های بعد منتقل می شود مورد احترام است و فقر فرهنگی، نقش اساسی در ایجاد جرم دارد. ، تجاوز به آن جرم محسوب می گردد(جولین ،1994) .دزدان اکثراً بی سوادند و بی سوادان در اثر فقدان امکانات رشد فکری برای پیشرفت و ترقی خود از شیوه های دیگر فرهنگی مثلاً از توانمندی های جسمی بهره می گیرند. ساترلند در تبیین علل جرم به عوامل قومی، مهاجرت، ناسازگار ی های برخی از گروه ها و عدم رشد خرده فرهنگ ها توجه دارد و تبهکاری را مسأله ای ناشی از تعارض فرهنگی می شناسد(سخاوت،52:1368).

2-12-محیط و جرم
بر اساس نتایج حاصل از مطالعات وقوع جرم به وضوح پیداست که جرم و مکان با یکدیگر مرتبط می باشند(روبرستون و جوهانسون،2001)
به طور کلی تمامی ناهنجاری ها و مفاسد اجتماعی یا هر رفتار انسانی که مخالف نظم عمومی و ارزش های جامعه باشد، به هر نحو که از انسان سربزند دارای بستر زمانی و مکانی است(کلانتری و صفری، 53:1387) جهت پیشگیری از جرم به صورت مؤثر لازم است که شهر نشینی ، استراتژی های مداخله جویانه در راستای جرم و ویژگی مکانی جرم باشدو زاغه نشینی گسترش بی رویه شهرها و انبوهی جمعیت هر دو از عوامل جزم زا هستند. در شهرها فرد با روابطی دست به گریبان است که غیر شخصی بوده، غالباً آنچه را می خواهد در این گونه روابط نمی یابد و با مسایل ناشی از ضعف روابط شخصی یعنی آنچه که بی توجهی نسبت به شناخت شخصیت واقعی اوست مواجه می شود. افرادی که در محله های پرجمعیت شهرهای بزرگ زندگی می کنند با شرایط اجتماعی و اقتصادی سختی روبرو بوده مشکلات عدیده ای را به دوش می کشند. زندگی برای کودکان در چنین شرایطی مانند زندانی است که هیچ راه گریزی بر آن متصور نیست انبوهی و تراکم جمعیت که از ویژگی های محله ها و زاغه ها است موجب می شود تا فرد نتواند در زندگی داخلی و خصوص خود مسایل و مشکلات شخصی را بروز دهد ناچار آن را از دیگران پنهان می دارد. از این رو سرقت، فحشا، اعتیاد و دیگر آسیب های اجتماعی که به طور عجیبی در مکا نهای شلوغ و فقیرنشین شهری رواج دارد از بین نخواهد رفت مگر اینکه شرایط، عوامل اقتصادی و اجتماعی که موجب پیدایی این مسایل شده دگرگون شود و از بین برود(کلارک ،1997).

2-13-طرح پیشگیری از ارتکاب جرم
1- ایجاد محیط آرام و سالم در خانواده.

محیط امن و آرام در خانواده برای هر کودکی باید براثر توجه والدین نسبت به یکدیگر بوجود آید تا آنان بتوانند بدون هرگونه ناراحتی در محیطی مناسب دوران طفولیت و نوجوانی خود را به پایان برسانند.
تفریح و ورزش با کودکان همیشه لذت بخش است و در زمان بازی است که کودک تجربه می‌کند ورعایت حقوق دیگران را می‌آموزد. پرخاشگری والدین نسبت به یکدیگر یا نسبت به فرزند خود، کودک را از محیط خانواده فراری و ناراضی می‌سازد و ممکن است این عدم رضایت او را به سوی بزهکاری سوق دهد.
2- تأمین محیط و مسکن مناسب:
هر چند بیان این موضوع که بزهکاری فرزندان ما نتیجه مستقیم زندگی در محلات فقیرنشین می‌باشد جزء موهومات است ولی نباید فراموش کرد که اگر افراد خانواده صاحب مسکن شایسته‌ای باشند و راه مفری برای نجات از فشار و محرومیت‌های زندگی در اتاقهای محقر، شلوغ و غم‌انگیز داشته باشند برای چنین نوجوانی احتمال خطر بزهکاری کمتر است.
3- جلوگیری از تحریک جنسی فرزندان:

روابط بین پدر و مادر و گفتگو و نوع برخورد آنها با یکدیگر بویژه رفت و آمدهای خانوادگی و دوستی و جو حاکم براین روابط از جمله عواملی هستند که نباید از آنها غافل بود.
4- تأمین نیازهای مادی و معنوی:
امروزه اکثر کودکان در فضای تنگ آپارتمانها اسیر شده وجای ورزش و تفریح آنان در محوطه اتاقها، کوچه‌ها یا خیابانها است. امکان استفاده آنان از وسائل موجود ورزشی نیز یکسان و برابر است. مسئولین ورزش جامعه باید امکانات مذکور را جهت همه کودکان و نوجوانان بلاخص خانواده‌های کم بضاعت فراهم سازند.
بیکاری، تنهایی، نداشتن تحرک و فعالیت، نداشتن سرگرمی هایی که توجه و علاقه جوانان را به خود جلب کند، از عوامل ایجاد ارتکاب جرم و بزهکاری می‌باشد.
5- تأمین آموزش و پرورش مناسب:
مدرسه اولین محیط اجتماعی است که کودکان و نوجوانان ناچارند خود را بانظم و قوانین آن هماهنگ سازند. آنها از معلمان خود توقع دارند که رابطه‌ای صمیمانه با آنها برقرار کنند. توجه به شخصیت، عدم تبعیض بین شاگردان، همکاری با آنها، استفاده از دروس عملی و وسائل کمک آموزشی، متکلم وحده نبوده معلم و استفاده از مددکاران اجتماعی و مشاوران دلسوز در امر تعلیم و تربیت کودکان. از عوامل کاهش جرم و بزهکاری در بین نوجوانان می‌باشند.
بدین ترتیب تعدادی از طریق بازدارندگی ارتکاب جرائم چه در محیط خانوادگی و چه در محیط مدرسه ذکر شد و درهر حال این وظیفه سازمانهای ذیربط است که با تهیه وسائل لازم جهت تعلیم و تربیت، رشد فکری، بالابردن بینش کودکان و نوجوانان، پیش بینی لازم جهت مبارزه و جلوگیری از آلودگی آنان؛ شرایط مادی و معنوی و ضرورتهای آن را تا حد امکان تلفیق و هماهنگ کنند و مسائل مقتضی به جنبه های اخلاقی و معنوی امور جوانان توجه کافی مبذول دارند(ستوده 1386، 66).

2-14-جنسیت و جرم
شواهد حاکی از آن است که کانون ارتباط «جرم و بزه» با «نوجوانی و جوانی» بیش تر بر روی پسران قرار دارد و اغلب پژوهش ها و نظریه های جرم شناختی، حول محور جوان مذکر دور می زند. کولمن و موینهام (1996) با توجه به دامنه گسترده اطلاعات و آمار بررسی های جرم شناختی نتیجه گرفتند که اغلب خلاف کاران جوان، دارای جنسیت پسر و از طبقه پایین جامعه می باشند. شاید دلیل این امر نیز آن باشد که رفتارهای خلاف اما جزئی پسران بیش ترین تأثیر را در برداشت جامعه از بزهکاری نوجوانان و جوانان دارد. اما عدم وجود پژوهش های جرم شناختی در مورد دختران و زنان به این معنا نیست که آنها کاملاً فراموش شده اند؛ بلکه مبین این واقعیت است که این حیطه تا حدود زیادی مورد غفلت واقع شده است (صدیقی ارفعی، 1387: 143). با این وجود، در خصوص رابطه بین جنسیت و جرم، تعدادی از متخصصان از منظرهای گوناگون به تبیین این رابطه پرداخته اند. به طور مثال، دانشمندی به نام توماس (1907) در کتابش «جنس و جامعه»، به تفاوت های زیستی زنان و مردان اشاره کرده است. به عقیده وی، زنان ساختار بدنی آنابولیک دارند و مایلند چربی بدن خود را انباشته کنند؛ در حالی که مردان ساختار بدنی کاتابولیک دارند و تمایل به رها سازی چربی بدن خود دارند. این تفاوت جنسی، زنان را منفعل تر و آماده تر از مردان برای سازش با فشارهای عصبی کرده و در نتیجه کم تر مرتکب رفتار جنایی می شوند. از منظری دیگر، روان شناسان اجتماعی به دنبال کشف علل روانی – اجتماعی تفاوت های جنسی در اَعمال جنایی به عنوان یک رفتار اجتماعی هستند. آنها نظریه هایی ارائه کرده اند که بر اساس این نظریات، پایگاه و موقعیت اجتماعی برتر مردان نسبت به زنان و انتظارات تقسیم شده متفاوت برای زنان و مردان که بر اساس آن، از جامعه انتظار می رود تا در برابر تخلفات مشابه زنان و مردان برای زنان مجازات سنگین تری در نظر گرفته شود، از عوامل اصلی تفاوت های جنسی در بروز رفتارهای ارتکاب جرمی به حساب می آیند. روان شناسان نیز به دنبال دستیابی شواهدی هستند تا تفاوت های جنسیتی در مؤلفه های روان شناختی هم چون شخصیت و ارتباط آنها با رفتار اجتماعی را نشان دهند. در این بین، فروید ضمن اشاره به تفاوت های ذاتی میان زنان و مردان، جنسیت را به عنوان یک نظام از روابط قدرت در جامعه انکار می کند. اما از نظر جامعه شناسان، این نقش جنسی و ساختارهای حقوقی حاکم بر جامعه است که موجب تفاوت های جنسی و رفتار ارتکاب جرمی می شود. البته جامعه شناسی فرانوگرا با آگاهی از این خطر که تمرکز بر جرایم زنان ممکن است فهم جرم را در حاشیه قرار دهد، به موضوع هویت جنسی و هویت مردانه و رابطه آن با جرم و رفتارهای خشونت آمیز پرداخته و معتقد است از آن جا که هویت زنان به طور سنتی بیش تر بر اساس کار در منزل شکل می گیرد و نسبت به مردان منابع و قدرت کمتری دارند، به همین دلیل انواع جرایمی که قادر به ارتکابش هستند خیلی محدود می باشد.
به طور کلی، طرح رفتار ارتکاب جرمی زنان به صورت جدی و گسترده و علل و عوامل آن به پیدایش فمنیسم یا مکتب تساوی حقوق زن و مرد بر می گردد. فمنیسم در پاسخ به این سؤال که چرا زنان کم تر از مردان مرتکب جرم و بزه می شوند بر علل ساختاری زیر تأکید می کند:
کنترل اجتماعی
براساس دیدگاه فمنیستی، مردان آزادی بیشتری در فعالیت های پر مخاطره دارند و در مقابل، زنان بیش از مردان کنترل می شوند. به علاوه خشونت مردان در منزل و خارج از منزل بر کنترل زنان تأثیر دارد و فرصت کمتری برای ارتکاب جرم در اختیار آنان می گذارد.
تفاوت در جامعه پذیری مردان و زنان
استفنزمایر و امیلی(1991) متوجه شدند به این علت ارتکاب جرم در میان زنان نسبت به مردان کم تر است که آنان در فرآیند جامعه پذیری، مسیر رشد اخلاقی متفاوتی را دنبال می کنند. به این شکل که رفتار متقابل زنان بر اساس هم دلی و هم دردی مشخص می شود و در نتیجه ارتکاب جرم، به ویژه جرایم خشونت آمیز برای آنان مشکل است. از دیدگاه این متفکران، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، حریم های اخلاقی متفاوتی را برای زنان و مردان در نظر گرفته اند که این امر بر رفتارهای اجتماعی یا ضد اجتماعی آنان تأثیر می گذارد.
مردسالاری
فمنیست ها بر قدرت مردان در جامعه تأکید دارند. آنان بر این باور هستند که زنان به علت ویژگی های متفاوت جنسیتی و موقعیتی که در یک جامعه مردسالار دارند به ارتکاب جرایمی نظیر فحشاء که ناشی از بی قدرتی است، گرایش می یابند؛ در حالی که مردان در موقعیتی قرار دارند که برای مثال نیاز به پول، آنها را به سوی دزدی سوق می دهد.
البته ذکر این نکته لازم است که با آزاد شدن زنان از خانواده سنتی، کاهش محدودیت های اجتماعی آنان، توسعه جنبش های اجتماعی زنان و ورود زنان به بازار کار، رفتار اجتماعی زنان و مردان به یکدیگر نزدیک شده و به دنبال آن، جرایم زنان نیز افزایش یافته است؛ اما با این وجود از نظر آماری هنوز نرخ جرایم مردان به استثنای برخی جرایم نظیر فحشاء به مراتب بالاتر از زنان می باشد. مثلاً در آمریکا (1997) حدود 78 درصد از کل جرایم ثبت شده را مردان انجام داده اند. همچنین پیمایش های بین المللی (2000) نشان می دهد که به ازای هر 1 زن مجرم، 15 مرد مجرم وجود دارد. در ایران نیز اطلاعات آماری زندانیان در 6 ماه اول سال 1382 نشان می دهد که بیش از 96 درصد از محکومانی که به مجازات حبس محکوم شده اند مرد بوده اند (احمدی، 1384: 206).

مطلب مرتبط :   خرید پایان نامه روانشناسی :حقوق و دستمزد

2-15-زنان و جرم
غالباً ادعا می شود که جرم های زنان بازتابی از جایگاه شان در اجتماع است. به طور کلی وضعیت اجتماعی و اقتصادی رابطه نزدیکی با میزان و نوع جرم زنان دارد و نتایج نشان می دهد بیشتر مجرمین زن با اقتصاد در ادبیات عامه و با توجه به گزار شهای ، ناسالم و مساکن غیر رسمی در ارتباط می باشند(برگدن،96:1997) . رسانه ای، جرم هایی که زنان مرتکب شد ه اند و از آن جایی که این جرم ها خشونت زیادی را به همراه داشته اند این نظریه را مطرح می کند که جنس مؤنث به سمت جهان خشونت که متعلق به مردان است گام بر داشته است(فورد،36:1998). با این وجود استانکو معتقد است که به طور ثابت ترس زنان از جرم، سه برابر مردان ، است(علیخواه و نجیبی ربیعی104:1385).

2-16-نوع جرم زنان
مطابق آمار سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، به جرائم ارتکابی در پنج گروه عمده به صورت زیر طبقه بندی شده است:
1.جرائم اقتصادی مالی: مشتمل بر جرائمی مانند اخلال در نظم اقتصادی، جعل و تزویر، تقلب در کسب و تجارت ، سرقت و جرائم علیه اموال و مالکیت

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

مطلب مرتبط :   مقاله درباره ارزش های اجتماعی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2. جرائم مواد مخدر: از ترکیب و جمع جرم اعتیاد( مصرف مواد مخدر) و مواد مخدر( قاچاق و توزیع مواد مخدر) محاسبه شده است.
3.جرائم جنسی و اخلاقی: جرائمی است که بر عفت و اخلاق عمومی شکل می گیرد. این گروه جرمی از ترکیب جرائمی مانند فحشا، قوادی، شرب خمر، قمار ، به کار گیری تجهیزات دریافت از ماهواره تشکیل شده است.
4. جرئم خشونت آمیز؛ شامل جرائم علیه اشخاص و اطفال آمده و در مجموع مشتمل است بر ضرب و جرح و قتل های عمدی و غیر عمدی.
5.سایر جرائم، شامل جرائمی مانند تخریب، جرائم مطبوعاتی، جرائم علیه بهداشت عمومی ، جرائم علیه آسایش عمومی ، جرائم علیه دولت و فرار محبوسین می شود(حجتی 1390، 14).

2-17-بررسی تفاوت نوع جرایم زنان و مردان
تحقیقات انجام شده حکایت از این دارد که جرایم زنان به ندرت متضمن خشونت بوده و تقریبا همه گی از جرائم کم اهمیتند.برخی فمنیست ها چون لنارد(1982) و اسمارت(1977) معتقدند که جرم شناسی سنتی برای جرایم زنان توضیح مناسبی ارئه نداده است، لذا ارائه ی نظری های ویژه خلافکاری زنان را ضروری دانسته اند. به باور آنان، جرم شناسی سنتی بر پیش داوری مردانه مبتنی است؛مردان آن را ساخته اند و موضوع آن مردانند.آن ها مدعی اند یکی از موجبات جرائم زنان را می توان در چامعه پذیری نقش های جنسیتی و اشکال تسلط مردان بر جامعه یافت. خلاف کاری زنان از این رو به نسبت نادر و کوچک است که جامعه پذیری جنسیتی زنان در جهت ایفای نقش های کنش پذیر، دنباله رو و درجه دوم بسیار موفقیت آمیز است.
باکس طی تحقیقی در سال های اخیر معتقد است که بیشتر تحقیقات صورت گرفته در خصوص زنان و جرم بر نوجوانی متمرکز است که به موجب آمارهای رسمی ، یک سوم تمام جرائم بزرگ را در انگلستان و ولز مرتکب می شوند. از این رو هنوز در این باره که چرا به نسبت کل جرائم بزرگی که مردان مرتکب می شوند جرائم زنان بزرگسال تا این اندازه ناچیز است، توضیحات اندکی وجود دارد( گرت،180:1382)
یکی از خصوصیات ممتاز بزهکاری زنان ، نقشی است که آن ها در جرائم خاص ایفا می نمایند. اسمارت در تخیل خود میان “جرائم مرتبط با جنس” یعنی جرائمی که ممکن است افراد هر دو جنس به آن مبادرت ورزند، اما در عمل یک جنس بیشتر آن را مرتکب می شود و جرائم”خاص جنس” تمایز قائل می شوند( گرت،183:1382).
به رغم آن که میان جرائم مردان و زنان اختلاف فاحشی وجود دارد این عدم تناسب بر حسب زمان و مکان و طبع جرائم متفاوت است.از آمار رسمی احکام صادره در خصوص جرائم ابتکاری چنین بر می آید که زنان برای انواع جرائم محکومیت می یابند، اما در جمعیت مجرمان ، دو جنس مرد و زن به یک اندازه مشاهده نمی شوند.
پیناتل در تحقیقات خود در خصوص بزهکاری زنان به این نتیجه رسیده است که در جرائم علیه اشخاص؛ فعالیت های مجرمانه زنانه به مسموم کردن، سقط جنین و بچه کشی اختصاص دارد و در جرائم علیه اموال ، جیب بری، سرقت از فروشگاه ها و اخفای اموال مسروقه از جرائم اختصاصی زنان اند؛ هر


دیدگاهتان را بنویسید