دانلود پایان نامه

9ـ فجاءَ ذاکَ الفأرُ فی الأَثناءِ و قال: عاشَ القِطُّ فی هَناءِ ترجمه ـ در این هنگام آن موش از راه رسید و گفت: گربه به خوشی زندگانی کناد.
10ـ رأیتَ فی الشِّدِّهِ مِنْ إخلاصی ما کانَ مِنها سَبَبَ الخَلاصِ
ترجمه ـ در آن گرفتاری و درماندگی، اخلاص مرا که باعث رهایی[تو] شد مشاهده کردی.
11ـ و قَدْ أَتَیْتُ أَطلبُ الأَمانا فَامْنُنْ بِه لِمَعشَری إحسانا
ترجمه ـ و اکنون آمدهام تا [از تو] امان بخواهم؛ پس با نکویی بر قبیلۀ من مِنَّت بگذار.
12ـ فقال: حقّاً هذهِ کَرامه غَنیمهٌ و قَبلَها سَلامَه
ترجمه ـ پس گربه گفت: به درستیکه این بزرگواری[تو] باارزش است و پیش از آن تو تندرست بودهای.
13ـ یَکفیکَ فَخراً یا کریمَ الشِّیمَه أًنَّکَ فأرُ الخِطبِ و الوَلیمَه
ترجمه ـ ای بزرگوار برای تو این افتخار کافی است که تو موش جشن و شادی و خوراک آن باشی.
14ـ و انْقَضَّ فی الحالِ عَلَی الضَّعیفِ یَأکُلُهُ بالمِلْحِ و الرَّغیفِ
ترجمه ـ و بیدرنگ بر سر آن بیچاره فرود آمد و او را با نان و نمک خورد.
15ـ فَقُلْتُ فی المَقامِ قَولاً شاعا «مَنْ حَفِظَ الأَعداءَ یَوماً ضاعا»
ترجمه ـ و من(منظور خود شاعر است) اینجا سخن معروفی را گفتم: کسیکه از دشمنانش محافظت کند روزی[خودش] نابود خواهد شـد.

سُلَیْمَانُ وَ الهُدْهُدْ
سلیمان و هدهد
***
1ـ وَقَفَ الهُدْهُدُ فی با بِ سُلیمانَ بِذِلَّـــهْ ترجمه ـ هُدهُد با خواری بر در سرای سلیمان ایستاد.
2ـ قالَ : یا مولای ، کُنْ لی عِشَتی صارَتْ مُمَلَّهْ ترجمه ـ گفت: ای سرورم، آنِ من باش. آشیانهام دلگیر و ملالآور شده است.
3ـ مِتُّ مِنْ حَبَّــهِ بُـرٍّ أَحدَثَتْ فی الصَّدرِ غُلَّهْ ترجمه ـ از [خوردن] دانۀ گندمی که گلوگیرم میشود و بسیار تشنهام میکند، هلاک شدم.
4ـ لا مِیاهُ النِّیلِ تُروِیــــ ـها، و لا أَمواهُ دِجلَهْ ترجمه ـ [چنانکه] نه آبهای رود نیل و نه دجله سینهام را سیراب نمیکند.
5ـ و إذا دامَتْ قَلیلاً قَتَلَتْنِی شَـرَّ قَتْلَــهْ ترجمه ـ و اگر [این تشنگی] اندکی ادامه پیدا کند، مرا به به بدترین مرگی خواهد کشت.
6ـ فأشارَ السَّیدُ العا لی إلی مَنْ کانَ حَولَهْ: ترجمه ـ سپس آن سرور بلند مرتبه(سلیمان (ص) ) به کسانی که اطرافش بودند اشاره کرد. ( و چنین گفت: )
7ـ قَدْ جَنَی الهُدهُدُ ذَنْبَاً و أَتی فی اللُّؤم فِعلَهْ ترجمه ـ به راستی که هُدهُد مرتکب گناهی شد و کارش به فرومایگی انجامید.
8ـ تِلک نارُ الإثمِ فی الصَّد رِ ، و ذِی الشَّکوَی تَعِلَّهْ ترجمه ـ آن آتش گناه است که در سینه [برافروخته] است و این شاکی از آن شکایت میکند.
9ـ ما أرَی الحَبَّهَ إلاّ سُرِقَتْ مِنْ بَیتِ نَمْلَهْ ترجمه ـ دانهای نمیبینم مگر اینکه از لانۀ مورچه دزدیده شده است.

مطلب مرتبط :   ویژگی‌های فردی

دسته بندی : علمی