دانلود پایان نامه

تحقیقات در برخی از کشورها نیز مؤید چنین وضعیتی است. به عنوان مثال چاکویک(2005) که تجربهی زیسته زنان مطلقه در آفریقای جنوبی را بررسی کرده است نشان میدهد که زنان مطلقه دشواریهای ارتباطی بسیاری را گزارش کردهاند و عموماً تهدیدی برای روابط دیگران شناخته میشوند. در تحقیق دیگری که بر روی سازگاری زنان و مردان با طلاق انجام گرفته است نیز نتایج مشابهی بدست آمد. یافتههای این تحقیق نشان داد که زنان مطلقه تهدیدی برای خانوادههای کامل شناخته میشوند؛ هرچند این مسئله برای مردان مطلقه نیز صادق است اما به نظر میرسد مردان از چنین تصویرسازیهایی بیشتر در امان هستند. این تبعیض جنسیتی ممکن است به این دلیل باشد که مردان، از آن رو که با اشخاصی جوانتر از خود رابطهگیری میکنند شانس بیشتری برای ازدواج با زنان مجرد دارند درحالی که شرکای بالقوه زنان برای رابطه، عموماً مردان بزرگتر از آنان هستند که در سنین تأهل قرار دارند. از این رو آنان شانس کمتری برای ارتباطگیری با افراد مجرد در مقایسه با مردان دارند(کاتز و پیساچ، 1985).
کاهش سرمایه اجتماعی
یکی دیگر از پیامدهایی که استیگمای ناشی از طلاق برای سوژههای اجتماعی به همراه میآورد، تضعیف شبکههای تعاملی و درنتیجه کاهش سرمایههای اجتماعی آنان است، چرا که برای عموم کنشگران، واکنش اولیه و روتین در قبال چنین وضعیتی، کنارهگیری از جمع است که میتواند منجر به تضعیف شبکههای تعاملی و انزوای اجتماعی آنان گردد. هر چند عدهای دیگر نیز به شیوهای راهبردی سعی در کسب سرمایههای اجتماعی جایگزین خواهند داشت که در مقولات آتی بیشتر به آن پرداخته میگردد.
مهناز، 31 ساله که به دلیل بازخورد منفی طلاق در جامعه، با کاهش سرمایههای اجتماعی خود مواجه است، اینگونه میگوید:
“روابط اجتماعیم صد در صد کمتر شده نسبت به قبل. دوستای دانشگاه و دوستای سابقم رو اصلاً نمیخوام ببینم چون آگاه میشن از طلاقم(کاهش سرمایه اجتماعی). یه گروه عظیمی از دوستان سابقم هم هستن که باهاشون قطع رابطه کردم و یه گروهی از فامیل رو هم باهاشون ارتباطم رو کم کردم(تضعیف شبکههای تعاملی). دوستام بیشتر در جریان نیستن و اگه بدونن نظرشون منفی خواهد بود نسبت به طلاق.”
امیر، 28 ساله میگوید:
“من الان خودم تو این دو ساله رابطم رو خیلی با اطرافیانم کم کردم، حتی با برادرانم. اونا رابطشون رو کم نکردن این منم که کل شرایط رو طوری میبینم که ترجیح میدم کم کنم روابطم رو(تضعیف عامدانه شبکههای تعاملی). از طرفی چون دلم نمیخواست در مورد طلاق و علت جدائیم با کسی حرف بزنم، سعی میکردم از اجتماعاتی که توش قرار بود از این موضوع حرفی بشه دوری کنم.”
در حقیقت بسیاری از سوژههای اجتماعی برای گریز از بازخوردهای منفی و برچسبهای احتمالی از سوی جامعه، تصمیمی عامدانه مبنی بر کاهش ارتباطات خود در جهت تخفیف فشارهای بیرونی اتخاذ میکنند. مطابق نظر گافمن، هر چیزی که مانع ادغام کامل شخص در جمع شود، داغ ننگ است(جلائیپور و محمدی، 1387: 483) و کنشگری که از داغ بیاعتبارشدگی رنج میبرد، مسألهی بنیادین نمایشیاش، تخفیف تنش ناشی از این واقعیت است که دیگران از تفاوت میان هویت اجتماعی بالقوه(متأهل) و هویت اجتماعی بالفعل(مطلقه) او آگاهی دارند(ریتزر، 1385: 298). بنابراین یکی از استراتژیهایی که میتواند منجر به تخفیف این تنشها گردد، ترک صحنه از سوی کنشگر است که پیامدی جز کاهش سرمایههای اجتماعی و انزوای اجتماعی مضاعف برای وی نخواهد داشت.
مقایسه با دیگران و احساس محرومیت نسبی
ارزشمند بودن ازدواج از منظر جامعه در کنار فشارهای اجتماعی و خطکشیهای برجسته میان هویت مورد پذیرش(تأهل) و هویت مطرود(مطلقه)، به همراه اختلالاتی که در مدیریت نیازهای کنشگران پس از طلاق ایجاد میشود، همگی میتواند منجر به افزایش روزافزون تمایل کنشگران به خروج از این موقعیت و ورود به وضعیت تأهل و ازدواج مجدد گردد. این تمایل در صورت عدم امکان برآورده شدن، منجر به شکلگیری احساس محرومیت نسبی عمیقی در کنشگران میگردد.
فرشید، 30 ساله اینگونه میگوید:
“وقتی دختر و پسرها رو میبینم غبطه میخورم. تو روحیهام اثر میذاره، غمگینم میکنه، دلزدهام میکنه.”
سمانه، 28 ساله میگوید:
“همش دور و بریهام و هم سن و سالامو میبینم و با خودم میگم اینا بهرحال باز هنوز یه امید و انگیزهای دارن یا ازدواج کردن و خوشبختن یا دخترن و هنوز امیدی دارن(مقایسه اجتماعی و احساس محرومیت نسبی).”
امیر، 28 ساله نیز در این باره میگوید:
“وقتی زن و مرد خوشبختی رو میبینم،‌ خاطرات تلخ گذشته و وضعیت بدِ فعلیم بیشتر آزارم میده(احساس شکاف مضاعف میان هویت بالقوه و بالفعل).”
بازخورد منفی جامعه و فشار بر اطرافیانِ سوژههای طلاق گرفته
پدیده طلاق میتواند به عنوان یک تهدید فرهنگی برای تغییر گفتمان غالب در زمینه خانواده و ازدواج قلمداد گردد، از این رو بازخوردهای اجتماعی طلاق نه تنها کنشگران متارکهکرده را به حاشیه میراند بلکه گاهی نزدیکان و دیگران مهمِ آنان نیز از گزند این فشارها در امان نیستند.
یلدا، 29 ساله در این ارتباط میگوید:
“برای پدر مادرم خیلی سخته، احساس میکنن نگاه مردم بهشون یه جوره دیگه است؛ میگن بنده خداها بچهاشون برگشته… احساس میکنن یه شکست بزرگی بوده تو زندگیشون که دخترشون طلاق گرفته، یا مثلاً تو فامیل که میبینن بچههای همسن و سال من ازدواج میکنن خیلی ناراحت میشن میگن دختر ما چی کم داشت؟”
مهشید، 35 ساله میگوید:

مطلب مرتبط :   رسول اکرم (ص)

دسته بندی : علمی