دانلود پایان نامه

یکی از موضوع های مهم در توسعه پایدار که طی سالهای اخیر، جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده، توسعه پایدار شهری است که برخی آن را الگوواره نوین و مسلطی در برنامه ریزی شهری معاصر می دانند(رازدشت، ع. و همکاران، 1391). اهمیت و جایگاه شهرها در توسعه پایدار به حدی است که برخی از صاحب نظران توسعه پایدار شهری را شاه کلید پایداری جهانی می دانند. به نظر پیتر هال (1993) توسعه پایدار شهری، شکلی از توسعه امروزی است که توان توسعهی مداوم شهرها و جوامع شهری نسل‌های آینده را تضمین می‌کند. هدف توسعهی پایدار شهری باید ایجاد شهری سالم و مردمی با منابع غنی باشد. یعنی نه تنها از لحاظ فرم شهری و میزان دسترسی قابل قبول انرژی، بلکه از نظر نقش و کارکرد، شهر را به عنوان مکانی برای زندگی مد نظر داشته باشد. توسعهی پایدار شهری، الگوی پایدار سکونتگاه‌ها، الگوی مؤثر حمل‌ونقل در زمینه‌ی مصرف سوخت و نیز شهر را در سلسله‌مراتب ناحیه‌ی شهری بررسی می‌کند، زیرا ایجاد شهر را فقط برای لذت شهرنشینان می‌داند. به دنبال رواج پارادایم توسعه پایدار شهری، این الگو در زمینه های مختلف مسائل شهری کاربست پیدا نمود و در قالب ترکیباتی چون پایداری زیست محیطی، پایداری اقتصادی، پایداری اجتماعی، پایداری کالبدی و … نمود پیدا کرد. در این راستا مفهوم پایداری در چارچوب مبحث پایداری شهرهای کوچک، نیز به دنبال تعادل و پوپایی این سکونتگاه‌های کوچک در ارتباط با ساختارهای طبیعی- اکولوژیکی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و کالبدی- فضایی است، به طوری که متضمن پایداری سکونتگاه در روندهای مکانی- زمانی می گردد(ر. ش به Bossel, 1999: 24, Taleshia & et.al.,2012) پس می‌توان آن را فرآیندی از تغییر و تحولات، با هدف بهبود و ارتقای کمی و کیفی سطح زندگی جامعه‌ی ساکن در آن دانست؛ فرآیندی که به ایجاد تعادل و توازن زیستی میان فضای شهری و حوزهی نفوذ آن می‌انجامد. علاوه بر این، پایداری این شهرها به ظرفیت بازتولید آن‌ها در طول زمان در ابعاد مختلف طبیعی، اجتماعی و اقتصادی بستگی دارد و به میزان زیادی بر پایه‌ی انعطاف‌پذیری، مشارکت، انسجام اجتماعی و تنوع اقتصادی است.
از طرفی دیگر توسعهی پایدار شهری امروزه به عنوان مفهومی بسط یافته و نهادینه شده، چارچوب کلی تحلیل وضعیت شهرها را در اختیار قرار می دهد. بررسی مطالعات مختلف نشان می‌دهد که این رویکرد توانمندی‌های بسیار زیادی در زمینهی شناخت وضعیت و مسائل پیش روی شهرها دارد. سکونتگاه‌های شهری به عنوان نظام‌های جغرافیایی، متأثر از عوامل و نیروهای فضاساز در یک فرآیند زمانی- مکانی به وجود آمده و همواره تحت تأثیر فرآیندهای درونی و بیرونی (اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، محیطی- کولوژیکی) در حال تغییر و تحول بوده‌اند. در این میان، اگر پذیرفته ایم که شهرهای کوچک هم به عنوان حلقه حیاتی و تفکیک ناپذیری از نظام سکونتگاهی در سطوح ملی، منطقه ای و محلی و متشکل از اجزاء مرتبط به هم هستند که توسعه پایدار آنها، منجر به توسعه پایدار محلی و منطقه ای خواهد شد، لازم است بپذیریم که صرف تبدیل نقاط روستایی به شهر کوچک، فرایندی توسعه ای نیست، بلکه توسعه پایدار شهرهای کوچک، فرایندی مهم ورویکردی اساسی است که ضرورت و چارچوب اصلی مطالعه حاضر را شکل داده است. این گروه از شهرها، متأثر از موقعیت و جایگاه مکانی- فضایی خود در هر استان و نحوه ی تعاملات یا ارتباطات (درونی و بیرونی) خود در گذر زمان، همواره دستخوش تحولاتی شده اند.
هرچند روند شکل‌گیری و نحوهی تکوین ساختاری -عملکردی این‌گونه از شهرها، در گذشته به صورت تدریجی بوده است، در دهه‌های اخیر سازمان‌یابی فضایی و عملکرد نظام سکونتگاهی این شهرها از یک طرف متأثر از تحولات اقتصادی، اجتماعی در نظام جهانی بوده و از طرف دیگر متأثر از سیاست‌ها و برنامه‌های دولت و سازمان‌های مختلف که برای توسعۀ آن‌ها اتخاذ و اجرا گردیده، دست‌خوش تغییر و تحولات زیادی شده است. اما وجود مسائل و مشکلات موجود در این شهرها نشان از عدم تحقق مشخصه های پایداری در درون آنها دارد. عدم توجه به نقش و اهمیت شهرهای کوچک و عدم شناخت صحیح جایگاه و پایگاه این شهرها باعث شده است که امروزه سرمایه گذاری های مربوط به آنها بسیار کم صورت پذیرد که این خود مشکلات عدیده ایی بویژه ناپایداری این سکونتگاهها را به دنبال داشته است(حاجی علیزاده، 1380: 7). از سوی دیگر بررسی های سازمان ملل نشان می دهد که ساکنان شهرهای کوچک، بخصوص در کشورهای در حال توسعه در اکثریت مناطق در دسترسی به خدمات اساسی به طور گسترده ای در شرایط ناعادلانه و نابرابری قرار دارند. مطالعه آکادمی علوم ملی آمریکا در بیش از 9 کشور نمونه، آشکار ساخت که ساکنان شهرهای کوچکتر نسبت به ساکنان شهرهای متوسط و بزرگ در تهیه و تدارک آب لوله کشی، دفع ضایعات و مواد زائد، برق و مدرسه از وضعیت نامناسبی برخوردار بوده اند. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد نرخ فقر نیز در شهرهای کوچکتر بالا است. زمانیکه نقش شهرهای کوچک و متوسط را در اسکان رشد جمعیت آینده مورد توجه قرار دهیم، روشن است که نیازهای ساکنان این شهرها و بهبود کیفیت محیط زیست آنها به سرعت باید مورد توجه قرار گیرد(cohen,2005: 11).
بنابر برآوردهای سازمان ملل، در آینده قابل پیش بینی بیشترین نرخ رشد شهرنشینی در شهرهای کوچک اندام روی خواهد داد(همان منبع). از این رو، شناخت و تدوین استراتژی هایی برای توسعه پایدار این شهرها اجتناب ناپذیر خواهد بود. ضمن اینکه توسعه پایدار شهرهای کوچک، بسترساز و سنگ بنای تحقق توسعه پایدار در شهرهای میانی و بزرگ خواهد بود؛ چرا که پایداری توسعه در شهرهای کوچک می تواند مسائل عدم توازن در نظام اسکان شهری را تعدیل نماید. لذا اهمیت و ضرورت پایداری شهرهای کوچک را می توان اینگونه بیان کرد که: پایداری توسعه در ساختار درونی شهرهای کوچک تضمین کننده پایداری توسعه در سطوح پایین نظام سکونتگاهی(روستاها و روستا-شهرها) و سطوح بالای این نظام(شهرهای میانی و بزرگ) است.
از طرفی دیگر مطالعه و بررسی محققان در کشورهای مختلف جهان نشان می دهد که شهرهای کوچک یکی از موفق ترین نمونه های سکونتگاهی در زمینه تحقق توسعه پایدار می باشند. بسیاری از شهرهای کوچک در سطح جهانی، طی سال های اخیر رشد یافته اند و تقریباً از نظر زیست محیطی مناسب به نظر می رسند، چرا که محیط زیست نیمه روستایی و کوچک مقیاس با اقتصاد و شرایط اجتماعی رو به رشد و همراه با خدمات کافی زمینه را برای تحقق درجه بالایی از خود اتکایی و خود گردانی ایجاد می کنند(فنی،1382 :48). توسعه شهرهای کوچک روش مناسبی برای توسعه فضایی و ایجاد رشد اقتصادی و تعادل اجتماعی است و می تواند به عنوان شقی در مقابل رشد شهرهای بزرگ عمل نماید(ضرابی، 1378: 10). ولی به نظر می رسد چنین رشد و توسعه ای در صورتی شکل خواهد گرفت که خود این شهرها از درون خود دچار مشکلات شهرهای بزرگ در مقیاس خرد نباشند و فضای مناسب را برای نسل کنونی و آینده فراهم سازند. لیکن در سطح ملی آنچه بیش از هر مسئله دیگر در ارتباط با این شهرها باید مد نظر قرار گیرد توجه به عدالت و برابری بر اساس شاخص ها و ابعاد محیطی، اجتماعی-اقتصادی و کالبدی از نظرگاه توسعه پایدار شهری می باشد. بنابراین با توجه به افزایش شهرهای کوچک و گسترش آن ها، منطقی است که یک برنامه ریزی توسعه همه جانبه و متناسب با آن شهر برای آن ها پیش بینی شود. برنامه ای که به همه ابعاد زیست محیطی، کالبدی، اقتصادی، اجتماعی شهر توجه داشته باشد. شهرهای کوچک امروزی پایه گذار شهرهای بزرگ آینده خواهند بود که با پذیرش کارکردهای جدید و توسعه کارکردهای فعلی و گسترش فیزیکی در صورت عدم برنامه ریزی مناسب، به شهرهای بزرگ تر با مشکلات و محدودیت های گوناگون تبدیل می شوند. از این رو برنامه ریزی توسعه پایدار برای شهرهای کوچک به عنوان یک رویکرد جدید در حیطه مطالعات شهری وارد شده است، ولی بحث مهمی که مطرح می شود این است که توسعه پایدار این سکونت گاهها با کدام فاکتورها محقق می شود؟(نادری، 1387: 3). آنچه گفته شد لزوم توجه به شهرهای کوچک را در فرایند دستیابی به توسعه پایدار در این شهرها بیان می کنند.
این رساله بر شناخت و تبیین روند تحولات توسعه در ساختار درونی شهرهای کوچک که بطور مستقیم بر توسعه و فضای محلی آنها نیز تاثیرگذارست، متمرکز شده است و از نتایج اولیه آن، نبود پایداری و وجود چالش های عمده اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و محیطی در دستیابی به توسعه پایدار شهری در این شهرهاست؛ از این رو، مطالعه شناختی-تبیینی حاضر، با مروری نقادانه بر همه دیدگاهها و نظریه های مرتبط با ارزیابی پایداری شهرهای کوچک، به بسط مفهومی-کارکردی اهمیت و جایگاه این گروه از شهرها در پایداری اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و اکولوژیکی ساختار درونی و بیرونی آنها در سطوح منطقه و محلی کمک خواهد کرد.
به این ترتیب، یکی از مسائل مهم و بنیادی در تعمیق و بسط حوزه علمی و سیاست گذاری توسعه محلی-منطقه ای موضوع پایداری توسعه در مناطق محتلف کشور و از جمله استان مورد مطالعه، تحلیل و تبیین سطح پایداری ساختار درونی سکونتگاههای کوچک شهری که بیشترین تعداد و گستردگی پهنه ای را در سطح استان مازندران دارند و ارزیابی عوامل موثر بر آنها بوده است؛ موضوعی که تا به حال کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
استان مازندران با وسعت حدود، 4/23756 کیلومتر مربع معادل5/1 درصدمساحت کشور را به خود اختصاص داده است. این استان در سال 1390 دارای 19 شهرستان، 53 مرکز شهری، 46 بخش، 112 دهستان و 3138 آبادی دارای سکنه بوده است. تراکم نسبی در استان 4/129 نفر در هر کیلومتر بوده است. بر اساس نتایج آخرین سرشماری(1390) 7/54 در صد جمعیت استان در شهرها و 3/45 درصد جمعیت در روستاها ساکن بوده اند. از لحاظ توزیع فضایی شهرها از 53 نقطه شهری در سطح استان، 46 شهر جمعیتی کمتر از 50 هزار نفر دارند(جدول1-1). به عبارتی دیگر 86.7 درصد از شهرهای استان مازندران در گروه شهرهای کمتر از 50 هزار نفر قرار دارند که از این نظر با شرایط ملی(87.1 درصد کشور) همخوانی قابل توجهی دارند(جدول1-2).
جدول1-1 طبقه بندی تعداد شهرهای استان در طبقات مختلف جمعیتی طی سالهای 1390-1365
سال کمتر از 10000 نفر 10 تا 25هزار 25 تا 50 هزار 50 تا 100هزار 100هزار و بیشتر
1365 17 8 5 1 4
1375 29 8 7 1 4
1385 28 8 9 2 4
1390 27 9 9 3 4
منبع: مرکز آمار ایران، سرشماری سالهای 1390-1365
جدول1-2: چگونگی توزیع شهرهای کوچک کل کشور و استان مازندران در سال1390(به درصد)
شرح
مکان شهرهای کمتر از 50 هزار نفر
درصد تعداد شهرها درصد میزان جمعیت
کل کشور 87.1 21.2
استان مازندران 86.7 38
اما آنچه که در ارتباط با این شهرها در سطح استان قابل توجه است، درصد جمعیت شهری ساکن در این شهرهاست. آمارها حاکی این است که شهرهای کوچک استان با وجود اینکه سهم بالایی از شمار شهرهای استان را به خود اختصاص داده اند، اما فقط 38 درصد جمعیت شهری آن را در خود نگه داشته اند و62 درصد از جمعیت شهری تنها در شش شهر قرار دارند. این شرایط نشان می دهد که توزیع جمعیت در گروه های شهری در طول دهه های گذشته در سلسله مراتب شهری استان به ضرر شهرهای کم جمعیت و کوچک بوده و جایگاه آنها را به رغم افزایش چشمگیر تعداد آنها تضعیف کرده است. وجود مسائل و مشکلاتی در حوزه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی از جمله مواردی است که بیانگر ناپایداری این شهرهاست. بخشی از مسائل و پیامدهای ناشی از ناپایداری شهرهای کوچک استان عبارتند از:

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق با موضوع یادگیری اجتماعی

دسته بندی : علمی