دانلود پایان نامه

1- هیستری: بشتر زنان به آن مبتلا می شوند عبارت از فقدان توازان در سیستم عصبی و باعث تغیراحساسات میشود واغلب حرکات تشنجی ، گرفتگی صدا تنگی نفس و لرزش و غیره همراه است. اگرچه هیستری بطور کلی تشخیص را از بین نمی برد و چنین شخص قادر به کنترل اعمال خود است ، با همه اینها چه همراه با تلقین و اتخاذ شخصیت مضاعف باشد می تواند منجر به ارتکاب جرائمی در حالت عدم مسئولیت گردد.
واکنش بصورت هیستری دلایل متعددی از جمله مبارزه با یک نامطلوب یا بدست آوردن یک موقعیت اجتماعی با حس انتقام از رفتار ظالمانه و خشن دیگران میتواند داشته باشد.
2- کری و لالی: این بیماری اغلب فرد کرولال را (بخصوص در موارد یکه این افراد از آموزش مخصوص محروم باشند) در حالتی شبیه به افراد کند ذهن قرار میدهد و به همین علت بعضی از قانون گذاران خارجی این افراد را از یک چشم پوشی خاصی بهرمند می نماید، ایده ال آنست که قاضی جزائی بتواند ضمن صدور حکم محکومیت در مورد این اشخاص دستور نگهداری و آموزش آنها را در مرکز مخصوص بدهد.
3- حرکت در خواب: ناشی از مضاعف شدن شخصیت و حالاتی بوجود می آورد که به حالت ثانویه مشهور است وقتی که شخص در حالت نخستین در خواب راه می رود رفتار او عادی است ولی در مواردی که شخصیت ثانویه نمود میگیرد که معمولاً در حالت خواب سنگین است در تحت تاثیر قوای ناخواسته و غیرقابل تعمل مرتکب اعمال می شود که در حالت عادی قادر به ارتکاب آنها نیست و همچنین ممکن است به ارتکاب جرایم دست بزند.
نظریه غالب بر این است که شخص خواب نمی تواند مسئول اعمالی باشد که در حالت شخصیت ثانویه مرتکبه مشود چون وقتی که به حالت اولیه خود بر میگردد ، حتی ارتکاب آن اعمال را به خاطر نمی آورد. فقط می توان به چنین شخصی که تحت تاثیر خواب طبیعی مرتکب جرائمی شده است ، در صورتیکه مرتکب بی احتیاطی گردیده و این بی احتیاطی سبب غیر مستقیم بروز خسارت توسط وی در حالت ثانویه شده است ارتکاب جرائم غیر عمدی را نسبت به مثلاً کسیکه می داند مبتلا به راه رفتن در خواب است و اسلحه ای را در دسترس خود نگاه می دارد بعد در حالت خواب فقط میتواند مرتکب قتل شود اگرچه از لحاظ قتل عمد قابل تعقیب نیست ولی از نظر قتل ناشی از بی احتیاطی مسئول است. برخی استدلال می کنند که شخص در حالت خواب فقط می تواند مرتکب عملی شود که نسبت به ارتکاب آن تمایل داشته و همواره مترصد ارتکاب بوده است. این استدلال نمی تواند موثر در شناخت مسئولیت برای چنین شخصی گردد چون یکی از اجزای متشکله عنصر معنوی جرم اراده است و شخص خواب فاقد اراده است.
به موجب ماده 225 قانون مجازات اسلامی هر گاه کسی در حال خواب یا بیهوشی شخصی را بکشد قصاص نمی شود و فقط به دیه قتل به ورثه مقتول محکوم خواهد شد.
ملاحظه می گردد که برابر قانون مجازت اسلامی خواب رافع کامل مسئولیت نیست بلکه قتل را تبدیل به خطای محض می نماید که پرداخته دیه نیز بر عهده عاقله است.
4- خواب مغناطیسی: حرکت در خواب میتواند طبیعی یا تحت تاثیر نورهای مصنوعی بنام هیپنوتیزم یا خواب مصنوعی باشد فرض مانورهای هیپنوتیزم که منجر به ارتکاب جرائم شوند بیشتر جنبه تئوری دارد و کمتر شواهد عملی وجود دارد.
همان بحث و اختلاف نظر در مورد خواب طبیعی در اینجا نیز وجود دارد. یعنی اینکه شخص هیپنوتیزم شده را نمی توان بر خلاف میل باطنی وادار به ارتکاب جرم نمود1.
به هرحال اگر شخص هیپنوتیزم شود از قدرت شخص هیپنوتیزم کننده و از مقصود وی برای وادار نمودن به ارتکاب جرم بی اطلاع باشد از لحاظ جزایی غیر مسئول و شخص اخیر بعنوان سبب اقوی از مباشر (یا مباشر معنوی جرم) قابل مجازات است ولی در صورت اطلاع از قصد مجرومانه وی با وحدت قصد، یا حتی اگر قصد وی قابل پیش بینی باشد و شخص خود را در اختیار وی بگذارد بعنوان شرکت یا معاونت در جرم عمد و یا غیر عمدی (در صورت قصور) قابل تعقیب است.
دوم – جنون اخلاق
مسئله جنون اخلاقی یکی از مسائل دقیق حقوق جزا است و دانشمندان در مورد مفهوم واقعی جنون اخلاقی اتفاق نظر ندارند. بطور کلی مجنون اخلاقی یا به اصطلاح قانون جزای ایتالیا مجرم دارای تمایلات غریزی یا مفسد اخلاقی کسی است که در او قوای عاقله و ارادی وجود دارد ولی در او حس تشخیص اخلاقی وجود ندارد. او کم و بیش قادر به تشخیص خوب از بد است ولی برخلاف افراد معمولی که بسوی عمل خوب کشانده می شوند قوه ای او را بسوی بدی می کشاند.
دیوانگان اخلاقی بیش از پیش خطرناک هستند زیرا از یک طرف در آنها رقت و ترس و پشیمانی وجود ندارد و از طرف دیگری که ضعیف نفس و اغلب نقش سردستگی باند جنایت کاران را بر عهده
می گیرند این مجرمین به سختی قابل اصلاح هستند و قسمت عمده ای از جنایتکاران را تشکیل می دهند.
از لحاظ مسئولیت، ما مواجه با کسی هستیم که بطور غیر قابل مقاومت به سوی بدی کشانده
می شوند و به نظر میرسد که عدالت خواهی ایجاب مینماید که او را غیرمسئول اعلام نمائیم چون آنها آزاد نیستند و غیر از آنچه می کنند نمی توانند بکنند.
ولی از آنجائیکه آنها کم و بیش قدرت مقابله با بدی دارند باید آنها را مجازات نمائیم اعمال مجازات در مورد آنها هم از نظر اخلاقی قابل توجیه است و هم وسیله ای برای دفاع از اجتماع است زیرا آنها قادر به درک مجازات هستند و مجازات در آنها دارای اثر ارعابی است زیرا می توانند از آثار زجرآور آن بترسند.
بطور کلی در پذیرش جنون اخلاقی بعنوان یک عامل عدم مسئولیت بایستی با احتیاط کامل عمل کرد زیرا از طرفی دیوانه اخلاقی با توجه به اینکه از قوای عقلانی وارادی بطور کامل برخوردار است به سادگی می توان وضع واقعی خود را مخفی نماید در عین حال مرتکب جرایم خطرناکی برعلیه جامعه گردد.
باز در اینجا بهترین راه حل مانند مورد اشخاص نیمه دیوانه ، نگاه داری این مجرمین در تأسیساتی که همزمان دارای خصیصه مجازاتی و معالجه ای هستند باشد.
سوم – دیوانگی ناشی از مصرف بی رویه مشروبات الکلی و مواد مخدر (مستی)
مسمومیت ممکن است ناشی از نوشیدن مواد والکل باشد که آنرا مستی عمومی می گویند و با تمام
کوشش های بهداشتی وقانون که برای مبارزه با آن انجام میشود باز بسیار رایج است .

مطلب مرتبط :   متن کامل پایان نامه اضطراب اجتماعی

دسته بندی : علمی