دانلود پایان نامه

شدن است مثل سوئد در مورد سن و جنس و در آمریکا شرکت درانتخابات و رأی دادن مردم براساس بعضی متغیرهای جمعیتی – اجتماعی (لیپست به نقل از حسنی: 1389: 142).
در مجموع باید گفت اظهارنظرها و تعاریف ارائه شده در مورد مشارکت، بازتاب الگوی اعتقادی و نظری به کار گرفته شده است. تلقی مشارکت صرفاً به عنوان جزیی کمیت پذیر که میبایست در یک پروژه تزریق گردد، امکان پذیر نیست. مشارکت اساساً فرایندی کیفی است که اگر قرار است موثر باشد، تغییراتی بنیادین در اندیشه و عمل میطلبد. بنابراین ارائه یک فهرست جهان شمول از عواملی که در این فرایند موثر است، غیر ممکن میباشد. بر این اساس و با توجه به اینکه برای انجام یک تحقیق جامع و کامل، میبایست فرضیات محدود بوده و متناسب با شرایط مورد نظر مانند زمان، هزینه و… باشد، لذا از بین عوامل و متغیرهای مرتبط و موثر بر مشارکت به روش خبرهسنجی و پس از گفتگو با اساتید و متخصصان این رشته، در نهایت متغیرهای اعتماد اجتماعی، احساس تعلق اجتماعی، مسئولیتپذیری اجتماعی، احساس بیقدرتی و عوامل فردی بهعنوان متغیرهای مستقل تحقیق درنظر گرفته شد.

3-2. مروری بر تحقیقات پیشین:
1-3-2. بررسی تحقیقات داخلی:
– محمد حسن مقدس جعفری و رضا کریمی در سال 1392 به ” بررسی مشارکت اجتماعی جوانان 29 – 18 ساله شهر بم بعد از زلزله و عوامل موثر بر آن” پرداختهاند. روش پژوهش مذکور ، پیمایش و مصاحبه حضوری مبتنی بر پرسشنامه میباشد. در این تحقیق، به وسیله نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای و نمونهگیری تصادفی ساده با 400 نفر از جوانان 29-18 سال شهر بم مصاحبه شده است. در چهارچوب نظری این پژوهش از نظریات جامعهشناسانی چون لرنر، اینگلهارت، هانتیگتون، لیپست، آلموند و پاول، راجرز و کولین استفاده شده است. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان میدهد که متغیرهای احساس تعلق اجتماعی، رضایت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، میزان استفاده از رسانهها، مسؤولیتپذیری اجتماعی و عضویت داوطلبانه در نهادهای اجتماعی رابطه مثبت و مستقیمی با میزان مشارکت اجتماعی جوانان دارند و متغیرهای سن، تحصیلات، تقدیرگرایی، تأثیرپذیری از روابط خویشاوندی، آزادی اجتماعی و مدت زمان سکونت در محل رابطه معناداری با میزان مشارکت اجتماعی جوانان ندارند. از سوی دیگر بین میزان مشارکت اجتماعی جوانان در دو گروه مجرد و متأهل تفاوت معناداری وجود نداشته اما بین میزان مشارکت اجتماعی جوانان در دو گروه زنان و مردان و همچنین در گروههای مختلف دانشجویی، دانشآموزی، زنان خانهدار، شاغلین و بیکاران تفاوت معناداری وجود دارد.
– زیاری و دیگران در سال 1392 طی تحقیقی به “سنجش میزان مشارکت شهروندان در مدیریت شهری بر اساس الگوی حکمرانی خوب شهری- مطالعه موردی؛ شهر یاسوج” پرداختهاند. این مقاله با هدف سنجش میزان مشارکت شهروندان در مدیریت شهری یاسوج بر اساس الگوی حکمرانی خوب شهری تدوین شده است و به بررسی معناداری رابطه بین معیارهای حکمرانی شهری (شفافیت و پاسخگویی، عدالت اجتماعی، آگاهی شهروندی، اعتماد اجتماعی و کارآیی و اثربخشی) به عنوان متغیرهای مستقل با متغیر وابسته مشارکت شهروندان در مدیریت شهری پرداخته است. نوع تحقیق کاربردی و روش مطالعه توصیفی- همبستگی میباشد. روش جمع‌آوری اطلاعات، پیمایشی از طریق پرسشنامه بوده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 320 نفر محاسبه شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که از بعد ذهنی تمایل شهروندان به مشارکت در مدیریت شهری بالاست و بستر بسیار مناسبی برای مشارکت در شهر مورد مطالعه وجود دارد. اما در بعد عینی مشارکت شهروندان از سطح حداقلی پیروی میکند. بر اساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون، بین معیارهای حکمرانی با متغیر وابسته، مشارکت شهروندان در مدیریت شهری ارتباط معنیداری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون مشخص میکند که بین معیارهای حکمرانی ارتباط متقابل و تنگاتنگی وجود دارد.
– شیانی و دیگران در سال 1391 تحقیقی با عنوان “بررسی عوامل اجتماعی موثر بر مشارکت شهروندان در مدیریت امور شهری تهران”، انجام دادند. هدف از انجام تحقیق فوق، پاسخگویی به دو سوال اساسی بود: مشارکت شهروندان در امور شهری چه جایگاهی دارد؟ عوامل اجتماعی موثر بر مشارکت شهروندان در مدیریت امور شهری کدامند؟ برای پاسخ به پرسش نخست، مشارکت شهروندی از جنبه ذهنی بررسی شده است .این بخش، تغییر در گرایشها، باورها و وجهه نظرهای مردم را مورد توجه قرار میدهد و برای پاسخ به پرسش دوم، رفتار مشارکت، در حوزههای فرهنگی – اجتماعی بررسی شده است. این مطالعه به روش پیمایشی انجام شده و جمعآوری اطلاعات در قالب پرسشنامه صورت گرفته است. جامع? آماری شامل 1335 نفر از شهروندان شهر تهران است که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. نتایج پژوهش فوق نشان داد که مشارکت شهروندان در مدیریت امور شهری باید داوطلبانه و هدفمند صورت گیرد. برنامهریزان شهری نخست باید بر مشارکت ذهنی و تغییر در باورها و گرایشهای شهروندان تأکید نمایند. رفتار مشارکتی در برنامههای شهری نیز باید در دو بخش انجام شود. در مرحل? اول باید شناخت عوامل اثرگذار در مشارکت شهروندی، مورد توجه قرار گیرد و در مرحل? دوم حفظ مشارکت در طرحها و برنامههایی است که اجرا شده است. جلب مشارکت زنان، جوانان و بازنشستگان و… و تعیین ساز و کارهای مشارکتی آنان در حوزههای اجتماعی- فرهنگی میتواند کارایی و بهرهوری مدیریت شهری را افزایش دهد.
– عباس حمیدی زنگیر در سال 1390 در پایان نا
مه کارشناسی ارشد خود به “بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی با میزان مشارکت انتخاباتی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه پیامنور گرمی)” پرداخته است. در این تحقیق سرمایه اجتماعی بر اساس ابعادش مشخص شده است که عبارتند از: انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی و اعتماد اجتماعی (اعتماد بین فردی، اعتماد تعمیم یافته، اعتماد نهادی). همچنین منظور از مشارکت انتخاباتی شرکت دانشجویان در سه انتخابات (شوراها، مجلس و ریاست جمهوری) میباشد. هدف اساسی در این پژوهش بررسی رابطه بین “میزان سرمایه اجتماعی و میزان مشارکت انتخاباتی در بین دانشجویان دانشگاه پیام نور شهرستان گرمی” است. حجم نمونه در این تحقیق 350 نفر میباشد و شیوه نمونهگیری، طبقهای متناسب با حجم میباشد. جهت آزمون روابط بین متغیرها با توجه به سطح سنجششان، از ضریب همبستگیV کرامر و ضریب گاما استفاده شده است. یافتهها حاکی از آن است که، بین متغیرهای مستقل (انسجام اجتماعی، مسئولیت اجتماعی و اعتماد نهادی) با متغیر وابسته (میزان انتخابات شوراها) در سطح خطای کوچکتر از 05/. رابطه معناداری وجود دارد. اما بین متغیرهای مستقل (انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی، اعتماد بین فردی، اعتماد تعمیم یافته و اعتماد نهادی) با متغیرهای وابسته (میزان شرکت در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری) رابطه معناداری مشاهد نشده است. یافتههای این تحقیق نشان داده است که، در حالت کلی بین سرمایه اجتماعی و میزان مشارکت انتخاباتی در جامعه مورد مطالعه، رابطه معناداری وجود ندارد.
– محمدرضا خلیفه در پایاننامه کارشناسی ارشد خود به “بررسی میزان مشارکت اجتماعی مردم در شهر مرودشت و عوامل موثر بر آن در سال 1387″، پرداخته است. این پژوهش در راستای رسیدن به این سئوال است که در شهر مرودشت مشارکت اجتماعی در چه اندازه و تحت تأثیر چه عواملی است. جامعه آماری شامل افراد 65- 18 ساله ساکن شهر مرودشت است که به صورت تصادفی385 نفر بعنوان نمونه انتخاب شدهاند. روش تحقیق پیمایشی بوده و دادهها به کمک پرسشنامه جمع آوری شده است. این پژوهش با استفاده از روشهای آماری تحلیل واریانس، آزمون ضریب همبستگی و رگرسیون به نتایج ذیل رسیده است: متغیرهای سن، جنس، تحصیلات، شغل، درآمد، احساس تعلق شهری، دارا بودن قدرت سیاسی، بیگانگی سیاسی، رضایتمندی از عملکرد مسؤولان شهری، احقاق حقوق شهروندی و استفاده از رسانههای جمعی با متغیر مشارکت اجتماعی دارای رابطه معناداری بودهاند. در نهایت، از بین متغیرهای مستقل، متغیر درآمد در تغییرات مشارکت بیشتر مؤثر بوده است و به ترتیب، دارا بودن قدرت سیاسی، بیگانگی سیاسی، احساس تعلق شهری و استفاده از رسانههای گروهی در مشارکت تأثیرگذار بودهاند.
– یکی از تحقیقهای انجام شده در این خصوص تحقیقی تحت عنوان “تحلیلی بر سنجش عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در مدیریت شهری” است که توسط تقوایی و دیگران در سال 1388 به انجام رسیده است. روش جمع‌آوری اطلاعات بر مبنای کتابخانه‌ای و میدانی، و آزمونهای آماری مورد استفاده نیز کندال، رگرسیون چند متغیره و اسپیرمن بوده است. نتایج به‌دست آمده در این تحقیق به شرح زیر است: ?- ارزیابی شهروندان از پیامدهای مشارکت مثبت بوده، بیشتر شهروندان معتقد بودند که می‌توانند با مشارکت در مدیریت شهری تاثیرگذار باشند. بیشترین مشارکت مربوط به، برگزاری مراسم و جشن‌های محلی و کمترین مشارکت مربوط به اطلاع رسانی مشکلات به مدیران شهری بوده است؛ ?- هر چه میزان رضایتمندی افراد از خدمات‌رسانی مدیران شهری بیشتر باشد، به همان میزان تمایل به مشارکت در مدیریت شهری افزایش می‌یابد ?- هرچه احساس مالکیت؛ یعنی مدت زمان سکونت و نوع مالکیت (ملکی) بیشتر باشد، به همان اندازه مشارکت افزایش پیدا می‌کند. ?- وضعیت اقتصادی و اجتماعی شهروندان برمشارکت تعیین کننده است، که با بررسی متغیرهای اقتصادی و اجتماعی مشخص شد با بهتر شدن وضعیت اقتصادی و اجتماعی میزان مشارکت هم بالا می‌رود.
– نوروزی و بختیاری در سال 1388 تحقیقی با عنوان “مشارکت اجتماعی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن” به انجام رساندهاند. پژوهش مذکور، به بررسی میزان مشارکت اجتماعی – سیاسی و عوامل مؤثر بر آن در شهرستان خدابنده پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش افراد 60-30 ساله ساکن در این شهرستان بوده و 400 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه مبتنی بر پرسشنامه میباشد. یافتههای پژوهش، حاکی از میزان مشارکت اجتماعی- سیاسی متوسط به پایین در شهرستان خدابنده است.
همچنین همبستگی معنیدار، در سطح اطمینان 99 درصد، بین متغیرهای مستقل (سن، جنسیت، طبقه اجتماعی، محل سکونت، عامگرایی، آیندهنگری، بیگانگی اجتماعی – سیاسی، اعتماد، ساختار خانواده، تعلیم و تربیت، رسانه های گروهی، تقدیرگرایی) با متغییر وابسته (مشارکت اجتماعی – سیاسی) برقرار بوده است.
– سفیری و صادقی تحقیقی تحت عنوان “مشارکت اجتماعی دانشجویان دختر دانشکدههای علوم اجتماعی دانشگاههای شهر تهران و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن” در سال 1388 انجام دادهاند. در این تحقیق چگونگی پیوند بین مشارکت اجتماعی دانشجویان دختر و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن با روش پیمایشی بررسی و تحلیل شده است.
جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دختر 18 تا 29 ساله مشغول به تحصیل در دانشکدههای علوم اجتماعی دانشگاههای دولتی شهر تهران تشکیل دادهاند. نمونهگیری پژوهش به روش طبقهای انجام شده و با استفاده
از فرمول کوکران 343 نفر از دانشجویان دختر، به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شدهاند.
آزمونهای همبستگی پیرسون در پژوهش مذکور نشان میدهد رابطه سه متغیر سرمایه اجتماعی (اعتماد اجتماعی)، احساس بیقدرتی و خودپنداره با مشارکت اجتماعی معنادار بوده و بیشترین تاثیر را متغیر اعتماد اجتماعی بر مشارکت اجتماعی دانشجویان دختر داشته است.
– رضادوست و دیگران (1388)، در تحقیقشان با عنوان “بررسی عوامل موثر در مشارکت اجتماعی شهروندان، جامعهی شهری شهر ایلام” و با استفاده از روش پیمایش، در بین نمونهای 385 نفری به تحقیق پرداختهاند. چارچوب مفهومی این تحقیق، نظریههای وبر، هومنز، لرنر، گای درام، اوکلی و مارسدن و پارسونز میباشد. در این تحقیق، ارتباط متغیرهای جنس، وضعیت اشتغال، وضعیت تاهل، تحصیلات، رضایت از خدمات شهری، عضویت در تشکلهای اجتماعی و شرکت در انتخابات با متغیر مشارکت اجتماعی شهروندان مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون چند متغیره نشان از معنادار بودن ارتباط متغیرهای فوق به غیر از جنس بر مشارکت اجتماعی داشته است. نتایج حاصل از آزمون چند متغیره نیز نشان میدهد که در نهایت متغیرهای مستقل 52 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین میکنند. در این تحقیق متغیر شرکت در انتخابات بیشترین سهم را در تبیین داشته است. نتایح این تحقیق به طور کلی نشان از این مسئله دارد که مشارکت اجتماعی در بین مردم شهرستان ایلام، هنوز به عنوان یک مولفهی مدرن شناخته نشده است.
– تحقیق دیگری تحت عنوان “مشارکت اجتماعی در ایران” توسط محسنی و جاراللهی در سال 1382 انجام شده است. اجتماعی به نتایج زیر دست یافتهاند: مشارکت در انجمنهای علمی و فرهنگی در ایران بسیار ضعیف است. مشارکت مردان با انجمنهای علمی و فرهنگی بیش از مشارکت زنان است. با افزایش سطح سواد، اطلاعات عمومی و اعتقاد کمتر به جبرگرایی، ارتباط با انجمنهای علمی و فرهنگی بیشتر میشود. عوامل فرهنگی بیش از عوامل مادی در میزان مشارکت افراد با انجمنهای علمی و فرهنگی نقش دارند. همچنین میانسالان بیش از همه گروههای سنی با گروهها و نهادها همکاری و مشارکت دارند.
جوانان بیش از بقیه در فعالیتهای اجتماعی شرکت دارند. مشارکت مردان با گروهها بیش از زنان است. کسانی که دارای مدرک دانشگاهی و اطلاعات عمومی بالا هستند، همکاری بیشتری با گروهها و نهادها دارند. در رابطه با متغیرهای اقتصادی، بالاترین شاخص مشارکت نزد افراد طبقه اجتماعی بالا، برخوردار از درآمد متوسط و یا بالا و محصلین و دانشجویان ملاحظه میگردد. همچنین عوامل فرهنگی بیش از عوامل اقتصادی در مشارکت افراد در گروهها نقش دارند.
– ازکیا و غفاری در تحقیقی با عنوان “بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت اجتماعی در نواحی روستایی کاشان” پیوند بین اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی را مورد بررسی و تحلیل قرار دادهاند. دادههای جمع آوری شده از جامعه مورد مطالعه، دلالت بر وجود رابطه معنادار در سطح اطمینان 99 درصد بین دو متغیر میزان اعتماد اجتماعی و میزان مشارکت اجتماعی دارد. یعنی با افزایش میزان اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی نیز افزایش پیدا کرده است. البته این تاثیربخشی صورتی یک جانبه ندارد بلکه حالتی چند جانبه و متعامل دارد و نوعی رابطه تعاملی بین دو متغیر اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی وجود دارد که هر یک مقوم دیگری است و برآیند این رابطه متعامل، گسترش فضای عمومی است که با تنوع نهادهای مشارکتی و جمعی شناخته میشود.

مطلب مرتبط :   شبکههای اجتماعی

2- 3-2. بررسی تحقیقات

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید