دانلود پایان نامه

یافتههای تحقیق گویای آن است که اغلب کنشگران تیپ 1 و 2 ازدواج، دارای ازدواجهایی شتابزده(به لحاظ زمانی) بودند. این افراد بدلایل مختلف، مدت زمان کمی را در تعامل با همسرشان پیش از ازدواج سپری کرده و به شناختی ناکافی و شتابزده دست یافتهاند اما کنشگران تیپ 3 و 4 ازدواج، عموماً ازدواجهایشان را (به لحاظ زمانی) کمتر شتابزده دانستهاند و آنچه که منجر به شکست ازدواجشان شده است را عدم رسیدن به بلوغ فکری و معیارهای اشتباه برای ازدواج، عدم توانایی در شناخت کافی از همسرشان و نیز «احساسزدگی» خویش قلمداد میکنند (ذهنیت شتابزده). عدهای دیگر نیز که مدت شناخت پیش از ازدواجشان را کافی قلمداد کرده بودند، سایر عوامل پساازدواج را در رخداد طلاقشان دخیل میدانند.
برای بسیاری از کنشگران، خصوصاً زنان، زمینه فرهنگی و مذهبی خانواده، منجر به تشدید شتابزدگی و عدم شناخت کافی پیش از ازدواج شده است. بسیاری از خانوادهها بدلیل تعصبات فرهنگی و یا ترس از ایجاد روابط غیرمشروع میان زوجین، بر تسریع ازدواج آنان پافشاری میکنند.
لیلا، 29 ساله، با تجربه ازدواج ترتیبی میگوید:
“من به بابام گفتم باید 6 ماه صیغه محرمیت باشم که ازش شناخت پیدا کنم بعد عقد کنیم، اما یک ماه بعد بابام پاشو کرد تو یه کفش کرد که ما رسم نداریم کسی صیغه بمونه(تعصبات فرهنگی)؛ این برای ما خیلی بَده، دخترم دست خورده میشه، میمونه(فشار خانواده در تسریع ازدواج).”
شتابزدگی، خصوصاً در ازدواج دوم بیش از پیش نمود مییابد، آنجا که فرد برای فرار از شرایط ناخوشایند خود، باز هم تن به ازدواجی شتابزده میدهد. فرشید، 30 ساله، که تجربه دو ازدواج ناموفق داشته است، شتابزدگی خود را اینگونه شرح میدهد:
“دومی رو من از روی عجله و از روی شرایط بدی که داشتم، بخاطر اینکه خسته شده بودم، 48 ساعته عقد کردم(ازدواج شتابزده برای فرار از فشارها). هر جا خواستگاری میرفتم یا طرف شرایطم رو قبول نمیکرد یا جور نمیشد، یا بهِم زن 42 ساله معرفی میکردن … واسه همین دیگه خسته شده بودم.”
ازدواجهای شتابزده، بدلیل عدم شناخت زوجین از یکدیگر، احتمال طلاق را افزایش میدهد؛ چرا که منجر به ایجاد تصویری خیالی و غیرواقعی از همسر در پیش از ازدواج میشود. در این ازدواجها عموماً ملاکهای ظاهری و سطحی، مورد توجه زوجین قرار میگیرد.
4-3-1-1-4. تجربه رابطه عاطفی- جنسی پیش از ازدواج
در میان افراد مورد مصاحبه، نُه نفر تجربه رابطه عاطفی یا جنسی پیش از ازدواج را با کسانی به جز همسرانشان داشتهاند و باقی سوژههای مورد مطالعه ادعا نمودهاند که چنین تجاربی را نداشتهاند.
یافتههای تحقیق بر پایه تفاسیر کنشگران نشان میدهد که محدود بودن شدید فرد در پیش از ازدواج و عدم شناخت صحیح از جنس مخالف و نیز روابط آزاد پیشاازدواجی، همه میتوانند خطر طلاق را افزایش دهند. در اینجا نکته قابل ملاحظه دیگر این است که برخی از افرادی که تجارب پیشاازدواجی داشتهاند، ازدواج را به مثابه ابزاری برای برونرفت از روابط پیشینشان بکار میبردند؛ بیآنکه بدانند با این کار به مصایب بیشتری برخورد میکنند.
عاطفه، 30 ساله، با تجربه ازدواج خودسرانه میگوید:
“ازدواج من در یه شرایط روحی عاطفی بدی اتفاق افتاد، چون درگیر یه رابطه عاطفی با یه نفر دیگه بودم که جزو روابط ممنوع بود (مرد متأهل) و واسه اینکه یه جورایی نجات پیدا کنم از اون رابطه، خودمو انداختم توی این رابطه.”
پوریا، 21 ساله نیز، که ازدواج خوسرانه داشته است میگوید:
“برای اینکه عشق قبلیمو فراموش کنم ازدواج کردم؛ از طرفی اونقد دختر بازی کرده بودم که میخواستم با ازدواج، یه جورایی سرو سامون بگیرم و از این وضعیت دربیام.”
از سوی دیگر، اکثر افرادی که تجارب پیشاازدواجی نداشتند، یکی از علل شکست زندگی زناشوییشان را در بیتجربگی و عدم شناخت از جنس مخالف عنوان نموده و گمان میکردند که در صورت وجود چنین تجاربی، فرجام زندگیشان طلاق نبود.
فرشید، 30 ساله، با تجربه ازدواج ترتیبی میگوید:
“هر دوی اینهایی که من باهاشون ازدواج کردم با واسطه بود، زندگی واسطهای من این شد. اینایی که میگن نباید دوستپسر دوستدختر داشته باشی جواب منو بدن! من اگه دوستدختر داشتم از روی شناخت بیشتری ازدواج میکردم.”
مرجان، 29 ساله نیز که ازدواج خودسرانه داشته است میگوید:
“من هیچ وقت دوستپسر نداشتم. واسه همین، هیچ شناختی از پسرا نداشتم. انقدر پسر ندیده بودم که تا اولین نفری که اومد بهم ابراز علاقه کرد زود عاشقش شدم.”
روحالله، 32 ساله، با تجربه ازدواج ترتیبی میگوید:
“توی مدیریت دعواها، من خودمو مقصر میدونم. ما مهارت زندگی نداشتیم؛ اگه چهار تا دوستدختر داشتم یاد میگرفتم با دختر چطور باید برخورد کنم.”
همانطور که از تفاسیر افراد نمایان است، کنشگرانی که تجارب رابطه پیشاازدواجی نداشتند و علت طلاقشان را در عدم شناخت از جنس مخالف و سنتی بودن شیوه آشناییشان قلمداد مینمودند بطور فزایندهای گرایشی “ذهنی” به ارتباطگیریهای مدرن پس از طلاق داشتند؛ هرچند آنها همچنان، به لحاظ “عینی” و در عمل، کمتر از افرادی که تجارب پیشاازدواجی داشتند وارد چنین روابطی پس از طلاق میگشتند. این در حالی است که یافتههای تحقیق نشان میدهد که هر دو نوع ارتباطگیری سنتی و مدرن، در صورت عدم توجه به سایر عوامل دخیل، میتواند فرد را به شکست در ازدواج سوق دهد؛ چرا که نحوه آشنایی سنتی یا مدرن، به خودی خود نمیتواند پیشبینی کننده مناسبی برای موفقیت یا شکست افراد در ازدواجشان باشد.

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه درموردآثار تاریخی، شهرستان مشهد، میراث فرهنگی

دسته بندی : علمی