دانلود پایان نامه

از این رو طی بخشنامه ای از طرف علی اصغر حکمت وزیر معارف وقت، آموزش «سرود دانایی و توانایی» به تمام دانش آموزان الزامی شد تا در جشن ها آن را اجرا نمایند.
از جمله دیگر فوق برنامه هایی که وزیر معارف وقت از آنها نام می برد، مسائلی چون :مکاتبه با سایر انجمن ها، مسافرت و دایر کردن مجالس نطق و کنفرانس و کار کردن در لابراتوارها و مطالعه در کتابخانه ها بود که باید در مدارس به اجرا گذاشته می شد.
یکی دیگر از فعالیت های فوق برنامه مدارس درختکاری بود که در روز 24 اسفند ماه توسط پیشاهنگان در مدرسه اجرا می شد. این برنامه طی بخشنامه ای به تمام مناطق ارسال گردید که همه محصلان در تاریخ ذکر شده موظف به کاشتن نهال در مدرسه بودند. علی اصغر حکمت در خاطرات خود به این نکته اشاره می کند که: «در بهار سال 1314 تصادفا با دانشمندی انگلیسی که از لندن به کرمان آمده بود، اتفاق ملاقات افتاد در ضمن صحبت، گفت که در ممالک اسکاندیناوی رسم است که یک روز تمام مدارس آن بلاد تعطیل کرده و بنام روز درخت، جوانان نوآموز هزاران نهال در هر گوشه و کنار غرس مینمایند. این سخن او در خاطر نگارنده تاثیر غریبی کرد و بفکر افتادم که خوب است چنین سنت پسندیده ای برای دبستانهای ایران برقرار سازیم. این نیت جامه عمل پوشید و اولین دفعه روز 24 اسفند 1315 شاگردان مدارس آن روز مبارک را که مصادف با میلاد فرخنده شاهنشاه پهلوی بود تعطیل کردند و مخصوصا پیشاهنگان به باغ منظریه و یا به صحن دانشگاه رو آورده و هر جوان پیشاهنگ کار نیک روز خود را به غرس یک نهال می پرداخت.»
افزون بر آن از دیگر فعالیتهای فوق برنامه در مدارس تربیت دانش آموزان دختر برای گروه ارکست در مجالس جشن بود؛ به طور نمونه در مجلس جشن و سوگند پیشآهنگان دبیرستان نوربخش هیئتی از دوشیزگان ارکست این جشن را بعهده گرفته بودند. در تمام این جشن روسا و کارکنان ادارات نیز موظف بودند همراه با همسران خود حضور یابند.
از دیگر فعالیت های فوق برنامه تقویت انسان دوستی و کمک به هموطنان نیازمند بود. به طوری که در یکی از گزارش های ارسالی به مدارس، به جمع آوری کمک های دانش آموزی به مردم زلزله زده خراسان نیز تاکید شده است. یکی از موارد بسیار مهم در این گزارش ها کمک به دانش آموزان بی بضاعت و فقیر در راس کارهای وزارت معارف حکومت پهلوی اول می باشد. که برای دانش آموزان بی بضاعت وسایل تحصیل یا لباس مدرسه تهیه می کرد. تا دانش آموزان با آسودگی خاطر درس بخوانند و بین خود و دانش آموزان دیگر احساس حقارت ننمایند.
فعالیت دیگری که در این زمینه باید به آن اشاره کرد، تهیه سالنامه برای مدرسه بود که در آن گزارش کارهای یک سال تحصیلی نوشته می شد. در حال حاضر برخی از این سالنامه ها در سازمان اسناد ملی یا کتابخانه مجلس به صورت اسکن شده موجود است. مناظره یکی از روشهایی بود که در این جهت مورد بهره برداری قرار گرفت. در دوره وزارت علی اصغر حکمت موسسات آموزشی معتبر در تهران و شهرستانها سالنامه داشتند. در این سالنامه ها معمولا خلاصه ای از فعالیت های آموزشی و پرورشی، تشکیلات، مسئولان و دانش آموزان موسسه نقل می شد. مطالعه سالنامه دبیرستان شاهرضا در سال تحصیلی 1314-1313 نشان می دهد که در این مدرسه بین دانش آموزان مناظره ای در خصوص مباحث تمدنی انجام و با روشی سنجیده، برتری تمدن غرب به دانش آموزان القا می شد. و مهمتر اینکه در مجله تعلیم و تربیت سال 1320 در خصوصی وقت بیکاری دانش آموزان و اینکه دانش آموزان چگونه باید از اوقات فراغت خود استفاده نمایند طی بخشنامه ای به تمام مدارس ابلاغ شده است و توضیحات لازم را درباره استفاده از وقت آزاد دانش آموزان داده است.
بررسی روند نوسازی آموزشی و توسعه مدارس جدید و سیاستهای آموزشی نوین از منظر دینی گویای تناقضات متعددی است. بسیاری از این اقدامات در جهت توسعه و ترویج آموزش و تربیت افراد جامعه بوده است که این مسئله خود یکی از اهداف والای دین اسلام نیز به شمار می رود. همچنین اهمیت دادن به آموزش زنان و بازگرداندن جایگاه اجتماعی زنان و مبارزه با خرافات، نیز مورد تایید دین اسلام می باشد. از سویی نیز توسعه مراکز آموزشی عالی از جمله تاسیس دانشگاه تهران گامی بلند در جهت توسعه صنعتی کشور و استقلال و عزت جامعه ایران در مواجهه با کشور های پیشرفته جهان بوده است، حتی تاسیس پیشاهنگی با هدف آماده کردن کودکان جهت به عهده گرفتن وظایف اجتماعی و پرورشی روح و جسم آنان یک حرکت مثبت و همسو با آموزه های دینی می تواند به شمار رود.
بدین ترتیب قضاوت در خصوص ارتباط دین با فرایند نوسازی آموزشی حکومت پهلوی اول بسیار مشکل می نماید. از سویی اهداف و نیات سیاستگذاران این عرصه به نظر در جهت تحکیم پایه های حکومت و توسعه مدرنیسم بوده و بسیاری از اقدامات که از منظر دین اسلام مورد تایید بوده اند اما با توجه به رویکرد دولت و یا نحوه اجرای این سیاستهابا شئونات مذهبی جامعه، نگرش سنتی آن و یا نظر علمای دینی آن زمان در تقابل بوده است. و برخی نیز نه از نظر نیت و نه از نظر نحوه اجرا یا ماهیت اقدام، منافاتی با دین اسلام ندارند اما به نظر نمی آید با هدف دینی انجام شده باشند که از آن جمله تعطیلی مدارس بهائیان و خارجیان را می توان نام برد. بدین ترتیب این نوسازی، گاه در تعارض با اصول پذیرفته شده جامعه بوده، اما نمی توان به طور کلی تمام محتوی (هدف، ماهیت، نیت، و نحوه اجرای)آن را ضد دین تصور کرد. زیرا این تعارضات گاه به تعابیر نادرستی که به نام دین ارائه شده بستگی داشته و گاه نیز با برخی اصول اسلامی هماهنگ نیست.
فصل پنجم
بررسی محتوای کتابهای درسی و جایگاه دین در آن
بی تردید آموزش و پرورش، یکی از مهمترین نهادهای هر جامعه به شمار می آید، که ضمن اثر گذاری بر دیگر نظامهای اجتماعی، از آنها نیز تاثیر می پذیرد. دولت پهلوی اول با هدف مدرن سازی کشور، از جمله این عرصه را مورد توجه قرار داد. از آنجا که هر نظام سیاسی دارای شاخصه هایی است، یکی از اصلی ترین شاخصه های عصر پهلوی اول ملی گرایی (ناسیونالیسم) بود، که در این دوره در شکل میهن دوستی، شاه پرستی، باستانگرایی بروز یافت. در این عصر میهن دوستی در پیوند نزدیک با مولفه های شاه پرستی و باستانگرایی قرار گرفت و در بخش های مختلف اجتماع آن دوره از جمله نظام آموزشی و به ویژه در تدوین کتابهای درسی تاثیر گذاشت. شاخصه دیگر عصر پهلوی تجدد طلبی یا شبه مدرنیسم بود که تاثیر آن را در تمام لایه های جامعه خصوصاً در نظام آموزشی این دوره می توان دید. موضوعاتی چون توجه به تحصیل دختران، تاسیس پیشاهنگی و اهمیت دادن به تدریس علوم تجربی و زیست در کنار علوم انسانی نشانگر توجه به توسعه علوم مدرن است که تاسیس دانشگاه تکمیل کننده این هدف بود. تربیت محصلین مدارس بر مبنای دیدگاههای مدرنیستی نیز از دیگر راهکارهای نیل به این هدف بوده که چه در برنامه درسی و چه در محتوی کتابهای درسی دنبال می شود.
براین اساس دولت پهلوی اول برمدرن سازی آموزش به مثابه رویکردهایی که می بایست ایران را متحول سازد، تکیه می کرد؛ رویکردهایی که به نحوی مستقیم در نظام آموزشی و به تبع آن در تدوین کتابهای درسی تاثیر می گذاشت. در این بخش جایگاه و نقش دین در کتابهای درسی مورد بررسی قرار گرفته است و به این سوال پرداخته شده که دین و آموزه های دینی در این دوره چه نقش و جایگاهی در محتوی این کتابها داشت، که پاسخ آن درمقولاتی چون باستانگرایی، میهن دوستی و شاه پرستی به مثابه مظاهر ناسیونالیسم در متون درسی جستجو شده است.
5-1. تاریخچه نگارش کتابهای درسی
سابقه نگارش نخستین کتابهای درسی به پیش از پیروزی مشروطیت باز می گردد. برپایی انجمن معارف در سال 1315 هجری قمری و به دنبال آن، تاسیس مدارس به شیوه نوین، اعضای انجمن را بر آن داشت که مواد درسی را مشخص کنند. از این رو، تدوین کتابهای درسی و به ویژه درس تاریخ را مدنظر نظر قرار گرفت. هر چند تا پیش از تاسیس مدارس جدید، مکتب خانه ها مراکز اصلی آموزشی به شمار می رفتند، لیکن آنها فاقد تدریس علوم جدید بودند و به همین سبب، کتابهایی به منظور یاد دادن این علوم و تاریخ ایران وجود نداشت. همانطور که اشاره شد دو رویکرد اصلی حکومت پهلوی در اصلاحات اجتماعی و خصوصاَ اصلاح نظام آموزشی، میهن پرستی و تجدد خواهی بود. در راستای تحقق رویکرد اول تدوین کتب درسی بر پایه بازنمایی افتخارات ایران باستان و نمایاندن عظمت و شکوه ایران و معرفی بزرگان و فرزانگان تاریخ ایران و اصلاح زبان فارسی در دستور کار قرار گرفت که در این زمینه بیشترین توجه به نگارش کتب تاریخ ایران و حتی جغرافیای ایران و درس فارسی معطوف بود. در راستای هدف دوم کل مجموعه نوسازی آموزشی به طور عام و تدریس علوم جدید و علوم فنی به طور خاص در این جهت انجام می گرفت. تاسیس دانشگاه تهران و دانشسرای عالی نیز از دیگر اقدامات مدرنیسم در ایران بودکه با تاسیس دارالفنون آغاز شده بود.
دارالفنون به عنوان اولین نهاد آموزشی جدید و با تمام اهمیتی که در جامعه ایران داشت در حوزه تالیف و تدوین کتب درسی عمدتا به کار ترجمه می پرداخت با این حال فارغ التحصیلان دارالفنون از جمله پیشگامان تالیف و ترجمه کتب درسی به خصوص تاریخ بودند. افزون بر دارالفنون، نخستین کوشش در تدوین کتاب درسی را، یوسف خان مستشارالدوله انجام داد. وی در 1290 گنجینه دانش را برای تعلیم اطفال نوآموز نوشت.
با روی کار آمدن دولت پهلوی و آغاز تلاشهای ملی گرایانه نگارش کتابهای درسی از اهمیت ویژه ای برخوردار شد. به طوریکه نگارش کتابهای درسی تاریخ را، محمد حسین فروغی(ذکاءالملک) و فرزندش محمد علی به عهده گرفتند. آن دو آموزش و تدوین تاریخ را در شکل دادن به افکار یک ملت و تربیت آنان مهم تلقی می کردند. تاثیر تاریخ را به عنوان علمی برتر از دیگر علوم می دانستند. بنابراین به اعضای انجمن معارف گنجاندن تاریخ را به عنوان درسی خاص در مدارس تازه تاسیس، پیشنهاد نمودند.» همچنین در این دوره باز نویسی متون تاریخی با دیدگاه ارائه نوعی پیوستگی تجربه ملی به وجود آمد.
کتابهای درسی این دوره عمدتاً شامل آموزش زبان فارسی، تاریخ، جغرافی، ریاضی، فیزیک، قرآن، تعلیمات دینی و آموزش های فنی بود. تدوین کتب درسی در زمینه آموزش زبان فارسی مبتنی بر حذف کلمات بیگانه خصوصاً عربی و احیای زبان باستانی ایران صورت می گرفت. تدوین کتب تاریخی نیز به شدت مورد توجه قرار گرفته و در کنار آن جغرافیای ایران نیز با اهمیت بیشتری نسبت به جغرافیای جهان تدریس می شد. علوم دیگر چون زیست شناسی، ریاضیات و فیزیک و …عمدتاً ترجمه ای بود از کتابهای اروپایی. و همانطور که در فصول قبل اشاره شد آموزش قرآن و تعلیمات دینی و کتاب ویژه ای به نام آیات منتخبه تالیف گردید. بنابراین می توان این گونه بیان نمود که تحولات مهمی در این دوره بر روی کتاب های درسی صورت گرفت. از آغاز حکومت پهلوی تا سال 1307 تحول تدریجی محتوی کتابهای درسی را شاهد هستیم که پس از آن این تغییرات پررنگتر می شود. بر این اساس می توان سه دوره رابرای تدوین کتابهای درسی در نظر گرفت. دوره اول از 1304 تا 1307؛ دوره دوم از 1308تا 1317؛ دوره سوم از 1317 تا پایان سلطنت رضاشاه.
الف) سالهای 1304 تا 1307 آغازی در راستای تحول:
در دوره اول بیشتر تلاشها معطوف به جریان نوسازی نظام آموزشی بود. در سال 1304 کمیسیونی برای اصلاح کتابهای درسی تشکیل شد تا برای انتخاب کتابهای مناسب اقدام شود. بر همین اساس ایجاد و گسترش مدارس جدید در دستور کار قرار گرفت و بنا به گفته صدیق در ایران تا سال 1307 اقدام موثری در راستای تحول کتاب های درسی صورت نپذیرفت و هر کس بر طبق سلیقه و خیال خود کتابی می نوشت و در مدارس معمول می داشت. اما در فاصله این سالها نظارت جدی بر محتوی کتابهای درسی و به ویژه کتاب های درسی تاریخ در دستور کار قرار گرفت. این اقدام در راستای گسترش حس میهن پرستی و تقویت جایگاه شاهنشاه در افکار مردم و نیز استحکام و پذیرش حکومت رضاشاه در جامعه صورت می پذیرفت. بر اساس دستور وزارت، نویسندگان می بایست وقایع عصر پهلوی را با محور قرار دادن اقدامات رضاشاه، در کتابها مطرح سازند. مباحث مقدماتی این کتابها نیز نسبت به سابق در خصوص ویژگیهای ایرانیان در دوران باستان تفصیل بیشتری داشت. نویسندگان پس از نگارش کتاب، موظف بودند یک نسخه از متن نوشته شده را به وزارت معارف بفرستند. این موضوع پس از نظارت، در صورت تایید، مشمول مراحل چاپ، توزیع و تدریس در مدارس می شد.
ب) دوره دوم، سال های 1308 تا 1317 :
این دوره دوره میانی حکومت رضاشاه بود. در این دوره پایه های حکومت از استحکام لازم برخوردار شده و در حوزه آموزش عمومی، مدارس متعددی، با حجم بالایی از دانش آموزان در حال فعالیت بودند. تثبیت جایگاه مدارس جدید نیاز به تالیف کتب درسی استاندارد در سراسر کشور را موجب شده و کنترلی که دولت بر مدارس ملی و مذهبی ایجاد کرده بود، مستلزم تدوین سرفصل های هماهنگ و تالیف کتابهای مورد تایید وزارت معارف در سراسر مدارس کشور را می نمود. حکمت در خاطرات خود اولین اقدامات اساسی در این دوره را چنین توصیف می کند: «اعتمادالدوله با شرکت جمعی از دانشوران و فرهنگیان عالم به علوم جدید و دانایان تعلیم و تربیت و روانشناسی کمیسیونی تشکیل داد و آنان را به تهیه متن کتابهای درسی دوره ابتدایی مامور فرمود. چون تا زمان قبل از وزارت اعتمادالدوله کتابهای درسی مدارس، مختلف، بلکه همه آنها از نظر علمی و شرایط دیگر نامناسب و سست و ضعیف بود. بر اثر کوشش و همت پیگیر این گروه، متن کتابهای کلاس اول، دوم، سوم و چهارم ابتدایی سراسر کشور یکسان، و دستور داده شد جز کتبی که کمیسیون معارف تالیف کرده است، کتابی تدریس نشود.» مهمترین کتابهای دوره ابتدایی شامل فارسی، حساب، جغرافیا، و تاریخ می باشد، دروس دینی چون شرعیات، اخلاق یا قرآن که از دروس اصلی مدارس در سالهای قبل از 1307 به شمار می رفتند کم کم جای خود را به تاریخ ایران و جهان داد و این دروس در قالب دروس آیات منتخبه و تعلیمات دینی با ساعات کمتری در هفته تدریس می شدند. در حالی که از سال دوم ابتدایی آموزش تاریخ و جغرافیا الزامی گردید. محتوای کتابهای درسی خصوصاً در کتابهای فارسی و تاریخ به موضوعات مرتبط با وقایع تاریخی باستان یا فعالیتها و عملکرد حکومت رضاشاه می پرداخت. همچنین بخشی از شاهکارهای زبان فارسی در محتوی کتابهای فارسی گنجانده شده بودتا برگ زرین دیگر از تاریخ ایران در قالب ادبیات به دانش آموزان نمایانده شود. تحریر این گونه کتاب ها به قلم نویسندگانی خاص به اندازه ای اهمیت داشت که پس از تدوین، در چاپخانه همان وزارت خانه طبع و منتشر می شدند. مطالب این کتابها در سالهای دوم و سوم به وقایع سلسله های اسطوره ای اختصاص داشت و در کلاس چهارم ابتدایی، علاوه بر کیانیان و پیشدادیان، به دوران باستان، با تکیه بر کوروش و داریوش اول و انوشیروان، پرداخته می شد. در دوره دبیرستان هم به طور مفصل به تمام موضوعاتی که در ابتدایی بود، تکیه داشت و افزون بر آن ارتباط با کشورهای اروپایی نیز در بین کتابهای درسی دبیرستان وجود داشت. اما مهمترین عاملی که در علمی شدن محتوی کتابهای درسی آن دوره تاثیر نهاد، تأسیس انجمن معارف در 1315 برای تهیه کتابهای درسی بود. این انجمن دارالترجمه ای برای ترجمه کتابهای اروپایی و شرکتی برای چاپ کتاب تأسیس کرد که ادامه اقدامات وزارت انطباعات در دوره ناصرالدین شاه بود.
ج) دوره سوم، از 1317 تا پایان سلطنت رضاشاه :
در مدت زمامداری رضاشاه علاوه بر کتب درسی ابتدایی و متوسطه عده ای از شاهکارهای زبان فارسی چون شاهنامه و دیوان حافظ و کلیات سعدی و نظامی و عده ای از نسخ خطی فارسی چون تفهیم ابوریحان بیرونی و تاریخ بیهقی و تاریخ سیستان و حدود العالم تصحیح و طبع گردید. از کارهای مهم این دوره(1317) اصلاح کتابهای درسی بود که وزارت فرهنگ خود مستقیما در این کار وارد شد و یک سلسله کتابهای بسیار خوب و پاکیزه و خوش چاپ برای دبستانها و دبیرستانها که آگاهان هر فن تالیف کرده بودند چاپ شد و به بهای ارزان در سراسر کشور انتشار یافت. اوضاع کتابهای درسی پیش از این دوره از قول نویسندگان و تاریخ نگاران خیلی مناسب نبود و اشکالات و ایرادات زیادی در تدوین و ویرایش آنها وجود داشت. به طوری که در این خصوص در برخی منابع چنین آمده است: «کسانی که نمونه ای از کتابهای درسی پیش از دوره پهلوی را بدست بیاورند و نظری بر آنها بیفکنند می بینند که این کار وزارت فرهنگ چگونه لازم بوده است و چگونه نوآموزان این کشور از کتابهای بدچاپ و پر غلط نجات یافتند.»
با دقت نظری که از این دوره در تهیه کتابهای درسی انجام شد بسیاری از مشکلات ویرایشی و اشکالات مرتفع گردید. به طوری که در مقدمه یکی از کتابهای درسی سال1318 آمده است: «در این عصر خجسته که اراده خسروانه شاهنشاهی دانش پرور، اعلیحضرت رضاشاه پهلوی و توجهات حکیمانه والا حضرت همایون ولایتعد بتوسعه و ترقی علوم و فنون و رفع هرگونه نقص و اختلاف در شئون اجتماعی کشور معطوف است، وزارت فرهنگ لازم دانست که برنامه آموزشگاهها را با این منظور عالی کاملا موافق نماید، و نخست به اصلاح برنامه تحصیلات متوسطه پرداخت و چون اجرای برنامه بی اصلاح کتب درسی سودمند نبود در تاریخ 27 مهرماه 1317 تصویب نامه ای از هیئت وزیران رسید که نگارش کتب دبیرستانی برنسخ واحد و داشتن شرایط لازم ایجاب میکرد و بموجب آن هیئتی از استادان و دبیران برای تهیه کتب برگزیده شد تا برای انجام این امر مقرراتی وضع کنند که همه کتب دبیرستانی بر طبق یک اسلوب مطلوب و موافق با اصول آموزش و پرورش نگارش یافته و علاوه بر مواد علمی و ادبی موید خصال ملی و ملکات راسخه باشد، مانند میهن پرستی و شاه دوستی و راست گفتاری و درست کرداری و دیگر صفات و اخلاق نیکو که منظور اصلی از هر تعلیم و تربیت میباشد.» مصوباتی نیز در رابطه با کتاب های درسی در این میان ارائه شد:

مطلب مرتبط :   فارسی باستان

دسته بندی : علمی