دانلود پایان نامه

اما در نهایت، با وجود اعتراضات زنان، اِعمال محدودیت های جدید علیه آنها تنها به تعویق افتاد. بطوریکه، سرانجام با تصویب شورای نگهبان، قانون حمایت از خانواده ملغا شد و وظایف دادگاه های خانواده به دادگاه های مدنی واگذار گردید. بدین ترتیب، قوانین قدیمی که چندهمسری را رواج می داد و حق طلاق را یکطرفه برای مرد می دانست، مجدداً مورد استفاده قرار گرفتند. در مورد حجاب نیز، طی یک فرایند چند مرحله ای، سرانجام در سال 1362 قانونی برای مجازات زنان بی حجاب وضع گردید . به اعتقاد پروین پایدار، تحمیل حجاب، فرایندی طولانی و سخت بود. این فرایند در دو مرحله انجام شد. اولین مرحله در بخش دولتی بود که رعایت حجاب برای کارمندان زن ادارات اجباری شد. در دومین مرحله، در مقیاسی وسیعتر و در عرصه عمومی زنان مجبور شدند که حجاب اسلامی را رعایت کنند (1379: 564). البته، شایان ذکر است که دومین مرحله از فرایند اجباری کرن حجاب، پس از رویدادهای خرداد 1360 آغاز شد که به شدت با مخالفان سیاسی برخورد می شد و دیگر در فضای سیاسی جامعه هیچ مجالی برای طرح اعتراض وجود نداشت.
با آغاز دهه 60، سرکوب شدید مخالفان جمهوری اسلامی و همچنین آغاز جنگ تحمیلی سبب شد که مجالی برای فعالیت مستقل و منتقد اجتماعی باقی نماند. موج دستگیری ها، درگیری ها و اعدام ها به قدری بود که فضای سیاسی جامعه ایران را برای حداقل یک دهه دچار رکود خفقان آوری نمود. بسیاری از فعالیت های سیاسی – اجتماعی، زیرزمینی شد، یا اینکه بسیاری از فعالان برای حفظ جان خود ناگزیر از مهاجرت شدند. در این مقطع، فعالیت های زنان و گروه های نوپای آنها که در بهار کوتاه آزادی شکل گرفته بودند نیز دچار افول گردید و کنش جمعی زنان مجدداً پنهان شد. در واقع، باید گفت که جنبش زنان با وجود اینکه با آغاز انقلاب زمینه ای مساعد برای رشد و شکوفایی به دست آورده بود، با بسته شدن فضای سیاسی و سرکوب شدید مخالفان، در اعماق جامعه نهفته شد.
سازمان ها و نشریات زنان
با وجود سرکوب مخالفان و منتقدان حکومت تازه تاسیس اسلامی، اما در مقاطع کوتاه اوایل انقلاب گروه های مختلفی از زنان توانستند به کنش های جمعی بپردازند. آنها به تشکیل سازمان هایی جدید پرداختند و در زمینه مسائل زنان فعال شدند. در فضای پس از انقلاب به دلیل حضور گسترده احزاب سیاسی در عرصه مبارزات اجتماعی، بسیاری از فعالیت های زنان متاثر از گفتمان های ایدئولوژیک «ضد امپریالیستی» (عمدتاً چپ گرا) بود (ببران، 1381: 140). تاجائیکه، در سال های نخست پس از انقلاب که فضای فعالیت اجتماعی و سیاسی همچنان باز بود، عمده فعالیت هایی که توسط زنان انجام می شد تحت تاثیر چنین ایدئولوژی هایی قرار داشت و هر یک از گروه ها و سازمان های زنان با نسبت های متفاوت به احزاب سیاسی مختلف وابستگی داشتند. البته در کنار زنان چپگرا و سکولار، برای نخستین بار گروه های زنان اسلامی نیز آغاز به فعالیت نمودند.
در سه سال اول پس از انقلاب که فضای سیاسی باز بود، انجمن ها و سازمان های زنان متعددی ایجاد شدند. بیشتر این تشکل ها، وابسته به جریان های سیاسی بودند و عمر کوتاهی داشتند. اما در این میان برخی از سازمان ها تاثیرگذار و قدرتمند ظاهر شدند. از جمله سازمان ها فعال زنان در دوره سه ساله 1357 تا 1360، می توان به سازمان هایی چون «اتحاد ملی زنان»، «تشکیلات دموکراتیک زنان»، «جامعه زنان انقلاب اسلامی»، «سازمان رهایی زن»، و «جامعه زینب» اشاره کرد.
اتحاد ملی زنان، سازمانی چپگرا بود که توانست فعالیت های زیادی را از سال 58 تا 60 در حوزه زنان انجام دهد. این سازمان نزدیکی هایی با چریک های فدایی خلق داشت و نشریه ای به نام «زنان در مبارزه» منتشر می کرد. تشکیلات دموکراتیک زنان، در واقع شاخه زنان حزب توده بود که فعالیت های گسترده ای در سراسر کشور از سال 1358 تا 1361 داشت. ارگان این تشکیلات، نشریه ای بود با عنوان «جهان زنان» که به سردبیری فرزانه سیاسی منتشر می شد. انجمن رهایی زن نیز سازمان چپگرای دیگری وابسته به سازمان وحدت کمونیستی بود که در زمینه مسائل زنان فعالیت می کرد. این انجمن نیز مجله ای با عنوان «رهایی زن» منتشر می کرد (ببران، 1381).
جامعه زنان انقلاب اسلامی، نخستین سازمان زنانی بود که با رویکردی اسلامی فعالیت خود را آغاز کرد. این جامعه به همت اعظم طالقانی (دختر آیتالله طالقانی) از سال 1359 فعالیت خود را آغاز کرد . همچنین، در همان سال، نشریه ای با عنوان «پیام هاجر» به امتیاز و مدیرمسئولی اعظم طالقانی منتشر شد که عملاً تریبون جامعه زنان انقلاب اسلامی بود. اعظم طالقانی در دوره نخست مجلس شورای ملی به نمایندگی این مجلس انتخاب شد، وی جزء نواندیشان دینی و از نیروهای ملی-مذهبی به شمار می آید (اردلان، 1378). در مقابل، جامعه زینب که توسط مریم بهروزی، دیگر نماینده زن مجلس شورای اسلامی تاسیس شد، با برداشتی سنتی از اسلام به مسائل زنان می پرداخت (پایدار، 1379).
در این دوره نشریات دیگری نیز در حوزه زنان فعال بودند. نشریاتی مانند «مجله بیداری زنان»، «مجله نهضت زنان مسلمان»، «روزنامه زن مبارز»، «پیکار زن»، و «مجله زن مسلمان». همچنین باید به مجله «پویندگان راه زینب» اشاره کرد. این مجله که دنباله «اطلاعات بانوان» پیش از انقلاب بود، به همت زهرا رهنورد و تحت مجموعه روزنامه اطلاعات مجدداً از سال 1359 فعالیت خود را از سر گرفت و تا سال 1369 منتشر شد. اما در میان نشریات زنان در آن دوره، «زن روز» تنها نشریه ای بود که سابقه آن به پیش از انقلاب باز می گشت و فعالیت آن تاکنون نیز ادامه دارد. این نشریه، پس از انقلاب مجددا از فعالیت خود را از سر گرفت و تحت مجموعه کیهان در سراسر کشور منتشر شد. شهلا انصاری، اولین سردبیر زن روز پس از انقلاب بود. اما از سال 1361، شهلا شرکت به سردبیری این نشریه رسید و در سال 1363 نیز مدیرمسئول زن روز شد. شرکت تا سال 1370 در زن روز فعالیت کرد. پس از آن، این نشریه توسط اشرف گرامی زادگان و طیبه اسکندری و سپس مهری سویزی اداره می شود (ببران، 1381).
اما پس از سرکوب سال های نخست دهه 60 و بسته شدن فضای سیاسی، بسیاری از سازمان ها مستقل زنان از بین رفتند و تعداد بسیاری از نشریات زنان نیز متوقف شدند. تنها سازمان های اسلامی که به حکومت جدید نزدیک بودند، باقی ماندند و از میان نشریات نیز تنها پیام هاجر و زن روز به فعالیت خود ادامه دادند. در نیمه دهه 60، به تدریج گروه های زنان چپ گرا به محافل خصوصی تبدیل شدند. اما در مقابل، زنان اسلامگرا توانستند به فعالیت های خود وسعت بخشند. در این دوره، «جمعیت زنان جمهوری اسلامی» توسط زهرا مصطفوی (دختر آیتالله خمینی) از سال 1365 فعالیت خود را آغاز کرد. «ندا» نام نشریه ای بود که به عنوان تریبون این جمعیت از سال 1369 فعالیت خود را آغاز کرد. فاطمه راکعی نخستین سردبیر فصلنامه ندا بود (ببران، 1381: 180).
در این دوره، به سیاق حکومت پیشین در زمینه تشکیل سازمان های توده ای زنان اقدامی صورت نگرفت. اما تلاش شد تا مراکزی دولتی برای رسیدگی به امور زنان ایجاد شود. در سال 1367، به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، «شورای اجتماعی و فرهنگی زنان» تاسیس شد. این شورا در واقع اولین متولی مسائل زنان در رژیم جمهوری اسلامی بود. زمینه های تشکیل این شورا را می توان مربوط به شرکت معصومه ابتکار، نماینده ایران در سومین کنفرانس جهانی زن در نایروبی (1364) دانست. در واقع، مسئولان برای اینکه به مجامع بینالمللی نشان دهند که به مسائل زنان اهمیت می دهند، به تدریج قدم هایی در این راستا برداشتند. در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی نیز برای نخستین بار، یکی از مشاوران رئیس جمهور در ارتباط با امور زنان تعیین شد و «دفتر امور زنان ریاست جمهوری» به مدیریت شهلا حبیبی آغاز به کار کرد. در این دوره نیز، شرکت در چهارمین کنفرانس جهانی زنان در پکن (1374) تاثیرات قابل توجهی در پی داشت. به عنوان مثال، می توان به تشکیل «انجمن همبستگی زنان کشورهای مسلمان» توسط فاطمه هاشمی (دختر آیتالله هاشمی رفسنجانی) اشاره کرد.
از دیگر تشکل های زنان در این دوره می توان به «موسسه مطالعات و تحقیقات مسائل زنان» اشاره کرد. این مرکز، تشکیل شده از جمع زنان نواندیش دینی بود که از سال 1371 فعالیت خود را آغاز کردند. از بنیانگذاران اصلی این مرکز باید به منیره گرجی، اولین و تنها نماینده زن مجلس خبرگان اشاره کرد. وی، تحصیلات حوزوی داشت و قرائت های جدیدی از حقوق زنان در اسلام ارائه می داد. در حال حاضر، منیره آمدی مدیریت این مرکز را بر عهده دارد. از سال 1372، نشریه ای با عنوان «فرزانه» به مدیرمسئولی معصومه ابتکار و سردبیری محبوبه عباسقلی زاده منتشر شد که در واقع، تریبون مرکز مطالعات و تحقیقات زنان به شمار می آید. فصلنامه فرزانه که متاثر از رویکرد فمینیسم اسلامی بود تا سال 1377 به فعالیت خود ادامه داد (ببران، 1381: 205-210 و اردلان، 1378).
البته در این مقطع، زنان سکولار که از ایران مهاجرت کرده بودند نیز فعالیت هایی را در خارج از کشور انجام می دادند. در این خصوص می توان به انتشار نشریه «نیمه دیگر» از سال 1363 تا 1379 به کوشش افسانه نجم آبادی، پروین پایدار و ژانت آفاری اشاره کرد. این نشریه به طرح مسائل تئوریک و تاریخی در ارتباط با جنبش زنان می پرداخت. همچنین، می توان به تشکیل «بنیاد پژوهش های زنان» نیز اشاره کرد که در خصوص برگزاری کنفرانس های علمی درباره مسائل زنان فعال بود.
در نیمه نخست دهه 1370، مجدداً بر تعداد نشریات زنان افزوده شد. در این میان می توان به نشریاتی همچون «ماهنامه پیام زن»، «فصلنامه پگاه»، و «مجله ریحانه» اشاره کرد. اما از برجسته ترین نشریات زنان در این دوره، «ماهنامه زنان» است که به همت شهلا شرکت از سال 1370 منتشر می شود . مجله زنان رویکردی فمینیستی و انتقادی داشت و تاثیر غیرقابل انکاری بر ظهور مجدد جنبش زنان در نیمه دوم دهه 1370 داشت (ببران، 1381 و کدی، 1383: 102).
محافل زنان و فرصت های جدید
با آغاز سرکوب های دهه 1360، فعالیت های سیاسی و اجتماعی مستقل از دولت اسلامگرا بسیار کمرنگ شد. بسیاری از زنانی که از سرکوب ها جان سالم به در بردند، فعالیت های علنی خود را متوقف کردند. گروهی از آنها به خارج از کشور مهاجرت کردند، و برخی نیز دست از فعالیت اجتماعی کشیدند. اما بسیاری باقی ماندند، و در قالب محافل و گروه های کوچک و جدا از هم، بصورت نهفته به فعالیت ادامه دادند. طی سال های پایانی دهه 1360 و اولیل دهه 1370 محافل متعددی بودند که در جهت حفظ و تقویت هویت خود، برنامه های کوچکی را ترتیب می دادند. این گروه ها اگرچه از هم جدا بودند، اما دورادور از احوال یکدیگر با خبر بودند. عمده ترین برنامه های آنها برگزاری جلسات مطالعاتی، نمایش فیلم و مراسم سالانه هشت مارس در مکان های خصوصی بود (مرکز فرهنگی زنان، 1385: 17). آنها طی این سال ها توانستند ضمن حفظ حداقلی ترین سطح روابط نهادی، آرمان های خود را زنده نگاه دارند.
با اتکاء به پشوانه فعالیت های این محافل بود که از نیمه دهه 1370 زمینه های شکل گیری گروه ها، سازمان ها و نهادهای جدیدی فراهم آمد که اقدامات خود را معطوف به بیرون از خود برنامه ریزی می کردند. با آغاز دوره «سازندگی» از اوایل دهه 1370، در برخی حوزه های فرهنگی فضا برای فعالیت باز شد، و فرصتی فراهم شد تا کتاب های جدیدی تالیف، ترجمه و منتشر گردد. نهضت ترجمه در این دوره فعال شد و زمینه برای انتشار نشریات مستقل فراهم گردید. در این دوره، زنان چپگرا و لائیکی که طی سال های گذشته فضایی برای عمل نداشتند، توانستند مجدداً وارد حوزه مسائل اجتماعی شوند. آنها نخست از سایر فعالیت های اجتماعی، مانند فعالیت های محیط زیستی، حقوق کودک، و حتی موضوعات هنری آغاز کردند و به تدریج توانستند یکدیگر را پیدا کرده و زمینه تشکیل انجمن های جدیدی را فراهم آورند (احمدی خراسانی، 1380: 166).
در نتیجه ایجاد فرصت های جدید ناشی از گشایش فضای سیاسی در این دوره، و توجه نشان دادن محافل زنان به فعالیت در عرصه عمومی، در کنار فعالیت هایی که فمینیست های اسلامگرا انجام می دادند، زمینه های ظهور مجدد جنبش زنان در نیمه دوم دهه 1370 فراهم شد. اولین مراسم هشت مارس که 20 سال پس از سال 58 در یک مکان عمومی برگزار شد، مربوط به تلاش جمعی از زنان ناشر بود که برنامه ای به مناسبت روز جهانی زن در شهر کتاب تهران (سال 78) تدارک دیدند. می توان برگزاری این مراسم را از نخستین جرقه های آغاز دوره جدید «آشکارگی» جنبش زنان در ایران دانست.
وقایع نگاری ده ساله جنبش زنان از 76 تا 86
در بخش دوم از فصل چهارم، رویدادهای جمعی و وقایع برجسته در ارتباط با جنبش زنان در فاصله سال‌ها 1376 تا 1386 بطور مختصر مرور می‌شود تا تصویری اجمالی برای شناخت مختصات عینی و بیرونی این جنبش ترسیم گردد. پس از آن، در بخش بعدی بر مبنای داده‌های این وقایع‌نگاری، چگونگی آشکارگی و عملکرد جنبش زنان و همچنین شناخت جریان‌های فعال در آن مورد بررسی قرار می‌گیرد. داده‌های این وقایع‌نگاری عمدتاً از نشریات داخلی گروه‌های مختلف زنان و همچنین سایت‌های زنان گردآوری شده است.
1376
در این سال با قدرت گرفتن اصلاح‌طلبان در نتیجه ریاست جمهوری محمد خاتمی، تغییراتی هم در ساخت حکومت و هم در حوزه جامعه مدنی به وقوع پیوست. در آبان ماه 1376، «مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری» تاسیس شد؛ این برای نخستین بار بود که زنان به سمت معاون ریاست جمهوری رسیدند. در واقع، نگاه دولتی به مسئله زنان با گشایش بیشتری همراه شد. همچنین در همین دوره به دلیل ایجاد فرصت‌های بیشتر در عرصه نشر و کاهش محدودیت‌های پیشین، امکان انتشار مسائل زنان در مطبوعات به صورت انتقادی فراهم آمد. زنان مستقل به نوشتن مقالاتی در نشریاتی مانند «زنان»، «جامعه سالم» و «فرهنگ توسعه» بطور جدی تری اقدام نمودند و نخستین قدم ها برای بیرون آمدن از محافل زنانه برداشته شد. به موازات این فعالیت‌ها، «شبکه سازمان‌های غیردولتی زنان» نیز که پیشتر تشکیل شده از گروه زنان اسلامگرا و نزدیک به اصلاح‌طلبان بود، در این دوره فعالیت می‌کرد. همچنین انتشارات روشنگران که در زمینه مسائل زنان فعال بود در همین سال توسط شهلا لاهیجی تاسیس شد.
1377

مطلب مرتبط :   پایان نامه روانشناسی درباره : تعارضات زناشویی-خرید پایان نامه

دسته بندی : علمی