فوکویاما اشاره دارد که ارزش های دمکراسی و جهانی شدن آن را امری اجتناب ناپذیر می داند و معتقد است نظریه لیبرال دمکراسی در جهان امروز از پذیرش عام جهانی برخوردار بوده و در نوع خود بی رقیب است .
گرایش دوم به ایده محافظه کارانه ساموئل هانتینگتون درباره نسبی گرایی فرهنگی اشاره دارد نظریه ای که تفاوت های میان فرهنگی را در بین تمدن های امروزی اساسی و بنیادی خوانده تضاد و تنش بین آنها را اجتناب ناپذیر می داند .
محققان در میان این دو گرایش افراطی راه میانه و سومی را برگزیده اند که بدنبال ارائه فهمی جامع از دمکراسی است . این دیدگاه بر آنست که اگر چه ارزش های دمکراسی بصورت عام و جهانی پذیرفته شده است لیکن این ارزشها با باورها ، ارزش ها و هنجارهای فرهنگ های خاص و بومی ترکیب یافته و در زمینه های فرهنگی مختلف معانی خاص پیدا کرده است . بنابراین هیچ کدام از مفاهیم معنای مطلقی نداشته و مفاهیم مختلف و از جمله دمکراسی و ارزشها ی مربوط به آن ، در خلال زمینه های فرهنگی مختلف از نو ساخته می شوند . محققان با اتخاذ این دید گاه به سنجش معنای مفاهیمی مانند دولت خوب ، رهبری ، اثر گذاری سیاسی و اعتماد پرداخته اند .
نتایج بدست آمده حاکی ازآنست که پاسخگویان در هر دو جامعه از ایده های اصلی و بنیادی دمکراسی مانند حق رای و مشارکت در سازمان های سیاسی ، گردهمایی و اعتراض ، آگاهی داشتن از عملکرد دولتی ، آزادی بیان و انتقاد از دولت حمایت می کنند و حتی از نظر اعتماد درون گروهی به اعضاء در سطح مشابهی هستند اما کره ای ها از نظر اعتماد برون گروهی در سطح پایینی هستند در حالیکه دانمارکی ها از این نظر سطح بالایی را نشان میدهند وبطور کلی به نهادهای دولتی وسیاسی اعتماد زیادی دارند .
در مورد شاخص میزان مشارکت و اثر گذاری سیاسی دانمارکی ها سطح نسبتا بالایی را به نمایش گذاشته اند در مقابل کره ایها سطح نسبتا بالایی از بیگانگی سیاسی را از خود بروز داده اند .
در حالیکه دانمارکی ها رهبران مدارا گر و دمکرات را ترجیح می دهند کره ایها رهبران پدرسالار را مرجح می دانستند .
در نهایت نتایج کلی در این تحقیق نشان داده است که در حالیکه ایده های بنیادی دمکراسی و حقوق بشر در هر دو جامعه از پذیرش بالایی بر خوردار است . روش های نهادینه شدن این ایده ها در نتیجه تفاوت های ناشی از سنت های فرهنگی بومی در هر جامعه متفاوت بوده است .
۲-۱-۲-۴- مارک تسلر :
پژوهش دیگری که در این حوزه قابل اشاره است مطالعه مارک تسلر۳۱ درباره فرهنگ سیاسی خاور میانه وکشورهای عربی است موضوع اساسی او در این تحقیق اینست که چرا در جهان عرب در سالهای اخیر پیشرفت نسبتا کمی به سوی آزاد سازی سیاسی وجود داشته است وبر عکس بسیاری از تجربیات ایجاد دمکراسی یا کاملا تغییر مسیر داده و یا کاملا متوقف شده است ؟
مسئله اصلی او بررسی رابطه و تاثیر سنت های مذهبی حاکم بر ظهور فرهنگ سیاسی دمکراتیک در این کشور هاست . وی در مطالعات خود داده های وسیعی را از چند کشور عربی مانند مصر ، الجزایر ، مراکش ، فلسطین ( کرانه باختری و نوار غزه ) جمع آوری کرده است .
یافته های او حاکی از اینست که علیرغم وجود شماری روابط آماری معنا دار در چند مورد ، اسلام اغلب کمتر از آنچه پژوهشگران جهان غرب و اسلام مطرح می کنند در طرز تلقی های سیاسی افراد تاثیر دارد . نتایج بدست آمده در این مطالعه فرضیه تاثیر منفی جهت گیریهای مذهبی را برگرایش ها و جهت گیریهای افراد نسبت به دمکراسی رد کرده و نظر کسانی را که اسلام را مانع ظهور گرایش های سیاسی حامی دمکراسی می دانند به چالش می کشد .
البته محقق محدودیت های مطالعه خود را از نظر زمانی و مکانی و از حیث سطح تحلیل به منظور ارائه یک تعمیم معتبر می پذیرد و معتقد است مطالعه اش در این زمینه درباره کشورهای عربی تنها در حد یک شروع است و می تواند زمینه ای را برای مطالعات بیشتر درباب فهم کاملتر ابعاد سیاسی اسلام و تاثیر آن بر آینده تحولات جهان عرب و میزان تجانس و یا تعارض آن با فرهنگ سیاسی دمکراتیک فراهم آورد ( مارک تسلر ، ۲۰۰۲ ) .
۲-۱-۲-۵- دانیل پرایس(۱۹۹۹) :
مطالعه دیگری که در این زمینه در خور اشاره است تحقیقی است که توسط دانیل پرایس۳۲ با عنوان فرهنگ سیاسی اسلامی ، دمکراسی و حقوق بشر انجام گرفته است این پژوهش به دنبال بررسی و ارزیابی تاثیرات اسلام بر فرهنگ سیاسی و دمکراسی و حقوق فردی است . محقق با توجه به تحلیل های نظری و ادبیات تئوریکی که درباره همسازی و یا نا همسازی اسلام با دمکراسی و فرهنگ سیاسی دمکراتیک شکل گرفته در پی آزمون تجربی روابط بین آندوست . وی با اشاره به مفروضه بنیادی نظریه توسعه لیبرال مبنی براینکه پس زدن فرهنگ سیاسی سنتی با فرض ناهمخوانی آن با عقلانی شدن ، مدرنیته و جامعه مشارکتی یک مرحله ضروری در فرایند توسعه است . مدرنیته و سنت را دو امر متنافر و انحصار گرا نسبت به هم ندانسته و با توجه به داده های بدست آمده استدلال می کند که توسعه فرایندی خطی نبوده و در بسیاری موارد عناصر مدرن در کنار سنت همزیستی و همجواری دارند .
در این پژوهش محقق ۲۳ کشور اسلامی را با ۲۳ کشور در حال توسعه غیر اسلامی به روش کمی و آماری مقایسه می کند و به این وسیله با کنترل سایر متغیر ها به بر آورد و ارزیابی تاثیر اسلام در کشور های مسلمان پرداخته است متغیرهای تحت کنترل عبارتند از : شکاف های قومی ، اقلیتهای مذهبی ، میزان ثروت ملی ، فقر عمومی ، تغییرات در تولید نا خالص ملی ، سطح سواد و تغییرات در جمعیت شهری .
نتایج بدست آمده نشان می دهد که فرهنگ اسلامی تاثیر معنا داری بر روی گرایش به دمکراسی ندارد و به این ترتیب فرض اولیه محقق در این مورد که سطح پایین دمکراسی در جهان اسلام متاثر از عواملی است که ارتباطی با اسلام ندارد تقویت می شود به بیان دیگر یافته های این تحقیق حاکی از آنست که کشورهای اسلامی در مقایسه با جوامع درحال توسعه غیر اسلامی از نظر گرایش به دمکراسی در رتبه پایین تری قرار ندارند .
محقق با مطالعه عوامل و متغیرهایی که ارتباطی با ایدئولوژی اسلامی ندارد وجه غیر دمکراتیک این کشورهای اسلامی را به عواملی نسبت می دهد که با تاریخ ، قدرت نظام سیاسی ، استراتژی نظام سیاسی اقتصاد ، مدرنیزاسیون و طبیعت گروههای سیاسی اسلامی مرتبط است .
ودر نهایت ثروت حاصل از نفت و تغییرات اقتصادی سریع را یکی از عوامل تاثیر گذار بالقوه در بازدارندگی دمکراسی در جهان اسلام معرفی می کند .
۲-۱-۳- مطالعات داخلی :
تحقیقات داخلی مرتبط با موضوع این مطالعه ، تحقیقاتی هستند که عمدتا به الگو سازی درباره فرهنگ سیاسی ایران و تعیین بعضی صفات و ویژگیهای فرهنگی آن پرداخته اند . عموما پس از مروری بر ادبیات فرهنگ سیاسی ایران می توان دریافت که این مطالعات در دو حیطه قابل طبقه بندی است ، یک دسته از مطالعات به تحلیلهای نظری و تاریخی درباره موضوع پرداخته که وزن تحلیلهای تئوریک در آنها نسبت به داده های تجربی بیشتر است این مطالعات به فرهنگ سیاسی ایران در قالب یک کلیت نظر داشته است وکمتر به گروه خاصی از ایرانیان تمرکز داشته است.دسته دیگر مطالعات ، تحقیقاتی است که با نگاه کمی واکثرا در قالب پایان نامه های دانشجویی به مطالعه در باره این موضوع پرداخته اند . در این دسته از مطالعات سطح استناد به داده های تجربی بیشتر است و اکثرا فرهنگ گروههای خاصی از ایرانیان مورد توجه قرارگرفته است . اما کمترموردی یافت می شود که دقیقا فرهنگ سیاسی ایران را از حیث نزدیکی به الگوها و شاخص های دمکراتیک (موضوع این مطالعه ) مورد مطالعه قرار داده باشد .
با این مقدمه مطالعات و تحقیقات عمده انجام شده در این حوزه را به شرح زیر می توان ارائه داد :
۲-۱-۳-۱- محمود سریع القلم:
تحلیل و مطالعه محمود سریع القلم تحت عنوان مبانی عشیره ای فرهنگ سیاسی ایران یکی از مطالعاتی است که در این حوزه در خور توجه است او در این مطالعه از روش تاریخی تطبیقی استفاده می کند مبنا و پایه بحث وی در این تحقیق عقلانیت فرهنگی است دو مفهوم فرهنگ عشیره ای و فرهنگ سیاسی عقلانی ، مجموعه بحث او را سازماندهی می کند . مصادیق و دوره های مورد بررسی دوره های قاجاریه ، پهلوی اول و پهلوی دوم است . وی سعی کرده پایه های فرهنگ سیاسی مسلط در ایران را از فرهنگ سیاسی عشیره ای استنتاج کند به این دلیل که نظام های سیاسی ایران تا پیش از آغاز سلطه پهلوی ریشه عشیره ای داشته اند وی بیان می کند که فرهنگ سیاسی ایران در طول تاریخ ، معرف آنست که دایره اعتماد میان افراد ، نهادها و سازمانها ، بسیار اندک و محدود است . یکی از آثار این کم اعتمادی ، واگذاری نقشهای اجتماعی و سیاسی بر مبنای تعلقات خویشاوندی و قومی است . ایشان ویژگیهای زیادی را برای فرهنگ عشیره ای ایران بر می شمارد و علل شکست نوسازی در ایران را در این ویژگیها جستجو می کند (سریع القلم ، ۱۳۷۷) .
۲-۱-۳-۲- ماروین زونیس۳۳(۱۹۷۵) :
زونیس قبل از انقلاب در ایران تحقیقی به نام نخبگان سیاسی ایران انجام داده است وی در مطالعه خود سعی کرده برخی از پارامترهای فرهنگ سیاسی نخبگان آن دوره را بررسی کند متغیرهای محوری وی که بطور دقیقی اندازه گیری شده اند عباتند از بد بینی سیاسی بی اعتمادی در روابط شخصی ، احساس عدم امنیت و سوء استفاده بین افراد . به نظر وی این نگرش ها اساس رفتار های سیاسی در ایران بوده اند . ماروین زونیس در این اثر ،تاثیرات ساخت قدرت بر گسترش برخی از شاخص های فرهنگ سیاسی تابعیت را مورد بررسی قرار داده است و مثلا در یکی از این تحلیل ها نشان داده است که بد بینی به عنوان یکی از این شاخص ها با احساس بی کفایتی و ناتوانی سیاسی و یا ناتوانی در تاثیر گذاری بر تصمیمات سیاسی رابطه دارد . در بررسیهای آماری زونیس درجه پایینی از احساس توانایی سیاسی با درجه بالایی از بدبینی همراه بوده است . نتیجه ای که گرفته می شود اینست که اصولا احساس بی قدرتی ، به احساس بیگانگی و بدبینی سیاسی می انجامد .
زونیس در یکی از تحلیل های آماری خود ، رابطه بدبینی سیاسی را با امکان تحرک اجتماعی مورد بررسی قرار می دهد و در می یابد که عدم امکان تحرک اجتماعی با احساس بد گمانی و بدبینی ملازمت دارد . زونیس با تحلیل هایی از این قبیل نتیجه می گیرد که بد بینی و بی اعتمادی با احساس بی قدرتی و ناتوانی سیاسی همراه اند و بویژه نحوه عملکرد نظام سیاسی در ایجاد این نگرش بد بینانه نسبت به زندگی سیاسی تعیین کننده است .
۲-۱-۳-۳- آر .دی . گاستیل۳۴:
گاستیل پژوهشی درباره ویژگیهای عمده فرهنگ سیاسی و نظام ارزشی در بین طبقه متوسط ایران انجام داده است . بر اساس این پژوهش فرهنگ سیاسی ایران زمینه مساعدی برای مشارکت و رقابت سیاسی ایجاد نمی

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه درموردمدرنیزاسیون، فرهنگ سیاسی، احساس امنیت، اجتماعی شدن
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید