مدیریت نقدینگی[1]

مدیریت نقدینگی، معیار مهمی در تعیین «سیاست های سرمایه در گردش[2]» است و توانایی شرکت در ایجاد وجه نقد مورد نیاز را بیان می کند. نسبتهای جاری و آنی و نسبتهای نقدینگی، شاخص های مفید و سنتی نقدینگی هستند؛ اما ناکافی و تنها مبتنی بر ارقام تراز نامه اند و نمی توانند جزئیات را به خوبی فراهم کنند و اطلاعات صحیحی درباره کارایی مدیریت سرمایه در گردش بدهند. روابط ریاضی مورد استفاده برای محاسبه این شاخصها، وجه نقد و دارایی های عملیاتی را در بر می گیرند؛ اما در نظر گرفتن دارایی های عملیاتی نظیر حسابهای دریافتنی و موجودی مواد و کالا با وجه نقد و شبه نقد از نظر مبانی اساسی مدیریت وجه نقد، غیر منطقی است. با توجه به محدودیتهای نسبت های سنتی نقدینگی، در تحقیقات به عمل آمده پیشنهاد شده است که از مقیاس نقدینگی مستمر برای مدیریت سرمایه در گردش استفاده شود. مقیاس نقدینگی مستمر به جریان های نقدی ورودی و خروجی ایجاد شده در شرکت اشاره دارد که ناشی از تحصیل مواد خام، تولید، فروش، پرداخت ها و فرایند گردآوری مطالبات است. همان گونه که مقیاس نقدینگی مستمر تابعی از چرخه تبدیل وجه نقد می باشد، صحیح تر است که به جای نسبت های سنتی، از مقیاس چرخه تبدیل وجه نقد برای ارزیابی اثر بخشی مدیریت سرمایه در گردش استفاده شود (سمیر اوگلو و همکاران، 2008)[3].

[1] Liquidity Management

[2] Working capital policy

[3] Samiloglu & Demirgunes, 2008

مطلب مرتبط :   علل توجه استراتژی تجاری به سرمایه فکری
دسته بندی : علمی