، جامعه ، سازمان و دولت احساس رهایی از خطر کرده و بطور بهینه میتوانند به تولید ، توزیع و مصرف بپردازند . ( برومند ، ۱۳۸۷ ) امنیت در سه بعد امنیت سرمایه گذاری ، اشتغال و درآمد و نظام حقوقی کارآمد مطرح است که البته در این تحقیق بیشتر بعد امنیت اشتغال ، درآمد در سطح فردی مد نظر می باشد . امنیت اشتغال و درآمد بطور خاص به معنای طرد هر گونه فشار خارج از کنترل افراد یک جامعه در مسیر اشتغال و کسب در آمد برای دستیابی به سطح متوسط رفاه اقتصادی آن جامعه است . ( جهانیان ، ۱۳۸۱ ) بعبارت دیگر امنیت اقتصادی به شرایطی گفته می شود که در آن فرد میزان در آمد و برخورداری از امکانات مادی را برای پاسخگویی به نیازهای مادی خود کافی دانسته و اطمینان بالایی را نسبت به تامین این میزان در آمد و توانایی اقتصادی در آینده دارد .
امنیت سیاسی : عبارتست از نوعی ذهنیت و جهت گیری روانی مثبت شهروندان نسبت به عدم تضییع حق آزادی بیان و اندیشه توسط دولت و سازمان های سیاسی و اینکه احساس کنند می توانند آزادانه در فعالیت های سیاسی مشارکت داشته باشند(حیدری و همکاران ، ۱۳۹۰ :۱۳۶ ). یعنی افراد تا چه حد احساس می کنند که می توانند باورهای خود را آزادنه بیان کنند و فعالیت های سیاسی پیامدهای منفی برای آنها داشته باشد .
این متغیر از نوع متغیر های سطح ترتیبی بوده و جدول زیر در بردارنده معرف ها و گویه هایی است که تعریف عملیاتی ابعاد مختلف متغیر احساس امنیت از طریق آنها صورت گرفته و بر اساس طیف لیکرت مورد سنجش قرار گرفته است :
جدول ۲-۶-۳- معرف ها و گویه های امنیت اجتماعی
متغیر
ابعاد
معرفها
احساس امنیت
امنیت جانی
– میزان احساس امنیت از تردد شبانه درخیابان
– میزان احساس امنیت از برقراری رابطه با افراد غریبه
– میزان احساس امنیت از کمک به سرنشینان اتومبیلی که در خیابان خراب شده
– میزان احساس امنیت از سپری کردن شب به تنهایی در منزل
– میزان احساس امنیت از حضور زنان خانواده درخیابان و معابر عمومی به تنهایی
– میزان احساس امنیت جانی فرد
امنیت اقتصادی
– میزان نگرانی فرد از تامین مالی خانواده .
– میزان تمایل افراد به تعویض شغل دلخواه با شغلی غیر دلخواه اما با درآمدی بیشتر .
– میزان احساس نیاز به یک شغل دوم برای تامین نیازهای اقتصادی .
– اینکه فرد چقدر تمایل دارد در صورت داشتن پول مازاد بر نیاز آنرا در امور تفریحی مانند مسافرت خرج کند .
– اینکه فرد چقدر تمایل دارد پول مازاد بر نیاز خود را برای روز مبادا پس انداز کند .
– اینکه فرد به چه میزان به آینده شرایط اقتصادی خود امیدوار و مطمئن است .
– اینکه فرد به چه میزان شرایط سرمایه گذاری را در جامعه ایمن میداند .
– اینکه فرد به چه میزان پرداخت یارانه را درتامین زندگی خود مهم میداند .
– اینکه فرد به چه میزان تامین اقتصادی خانواده را جزء استرس های دائمی خود می داند .
– اینکه فرد به چه میزان با شرایط اقتصادی خود احساس امنیت اقتصادی دارد .
امنیت سیاسی
– میزان احساس ایمنی جهت عضویت در احزاب و گروههای سیاسی
– میزان احساس ایمنی از فعالیت در یک روزنامه منتقد
– میزان احساس ایمنی از شرکت در اعتراضات سیاسی
– میزان احساس ایمنی از ابراز عقاید و انتقادات نسبت به وضعیت سیاسی کشور
– میزان احساس ایمنی از فعالیت رقابت آمیز با گروههای سیاسی در حین انتخابات
– میزان احساس ایمنی در انجام فعالیت سیاسی
( گویه های بعد امنیت جانی از تحقیقات ناجا (۱۳۸۳) و تحقیق صمدی بگه جان (۱۳۸۶ ) اخذ شده است و معرف های بعد امنیت سیاسی از تحقیقات کامل السعید (۱۳۸۰) اقتباس شده است . )
۲-۶-۲-۲- دینداری :
دینداری به معنای التزام عملی و ذهنی به باورهای دینی است . (سراج زاده و همکاران ، ۱۳۸۳ ) تعریف دین و تعریف عملیاتی دینداری از جمله موضوعات بحث برانگیزی بویژه در میان جامعه شناسان بوده است . تا جاییکه برخی از صاحبنظران تلاش برای تعریف و مفهوم سازی دین را بی ثمر و غیر ضروری دانسته اند ( Tompson & kent , 2008 )
در این پژوهش برای سنجش میزان دینداری پاسخگویان از مدل گلاک و استارک۷۸ استفاده شده است که بیشترین استفاده را در پژوهش ها دارد . کلاک و استارک بر این باورند که در همه ادیان با وجود تفاوت هایی که در جزییات آنها وجود دارد عرصه های مشترکی وجود دارد که دینداری در آن متجلی می شود (Glock & Stark,2008 ) . این عرصه شامل ابعاد چهارگانه دینداری است که عبارتند از : بعد اعتقادی ، بعد مناسکی ، بعد عاطفی و بعد پیامدی .
بعد اعتقادی دینداری به باورهایی اشاره دارد که انتظار می رود مومنان به آنها اعتقاد داشته باشند . این بعد به اصولی معادل اصول دین در اسلام یا آنچه گلاک و استارک تحت عنوان « باورهای پایه ای مسلم » می نامند اشاره دارد .
بعد مناسکی شامل اعمال دینی مشخصی همچون عبادت ، نماز ، روزه که انتظار میرود پیروان دین آنها را بجای آورند .
بعد عاطفی (تجربی) که به عواطف و احساسات مذهبی ناشی از اعتقاد دینی نظیرحس ستایش ، تواضع و احساس کوچکی در برابر خدا ، احساس معنویت در اماکن مذهبی و احساس ندامت پس از ارتکاب گناه راجع است .
بعد پیامدی که ناظر بر اثرات باورها ، اعمال ، تجارب و دانش دینی بر زندگی روزمره پیروان است . (Ibid :20-21 ) این بعد به نقش حداکثری یا حداقلی دین در زندگی فرد اشاره دارد .
این متغیر نیز در سطح سنجش ترتیبی بوده و هر کدام از ابعاد نامبرده از طریق گویه هایی که با متن دین اسلام تطبیق یافته است مورد سنجش قرار گرفته است . فهرست گویه های مذکور به تفکیک ابعاد مختلف در جدول زیر آمده است .
جدول۲-۶-۴- معرف ها و گویه های سنجه دینداری
متغیر
ابعاد
معرف ها
میزان دینداری
دینداری اعتقادی
میزان اعتقاد به خدای یگانه (اصل توحید ) – اینکه چقدر فرد به فرستاده شدن پیامبران از سوی خداوند برای هدایت انسانها اعتقاد دارد (اصل نبوت ) – اعتقاد به قران به عنوان منبع وحی و رابطه خدا با انسان –اعتقاد به وجود جهان آخرت و روز حساب (اصل معاد ) – اعتقاد به وجود جهنم و بهشت – اعتقاد به احکام دینی به عنوان راه رستگاری و خوشبختی – اعتقاد به ظهور منجی
دینداری مناسکی
میزان توجه به انجام احکامی مانند : نماز خواندن ، روزه گرفتن ، شرکت در مراسم مذهبی ، خواندن قران ،در صورت استطاع انجام حج ، رجوع به رساله مجتهدان و استفتاء از آنها در امور جاری زندگی
دینداری پیامدی
اینکه فرد چقدر در امور جاری زندگی احکام اسلام را درباره اعمال نهی شده ، ازقبیل غیبت کردن ، ربا خواری ، دروغ گفتن ، نگاه و رابطه با نامحرم رعایت می کند . چقدر مواظب حلال و حرام خود در زندگی میباشد . چقدر برای دین در تنظیم روابط دنیوی نقش قائل است .
دینداری عاطفی(تجربی)
اینکه فرد چقدر احساس نزدیکی به خدا دارد ؟ چقدر ترس و دلهره از واقعه قیامت در فرد وجود دارد ؟ چقدر فرد به زیارت مکانهای مذهبی احساس نیاز می کند ؟ چقدر مناسبت های مذهبی (میلاد و شهادت ) در تغییر حالات احساسی فرد تاثیر گذار است ؟ احساس نیاز به معنویت مذهبی درفرد چقدر است؟
۲-۶-۲-۳-موقعیت اقتصادی – اجتماعی :
تعریف مفهومی :
پایگاه اجتماعی نشان دهنده اعتبار ، ارزش ، موقعیت و جایگاه اجتماعی فرد است و با نقش اجتماعی هم رابطه منظمی دارد . (محسنی ، ۱۳۷۴ :۲۶۷ )
معمولاَ در تعریف این اصطلاح به دو شیوه عمل می شود یک دسته افرادی هستند که این مفهوم را برمبنای عوامل عینی چون : شغل ، درآمد ، تحصیلات و غیره تعریف می کنند و دوم آنهایی هستند که این مفهوم را برمبنای عوامل ذهنی تعریف می کنند . مارکس یکی از نمایندگان رویکرد عینی به طبقه است . طبق تعریف مارکس از طبقه « موقعیت طبقاتی افراد دقیقاَ بر اساس جایگاه و عملکرد شان در چارچوب نظام عینی اقتصادی تعریف می شود » ( مارکس ،۱۹۷۱ :۸۰ ) در مقابل ، نظریه های ذهنی مربوط به طبقه بر خصلت های روانی اعضای طبقه تاکید می کنند . در این رویکرد مفاهیم حیثیت ، عقاید سیاسی و احساسات مربوط به شیوه های محلی و منطقه ای زندگی جای نگرش های دقیقاَ اقتصادی را می گیرد . از جمله نظریه پردازانی که طبقه را به این صورت مفهوم پردازی می کند کورنهاوزر است از نظر وی طبقه بخشهایی از جامعه است که در مورد علایق و جایگاه خود یک جور فکر کرده ، دیدگاه و نگرش مشترک و مشخصی دارند ( ریزمن و انگویتا ، ۱۳۸۳ :۱۲۶) به عقیده وی مشخصه اصلی تعیین کننده طبقه ، هویت روانشناختی مشترک یا مجموعه ای از نگرش های افراد است و معیارهای عینی چون شغل و درآمد بیشتر بعنوان شاخص طبقاتی به شمار می رود . از دیگر نظریه پردازانی که بین جنبه های عینی و ذهنی در تعریف طبقه تفاوت قائل می شود ساندرز۷۹ است . او اولی را ( تعریف طبقه بر اساس جنبه های عینی ) قشر نامید و آنرا به گروهبندیهای اقتصادی و اجتماعی و دسته بندیهایی از مردم اطلاق کرد که بر اساس شغل ، قدرت ، درآمد ، سطح زندگی ، سطح تحصیلات و معیارهای دیگر تقسیم بندی می شوند . از سوی دیگر مفهوم طبقه را مولفه ای ذهنی می داند که عبارتست از گروهبندیهای روان شناختی – اجتماعی و از نظر ویژگی کاملاَ ذهنی و وابسته به تعلق به گروه . (Saunders , 1990:127)
در این تحقیق در تعریف عملیاتی و معرف یابی پایگاه اقتصادی – اجتماعی به هر دو جنبه عینی و ذهنی توجه شده است . در بخش عینی از یک شاخص ترکیبی متشکل از درآمد ، شغل ، تحصیلات ، محل سکونت ، نوع مسکن و خودرو استفاده گردیده به این ترتیب که مجموع نمراتی که فرد در هر کدام از آیتم ها بدست می آورد نمره کل فرد در بخش شاخص های عینی پایگاه اقتصادی – اجتماعی بر آورد خواهد گردید .
از جمله شاخص های ترکیبی که بعنوان الگو و مبنایی برای محاسبه پایگاه اقتصادی – اجتماعی در این تحقیق مورد توجه بوده است . شاخص «هولینگ شید » «شاخص اقتصادی – اجتماعی دانکن » و « نمرات پایگاه اقتصادی – اجتماعی پاورز » می باشد (میلر ، ۱۳۸۰ : ۳۸۰-۴۲۰) بطور مثال شاخص هولینگ شید شاخصی است مرکب از فاکتور درآمد ، شغل ، تحصیلات ، محل سکونت ، نوع مسکن و خودرو . در مرحله اول بهر کدام از مولفه های مذکور نمره ای اختصاص می یابد و سپس به هر کدام از آنها بر حسب میزان اهمیت ، وزن و ضریبی اختصاص داده می شودکه در نمره اولیه ضرب می شود . در مجموع از نمرات جزئی افراد در هر شاخص نمره کل فرد به دست می آید و طبقه اجتماعی فرد را تعیین می کند .
در بخش دوم به ارزیابی ذهنی فرد از پایگاه اقتصادی – اجتماعی توجه شده است . منظور از ارزیابی ذهنی خود پنداشت فرد از جایگاهش در ساختار اجتماعی است . در اینجا مبنای عمل تئوری سنترز می باشد . به عقیده وی در نظر گرفتن هویت ذهنی طبقه قبل از هر چیز مستلزم آنست که طبقه

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه با موضوعمالکیت فکری، پدیدآورنده، اثر مشترک، نظام های حقوقی
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید