دانلود پایان نامه

با توجه به اینکه در کوره ارّجان رودهای پر آب جریان داشته است، قطعاً در این منطقه باید بر روی این رود ها پل هایی ساخته شده باشد، که جغرافیانویسان و مورخان به برخی از این پل ها اشاره نموده اند. یکی از این پل ها پل دیلمی است. به گفته ابن حوقل پل در دروازه ارّجان در طرفی که سوی خوزستان بوده قرار داشته است. به گفته ابن حوقل، اصطخری، جیهانی و دیگران این پل به اندازه یک پرتاب تیر از ارّجان فاصله داشته، و سازنده آن دیلمی، پزشک حجاج بن یوسف بوده است. جغرافیا نویسان مختلف از جمله اصطخری، ابن حوقل، جیهانی، لسترنج و دیگران آورده اند که این پل از سنگ ساخته شده، و دارای یک طاق بود و پهنای میان دو ستون آن از زمین هشتاد قدم، و ارتفاع آن به اندازه ای بود که مردی شتر سوار و پرچم به دست می توانست به آسانی از زیر آن بگذرد. احمد اقتداری نیز به آثار پل های ارّجان اشاره می کند و می گوید پل امام رضا یا پل ارّجان دارای دهانه ای طاق مانند به ارتفاع پنج متر و عرض هفت متر در دست راست رودخانه مارون باقی مانده است. آثار چند پل و سنگفرش بستر زیر پل نیز در حول و حوش بالا و پائین نیز دیده می شود. تمامی آثار از دوره ساسانی و از سنگ و ملاط کچ ساخته شده است. آثار پل کوچکتری نیز در پائین تر از اثر بزرگتر پیداست.
لسترنج در وصف پل های ارّجان می آورد نزدیک شهر ارّجان دو پل سنگی معروف بر روی رودخانه طاب ساخته شده بود، که از روی آن پل ها به خوزستان می رفتند و هنوز آثار آنها باقی است. بنای یکی از آن دو پل را به دیلمی پزشک حجاج، حاکم عراق در زمان امویان دانسته اند، که در پاراگراف قبل راجع به این پل توضیح داده ایم. لسترنج می گوید این پل که پل تکان نامیده می شد به فاصله یک تیر پرتاب از شهر ارّجان در راه سنبل واقع بود. پل دوم بیش از سه هزار زرع طول داشت و از بناهای زمان ساسانیان بود و پل خسروی( قنطره الکسرویه) نامیده می شد. و سر راه قریه دهلزان قرار داشت. ابن خردادبه می گوید پل دیگر بر روی رودخانه شیرین ساخته شده بود و به نام قنطره الخسرویه موسوم بود این پل از سنگ ساخته شده بود و طول آن به بیش از سیصد زراع می رسید. از وجود پل ها چه در دوره اسلامی و چه در دوره قبل از اسلام مثل دوره ساسانی می توان اهمیت راه و ارتباطات را در کوره ارّجان استنباط نمود. پل ها و راه ها یکی از نشانه های پیشرفت تمدن در یک منطقه می باشد و می توان میزان پیشرفت اقتصادی و فرهنگی یک ناحیه را با میزان ارتباط آن سنجید. یعنی هر چه شبکه ارتباطی در منطقه ای وسیع تر و مناسب تر باشد آن منطقه از نظر اقتصادی و ورود فرهنگ ها و آیین های جدید پیشرفت بیشتری می نماید و بالعکس. شهر ارّجان که یکی از مناطق مهّم ارتباطی و گذرگاهی بوده است که فلات ایران را به بین النهرین مرتبط می ساخت، در این مورد نیز نقش خود را ایفا نموده است، و وجود پل ها و شبکه ارتباطی متناسب با آن دوران حاکی از ایفای درست این نقش می باشد.
شهرها و نواحی:
اما نواحی و رستاق های ولایت ارّجان را جغرافیا نویسان و مورخان مختلف به شکل های گوناگون آورده اند از جمله: اصطخری در مسالک و ممالک خود آنها را شامل: ارّجان، بازرنج، بلاد شاپور، بنولیس، ریشهر، بنیان، کهکاب، جلادجان، ملجان، سلجان، دیر ایوب، دیر العمر، فرزک، هندیجان، مهروبان، جنابه، سینیز، صوان النجس می داند. ابن خردادبه از باش، ریشهر، اَسلَجان، مَلَّجان و فرزک یاد میکند. و از محققان جدید یکی از کسانی که تحقیق جامعی در این مورد کرده هانیس گاوبه است. او نواحی ارّجان، مهروبان، اثلاجان، بازرنج، بیندوک، بنو، دیرجان، دیرالعمر، داریان، فرزوک، جلادجان، جو ، خبس، خان حماد، هندوان، کهکاب، لارندان، ملاجان، قوستان، ریشهر، روصافه، سنبیل، سی نیز، وایکان ،زیتون (زیدون)، زنک، زیز، و… جزء استان قرون وسطایی ارّجان به شمار می آورد. ما در ذیل شرحی مختصر در مورد برخی از نواحی مهم این استان خواهیم داد. مقدسی جغرافی دان برجسته اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری قمری از هفده مادر شهر به نام امصار( جمع مصر)، 77 پایتخت ایالتی به نام مدائن یا مدن، مناطق روستایی به نام نواحی و دهات یا قراء سخن می گوید. مقدسی می گوید مصر به مثابۀ پادشاهان، قصبه همچون پاسداران؛ مدینه به مثابه سربازان، و قریه همچون پادگان است. بدین ترتیب سه نوع شهر را در دورۀ رونق شهر نشینی از قرن 3تا 6 ه. ق می توان از هم تمیز داد. مصر، قصبه و مدینه. مقدسی می گوید که مصر به نظر فقها، سکونتگاهی است که امیری در رأس آن باشد که دخل و خرج آن را بپردازد و روستاهای اطراف را اداره کند همچون نابلس و زوزن، مصر به نظر اهل لغت هر سکونت گاهی است که بین دو جهت و دو مرز محدود باشد همچون بصره و ارجان. قبل از اینکه ما راجع به این شهرها بحث کنیم باید گفت وجود شهرهای بسیار این کوره حاکی از اهمیت و وسعت آن می باشد. این شهرها هر یک کاربردهای خاص خود را داشت. در این میان هم شهرهای دارای تجّارت دریایی مثل جنّابه، مهروبان و سینیز وجود داشت، هم شهرهای دارای قابلیت کشاورزی مناسب مثل ارّجان و بلاد شاپور و هم جزایر مهم مثل خارک. این حاکی از اهمیت کوره ارّجان در زمینه های مختلف تجّاری، ارتباطی، صنعتی، سیاسی و…. می باشد.
ارّجان:
اصطخری در کتاب خود دربارۀ ارّجان می گوید: ارّجان شهری بزرگ و با نعمت و خصب و راحت، و درختان خرما و زیتون و میوه های شهرهای گرمسیری است. در حوالی و توابع و نواحی و ملاحق آن بیابان و دریا و زمین و کوه هرچهار می باشد. آب آن شور و زمین آن سبخ است. از آنجا تا به دریا یک منزل بیش نمی باشد، و از نظر بزرگی نزدیک سیراف است. این مطلب می تواند یک نقطه قوت بسیار مناسب باشد که در منطقه ای همه پدیده های مختلف طبیعی وجود داشته باشند. یعنی هم زمین های مناسب برای کشاورزی، هم دریا برای تجارت دریایی، هم کوه و صحرا برای مرزبندی و حفاظت سرزمین در مقابل دشمنان، و اینها به شایستگی های سرزمینی ارّجان بسیار افزوده اند.
در کتاب حدود العالم آمده است که، ارّجان شهریست بزرگ و خرم و با خواسته بسیار و نعمت فراخ و هوایی درست، و به روستای وی چاه آبی است که ژرفای آن به همه جهان نتوان دانست، و از آن مقدار یک آسیاب آب بر آید، و بر روی زمین برود و از این شهر دوشاب نیک خیزد. بزرک، بیسوک، وایکان، و لارندان شهرک هایی هستند از حدود ارّجان با نعمت فراخ و هوای خوش. در اینجا می توان علاوه بر رونق کشاورزی و تولیدات متنوع آن به وجود آب اشاره نمود که تأثیر به سزایی در این رونق داشته است.
جیهانی نیز در کتاب اشکال العالم از ارّجان یاد نموده و می گوید: ارّجان شهری است بزرگ و بسیار خیز، در آنجا درختان خرما و زیتون و میوه های گرمسیری است، و آن شهری است هم بیابانی هم دریائی و هم کوهی و هم دشتی، و آب آن شور مزه و میان آن و دریا یک منزل است.
حمد الله مستوفی نیز در شرح ناحیه ارّجان می گوید: کوره قباد خوره به قباد بن فیروز پدر انوشیروان عادل منسوب است و در این کوره سه شهر است. ارّجان در تلفظ ارغان می خوانند از اقلیم سوم است. قباد بن فیروز ساسانی آن را ساخت، در اول شهری بزرگ بوده است با توابع و نواحی که در روزگار ملاحده خرابی تمام بر آن راه یافت. هوایش گرمسیر عظیم است و آبش از رود طاب که از میان آن ولایت می گذرد و بر آن آب پلی ساخته اند آن را پل ثکان خوانند. و آن زمین را ریعی نیکوست و از همه نوع میوه ها باشد و خرمای بسیار بود، و آنجا انار ملیسی سخت نیکو باشد و مشمومات خوب بود و در آن حدود قلاعی است چون قلعه طیفور و دز کلات و خرابی آن شهر از ساکنان آن قلعه ها بود. و مردم ارّجان بیشتر مصلح و به خویشتن مشغول می باشند.
ابن بلخی نیز در فارسنامه خود می آورد که « هوای ارّجان گرمسیر است و زمین آن جایگاه ریعی نیکو و از همه گونه میوه ها باشد، و درختان خرما و به خصوص انار ملیسی باشد سخت نیکو ومشمومات»
مقدسی می گوید: ارّجان خوره‏اى مهم در دشت و کوه و کرانه دریا، پر از خرما و انجیر و زیتون، با درآمد و برکت است. از عضد الدوله نقل کرده‏اند که گفت: من عراق را براى نام و ارّجان را براى درآمدش‏ مى‏خواهم. ارّجان نام پسر قرقیسیا پسر فارس بوده که بر پدر خشم گرفت و از أقور بیرون آمد، پس این خوره را برایش ساختند و برخى شهرهاى اردشیر خرّه و جز آن بر آن افزوده شد. و اگر آن گفته را بپذیریم که رامهرمز را از فارس مى‏شمرد، ممکن است آنرا از همین افزوده‏ها بدانیم که اکنون به خوزستان بازگردانیده شده است. قصبه آن نیز نام ارّجان دارد. از شهرهایش در سمت دریا، قوستان، داریان، مهربان،جنّابه، سینیز و در سمت کوه، جومه، بلاشابور، هندوان را می توان نام برد.
مقدسی در جای دیگر می آورد ارّجان قصبه‏ایست با ساختمانهاى استوار، پر خیر، با شهرهاى بزرگ و مردم مرفّه هم یخ دارد هم خرما! هم لیمو با انگور، مرکز انجیر و زیتون است، شیره نیکو و صابون مى‏پزند. انبار فارس و عراق، و بارانداز خوزستان و اصفهان است. نهرى پر آب از میان شهر مى‏گذرد، و جامعى زیبا و آباد در کنار بازار، با آتشگاهى ( مناره) بلند و قشنگ دارد. ساختمانهایش از سنگ نا تراشیده است، بازار بزازان مانند بازار سجستان دارد که درهایش به شب هنگام بسته مى‏شود، راسته‏هائى است از چهار سو درها برابر هم دارد. من بهتر از بازار گندم ایشان ندیدم. خوش هوا و در زمستان پاکیزه است. در میان نخلستان و باغها فرو رفته چاه‏هایش شیرین، از خوبى نان و ماهى و یخ و خرمایش هر چه خواهى بگو! ولى در تابستان جهنم است، از هنگام انگور و تا به هنگام باران آب نهر شور است. در هیچ شهرى زنان خوش آوازتر از آنجا نیستند. شش‏ کوچه به نامهاى اهواز، ریشهر، شیراز، رصافه، میدان، کیّالان دارد. شهر از گشوده‏شدگان به دست عثمان بن ابو عاص است و مسجدش را حجّاج بن یوسف امیر اُموی ساخته است.
حکیم ناصر خسرو علوى می گوید: « در سال 443 از شهر ماه رویان به شهر ارّجان رفتم، شهرى بزرگ، و در او بیست هزار مرد بود. بر جانب شرقى رودى آب است که از کوه درآید به جانب شمال رود، چهار جوى بزرگ از او بریده، از میان شهر گذشته، باغهاى نخل و نارنج و زیتون را آب دهند و شهر چنان است که چندانکه بر روى زمین ساخته‏اند در زیر زمین هم چندان دیگر باشد، و از همه‏جا در زیر زمین و سردابها آب مى‏گذرد، و تابستان مردم شهر را به واسطه آن آب و زیر زمین ها آسایش باشد».
لسترنج نیز می گوید ارّجان در قرن چهارم شهری بزرگ بود، نخیلات فراوان و درختان زیتون بسیار و شش دروازه به نامهای اهواز، ریشهر، رصافه، شیراز، میدان و کیالین داشت. مسجدی خوب و بازارهای معمور داشت و در شهر صابون زیاد تهیه می شد.
یکی از عواملی که کشاورزی را در این منطقه رونق خاصی داده است، وجود آب فراوان رودخانه طاب بوده است. ابن حوقل می گوید که در ارّجان دو حوض بزرگ در نزدیکی مسجد جامع وجود دارد که آب جاری بدان در می آید، و از آنجا بوسیله قناتها به خانه ها و سرداب های مردم شهر پراکنده می شود. اما اکثر جغرافی دانان و مورخین آب آشامیدنی ارّجان را شور دانسته اند. حمد الله مستوفی می گوید قلعه گنبد ملغان به حدود ارّجان از محکمی به یک مرد نگاه توان داشت هوایش معتدل است و آبش از مصانع و غلّه در آنجا چند سال از آفات ایمن بود. البته در این منطقه رودخانه های آب شیرین هم وجود داشته، که ما به این موضوع در مبحث رودها اشاره نموده ایم.
یکی دیگر از منابع آب شیرین چاه ها بوده اند، که جغرافیا نویسان و مورخان به وصف یکی از این چاه ها به نام صاهک پرداخته اند. جیهانی می گوید به ناحیت ارّجان دهی است که آن را سیامک می خوانند، چاهی است معروف به عروس و مردمان آن موضع بیازموده اند. و رسن ها فرو گذاشته تا قعر آن بدانند نتوانسته اند، و پیوسته از این چاه یک آسیاوار آب بر می آید و آن دیه را آب می دهد. علاوه بر جیهانی اصطخری نیز به این چاه اشاره می کند و نام ده را صاهک العرب می آورد، و حمدالله مستوفی نیز آن را چاه صاهک ذکر می کند. ابن حوقل نیز در صوره الارض به این موضوع اشاره می کند. مقدسی نیز در احسن التقاسیم می گوید در صاهک چاهى هست که ته آن شناخته نیست و آبى از آن مى‏جوشد که آسیایى را مى‏چرخاند و کشتزار دیه را سیراب کند. لسترنج نیز در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی و زکریاء قزوینی در آثار البلاد و اخبار العباد نیز به این موضوع اشاره کرده اند.
در اشکال العالم آمده زیتون و دوشاب ارّجان را به همه جا صادر می کنند. مقدسی نیز اشاره می کند که ارّجان شیره عالى، صابون خوب، انجیر، زیت، فوطه- پارچه‏هاى گندکیّه،بر بهار صادر مى‏کند. او در جای دیگر می آورد که، ارّجان، دوشاب و درختى مانند خار دارد که شکوفه‏اش انزوت است و مانند درمنه بر زمین پهن شود و همچنین است در نواحى شاپور، در اینجا هملخت هاى نیکو نیز دارند. در جاهایی مانند دارابجرد و ارّجان و جائى دیگر نیز کانهاى مومیایی وجود دارد. اصطخری پس از ذکر کیل های فارس از کیل ارّجان نام می برد که از کیل شیراز ربعی زیادتر است.
زبان:
اصطخری در مورد زبان اهالی ارّجان می گوید: و اهل فارس به سه زبان صحبت می کنند. یکی پارسی است و در اغلب اوقات از این زبان استفاده می کنند. تمامی اهل فارس به یک لغت سخن می گویند و آنچه مطلوب و مقصود است از یکدیگر معلوم و مفهوم می باشد و هیچ از آن بر عامه پوشیده و مخفی نمی باشد. یکی دیگر زبان پهلوی است که کتاب عجم و بزرگان و رؤسا و امام ایشان در مکاتبات و مراسلات از آن استفاده می کنند. گبران که در این مواضع مقیمند هم به این زبان سخن می گویند و این محتاج تفسیر است تا اهل فارس آن را بفهمند. دیگری الفاظ و لغات عربی که مکاتبه سلطان و دواوین و عامه مردم و امراء و رؤسا و صدور و اکابر آن را استعمال می کنند. ابن حوقل نیز به همین مطلب اشاره می کند و مردم فارس را دارای سه زبان فوق می داند.
از مطالب جغرافیانویسان راجع به این شهر می توان چنین نتیجه گیری نمود که ارّجان کوره ای دارای پدیده های مختلف طبیعی بود، که وجود رودها و آب چاه ها و قنات ها زمینه رونق کشاورزی را در آنجا فراهم کرده بود. علاوه بر کشاورزی اکثر جغرافیا نویسان به وجود انواع میوه ها و اقتصاد مناسب این شهر اشاره نمودند، چنانچه عضدالدوله می گوید من عراق را بخاطر نام و ارّجان را بخاطر عوایدش می خواهم، و در حقیقت او ارّجان را در کفه ترازو از نظر اهمیت مقابل عراق آن زمان قرار می دهد، و این حکایت از اهمیت بسیار بالای این شهر درآن دوره دارد. این شهر علاوه بر میوه ها دارای محصولات مهم صنعتی و صادراتی نیز بوده است. همچنین وجود دروازه های مختلف و بازار بسیار مناسب آن شهر که اکثر جغرافیا ویسان به آن اشاره کرده اند حاکی از بستر های مناسب اقتصادی در این شهر می باشد. چنانچه ناصر خسرو هنگام عبور از این شهر آن را به صورت بسیار آباد و دارای جمعیت زیاد وصف می کند.
فاصله‏ها:
مقدسی در احسن التقاسیم فاصله ها را بدین صورت مشخص می کند، که از ارّجان گرفته تا ریشهر یک مرحله، سپس تا مهربان یک مرحله است. از ارّجان گرفته تا بسابک یک مرحله، سپس تا دهلیزان یک‏ مرحله، سپس تا خابران دو برید، سپس تا وادى نمک یک مرحله، سپس تا رامهرمز دو برید است. از ارّجان گرفته تا زیتون دو برید، سپس تا حبس یک مرحله، سپس تا بندک یک مرحله، سپس تا گنبد دو برید یا یک برید از راه‏ گردنه، سپس تا زنک دو برید، سپس تا دخویذ یک مرحله، سپس تا خواذان دو برید، سپس تا نوبندگان همانند آن است. در جانب دیگر از ارّجان گرفته تا کنشت مجوسان یک مرحله، سپس تا قریه سپس تا زیر یک مرحله، سپس تا عینیّه یک مرحله، سپس تا رودخانه یک مرحله سپس تا خزنده یک مرحله، سپس تا سمیرم یک مرحله است. از مهربان گرفته تا سینیز یا تا رودخانه یک مرحله، و از رودخانه تا ارّجان یک مرحله، و از سینز تا سنجاهان یک مرحله، سپس تا گنّابه یک مرحله، سپس تا دشت داودى یک مرحله، سپس تا توّز یک مرحله، سپس خشت یک مرحله، سپس تا نیماراه نیم مرحلۀ دشوار است، سپس تا شاپور همان اندازه است. از شیراز گرفته تا داریان یک مرحله، و از شیراز گرفته تا چاهک یک مرحله است.
جیهانی نیز در اشکال العالم از فاصله ها صحبت به میان می آورد و می گوید: راه بصره از ارّجان تا اشک دو منزل سبک است، اما راه واسط از ارّجان تا سوق یک مرحله پس از رامهرمز تا عسکر مکرم سه منزل، و تا تستر یک منزل، از جندی شاپور تا سوس یک منزل، از سوس تا فرقوت تا طیب یک منزل است.
اصطخری می گوید از شهر ارّجان که در مرکز این ولایت قرار داشته است تا سایر نواحی آن فاصله ها بدین شکل بود. از ارّجان تا راسین هفت فرسنگ، و از هیر تا راسین چهار فرسنگ، از هیر تا بندک چهار فرسنگ، از بندک تا خان حماد هشت فرسنگ، از خان حماد تا دیه بندک هشت فرسنگ، از خان حماد تا درخید چهار فرسنگ، از خوران تا نوبندجان چهار فرسنگ است. از ارّجان تا سوق سنبیل شش فرسنگ، و در میانه ارّجان و سوق سنبیل قنطره ای هست که حد شیراز بدان قنطره منتهی می شود. تمامت مسافت از شیراز تا ارجان، شصت فرسنگ است. از شیراز تا نوبندجان بیست و پنج فرسنگ است. از شیراز تا توج سی و دو فرسنگ، از شیراز تا جنابه پنجاه و چهار فرسنگ، و از شیراز تا ارّجان شصت فرسنگ است.
ابن حوقل نیز در مورد مسافت ها می گوید از ارّجان تا سوق سنبیل یک منزل، و از آنجا تا رامهرمزدو منزل، و از رامهرمز تا عسکر مکرم سه منزل، و از آنجا تا شوشتر یک منزل، و از آنجا تا جندی شاپور نیز یک منزل راه بوده است. در پایان این مطلب می توان گفت که یکی از عوامل تأثیر گذار بر وضع یک منطقه از جنبه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و … ارتباط آن با سایر مناطق می باشد. در حقیقت می توان گفت که پیشرفت یک ناحیه در همه جنبه ها با وضع شبکه ارتباطی آن رابطه مستقیم دارد، و هر چه شبکه ارتباطی در منطقه ای وسیع تر و مناسب تر باشد، این منطقه از جنبه های مختلف پیشرفت می کند و بالعکس. در این میان ارّجان هم دارای شبکه ارتباطی مناسب بوده است، که از طریق راه های مناسب دریایی و زمینی با مناطق مختلف ارتباط داشته و فلات ایران را به بین النهرین مرتبط می ساخت، و این حاکی از شبکه ارتباطی مناسب و رونق تجّاری ارّجان در آن دوره است.

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درموردعلوم کامپیوتری، پیام کوتاه، حریم خصوصی

دسته بندی : علمی