دانلود پایان نامه

مسئولیت جزائی اطفال در مراحل مختلف طفولیت و امتیازات هر دوره
قبلاً این نکته یادآوری می شود که در گذشته پایان دوره طفولیت را بلوغ ذکر کردیم و همین طور بیان شد که در قوانین جزائی اغلب کشورها، سن بخصوصی را به عنوان سن بلوغ و مسئولیت تعیین کرده اند که با بلوغ واقعی اطفال فاصله دارد. بنابراین ممکن است، طفل به مرحله بلوغ رسیده باشد، اما هنوز از نظر قوانین وضعی غیر بالغ محسوب شود که در نتیجه، درجه مسئولیت او با درجه مسئولیت افراد بالغ تفاوت خواهد داشت.
ملاک مسئولیت کامل ، بلوغ اطفال قرار داده شده است. اما اگر به قوانین وضعی کشورها نیز اشاره شود، به ناچار درجات مسئولیت مقرر در آن قوانین ذکر خواهد شد که شامل افراد زیر سن تعیین شده اعم از بالغ واقعی و غیر بالغ می باشد و هدف از ذکر آن بیان درجه مسئولیت اطفال در مراحل مختلف و قبل از سن مقرر می باشد. توضیح اینکه طبق آن قوانین افراد در آن سن بخصوص بالغ محسوب می شوند. هر چند قبل از آن به بلوغ واقعی رسیده باشند بنابراین اگر فرد هفده ساله ای طبق قانون، از مسئولیت جزائی کامل مبری باشد بدین دلیل است که او را غیر بالغ می دانند مگر ادعای خلافی بشود که براساس ادله مورد قبول، قابل اثبات خواهد بود. گفته شد که دوران طفولیت عمدتاً به دو مرحله عدم تمیز و تمیز تقسیم می شود و مرحله تمیز نیز خود به دو مرحله تمیز ناقص و تمیز کامل، قسمت می شود و همه آنها غیر بالغ تلقی می شوند. اینک بشرح مسئولیت جزائی اطفال در مراحل مختلف مذکور پرداخته می شود در پایان این مبحث به مسئولیت جزایی اطفال در مقابل اجتماع اشاره می شود.
الف) مسئولیت جزائی اطفال غیر ممیز
در مورد سن تمیز گفته شد که معمولاً سن تمیز را هفت سالگی تعیین می کنند بنابراین اطفالی که کمتر از هفت سال دارند غیر ممیز خواهند بود ، این افراد از مسئولیت جزائی به طور کلی معاف هستند. در اولین دوره کودکی ، چون طفل قادر به درک و تشخیص خوب و بد اعمال و رفتارش نیست ، آن را دوره عدم تمیز و کودک را غیر ممیز می نامند که به طور کلی از مسئولیت کیفری مبری است. در این مرحله اطفال توانایی درک ماهیت افعال خود را ندارند. درالموسوعه الجنائیه می نویسد: الدورالاول: الاحداث الذین لم یبلغوا من العمرسبع سنین ففی هذا الدور یکون الطفل صغیرا «جدا» و یفترض عدم قدرته علی فهم ماهیه العمل الجنائی و عواقبه1.
بطور کلی باید گفت، کودکان در این مرحله از طفولیت، قادر به ارتکاب اعمال مجرمانه نمی باشند، زیرا توانائی این را ندارند که بین اعمال خوب و بد و اعمال مجاز و ممنوع تفاوت قایل شوند، بنابراین حتی نمی توانند ارتکاب عمل خلاف قانون را قصد کنند، فعلاً از اینکه نتایج اعمال مجرمانه خود را پیش بینی کنند مبری بودن اطفال در این مرحله هم شامل مسئولیت جزایی و هم مسئولیت تادیبی خواهد بود و به هیچ وجه مورذ مواخذه قرار نگرفته و حتی تادیبی نیز برایشان نخواهد بود زیرا درک اینکه چه کاری را کرده اند، ندارند. در التشریع الجنائی آمده است فاذا ارتکب الصغیرایه جریمه قبل بلوغه السابعه فلایعا قب علیها جنائیاً و لاتادیبیاً فهو لایحد اذا ارتکب جریمه توجب الحد و لا یقتص منه اذا قتل غیره و جرح و لایعزر2.
عده ای دوره طفولیت را از نظر توجه مسئولیت، به دو دوره عدم مسئولیت و صغر جزائی تقسیم کرده اند که دوره عدم مسئولیت همان دوره عدم تمیز است که از لحاظ فقدان کامل قوه ممیزه اساساً مسئولیت جزائی متوجه طفل نمی شود زیرا بدیهی است برای اینکه بتوان مرتکب را جزائاً مسئول دانست، بایستی ساختمان بدنی و فکری او بحد کمال رسیده باشند و قوای روحی او سالم بوده باشد.3
بنابراین اطفال در این مرحله از معافیت کامل مسئولیت جزائی برخوردار هستند.
لازم به ذکر است که معافیت از مسئولیت جزائی ، در این مرحله شامل مسئولیت مدنی نخواهد بود و آنها مسئول جبران هر گونه خسارت وارده از طرف خود خواهند بود. هزینه جبران خسارت نیز از مال خود آنان و توسط اولیایشان پرداخت خواهد شد.
ب) مسئولیت جزائی اطفال ممیـز
اینگونه اطفال مابین سن تمیز و سن بلوغ قرار دارند و مدت این مرحله بستگی به این دارد که سن تمیز و سن بلوغ را چه سنی قرار دهند. در قوانین و مقررات جزائی کشورهای مختلف، سن بلوغ و آغاز مسئولیت کامل متفاوت می باشد. ولی بهر حال این مرحله، مرحله تمیز خوانده می شود و اطفال مشمول این مرحله ممیز غیر بالغ خواهند بود، این دوره زمانی است که نیروی عقلانی و درک کودک رشد پیدا کرده و او با درک و حسن قبح اعمال و رفتار و تشخیص سود و زیان در آستانه بلوغ قرار می گیرد، لذا او را ممیز می نامند کودک ممیز را صاحب نظران و قانون گذاران ، با رعایت شرایطی از نظر کیفی مسئول می شناسند1.
می توانیم نوع مسئولیت را دراین مرحله مسئولیت نسبی بدانیم توضیحاً اینکه طفل ممیز از طرفی دارای قوه ممیزه می باشد و توانایی و فهم و درک ماهیت اعمال خود را دارد بنابراین یکی از شرایط تحمل مسئولیت جزائی را که ادراک ، یا تمییز می باشد داراست. اما از طرف دیگر یکی از شروط عامه تکلیف یعنی بلوغ را فاقد است و قوه ممیزه را نیز بطور کامل و متناسب با دوران بلوغ دار نمی باشد لذا نمی توان او را به طور کامل مسئول جزائی اعمال ارتکابی خود دانست ، بنابراین با جمع این دو ویژگی می توان طفل ممیز را از نظر جزایی بطور نسبی مسئول دانست ، تفاوت این مرحله با مراحل ماقبل و مابعد آن چنین خواهد بود که در مرحله ماقبل، طفل بطور کامل از مسئولیت جزائی مبری بود ، زیرا قدرت فهم عمل مجرمانه را نداشت ولی در این مرحله این قدرت و توانائی را کسب کرده است و در مرحله مابعد، طفل به دوران بلوغ رسیده است و دارای مسئولیت جزائی کامل خواهد بود ، بنابراین در این مرحله، مسئولیت جزائی او بطور نسبی و به عبارت دیگر مشفه خواهد بود و در این مرحله به مقتضای مسئولیت جزائی نسبی، مجازاتی از نوع تادیب، تنبیه، نسبت به طفل ممیز، اعمال می گردد و میزان آن در هر قانونی بستگی به اهداف مورد نظر قانون گذار و میزان توجه به اصلاح مجرمین بزهکار خواهد داشت و ما به مجازات های تادیبی پیش بینی شده در قوانین مختلف ایران و نیز بعضی از کشورهای مختلف و هم چنین به نواع تصمیمات دادگاه اطفال در مبحث مربوط به تادیب اطفال، اشاره خواهیم کرد. این تأدیب به تبع وجود مسئولیت جزائی نسبی می باشد چنانکه در مرحله عدم تمیز که طفل مسئولیتی از نظر جزائی نداشت، تادیب و تنبیهی نیز اعمال نمی شد. در این مرحله هر چند طفل با محظورات قانونی تا حدودی آشنایی دارد و توانایی قصد ارتکاب عمل خلاف را نیز دارد، اما اغلب از پیش بینی نتایج آن عاجز می باشد و از نظر تربیت و نیز تجربه به مرحله ای نرسیده است که به طور کامل به اوامر و نواهی قانون گذار آشنا شود بنابراین قواعد مربوط به مسئولیت جزائی مندرج در مجموعه قوانین نیز نمی تواند به طور کامل شامل او گردد، لهذا السبب فان کل الشرایع اجمعت علی تخفیف و طاه العقوبه المنصوص عنها فی القانون لمثل اولئک المذنبین او علی الفص عن عقوبات من اجلهم یستعاض بها عن العقوبات الاعتیادیه1. به جهت اینکه اطفال ممیز از مسئولیت جزائی کامل برخوردار نیستند، لذا از نظر داشتن محاکمه اختصاصی طریقه رسیدگی، طرز اجرای مجازات تأدیبی و محل نگهداری امتیازاتی دارند که در قوانین مختلف ذکر شده و در مبحث مربوطه بیان خواهد شد.
از مسئولین جزائی مبری بوده و به طبع مجازاتی نیز نخواهند داشت. ملاحظه می شود که از قوه ممیزه اطفال و سن تمیز آنان سختی به میان نیامده است. گویا تاثیری در میزان مسئولیت اطفال ندارد. در حالیکه قوانین جزائی اسلام به قوه ممیزه اطفال توجه دارد و به صراحت اطفال را به دو دسته ممیز و غیر ممیز تقسیم می کند که در مبحث بعد بیان خواهد شد.
در تبصره 3 این ماده آمده است: در جرایم مهم هرگاه برای تربیت اطفال بزهکار تنبیه بدنی آنان ضرورت پیدا کند. تنبیه بایستی به کیفیتی باشد که دیه به آن تعلق نگیرد. در این جا منظور از جرایم مهم روشن نبوده و مرز تفکیک جرایم مهم و غیرمهم ، با توجه به نسخ تقسیم بندی سابق مجازات براساس جنایت جنحه و خلاف ، معلوم نمی باشد. حال نمی دانیم اگر طفل ممیزی که از آن صحبت نشده است مرتکب جرم غیرمهمی که ملاک تشخیص اهمیت نیز روشن نمی باشد گردد. مستحق تنبیه بدنی خواهد بود به عبارت دیگر دارای مسئولیت جزایی نسبی و مسئولیت تادیبی می باشد یا خیر. از طرفی بر طبق اصول و قواعدی که قانونگذار با توجه به آنها به وضع قوانین مبادرت ورزیده است اطفال ممیز دارای مسئولیت نسبی بوده و مستحق مجازات تادیبی می باشند و از طرف دیگر در متن مواد قانونی، مطلبی در این مورد بیان نشده است و اصولاً طبق تبصره 3 این ماده می توان در جرایم مهم، نسبت به اطفال غیرممیز تنبیه بدنی اعمال کرده در صورتیکه آنان فاقد قوه ادراک و تمیز بوده و از محظورات قانونی و امر و نهی ان ، بدون اطلاع بوده و اساساً توانائی درک ماهیت اعمال خود و تفاوت خوب و بد را ندارند. در ماده 26 می گوید: تربیت آن به نظر دادگاه به عهده سرپرست اطفال و عندالاقتضاء کانون اصلاح و تربیت می باشد.
در تبصره 2 ماده 26 می گوید: چنانچه غیربالغ مرتکب قتل و ضرب و جرح شود، عاقله ضامن است، ضمانت عاقله از اختصاصات قوانین جزائی اسلام می باشد که در مبحث شرایط تحقق مسئولیت از عمل دیگری بیان خواهد شد. در انتهای این قوانین به مسئله تمیز اطفال توجه شده است. به عبارت دیگر طبق این قوانین اطفال را می توان به دو دسته ممیز و غیرممیز تقسیم کرد که مورد مسئولیت جزائی آنان با یکدیگر متفاوت می باشد. مجازاتهای تادیبی نیز نسبت به اطفال غیرممیز اعمال نشده و نسبت به اطفال ممیز اعمال می گردد. این توجه به قوه ممیزه می رساند که قانونگذار ایرانی ، مسئله تمیز را از بلوغ جدا کرده و برای اطفال غیربالغ ، قوه ممیزه را قائل است و توجه دارد که عده ای از اطفال غیربالغ فاقد قوه فهم و درک نسبت به اعمال خود بوده و عده ای دیگر این توانایی فهم را دارند و از شعور بیشتری نسبت به افراد دسته قبل برخوردار می باشند. نکته دوم با توجه به اینکه قانونگذار در رابطه با مجازات اطفال بزهکار رویه خفیف را در پیش گرفته است و در پاره ای از مواقع ماهیت جرم ارتکابی تغییر می یابد. در مواردی که خود قانون ، مجازات جرم بخصوصی را در شرایط خاصی تخفیف داده است ، با توجه به ماهیت جرم و مجازات تعیین شده نوع جرم ارتکابی هم ممکن است تغییر پیدا کند1.
در رابطه با اطفال نیز به علت عدم وجود بلوغ در آنان که از شرایط تحمل مسئولیت جزائی کامل
می باشد. قانونگذار مجازات تادیبی خاصی را برای جرایم در نظر گرفته است که خفیفتر از مجازات تعیین شده برای مرتکبین بالغ آن می باشد (جنایت را در دادگاه جنحه محاکمه می شوند طبق مجازات عمومی مصوب 1304).
با توجه به اینکه مدت مرحله تمیز بستگی به این دارد که چه سنی برای سن بلوغ تعیین شده باش. در مواقعی که این فاصله تا حدودی طولانی باشد، تقسیم بندی دیگری رایج شده و آن تقسیم این مرحله به دو دوره تمیز ناقص و تمیز کامل می باشد. البته عده ای ، تمام دوران تمیز را تمیز کامل نامیده و معتقدند که در دوران بلوغ تغییر اساسی و موثر در مسولیت جزائی در قوه ممیزه طفل ایجاد نمی شود و تنها به مرحله بلوغ می رسد. احتمالاً این افراد ، دوران بلوغ واقعی را مدنظر داشته اند و الا پس از آغاز دوران بلوغ در قوه ممیزه انسان هم تحولاتی در جهت کمال رخ می دهد ولی قبل از دوران بلوغ واقعی و در مرحله تمیز، قوه ممیزه شکل نسبتاً «ثابتی داشته و تغییرات آن اندک می باشد. گروهی دیگر این نظر را رد کرده و متقابلا» تمام مرحله تمیز را ، تمیز ناقص نامیده ومعتقدند که هرگاه طفل به مرحله بلوغ برسد ، قوه ممیزه او نیز کامل شده و به مرحله تمیز کامل یا ادراک کامل خواهد رسید از جمله استاد عبدالقادرعوده، مرحله تمیز را مرحله ادراک ضعیف نامیده است2. در مبادی العامه در رابطه با علت تشریع مسئولیت نسبی برای اطفال در دوره تمیز آمده است: ان الشارع یعتبره، رغم بلوغه سن التمیز، ناقص الاهلیه لان تمییزه ما زال ناقصا «فهوفی حاجه الی فتره من الوقت حتی یبلغ سناً» معینه یتوا مزله ببلو غها التمییز الکامل و یغدو بذلک اهلا» للمسوولیه الجزائیه الکامله3.
به هرحال تقسیم بندی مذکور وجود دارد و مرحله تمیز را به دو مرحله تمیز ناقص و کامل تقسیم
می کنند و برای هر مرحله فاصله سنی خاصی را معین می نمایند و به تبع آن ، نوع مسئولیت را نیز مختلف دانسته و مجازات های تادیبی متفاوتی را برای هر مرحله قائل هستند. در مرحله تمیز ناقص نوع مسئولیت، مسئولیت مخففه خواهد بود و مجازات تأدیبی خفیف تری در مقایسه با دوره بعد، نسبت به اطفال اعمال میگردد و در مرحله تمیز کامل نوع مسئولیت ، نسبی بوده و مجازات تأدیبی اطفال شدیدتر از دوره قبل می باشد. هر چند که نسبت به مجازات افراد بالغ سبکتر است. علت این تقسیم بندی را چنین ذکر کرده اند که قوه ممیزه اطفال در این فاصله سن تمیز و سن بلوغ مقرر، یکسان نبوده و مراحل رشد خود را طی می کند و طبیعی است که نوع مسئولیت در هر مرحله از رشد قوه ممیزه و نتیجتاً نوع مجازات تادیبی نیز باید متفاوت باشد. در این مرحله نیز اطفال ممیز از مسئولیت مدنی معاف نبوده و خسارت باید جبران شود.
ج) مسئولیت جزائی اطفال در مرحله بلوغ
اطفالی که به مرحله بلوغ میرسند، هم قوه ممیز را بطور تام دارا می باشد و هم شرط بلوغ را دارا هستند بنابراین منعی برای مسئولیت کامل آنان وجود ندارد. آنان اگر مرتکب اعمال مجرمانه شوند ، دارای مسئولیت جزائی کامل خواهند بود و مانند افراد بزرگسال به مجازات مقرر در قوانین جزائی محکوم خواهند شد. از امتیازات مراحل قبل برخوردار نیستند و محاکمه آنان نیز در محاکم ویژه افراد بالغ و بزرگسال انجام می شود. هیچگونه تبرئه یا تخفیفی غیر از موارد مقرر در قانون، شامل حال آنان نخواهد شد. جامعه رفتاری همانند رفتار با افراد بالغ بزرگ با آنان خواهد داشت و باید تکالیف قانونی و اخلاقی خود را به نحو مطلوب به انجام برساند و این یکی از دلایل پیچیده بودن مرحله بلوغ می باشد که قبلاً ذکر شد. آنان در این مرحله، نیاز به پشتیبان دارند و لازم است افراد ذیربط از جمله والدین و مربیان در تربیت و هدایت صحیح آنان کوشا باشند تا در اثر فشارهای روانی حاصل از ورود به مرحله بلوغ، به گرداب بزهکاری کشیده نشوند. این که آغاز مسئولیت جزائی کامل را مرحله بلوغ دانستیم، اعم است از اینکه سن بلوغ را سن بلوغ واقعی و متعارف که اطفال به مرحله بلوغ خود می رسند، بدانیم یا اینکه سن بخصوصی را به عنوان سن بلوغ در قوانین مقرر نمایند. در هر حال با رسیدن به سن بلوغ، مرحله دارا بودن مسئولیت جزائی کامل شروع میشود. در این مرحله مسئولیت تادیبی وجود ندارد و مسئولیت جزائی جایگزین آن میشود و مجازات هر نوع جرمی نسبت به وی اعلام میگردد. و مهمایکن الحال فاذا بلغ الصبی هذه المرحله (بلوغ) من عمره تتکامل مسئولیا ته و یصبح کیفره ممن بلغوا الثلاثین و الاکثر، و لم یعد عامل السن یصلح لان یکون مانعا من عقوبته مهما کان نوعها1.
در این مرحله نیز افراد بالغ دارای مسئولیت مدنی بوده و ضامن خساراتی هستند که وارد نموده اند- تفاوتی که از این لحاظ با مراحل قبل دارند در این است که در مراحل قبل اولیاء آنان از مال اطفال، خسارت را جبران کرده و هزینه آن را میپرداختند اما در این مرحله اگر رشد افراد بالغ ثابت شود باید خودشان خسارت را جبران نمایند والا همانند مراحل قبل عمل می شود.
نکته دیگر که باید بیان شود این است که برای اینکه بدانیم فرد مرتکب جرم در چه مرحله ای اعم از عدم تمیز، تمیز و بلوغ قرار دارد تا مسئولیت جزائی متناسب با آن تعیین شود، باید بدانیم که جرم ارتکابی در چه زمانی اتفاق افتاده است،بنابراین ملاک تعئین درجه مسئولیت، زمان ارتکاب جرم می باشد. و زمان رسیدگی به دعوی یا صدور حکم ملاک عمل نمی باشد. اگر طفلی در آستانه سن تمیز مرتکب جرمی شود ولی در زمان رسیدگی به سن تمیز رسیده و طفل ممیز محسوب شود، از مسئولیت جزائی بطور کامل مبری خواهد بود و تادیبی هم نخواهد داشت و اگر قبل ازسن بلوغ مرتکب جرمی شود دارای مسئولیت جزائی نسبی و متحمل مجازات تادیبی متناسب با آن خواهد بود. هر چند که در مرحله دادرسی و یا صدور حکم، بالغ باشد.

مطلب مرتبط :   ترسیم نظام اجتماعی مدینه النبی بر اساس عدالت اجتماعی

دسته بندی : علمی