های مدنی بر مشارکت سیاسی است ( Finkel,2002 ) .
۲-۱-۱-۶- الکس وان سیکل
نیز به منظور بررسی تاثیر فعالیت در انواع مختلف سازمان های جامعه مدنی ( سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی ) بر توسعه فرهنگ سیاسی دموکراتیک از داده های موج ۱۹۹۵-۱۹۹۷ درباره پیمایش ارزش های جهانی در ده کشور آمریکای لاتین استفاده کرده است . در این تحقیق ارزش ها و هنجارهای دموکراتیک ( بحث سیاسی ، اعتماد میان فردی ، مدارا ، و حمایت از نهادهای دموکراتیک ) به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند. نتایج تحلیل دو متغیری در این مطالعه نشان می دهد که رابطه معنا داری بین مشارکت در سازمانهای جامعه مدنی و برخی از شاخص های فرهنگ سیاسی دمکراتیک مانند بحث سیاسی و اعتماد و حمایت از نهادهای دموکراتیک وجود دارد (Sickle,2002) .
۲-۱-۱-۷- پل زیگموند۲۴
در آمریکای لاتین به بررسی فرهنگ سیاسی و تاثیر مسیحیت بر آن می پردازد . وی در پژوهش خود ، (دموکراسی مسیحی ، آزادسازی دینی و فرهنگ سیاسی در آمریکای لاتین ) بیان می کند که مذهب یک منبع مهم جهت گیری های ارزشی است و بایستی این انتظار را داشته باشیم که مذهب می تواند تاثیر تعیین کننده ای بر فرهنگ سیاسی و سپس دموکراسی داشته باشد زیگموند پیدایش جهت گیری های کاتولیکی جدید را به طرف سیاست در آمریکای لاتین بعد از جنگ جهانی دوم تعقیب می کند وی نشان می دهد که تغییرات حاصله در تفکر کاتولیکی نه تنها بر روند های سیاسی تاثیر می گذارد ( یا آنرا در جهت دموکراسی یا ضد دموکراسی ) تقویت می کند بلکه در آغاز ، بوسیله این تغییرات سیاسی شکل می گیرد . نتیجه این تغییرات نیز هم در نظر و هم در عمل یک تغییر پایه ای در نقش سیاسی کاتولیک گرایی آمریکای لاتین از حالت یک دیواره اقتدار گرای سنت گرا به سوی پایه گذاری چند گرایی ایدئولوژیکی و آزادی سیاسی ایجاد کرده است (زیگموند ، به نقل از دایاموند،۱۹۹۴: ۲۲۸- ۲۱۱ ) .
۲-۱-۲- مطالعات تطبیقی آسیایی – اروپایی :
۲-۱-۲-۱- تحقیق ایچی ایکدا ، یاسو یامادا و ماسارو کونو (۲۰۰۴) :
از مطالعاتی که در آسیای شرقی انجام شده میتوان به تحقیقی تحت عنوان نگرشها و ارزشهای ژاپنی ها نسبت به دمکراسی اشاره کرد که توسط کن ایچی ایکدا ، یاسو یامادا و ماسارو کونو۲۵ انجام شده است . این تحقیق از پروژه هایی است که توسط مرکز جوسنج آسیا۲۶ انجام شده است . پروژه جو سنج آسیا (ABS ) یک برنامه تحقیقی کاربردی است که درباره نگرش های عمومی مردم در مورد ارزش های سیاسی ، دمکراسی و دولت در منطقه شرق آسیا به پژوهش و مطالعه می پردازد .
در این تحقیق محققان ابتدا با نگاهی به تاریخ دمکراسی در ژاپن ، نظام سیاسی این کشور را نسبت به سایر نظام های موجود در منطقه شرق آسیا دارای تجربه طولانی تری در امر استقرار نهادهای دمکراتیک دانسته اند و حتی قدمت آنرا به سالهای قبل از جنگ جهانی دوم و عصر دمکراتیک تایشو نسبت می دهند . سیستمی که توسط رژیم اقتدار گرای نظامی در سال ۱۹۳۰ سرنگون شد .
محققان ، ریشه دار بودن دمکراسی در ژاپن را نسبت به سایر کشورهای منطقه در چند متغیر جستجو می کنند : تاریخ طولانی حاکمیت مستقل در این کشور ، قدمت مدرنیزاسیون در ژاپن نسبت به دیگر کشورهای منطقه و متعاقب آن رشد اقتصادی ، شهر نشینی ، آشنایی با سبک زندگی غربی از جمله این متغیر هاست .
مهمترین نتایجی که از بخش پیمایشی این تحقیق بدست آمده عبارتند از :
مردم ژاپن گذار و تحول نظام سیاسی را آنچنان که از قبل از جنگ جهانی دوم تا کنون رخ داده ، تحولی اساسی می دانند .
ژاپنی ها عموما رژیم کنونی را یک نظام دمکراتیک می دانند .
تغییرات و تنوعات قابل توجهی بین گروههای سنی درباره دریافت و درک از دمکراسی وجود دارد
اعتماد به نهادهای دمکراتیک پایین بوده و در حال کاهش است .
محققان در تفسیر نتایج بدست آمده به دو نکته اساسی اشاره کرده اند .
الف) اینکه مردم با وجودحاکمیت بوروکراتیک در سیاست گذاری ، حضور طولانی مدت حزب لیبرال دمکراتیک۲۷ (LDP ) در راس قدرت ( فقدان گردش قدرت در بین احزاب برای مدت طولانی ) که نشانه نابهنجاری در یک نظام دمکراتیک است همچنان نظام خود را دمکراتیک ارزیابی می کنند در این ریشه دارد که فهم ژاپنی ها از دمکراسی بیشتر به حالت ایستای آن معطوف است و فرایند های جاری در یک نظام دمکراتیک یا نتایجی که در اثر فرایندها و پویاییهای آن شکل می گیرد برای آنها در درجه دوم اهمیت قرار دارد . (پویاییهایی نظیر ارتباط حاکمیت با نهادهای مردمی ، جنبش های اجتماعی و دست به دست شدن قدرت )
ب) نکته دومی که از چنین الگویی قابل توجه است تفاوتی است که ژاپنی ها از نظر نسلی و سنی درباره ارزش ها و دریافت از دمکراسی دارند . بنظر محققان چنین تفاوتی ریشه در زمینه تاریخی ژاپنی ها و تجربه افراد مسن آن از دوره جنگ دوم جهانی دارد . برای آنهایی که تجربه و خاطرات شخصی و مستقیمی از زمان جنگ دارند و آنها که شاهد فقر و سختی متاثر از رژیم سیاسی سالهای جنگ بوده اند طبیعی است که دریافت آنها از دمکراسی مشروعیت و عملکرد آن ، متاثر از مقایسه های زمانی دوره جنگ و تجربه بعد از آن است و نسل های جوان که چنین تجربه ای ندارند ارزیابی خود را از دمکراتیک بودن نظام سیاسی بیشتر به جنبه های رویه ای ، فرایندی عملکرد های جاری نظام معطوف می دارند .
۲-۱-۲-۲- تحقیق ژان بلوندل و تاکه شی اینوگوچی (۲۰۰۶) :
پژوهش دیگری که به مقایسه فرهنگ سیاسی بین مناطق آسیا و اروپا انجام شده است تحقیقی است با عنوان (فرهنگ های سیاسی در آسیا و اروپا ، شهروندان ، دولتها و ارزش های اجتماعی) .
این پژوهش که توسط ژان بلوندل۲۸ و تاکه شی اینوگوچی۲۹ انجام گرفته یکی از وسیع ترین پیمایش های بین المللی درباره فرهنگ سیاسی را شکل داده ، تفاوت های فرهنگ سیاسی را در دو منطقه بزرگ ، پر جمعیت و مهم جهان مورد بررسی قرار داده است . در این تحقیق فرهنگ سیاسی شهروندان ۱۸ کشور از اروپای غربی و شرقی و جنوب شرق آسیا مورد مطالعه قرا گرفته است . مهمترین هدف آن بررسی میزان تفاوت فرهنگ سیاسی در این دو منطقه بوده و سوال اساسی آن با توجه به هدف فوق اینست که آیا این دو منطقه را می توان دارای دو فرهنگ سیاسی مجزا از هم محسوب کرد یا بین ارزش های شهروندان مناطقی از جهان که در حرکت بسوی آنچه مدرنیته خوانده می شود هستند می توان به میزانی از تجانس و همگرایی در حوزه فرهنگ سیاسی قایل شد .
در این پیمایش محققان مجموعاً ۱۳ سوال را در پرسشنامه گنجانده اند (۷ سوال درباره فعالیت انجمنی ، دو سوال درباره حقوق بشر و چهار سوال درباره امور اقتصادی – اجتماعی ) . این ۱۳ سوال چهار بعد از ابعاد فرهنگ سیاسی را پوشش داده و می سنجد . چهار بعد مذکور شامل نگرش نسبت به نظام سیاسی ، نگرش نسبت به سیاست گذاری ، نگرش نسبت به فرد گرایی و نگرش نسبت به عملکرد اقتصادی – اجتماعی دولت می باشد .
داده های بدست آمده نشان می دهد در مجموع در هفت سوال از ۱۳ سوال مطرح شده (سه مورد از چهار سوال در مورد امور اقتصادی – اجتماعی ، یک سوال از دو سوال درباره حقوق بشر و سه مورد از هفت سوال درباره فعالیت انجمنی ) هیچ تفاوتی بین نگرش پاسخگویان در دو منطقه دیده نمی شود .
در شش سوال دیگر نیز موردی یافت نمی شود که اکثریت مطلق در یک منطقه سوال را به گونه ای پاسخ داده باشند که دقیقا اکثریت مطلق پاسخگویان در منطقه دیگر آنرا به صورت عکس و متضاد پاسخ داده اند . از بین شش سوال برای چهار سوال اکثریت مطلق یک منطقه بصورت یکدست پاسخ گفته اند اما در منطقه مقابل اکثریت مطلقی شکل نگرفته است و فقط اقلیتی از پاسخ گویان به شیوه ای مخالف و متضاد پاسخ گفته اند این حالت مربوط به سوال هایی است که کنترل دولتی را می سنجد اکثریت اروپاییان مخالف این گزاره هستند که می گوید (آنچه دولت می خواهد باید انجام داد) اما فقط اقلیتی از آسیاییها به شیوه ای معکوس پاسخ گفته اند.
در یک مورد از شش سوال فوق اکثریت مطلق در هر دو طرف بصورت مشابه پاسخ گفته اند اما اکثریت برای یک منطقه نسبت به منطقه دیگر بسیار کوچکتر است . این حالت مربوط به یکی از دو سوالی است که اهمیت حقوق بشر را می سنجد در این سوال بصورت مشخص حق سازماندهی گردهماییهای اعتراض آمیز از نظر پاسخگویان مورد سنجش قرار گرفته است و در هر دو منطقه اکثریت مطلقی به نفع گزاره فوق پاسخ گفته اند با این تفاوت که این اکثریت برای اروپای غربی ۷۹ درصد و برای آسیا ۵۲درصد است .
و نهایتا دریک مورد هیچ اکثریت مطلقی در دو منطقه شکل نگرفته و فقط تفاوت فاحشی بین اقلیت های دو منطقه دیده می شود . این حالت مربوط به سوالی است که در ارتباط با انتخاب و تقدم بین خانواده و علایق عمومی طرح شده است . در این مورد هیچ اکثریت مطلقی در مخالفت یا موافقت با گزاره فوق شکل نگرفته است . ۴۸ درصد از اروپاییان احساس می کنند که خانواده تقدم دارد در حالی که تنها ۴۲ درصد از آسیاییها علایق عمومی را مقدم می دانند .
در نهایت محققان نتیجه گیری می کنند که با وجود اختلاف و تفاوت بین دو منطقه نمی توان با قاطعیت حکم داد که فرهنگ های سیاسی متفاوت در دو منطقه حاکم است و در پایان با ارجاع به تفاوت های فاحش درون منطقه ای در بین کشورهای تشکیل دهنده ، درباره اینکه فرهنگ سیاسی یکدستی در هر یک از دو منطقه حاکم باشد نتیجه گیری قطعی ارائه نمی کند .
البته فقدان یک چهارچوب نظری منسجم شبیه آنچه رونالد اینگلهارت در مطالعات خود مورد استفاده قرار می دهد در چنین مطالعه تطبیقی وسیع و پردامنه ای احساس می شود چهار چوبی که بتواند تنوعات ، شباهت ها و ناهمسانیها را در یک قالب تئوریک طبقه بندی کرده و توضیح دهد . بعبارت دیگر شاید یکی از دلایلی که باعث گردیده محققان نتوانند به نتیجه گیری قطعی درباره وجود یا عدم وجود فرهنگ سیاسی متمایز در این دو منطقه دست پیدا کنند فقدان چهارچوب تئوریک مدونی است که بتواند تنوعاتی با این حجم گسترده را توضیح دهد .
۲-۱-۲-۳- تحقیق اویچول کیم، گیر هلگسون و بیانگ مان (دمکراسی، اعتماد و اثر بخشی سیاسی) (۲۰۰۷) :
عنوان پژوهش دیگری است که به مطالعه تطبیقی فرهنگ سیاسی کره جنوبی و دانمارک پرداخته است . این مطالعه توسط اویچول کیم ، گیر هلگسون و بیانگ مان۳۰ انجام شده است این تحقیق جزئی از پژوهشی وسیعتر درباره فرهنگ سیاسی کشورهای اسکاندیناوی و آسیاسی شرقی است در این تحقیق بر روی درک و دریافت افراد جامعه از مفهوم دولت خوب ، حقوق و وظایف افراد ، اثربخشی سیاسی ، اعتماد ، ارزشها ی سیاسی و رهبری (خوب) متمرکز است .
محققان ابتدا دو دیدگاه مهم نظری را درباره دمکراسی در قالب دو گرایش کلی مطرح می کنند که در تقابل با یکدیگر قرار دارند گرایش اول به دیدگاه افرادی مانند

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه درموردجامعه آماری، ارزش های فرامادی، فرهنگ سیاسی، دانشگاه ها
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید