دانلود پایان نامه

همانگونه که اشاره شد، سابقه فعالیت های زنان در قامت یک جنبش اجتماعی به دوره انقلاب مشروطه باز می گردد. زمینه های مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان از سالهای پیش از انقلاب مشروطه فراهم شد، و با پیروزی انقلاب مشروطه زنان توانستند در قالب تشکیل انجمن ها، مدارس، نشریات و مشارکت در فعالیت های سیاسی، کنش جمعی خود را در قالب یک جنبش اجتماعی متبلور سازند. در خصوص شکل گیری و ظهور جنبش زنان می توان حداقل به سه زمینه اجتماعی اشاره کرد. نخستین مورد، مربوط به رشد و گسترش «جنبش بابی» در اوسط قرن دوازدهم است که نگرش های مثبتی را نسبت به جایگاه زنان در جامعه رواج می داد. پس از آن می توان به «نهضت تحریم تنباکو» در دوره ناصرالدین شاه اشاره کرد که زنان مشارکت فعالی در آن داشتند. و آخرین عاملی که زمینه ساز شکل گیری نخستین جرقه های جنبش زنان شد، ترویج اندیشه های برابری خواهانه و آزادی طلبانه ای بود که تحت تاثیر گفتمان تجددخواه مشروطه خواهان در جامعه ایران گسترش یافتند (آفاری، 1371: 64-66).
نخستین جرقه های ظهور جنبش زنان را می توان در مبارزات آنان همراه مردان، برای تشکیل نظام مشروطه ردیابی کرد. زنان، نقش برجسته ای در تظاهرات و تحصن های تابستان 1285 داشتند. به عنوان مثال، می توان به تحصنی که در حرم حضرت عبدالعظیم شکل گرفت، اشاره کرد که زنانِ بسیاری در آن حضور داشتند. در این تحصن بود که برای نخستین بار خواست تشکیل عدالت خانه مطرح شد (پایدار، 1379: 101). در واقع، حوادث انقلاب مشروطه فرصت مناسبی برای زنان فراهم کرد تا محیط تنگ خانه را ترک کنند و به خیابان ها بیایند (ساناساریان، 1384: 39). بنابراین، می توان گفت که فعالیت زنان در عرصه مشروطه خواهی، نشانه بارزی از اراده و تمایل آنان به «مشارکت سیاسی و مسئولیت پذیری اجتماعی» بود (خسروپناه، 1381: 49). بدین ترتیب، در سال های پس از پیروزی انقلاب مشروطه نیز، مسائل و مطالبات سیاسی، یکی از بخش های مهم فعالیت های زنان به شمار می آید. علاوه بر فعالیت های سیاسی زنان باید به تلاش های اجتماعی و فرهنگی آنها نیز اشاره داشت. در مجموع می توان، عمده فعالیت های جنبش زنان در این دوره را در چهار محور مورد بررسی قرار داد:
فعالیت های سیاسی
از جمله نخستین فعالیت های زنان در عرصه سیاسی پس از پیروزی انقلاب مشروطه، مربوط به حمایت و مشارکت آنها در تاسیس «بانک ملی ایران» است. زنان همراه با مردان به گردآوری سرمایه برای تاسیس این بانک پرداختند. بسیاری از آنها زیورآلات و اشیاء گرانقیمت خود را در اختیار دولت برای تاسیس این بانک قرار دادند. ماجرای سیاسی دیگری که زنان در آن نقش داشتند، فراخوان «تحریم کالاهای وارداتی» بود. بسیاری از مشروطه خواهان معتقد بودند که در حمایت از صنایع داخلی باید کالاهای وارداتی را تحریم کرد. زنان در شهرهای تهران و تبریز فعالیت های درخور توجهی در این خصوص داشتند. آنها بویژه در مورد استفاده از منسوجات داخلی بسیار جدی بودند (خسروپناه، 1381: 50-53 و آفاری، 1371: 69-71).
اما برجسته ترین فعالیت های سیاسی زنان مربوط به دوره ای است که محمدعلی شاه به مخالفت با نظام مشروطه پرداخت. مخالفت با متمم قانون اساسی، اولین کارشکنی محمدعلی شاه در انقلاب مشروطه به شمار می آید. در این مقطع زنان دوشادوش مردان حضور فعالی در تظاهرات اعتراضی نسبت به اقدامات محمدعلی شاه داشتند. «اتحادیه غیبی نسوان» از معدود انجمن های سیاسی زنان در آن دوره است که به نمایندگان مجلس اخطار داد هرچه سریعتر نسبت به تصویب متمم قانون اساسی اقدام کنند (خسروپناه، 1381: 265). در این قائله، سرانجام محمدعلی شاه مجبور شد که متمم قانون اساسی را به مهر سلطنت ممهور کند؛ اما در فاصله کوتاه یک ماه پس از آن، بر قدرت مخالفان مشروطه افزوده شد و اینبار شیخ فضل الله نوری که از مجتهدین به نام تهران بود نیز به صف مخالفان مشروطه پیوست. نتیجه این شد که در ابتدای تابستان 1287 کلنل لیاخوف قزاق به دستور محمدعلی شاه، مجلس را به توپ بست و بسیاری از آزادیخواهان و نمایندگان مجلس اعدام شدند (پایدار، 1379: 106).
پس از این واقعه و تعطیلی مجلس اول، موج اعتراضات مردمی سراسر ایران را در بر گرفت. مجاهدان مشروطه خواه در تبریز و رشت به همراه جمعی از کردها و بختیاری ها مبارزه ای مسلحانه را برای برگرداندن نظام مشروطه آغاز کردند. زنان نیز در جریان این اعتراض ها حضوری فعال و باور نکردنی داشتند. فعالیت های اصلی زنان در این دوره عبارت بودند از: مبارزه تبلیغاتی و افشاگری، حمایت مالی از مشروطه خواهان، و شرکت در مبارزه مسلحانه (خسروپناه، 1381: 65). زنان در لباس مردان و بطور مخفیانه وارد گروه های رزمنده می شدند و تنها زمانی که زخمی یا کشته می شدند هویت آنها مشخص می شد. چنانکه گزارش شده است در میان شهدای تبریز و رشت تعدادی از زنان نیز جزء مجاهدان بوده اند (آفاری، 1371: 83-84). سرانجام، مبارزات مشروطه خواهان باعث شد تا محمدعلی شاه از ایران فرار کند و مجدداً نظام مشروطه و مجلس شورای ملی (دور دوم) تشکیل گردد.
با وجود تشکیل مجلس دوم (در سال 1288)، بحران های تثبیت نظام مشروطه پایان نیافت. اینبار نوبت تهدیدات خارجی بود تا استقلال ملی ایران را به خطر اندازد. دولت روسیه در پائیز 1290 به دولت ایران اولتیماتوم داد که مورگان شوستر، مستشار امریکایی گمرک را اخراج کند، که در غیر این صورت به ایران حمله خواهد کرد. این اولتیماتوم موجی از اعتراضات مردمی را بر انگیخت. اما در این میان اعتراضات زنان واقعاً بی سابقه بود. به گفته مورگان شوستر، حدود 300 زن که اکثر آنها به تپانچه مسلح بودند به مجلس رفتند و به نمایندگان اخطار دادند که حق پذیرفتن اولتیماتوم روسها را ندارند (ساناساریان، 1384: 40 و آفاری، 1371: 89). همچنین، انجمن مخدرات وطن نیز در مخالفت با اولتیماتوم روسها فعالیت های اعتراضی متعددی داشت (پایدار، 1379: 112). اما نهایتاً، پس از کمتر از یک ماه، در حالیکه نیروهای روس تا نزدیکی قزوین پیش آمده بودند، طی یک کودتای داخلی دولت ایران اولتیماتوم روس ها را پذیرفت.
اما در کنار این حوادث، مسئله دیگری نیز در ارتباط با مشارکت سیاسی زنان در طول عمر کوتاه مجلس دوم روی داد. در مجلس دوم، هنگامی که اصلاح قانون انتخابات در دستور کار نمایندگان قرار گرفت، بحث هایی درباره حق رای زنان مطرح شد. وکیل الرعایا، از معدود نمایندگانی بود که به دفاع از حق رای زنان برخاست (آفاری، 1371: 88). اما مخالفت های فراوانی از جانب برخی نمایندگان همچون سید حسن مدرس انجام شد که در نهایت این بحث را بدون نتیجه پایان داد (خسروپناه، 1381: 127-128).
تاسیس مدارس دخترانه
«حق آموزش» را می توان اولین مطالبه جنبش زنان در ایران به شمار آورد. تا پیش از مشروطه، آموزش زنان مرسوم نبود. البته، در برخی موارد در مکتبخانه ها به دختران اجازه می دادند که تا سن 9 سالگی صرفاً خواندن قرآن را فراگیرند. همچنین، در برخی خانواده های متمول نیز، برای تربیت دختران، معلم خصوصی استخدام می شد. اما تاسیس مدرسه به صورت مدرن آن، مرهون تلاش ها و مبارزات پیگیر فعالان جنبش زنان است. مدافعان حقوق زنان با وجود مخالفت های فراوان سنت گرایان و روحانیون تلاش می کردند تا امر آموزش دختران را در جامعه ایران نهادینه کنند. نخستین مدارس دخترانه، عمر محدود به چند روز داشتند و توسط سنت گرایان تخریب می شدند، اما به تدریج مبارزات زنان نتیجه داد و آنها توانستند مدارس دخترانه را در جامعه ایران رواج دهند.
از نخستین مدرسه های دخترانه می توان به دبستان «ناموس» اشاره کرد که توسط طوبا آزموده در سال 1286 تاسیس شد. حسن رشدیه نیز از معدود مردانی بود که در حمایت از حق تحصیل زنان تلاش های بسیاری نمود. مدارس دیگری، همچون «دوشیزگان»، «تربیت نسوان»، و «ترقی بنات» نیز جزء اولین نمونه های تلاش های زنان در این دوره به شمار می آیند (ساناساریان، 1384: 69). در نتیجه تلاش های مستمر زنان، در سال 1290 تعداد مدارس دخترانه در تهران به 57 دبستان می رسید. و در سال 1292، این رقم به 62 دبستان افزایش یافت؛ البته به دلیل مشکلات مالی در سال های بعد تاحدودی تعداد مدارس ثابت ماندند اما بر تعداد دانشآموزان افزوده شد (خسروپناه، 1381: 203).
عمده ترین مشکل در زمینه آموزش زنان، ناشی از مخالفت سنت گرایان با تحصیل زنان بود. آنها آموزش را باعث فساد می دانستند و معتقد بودند زنان باید در حد وظایف خانگی اطلاعات داشته باشند. شیخ فضل الله نوری، از جمله مجتهدین ضد مشروطه بود که فتوایی مبنی بر حرام بودن آموزش زنان صادر کرد (آفاری، 1371). بر اساس چنین برداشت هایی از اسلام بود که بسیاری از سنت گرایان، برخوردهای خشونت آمیزی با موسسان مدارس دخترانه انجام می دادند. علاوه بر این مشکلات، موضوع دیگری که در برابر گسترش مدارس دخترانه وجود داشت، بحث تامین منابع مالی بود. به همین دلیل تعداد مدارس محدود باقی می ماند و علی رغم تمایل مدافعان حقوق زنان، تنها معدودی از خانواده ها که از تمکن مالی برخوردار بودند، می توانستند دختران خود را به مدرسه بفرستند. اما در نهایت، در نتیجه فعالیت ها و پیگیری زنان، در سال 1297 اولین مدرسه دخترانه دولتی در ایران تاسیس شد (خسروپناه، 1381: 204-225).
تشکیل انجمن های زنان
تشکیل «انجمن»های سیاسی و اجتماعی، برجسته ترین اقدام در جهت نهادسازی و شکل گیری فضای مدنی در دوره مشروطه است. در این انجمن ها، زمینه های تمرین دموکراسی وجود داشت و به تدریج تعداد بسیار زیادی از آنها در سراسر کشور شکل گرفتند. در ابتدا این تشکل ها اختصاص به مردان داشتند؛ اما به تدریج با حضور زنان در انجمن ها، زمینه تشکیل انجمن های خاص زنان فراهم شد (آفاری، 1371: 67 و 71 – پایدار، 1379: 128). در دوره مشروطه، انجمن های متعددی توسط زنان ایرانی در نقاط مختلف ایران و حتی خارج از آن تشکیل شدند. عمر برخی از این انجمن ها کوتاه بود، اما تعدادی از آنها سال ها فعالیت داشتند و تاثیرات بسزایی در وضعیت زنان ایرانی ایجاد کردند.
از نخستین انجمن های زنان در دروه مشروطه می توان به «اتحادیه غیبی نسوان» و «انجمن حریت زنان » اشاره کرد که در دوره نخست مجلس شورای ملی فعال بودند. اتحادیه غیبی نسوان که اطلاعات بسیار کمی از آن موجود است، تشکلی سیاسی بود که برای نخستین بار بحث انجمن های زنان را وارد مجلس کرد (خسروپناه، 1381: 265). انجمن حریت زنان نیز که در سال 1286 تاسیس شد با هدف افزایش اعتماد به نفس زنان و حضور آنها در عرصه اجتماع فعالیت می کرد. از شرایط شرکت در انجمن حریت زنان، این بود که مردان باید حتما به همراه یک زن در جلسات آن حاضر می شدند (آفاری، 1371: 72 – ساناساریان، 1384: 62). شاید به دلیل سیر شتاب آمیز حوادث و بازگشت استبداد صغیر، این انجمن ها عمر کوتاهی داشتند. اما پس از تثبیت مشروطه و آغاز به کار مجلس دوم، بویژه از سال های دهه 1290 به تدریج انجمن های زنان تعدد و پایداری بیشتری پیدا کردند.
«انجمن مخدرات وطن» از جمله نخستین تشکل هایی بود که در دوره دوم مجلس شورای ملی، فعالیت های بسیاری داشت. این انجمن که در سال 1289 تاسیس شد بیشتر بر مسائل ملی تاکید داشت. هدف های اساسی انجمن مخدرات وطن، عبارت بود از: سازماندهی فعالیت های عام المنفعه و خیریه مربوط به زنان و دختران، تحریم کالاهای خارجی، و توزیع منسوجات وطنی. بانو آغا بیگم نجم آبادی، رئیس انجمن بود، و عمده اعضای این انجمن از زنان و دختران فعالان سیاسی، علما و روحانیون، اعیان و اشراف بودند. البته، لازم به ذکر است که صدیقه دولت آبادی نیز به عنوان منشی، عضو این انجمن بود. از جمله اقدامات برجسته انجمن مخدرات وطن، می توان به حمایت این انجمن از جمع آوری اعانه برای تاسیس بانک ملی و همچنین اعتراض به اولتیماتوم روسیه اشاره کرد. اما سرانجام، پس از پذیرش اولتیماتوم روس ها و انحلال مجلس شورای ملی دوم، فعالیت انجمن مخدرات وطن نیز در سال 1290 پایان یافت (خسروپناه، 1381: 149-171 و ساناساریان، 1384: 62).
از دیگر انجمن های این دوره می توان به «کمیته نسوان ایرانی» و «انجمن همت خواتین» اشاره کرد. کمیته نسوان ایرانی، در اصل سازمان زنان «انجمن سعادت ایرانیان» بود که در استانبول فعالیت می کرد و خود را ادامه دهنده راه انجمن تبریز می دانست. این کمیته در زمان کودتای محمدعلی شاه و به توپ بستن مجلس از طریق نامه نگاری و ارسال تلگراف برای ملکه های آلمان و انگلیس و همچنین «جمعیت صلح زنان عالم» تلاش داشت در مخالفت با استبداد محمدعلی شاه و اعتراض به دخالت های روسیه در ایران، از زنان دیگر کشورها کمک بگیرد (خسروپناه، 1381: 62-64). اما، انجمن همت خواتین در سال 1293 پس از افتتاح دوره سوم مجلس شورای ملی فعالیت خود را آغاز کرد. گروهی از فعالان حقوق زنان، مدیران و معلمان مدارس دخترانه تهران، اعضای تشکیل دهنده این انجمن بودند. برنامه اصلی این انجمن، عبارت بود از ترویج استفاده از منسوجات وطنی در میان دانش آموزان و بستگان آنها. همچنین، این انجمن ارتباط نزدیکی با روزنامه شکوفه (از اولین روزنامه های ویژه زنان) داشت (خسروپناه، 1381: 172-180).
اما در میان انجمن های زنان در دوره مشروطه، «جمعیت نسوان وطنخواه» از طولانی ترین و پایدارترین انجمن ها به شمار می آید. این جمعیت در سال 1301 فعالیت خود را آغاز کرد. محترم اسکندری، نورالهدی منگنه و مستوره افشار از جمله اعضا و موسسان اصلی این جمعیت بودند. اهداف جمعیت نسوان وطنخواه عبارت بودند از: آموزش دختران و تاسیس مدرسه اکابر برای زنان بی سواد، ترویج صنایع وطنی، ارتقاء بهداشت زنان و تاسیس تعاونی های اقتصادی برای زنان. اعضای این جمعیت به دلیل نزدیکی با فعالان سوسیالیست، گرایش های چپ داشتند. یکی از اقدامات جالب این جمعیت، ارائه لایحه ای سه ماده ای به مجلس شورای ملی برای بهبود وضعیت زنان بود. مخالفت های گسترده ای از سوی نیروهای سنتی با جمعیت نسوان وطنخواه صورت می گرفت، اما اعضای آن توانستند تا سال 1311 به فعالیت در زمینه مسائل زنان ادامه دهند. از دیگر فعالیت های برجسته این جمعیت، تلاش برای ارتباط با مدافعان حقوق زنان در دیگر کشورها (بویژه کشورهای منطقه) بود (خسروپناه، 1381: 184-196 و ساناساریان، 1384: 63-64).
انتشار مطبوعات زنان
انتشار مطبوعات نیز یکی از فعالیت های قابل توجه زنان در دوره مشروطه است. وجه مشترک تمامی این نشریات، توجه آنها به امر آموزش زنان بود. علاوه بر آن بیشتر این نشریات درباره خانه داری و مسائل روزمره زندگی زنان نیز مطالبی درج می کردند. در میان این نشریات، برخی نیز به مسائل سیاسی توجه داشتند و چندتایی نیز در نقد حجاب مطالبی نوشتند. اما به مانند سایر فعالیت های زنان، مخالفت با نشریات آنها نیز از سوی سنت گرایان و قدرت مندان انجام می شد. مجوز برخی از این نشریات به دلیل مخالفت با منافع سنت و قدرت لغو گردید و مسئولان برخی از این نشریات مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. اما در مجموع، تجارب ارزنده ای در زمینه استفاده از رسانه های نوشتاری را می توان در این دوره شاهد بود.
«دانش» (1289 – 1290)، عنوان اولین مطبوعه ای است که توسط یک زن پزشک به نام معصومه کحال در تهران منتشر شد. بیشتر مباحث این نشریه درباره خانه داری، بچه داری، اخلاق و مسائل بهداشتی زنان بود. البته در این نشریه به اهمیت آموزش و تحصیل زنان نیز توجه بسیاری می شد (خسروپناه، 1381: 227). اما جدی ترین نشریه ای که برای نخستین بار بطور اختصاصی در زمینه مسائل و حقوق زنان آغاز به فعالیت کرد، روزنامه «شکوفه» (1291 – 1295) بود. روزنامه شکوفه به صاحب امتیازی و سردبیری مریم عمید ملقب به مزینالسلطنه در تهران منتشر می شد. در این روزنامه، به مباحثی درباره حقوق زنان، لزوم سواد آموزی دختران و مخالفت با ازدواج های زودرس پرداخته می شد. شکوفه، از سال سوم فعالیتش، عملاً به ارگان انجمن همت خواتین تبدیل شد و افزون بر مسائل زنان به موضوعات سیاسی و ملی نیز می پرداخت (خسروپناه، 1381: 239 و ساناساریان، 1384: 57).

مطلب مرتبط :   ﻗﺪﺭﺕ

دسته بندی : علمی