دانلود پایان نامه

عقل نظری و نخبگان و افکار عمومی و عقل جمعی، اگر تحقیقاً به هر یک از قضایای فوق برسند به تناسب، خط‌مشی‌ها و راهبردهای زیر را توصیه و تجویز می‌کنند:
الف) وضع موجود و روش‌ها و راهبردهای قبلی باید حفظ شود.
ب) در وضع موجود باید رفرم و اصلاح صورت بگیرد.
ج) وضع موجود باید به صورت انقلابی و بنیادی برهم زده شود تا مدینه فاضله ایجاد شود.
سه عنصری که باعث ایجاد وضع نامطلوب در جامعه می شود، مربوط به وضعیت معیشت و درآمد و اقتصاد مردم و جامعه می باشد. عناصر مشروعیت بخش ایدئولوژی دولت از دوجنبه درونی و بیرونی دارای تناقص و ناسازگاری باشد (آراسته خو،1370: 61).
از لحاظ بیرونی، عناصر مشروعیت بخش دولت با جامعه و نظام سیاسی جهانی ناسازگار بود و یا عواملی در خارج ویا داخل جامعه با فرهنگ کلی جامعه ناسازگار است که باعث می گردد وضعیت نامطلوب احساس شود و از نظر معنوی مورد نظر اکثریت جامعه قرار نگیرد، از بعد درونی هم ایدئولوژی، سیستمی نامنسجم و تناقص نما بود که کارآیی آن را به شدت کاهش می داد. عناصر این ایدئولوژی با تلفیقی ناهمبسته، نامتقارن، و اجباری از عناصر سنتی و مدرن، سکولار و مذهبی، و دموکراتیک و استبدادی شکل گرفته باشد که هر کدام در تناقص با دیگری قرار داشت و یا در نهایت سیاست حاکمان مورد رضایت مردم نبوده و از وضعیت ایجاد شده ناراضی بوده و در تلاش برای مهار و یا تغییر آن بر می آیند و ارکان حکومت نیز ناراضی خواهند شد. مردم خواهان مشارکت سیاسی و اجتماعی برای ایجاد تغییر در جامعه بودند. با گسترش نوسازی و دگرگونی در ساختار اجتماعی و اقتصادی، ولی نه تنها ساختار سیاسی از هر گونه اصلاحاتی مصون میماند، بلکه بر تمرکز قدرت و تصمیم گیری در همه امور افزوده می شد. در مقابل خواست گروه های سیاسی و نهاد های مدنی برای مشارکت، پاسخ تظاهر به دموکراسی و در نهایت سرکوب آن ها بود. دولت، در موضعی متناقض در مقابل خواست مردم، از یک طرف تظاهر به آزادی طلبی و آزادی خواهی برای ملت می کرد و اقدام به تشکیل احزاب و تشکل های سیاسی و اجتماعی می کرد و از سوی دیگر، جلوی فعالیت و کارکرد واقعی آن ها را می گرفت. در این تناقضات و رفتارهای دو گانه میتوان وضعیت نامطلوب را مشاهده کرد(آراسته خو،1370: 89).
4-2- ترسیم وضع مطلوب
نقش ایدئولوژی بسیج گر، در ساده ترین حالت، به ارائۀ تصویری به شدت موحش و بزرگنمایی شده از وضع موجود و صورتی مبهم و در عین حال رؤیایی و شوق برانگیز از آیندۀ مطلوب محدود می شود. بخش مکمل این دو تصویر کاملاً قطبی نشان دادن راههای گذار از «این» و ایصال به «آن» است و در عین حال بالا بردن میزان آمادگی مردم برای تلاش و تضحیه در این راه و افزایش روز به روز جمعیت همراه (اخوان مفرد،1379: 33).
نظریه پردازان سیاسی و فلسفی در اکثر اوقات، کار خود را با وضع موجود آغاز می کنند؛ به عبارت دیگر به بررسی وضعیت جوامع خود می پردازند، و با تبیین آن وضع، مشکلات را نیز روشن می سازند، پس از شناخت وضع موجود و پی بردن به مشکلات، ضروری خواهد بود که این مشکلات، ریشه یابی شوند، چون اگر منشا و ریشه مشکلات و معضلات زندگی سیاسی روشن نشود، برای آن نمی توان چاره جویی نیز کرد. پس ازاین که ریشه مشکلات جامعه مشخص شد، دو حالت را می توان متصور شد؛ یا این که نظریه پرداز، وضع مطلوب و آرمانی خود را ترسیم می کند، و سپس راه کارهای رسیدن به آن را ارائه می دهد، و یا این که در ابتدا راه حل هایی را پیشنهاد می کند تا با عمل به آن ها بتوان به وضعیتی رسید که وضع مطلوب نامیده می شود.
البته این دو مرحله از تفکر سیاسی با یکدیگر عجین هستند؛ و تمایز و مرز گذاری دقیق بین این دو مرحله چندان هم نمی تواند آسان باشد. حتی ممکن است نظریه پرداز سیاسی قبل از آغاز تفکر خود، وضع مطلوب را در ذهن خود داشته باشد، و مرحله بندی تفکر سیاسی بیش تر در جهت روشن تر ساختن مساله صورت می گیرد تا تعیین یک چهار چوب قطعی و الزامی. در هر حال هر نوع تفکر سیاسی و فلسفی با هر منشأ و خاستگاه و هدف و مقصدی که دارد، با ترسیم وضع جامعه آرمانی خود، تلاش می کند تا برای رسیدن به آن وضع مطلوب، راه کار ارائه داده و از این رو نظریه ای منسجم، چهارچوب مند و هدف دار را تدوین می نماید. اندیشه‌ورزان بسیاری به تدوین وضعیت مطلوب و ترسیم آن پرداخته‌اند. در بسیاری از آن مفاهیم مشترکی مانند عدالت‌ محوری، قانون‌ مداری و انسجام همگانی وجود دارد و فقط در خصوصیات و جزئیات است که آن‌ها باهم تفاوت می‌یابند (محمدی منفرد، 1387: 37).
ترسیم وضعیت مطلوب از نظر سیاست ورزان و فلاسفه همیشه در طول قرون بازتاب‏دهنده نگرانی‌ها و نارضایتی‏‌هایی بودند، که خود زاییده‏ همان نگرانی‌ها به‌شمار می‏رفتند. می‏توان گفت هرچه‏ ذهن بشر بیش تر دستخوش خلل و اضطراب باشد، نیاز به وضعیت مطلوب بیش تر به وجود می‏آید (ولز، 1383: 139).
در ادامه باید گفت آدمی موجودی است با دو بعد مادی و معنوی و دارای عقل و اراده و با توان انتخاب گری و هدف گذاری. بنابراین او همواره در افق دید و ذهن خود تصویری از یک وضع مطلوب و آرمانی جامعه را دارد. این تصویر می‌تواند خود ساخته و بعضاً مبهم و تار باشد و همچنین می‌تواند محصول تفکر و اندیشه عقلا، اندیشمندان، مبارزان و غیره بوده و دارای خطوطی مشخص و شفاف باشد و با تبلیغ و تعلیم به ذهن و روح آحاد افراد جامعه منتقل شده و نقش بسته باشد. مدینه فاضله و جامعه مطلوب شامل شاخص‌ها و تجویزهایی درباره سیاست، اقتصاد و فرهنگ خوب و مطلوب می‌باشد(حشمت‌زاده، 1382: 437).
به طور مشخص، نیاز به وضعیت مطلوب از هزاران سال قبل در قالب دینی و اجتماعی و سیاسی موجود بوده است. «آرمان‌شهر» افلاطون و یا حماسه سومری «گیلگمش» نمونه‌هایی از این مدعایند که بهشتی زمینی را ترسیم می‌کنند که در آن مرگ و پیری معنا ندارد و گرگ و میش در کنار هم زندگی می‌کنند. در افسانه گیلگمش، پادشاه شهر اوروک، در سفر خود به بهشت «دیلمون» می‌رسد که دارای آرامش همیشگی، طبیعت زیبا و زندگی جاودانه و نمادی از شهر آرمانی مردم است(اصیل، 1371: 18).
البته وجود تصویری از یک جامعه مطلوب در ذهن افراد و ذهنیت اجتماع دارای کاربرد است که شهروندان دانسته یا ندانسته، وضع موجود را با آن می‌سنجند. نتیجه این مقایسه از لحاظ کلی به صورت‌های زیر است:
الف) وضع موجود در راستای وضع مطلوب است.
ب) وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد اما این اختلاف کم، سطحی و صوری است.
ج) وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد ولی عدم تطابق، زیاد، اساسی و عمیق است.
عقل نظری و نخبگان و افکار عمومی و عقل جمعی، اگر تحقیقاً به هر یک از قضایای فوق برسند به تناسب، خط‌مشی‌ها و راهبردهای زیر را توصیه و تجویز می‌کنند:
الف) وضع موجود و روش‌ها و راهبردهای قبلی باید حفظ شود.
ب) در وضع موجود باید رفرم و اصلاح صورت بگیرد.
ج) وضع موجود باید به صورت انقلابی و بنیادی برهم زده شود تا مدینه فاضله ایجاد شود (حشمت‌زاده، 1378: 39).
در کل وضعیت مطلوبی که ترسیم می شود در آن همه آرمان‌های بشری از جمله عدالت، آزادی، صلح و امنیت به وقوع می‌پیوندد. از جمله این طرح‌ها اتوپیای «توماس مور»، آتلانتیس« فرانسیس بیکن»، شهر آفتاب «کامپانلا»، اوسئانای «جیمز هرینگتون»، شهر زرین «فرانسوا ماری» ملقب به «ولتر» را می‌توان نام برد. اما در طول تاریخ اندیشه کم تر شخصیتی چون «کارل مارکس» می‌توان یافت که آرمان شهری در انتهای تاریخ برای بشر تصویر کند و راه دستیابی به این بهشت زمینی را نشان دهد(محمدی منفرد، 1387: 37).
در ادامه باید اشاره کرد، اگرچه مارکس خود هیچ گاه تحت عنوان اتوپیا، آینده را ترسیم نکرده است اما تصور او از جامعه کمونیستی بی‌طبقه – که بعد از انقلابات کارگری علیه سرمایه‌داران شکل می‌گیرد- خود نوعی از ترسیم وضعیت مطلوب است که در آن عدالت و آزادی ظهور می‌یابند. نخستین متفکری که اندیشه و ضعیت مطلوب و آرمانی را را بر برهان عقلی استوار کرد، «افلاطون» فیلسوف یونانی بود. او طی تفکرات خود به این نتیجه می‌رسد که عدالت هماهنگی و همگونی با نظم امور است. طبیعت را نباید به سلیقه خود دربیاوریم یا از آن خود کنیم بلکه به‌ویژه در سازماندهی شهر و نقش ویژه طبقات تشکیل دهنده آن باید با طبیعت هماهنگ شویم(روویون، 1385: 190).
در فرهنگ ایرانی و اسلامی نیز تمایل به ترسیم جوامع کامل و بی‌نقص خیالی، همواره بین اندیشمندان وجود داشته است. در اوج درخشش فرهنگ اسلامی، ابونصر فارابی، اندیشه شهر آرمانی خود را در کتاب «اندیشه‌های اهل مدینه فاضله» مطرح ساخت و جامعه‌ای آرمانی بر پایه اندیشه فلسفی و در قالب مفاهیم شریعت اسلام پی‌ریزی کرد.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلید واژگانرایزوسفر، رفسنجان، پتری، انار

دسته بندی : علمی