ایجاد روابط انسانی اثر بخش، داشتن سعه صدر و ظرفیت روحی است. هر مدیری برای کسب موفقیت نیازمند همکاری مشتاقانه همکاران خویش است. تحقق همکاری و همیاری مستلزم وجود سعه صدر در روابط انسانی است. حضرت علی (ع)  مهم ترین وسیله لازم برای مدیریت را داشتن سعه صدر و سینه ای گشاده می داند و می فرماید:”آلهُ الرّیاسَهِ سِعَهُ الصدر”.

” شرح” به معنای باز و گسترده و فراخ است و” صدر” به معنای سینه. مراد از ” شرح صدر” بزرگی روح و قدرت آن است. دارنده روح قوی و بزرگ به اندازه دهها نفر در برابر مشکلات شکیبا و در برابر ناملایمات، مقاوم خواهد بود. (حسین زاده ، 1386).

بهترین وسیله اداره امور داشتن شرح صدر است. آنکه سینه اش گشاده است، تنگناهای کار در برابرش گشوده می شود. بنابراین مهم ترین آلت و ابزار مدیریت سعه صدر است (تهرانی ، 1385). سعه صدر شخص را بردبار، مقاوم و پرحوصله و توانا می سازد و چنین شخصی می تواند سختی ها و مشکلات را به خوبی تحمل نماید و انسانی که سعه صدر ندارد در رفتار و برخورد و تصمیم گیری، تنگ نظرانه و نابردبار عمل می کند و تنگ نظری و کم ظرفیتی خود را به همه امور هدایت می دهد(همان ماخذ). و پیامبر در مورد شرح صدر فرمودند: « نوری است که خدا در قلب مومن می افکند و در پرتو آن روح او وسیع وگشاده میشود». (طبرسی،1380).

2-8-2-10-استفاده از ظرفیت ها و  قابلیت های کارکنان

مسلما هر انسانی دارای یک قابلیت و ظرفیت خدادادی ویژه ای است که شاید در دیگری وجود نداشته باشد.این به معنی این است که،مدیریت یک سازمان باید در حد امکان از ظرفیت ها و توانمندیهای کلیه افراد در پیشبرد اهداف سازمانی استفاده شایسته نماید. و به نظرات و دیدگاه های هر فرد احترام بگذارد و از ایده ها و خلاقیت های افراد سازمانی کمک بگیرد . کما اینکه در روایات و احادیث ائمه معصومین ما نیز به استفاده از توانمندی ها و قابلیت های افراد و  شکوفاسازی این قابلیت ها برای اهداف  متعالیه سازمانی سفارش و تاکید شده است.

 2-8-2-11-تلاش در جهت افزایش آگاهی و رشد معرفت افراد سازمان:

اسلام برای انسان جایگاهی قائل است که در هیچ مکتب دیگری نظیر آن را نمی‌بینیم. قرآن به انسان گوشزد می‌کند که تو تکریم شده پروردگار عالم هستی و استعداد آن را داری که به مقامی برسی که مسجود ملائکه شوی و در قرب خداوند به جایی برسی که هیچ ملکی را توان آن نباشد: «و ما فرزندان آدم را بسیار گرامی داشتیم و آنها را به مرکب بر و بحر سوار کردیم و از هر غذای لذیذ و پاکیزه آنها را روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات خود برتری و فضیلت بزرگ بخشیدیم»  (اسراء، آیه 70) از سوی دیگر هر شخص با گفتن شهادتین و پذیرش عقاید و احکام اسلام و یا مانند ما که از پدر و مادر مسلمان زاده شده‌ایم، مسلمان محسوب می‌گردد و در دایره حقوق اسلامی قرار می‌گیرد اما این تنها نقطه آغاز در یک سلوک عقلانی، عرفانی و شخصیتی در جهت شناخت، ایمان و عمل به معارف اسلامی و تکامل معنوی است. از این‌رو است که خداوند در جواب کسانی‌که مدّعی ایمان شدند، به پیامبر خود می‌فرماید که به ایشان بگو که شما اسلام آورده‌اید امّا هنوز این اسلام وارد قلوب شما نشده است و به آن ایمان نیاورده‌اید. از طرف دیگر بر هر مسلمانی واجب است که طالب شناخت دین باشد و در این مسیر گام بردارد. رسول خدا (ص) در این خصوص فرموده‌ اند: «طلب علم بر هر مسلمانی واجب است» (کلینی،1372)

مطلب مرتبط :   زنان با اعتماد به نفس چیجوری رفتار می کنن 

انسانها در مدیریت اسلامی به وسیله علم و ایمان و عمل صالح می توانند رشد پیدا کنند  و به قرب ربوبی نائل گردند که همانا در قرآن آمده است “سوگند به عصر، همانا انسان در زیانکاری است. مگر آنانکه ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و به یکدیگر برابر حق و شکیبایی سفارش نمودند” (عصر، آیه 1 تا 3)

2-8-2-12- ایجاد انگیزه در  کارکنان

اگر یک مدیر از هر یک از افراد سازمانی تحت امر خود درک و شناخت درستی داشته باشد،مسلما می تواند بهتر ان ها را مدیریت نموده و شیوه های مختلف را برای انگیزش انها بکارگیرد چرا که براساس  اصل تفاوت های فردی در روانشناسی ، خلق وخو و شخصیت هر فرد با فرد دیگری کاملا متفاوت است و لذا مدیریت نیاز به یک مهارت انسانی ویژه ای دارد و ان همانا شناخت دقیق روحیات و شخصیت هر فرد است که مسلما به تجربه و مهارت نیاز دارد. تا بتواند در یک سیستم مبتنی بر شایسته سالاری ،به افراد وظایف را محول نماید. در نگاه اسلام نیز ،شناخت افراد و سپس محول نمودن وظایف متناسب با ظرفیت و روحیات انها ، مورد تاکید است .  

مهمترین شیوه های ایجاد انگیزه در سیره حضرت امام علی(ع)در اینجا اشاره می گردد:

1- « ثُمَّ تَفَقَّدْ أعْمَالَهُمْ وَ ابْعَثِ الْعُیُونَ مِنْ أهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَیْهِمْ، فَإِنَّ تَعَاهُدَکَ فِی السِّرِّ لاُِمُورِهِمْ حَدْوَهٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الْأمَانَهِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِیَّهِ؛ (نهج البلاغه، نامه 53) پس با فرستادن مأموران مخفی که اهل راستی و وفاداری هستند کارهای آنان را در نظر بگیر، زیرا بازرسی مداوم و پنهانی تو سبب می شود که آنان به امانت داری و مدارا کردن با مردم ترغیب شوند».

2- وَ لَا یَکُونُ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِی‏ءُ عِنْدَکَ بِمَنْزِلَهٍ سَوَاءٍ فَإِنَّ فِی ذَلِکَ تَزْهِیداً لِأَهْلِ الْإِحْسَانِ فِی الْإِحْسَانِ وَ تَدْرِیباً لِأَهْلِ الْإِسَاءَهِ عَلَى الْإِسَاءَهِ وَ أَلْزِمْ کُلًّا مِنْهُمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ بِأَدْعَى إِلَى حُسْنِ ظَنِّ رَاعٍ بِرَعِیَّتِهِ مِنْ إِحْسَانِهِ إِلَیْهِمْ وَ تَخْفِیفِه (همان ماخذ)

((هرگز نیکو کار و بدکار در نظرت یکسان نباشند، زیرا نیکوکاران در نیکوکارى بى‏رغبت، و بدکاران در بد کارى تشویق مى‏گردند، پس هر کدام از آنان را بر اساس کردارشان پاداش ده. بدان اى مالک هیچ وسیله‏اى براى جلب اعتماد والى به رعیّت بهتر از نیکوکارى به مردم، و تخفیف مالیات، و عدم اجبار مردم به کارى که دوست ندارند، نمى‏باشد))

3- فَافْسَحْ فِی آمَالِهِمْ وَ وَاصِلْ فِی حُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَیْهِمْ وَ تَعْدِیدِ مَا أَبْلَى ذَوُو الْبَلَاءِ مِنْهُمْ فَإِنَّ کَثْرَهَ الذِّکْرِ لِحُسْنِ أَفْعَالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجَاعَ وَ تُحَرِّضُ النَّاکِل إِنْ شَاءَ اللَّه ثُمَّ اعْرِفْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا أَبْلَى وَ لَا تُضِیفَنَّ بَلَاءَ امْرِئٍ إِلَى غَیْرِه

(همان ماخذ) ((پس آرزوهاى سپاهیان را بر آور، و همواره از آنان ستایش کن، و کارهاى مهمّى که انجام داده‏اند بر شمار، زیرا یادآورى کارهاى ارزشمند آنان، شجاعان را بر مى‏انگیزاند، و ترسوها را به تلاش وا مى‏دارد، انشاء اللّه. و در یک ارزشیابى دقیق، رنج و زحمات هر یک از آنان را شناسایى کن، و هرگز تلاش و رنج کسى را به حساب دیگرى نگذار))

4- « ثُمَّ أَسْبِغْ عَلَیْهِمُ الْأَرْزَاقَ فَإِنَّ ذَلِکَ قُوَّهٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِصْلَاحِ أَنْفُسِهِمْ وَ غِنًى لَهُمْ عَنْ تَنَاوُلِ مَا تَحْتَ أَیْدِیهِمْ وَ حُجَّهٌ عَلَیْهِمْ إِنْ خَالَفُوا أَمْرَکَ أَوْ ثَلَمُوا أَمَانَتَک؛(همان ماخذ)

((سپس روزى فراوان بر آنان ارزانى دار، که با گرفتن حقوق کافى در اصلاح خود بیشتر مى‏کوشند، و با بى‏نیازى، دست به اموال بیت المال نمى‏زنند، و اتمام حجّتى است بر آنان اگر فرمانت را نپذیرند یا در امانت تو خیانت کنند.))

5- وَ لَا یَکُنْ لَکَ إِلَى النَّاسِ سَفِیرٌ إِلَّا لِسَانُکَ وَ لَا حَاجِبٌ إِلَّا وَجْهُکَ وَ لَا تَحْجُبَنَّ ذَا حَاجَهٍ عَنْ لِقَائِکَ بِهَا فَإِنَّهَا إِنْ ذِیدَتْ عَنْ أَبْوَابِکَ فِی أَوَّلِ وِرْدِهَا لَمْ تُحْمَدْ فِیمَا بَعْدُ عَلَى قَضَائِهَا ((جز زبانت چیز دیگرى پیام رسانت با مردم، و جز چهره‏ات دربانى وجود نداشته باشد، و هیچ نیازمندى را از دیدار خود محروم مگردان، زیرا اگر در آغاز از درگاه تو رانده شود، گر چه در پایان حاجت او بر آورده شود دیگر تو را نستاید.)) (نهج البلاغه، نامه 67)

2-8-2-13-توانایی در ایجاد یک  محیط  تفاهم توام با همکاری برای کارکنان

ایجادو نهادینه سازی یک جو حمایتی مبتنی  برتقویت مشارکت و همکاری افراد سازمانی  ، شاید از اولویت های کاری یک مدیر محسوب گردد.بعبارت دیگر توانایی یک مدیر در ایجاد یک محیط و شرایط تفاهم و تعامل توام با مشارکت طلبی و همکاری کلیه افراد سازمان درتحقق اهداف سازمانی ، مقوله ای است که در حوزه مهارت انسانی مدیریت،قرار می گیرد.در نگاه دینی و مذهبی نیز،اصل بر همین است .به عبارت دیگر ،اسلام همواره توصیه و سفارش می نماید که در یک مجموعه  مثلا سازمانی یا خانواده ومحیط های اجتماعی دیگر باید یک جو وفضای توام با احترام و حفظ شان و منزلت افراد برقرار باشد.

2-8-2-14-توانمندی در شناخت تعارضات  سازمانی میان کارکنان و حل وفصل ان ها

مسلما همیشه در یک مجموعه سازمانی تضاد و تعارضات در میان افراد سازمان( به هر علتی که باشد)،اتفاق می افتد.ولی این مدیر است که باید این جریانات را به خوبی اداره نماید و تضاد و مشاجرات را به نحو احسن حل و فصل نماید .و لازمه ان ، داشتن مهارت انسانی مدیریت در این زمینه است .تا با حفظ ابرو و شخصیت کلیه افراد  ان  ها را به مذاکره سالم و سازنده دعوت و رهنمون سازد.  رافت و محبت : خداوند متعال، انسان را به گونه ای آفریده است که جان و دل او شیفته و تشنه محبّت است ؛ شخصیت آدمی چنان است که اگر از کسی محبت ببیند، جذب او می گردد و کمر به خدمت وی می گمارد، که فرمود: “الانسان عبید الاحسان “؛ آدمی عبد احسان است. بی گمان یکی دیگر از اسرار توفیق مدیریت نبوی (ص ) در میان آن جامعه بدوی ، همانا راءفت و محبت بود، خداوند در معرّفی این بُعد از سیمای نبوی فرموده است : “ما تو را جز به عنوان رحمتی برای جهانیان نفرستادیم” و در آیه ای دیگر فرموده است : “همانا رسولی از خودتان به سوی شما آمد که رنج های شما بر او سخت است و بر هدایت شما بسیار حریص و نسبت به مؤ منان ، به آسانی و مهربان است”. در سایه راءفت و محبّت است که انسان می تواند نه تنها از اشتباهات دیگران به آسانی درگذرد، بلکه بدی های ایشان را به خوبی پاسخ بدهد. خداوند متعال در این باره   می فرماید:”همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی بر قرار است”.(فصلت،34)

  « خُذِ الْعَفْوِ وَ اَمْرِ بِالْعُرْفِ وَ اَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلینْ : عفو و بخشش را پیشه خود ساز و به نیکی فرمان ده و از نادانان دوری نما »( اعراف ،  199 )

حضرت علی (ع) در فرمان معروف خود به مالک اشتر می فرمایند:« الا ای فرمان فرما ، فرمانبران تو از دو صنف بیشتر نیستد یا مسلمانند که با تو برادرند و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می باشند. همچنان که تو را در زندگی لغزشی در پیش است آنها نیز بدون لغزش نخواهند بود پس باید با آن دیده در آنان بنگری که توقع داری خداوند در تو بنگرد.(نهج البلاغه  ، نامه 53 )

از آنجا که مدیریت، کار با دیگران و به وسیله دیگران است، لذا دوستی، مودت، محبت وصمیمیت از ابزارهای قدرتمند جهت پیوند دادن روح ها و منبع قدرت مدیر است.

حضرت علی (ع) در این خصوص فرمود: ” دلهای انسان ها وحشی و رمنده است، هر کس با محبت آنها را به دست آورد به او روی خواهند آورد” (مجلسی، 1391ه ق) و در جای دیگر می فرماید: “مهر و محبت تو نسبت به افراد زیر دستت، دلهای آنها را متوجه تو  می کند، و آنچه موجب خرسندی یک مسئول می شود … پدیدار شدن مهربانی و دوستی میان مردم است”. (نهج البلاغه ، نامه 53)

و خداوند رحمان می فرماید: “هر گاه دارای دلی سخت و روحی خشک بودی مردم از اطراف تو پراکنده می شدند”. ( آل عمران ، 159).

“و بعضی از مردم کسانی هستند که به جای خدا شریک ها می گیرند وآنها را مانند خدا دوست می دارند، وکسانی که به خدا ایمان آورده اند، نسبت به او محبت شدید دارند ” (بقره،  165)

دسته بندی : علمی