دانلود پایان نامه

3-2-6-هویت ایرانی
هویت ایرانی به علت موقعیت خاص جغرافیائی از سه حوزه تمدنی ایرانی، اسلامی و غربی تأثیرپذیرفته است. به گفته بروجردی استراتژی روشنفکران ایرانی استراتژی اختلاط و پیوند این سه گفتمان در اشکال گوناگون و شکل دادن به هویت ترکیبی بوده است. ولی تاکنون اغلب نویسندگان ایرانی در باز تولید و بازشناسی هویت ایرانی دارای نقاط ضعف عمده‌ای بودنده‌اند زیرا: اولاً اغلب ادیب بودند نه مورخ. لذا هر چند نوشته‌هایشان دارای نثر شیوا و ادیبانه است، ولی فاقد ضوابط علم تاریخ نگاری است. برای مثال فاقد زیرنویس است و مطالب ارائه شده مستند نیستند. ثانیاً با نگاه ایدئولوژیکی و عدم برخورد انتقادی با میراث فرهنگی جامعه نگریسته شده و اغلب با جریانات خاص سیاسی همراه بوده است. ثالثاً با تکیه بر زبان فارسی به عنوان رکن اصلی و تعیین کننده هویت همراه بوده و سایر عناصر نادیده گرفته شده است. به هر صورت مطالعه دقیق علمی در مورد هویت ایرانی تاکنون ضعیف بوده است و این گونه از مطالعات در سال‌های اخیر شتاب گرفته است. امید است از این مطالعات دریافت‌های دقیق، تازه و مفیدی در مورد کیستی و چیستی ایرانیان به دست آید.
با توجه به تعاریف فوق از هویت ملی و هویت ایرانی به دنبال مؤلفه‌های هویّت ملی ایرانیان در زمان حاضر می‌رویم. این مؤلفه‌ها به ما کمک می‌کنند تا عناصر اصلی احساس مشترک داشتن ایرانیان را بشناسیم و برای افزایش انسجام اجتماعی به تقویت آنان بپردازیم.
3-2-6-1-مؤلفه‌های هویت ملی ایرانیان
آنچه که اغلب محققین بر آن اتفاق نظر دارند، این است که سه رکن مهم و عمده هویت ملی در ایران عبارتند از:
جغرافیا و سرزمین با نوسانات میان فلات ایران با مناطق کوهستانی آن. 2) زبان فارسی با همه تغییراتی که در اثر آمیزش با زبان‌های ترکی، مغول و عربی داشته است. 3) دین اسلام که برغم همه اختلافات فرقه‌ای، اصل و اساس آن ثابت و استوار مانده است. همه ایرانیان از دوران باستان تاکنون در فلات ایران زندگی کرده‌اند و مرز‌های جغرافیائی این فلات هویت بخش مکان و بوم زیست آنان می‌باشد. آنان در این مکان خود را یافته‌اند و طی قرن‌ها با نوسانات زیست محیطی آن خود را تطبیق داده اند.نه تنها در ایران بلکه در بین همه ملت‌ها سرزمین مشترک در جغرافیای سیاسی امروز و تشکیل واحدهای مستقل سیاسی به اندازه‌ای اهمیت یافته است که بررسی هویت ملی بدون درنظر گرفتن آن مطالعه‌ای ناقص خواهد بود. در این میان برخی همان واحد سیاسی را محور و عامل اصلی هویت ملی می‌دانند.اگر نپذیریم که هویت ایرانی با شعر تعریف می‌شود و آن را غلو شاعرانه بدانیم،در قبول این نکته اتفاق نظر خواهیم داشت که زبان و ادبیات فارسی یکی از عوامل مهم هویت ملی‌مان است. به تعبیر آیت‌الله خامنه‌ای رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی ایران، زبان فارسی “یک میراث عظیم و باشکوه و بسیار ارزشمند و مایه سربلندی و از گنجینه‌های عظیم مواریث فرهنگی و در واقع همه چیز ماست و رمز هویت ملی ماست” این زبان وسیله مراوده اقوامی می‌باشد که خود را ایرانی می‌دانند. هر چند به علل سیاسی بخش‌هائی از کشور ایران جدا شده و مردم ساکن در آن مناطق هنوز به این زبان با یکدیگر تکلم می‌کنند اما از قرن دوم هجری به بعد زبان فارسی وجه تمایز ایرانیان از دیگر اقوام ساکن در منطقه بوده است. دین اسلام توسط نویسندگان مختلف به عنوان پایه مهمی از هویت ملی ایران تلقی می‌شود. وجود احساسات مذهبی و ترکیب تقریبا نودوهشت درصدی مسلمان مردم ایران و تحولاتی که این دین در طول تاریخ ایران به وجود آورده، مؤید این ادعاست که اسلام یکی دیگر از ارکان هویت ملی ایران تلقی می‌شود. تلفیق دین در سایر عناصر هویّت ملی به قدری شدید است که موجب یگانگی روحانی و جسمانی در هویّت تاریخی را سبب شده است.تاریخ و سرنوشت مشترک نیز از دیگر مؤلفه‌های هویت ملی است.
3-2-6-2-هویت ملی ایرانیان در دوران معاصر
جامعه ایرانی در طول تاریخ پر فرار و نشیب خود همواره دارای هویت دینی بوده است. اولین پادشاهی بزرگی که در فلات ایران شکل گرفت و به 2500 سال پیش باز می‌گردد، حکومت هخامنشیان است که کورش کبیر بنیان گذار آن از وجهه‌ای کاملاً مذهبی برخوردار بوده است. نقش مذهبی کورش که در نقوش برجسته سنگی پاسارگاد به خوبی به چشم می‌خورد تا جائی است که برخی از تاریخ نگاران او را ذوالقرنین می‌دانند. دیگر سلسله بزرگ ایرانی قبل از اسلام یعنی ساسانیان نیز ارزش‌های حاکم خویش را با دین حضرت زرتشت (ع) توجیه می‌نمود. از همین دو تمدن بارز قبل از اسلام است که به عقیده برخی از نویسندگان می‌توان ارزش‌های دینی و نظام شاهنشاهی را به عنوان دو خصیصه مهم فرهنگ مردمی که در فلات ایران زندگی می‌کردند استنتاج نمود. در روند تاریخ زندگی ایرانیان می‌توان به این نکته رسید که از خصلت‌های عمده پادشاهان ایرانی عدالت می‌باشد. قدرت مظلومیّت و دفاع از مظلوم نیز از خصلت‌های مهم در فرهنگ و تمدن ایران قبل از اسلام می‌باشد. این خصیصه بعد از اسلام در دفاع از خاندان عصمت و طهارت و بزرگداشت امام حسین (ع) خود را در دین مبین اسلام یافت و عدالت حضرت علی (ع) زبان زد خاص و عام گردید.بعد از اسلام زبان دری و نوشتن فارسی با الفبای قرآنی به عنوان زبان مشترک میان همه اقوام ساکن در فلات ایران و اطراف آن به دو خصیصه بیان شده در فوق یعنی دین داری و خداپرستی و اعتقاد به پادشاه عادل، اضافه شد. درهمین اوان وجه تمایز دیگری برای نشان دادن فرهنگ ایرانی در مقابل عمدتاً فرهنگ عربی که خود را بر محمل ایدئولوژی اسلامی به جهان متمدن آن روز تحمیل می‌کرد انتخاب شد که همان عشق و علاقه و توجه به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام و مذهب شیعه بود. این مذهب در قالب تمدن تازه‌ای که توسط سلسله صفویه بنیان گذاشته شد در ایران رسمیت یافت. بنابراین عنصر عمده دیگری در فرهنگ و هویت ایرانی به ظهور رسید که در واقع به پالایش و تکامل عنصر دینی مربوط به قبل از اسلام پرداخت. بعد از نشیب‌هائی که فرهنگ و تمدن ایرانی در قرون بعد به خود دید تجدید نظر در عناصر اصلی فرهنگی در نیمه‌های سلسله قاجار پیش آمد؛ زمانی که جامعه ایرانی با تمدن جدید پا گرفته در اروپا و رشد یافته در قاره آمریکا مواجه شد. موج تجددخواهی از اوایل سلطنت ناصرالدین شاه در ایران رواج یافت. ابتدا در طبقه خواص جامعه و بعداً در میان عموم مردم این پدیده رشد کرد و منجر به انقلاب مشروطه گشت. به این ترتیب تجدد خواهی و یا میل به پیشرفت به عنوان عنصر تازه‌ای در هویت و فرهنگ ایران به ظهور پیوست.
مسئله هویت مسأله‌ای در جریان است. ملت ایران در طول تاریخ خود عناصر اصلی هویت خود را پالایش نموده و در مواقعی هم که عنصری کارآئی خود را از دست داده آن را کنار گذاشته است. عنصر دین در ایران مراحل تکاملی خود را از توجه به توحید و سپس زرتشتی‌گری تا رسیدن به دین اسلام و مذهب شیعه طی نموده است. این اتفاق در فلات جغرافیائی ایران که میان و در حاشیه دو سلسله جبال البرز در شمال و زاگرس در غرب قرار دارند صورت گرفته است. نظام شاهنشاهی که زمانی هویت بخش ایران بود با گذشتن دوران نظام‌های دیکتاتوری و تحول و ترقی نظام‌های سیاسی به شیوه‌های دموکراتیک به مردم‌سالاری روی آورده قالب جمهوری را برای خود برگزیده است. اما عنصر عدالت خواهی را به عنوان شاخصه‌ای برای انتخاب رهبری جامعه همچنان با خود دارد. زبان فارسی به عنوان وسیله ارتباطی، هنوز وحدت بخش اقوام مختلفی است که در فلات ایران زندگی می‌کنند. تجدد و ترقی خواهی نیز جزئی از هویت امروزی ملت ایران است و تلاش برای رسیدن به بالاترین مدارج تمدن و تجدید مجد و عظمت پر افتخار تمدن‌های گذشته وجهه همت ایرانیان می‌باشد.
3-3-تعریف سنت
در لغت نامه دهخدا برای واژه سنت تعاریف زیر آمده است:
«راه و روش، طریقه و قانون و روش، آیین و رسم و نهاد، احکام و امر و نهی خدای تعالی، فرض و فریضه، واجب و لازم، احکام دین، راه دین و شریعت»،در فرهنگ معین در تعریف این کلمه آمده است «راه، روش، سیرت، طریقه، عادت، گفتار و کردار و تقریر معصوم(پیغمبر و امامان)» ،مترادف انکلیسی کلمه «سنت» واژه «تریدیشن» است. در معنی این کلمه در لغتنامه آکسفورد چنین آمده است: «نظر، عقیده رسمی که از پیشینیان به آیندگان دست به دست شده است»، به باور ویلیامز، ریشه این کلمه در لاتین traditionem مشتق از trader به معنی «دست به دست شدن و تحویل دادن» است. او عقیده دارد که این واژه از زبان فرانسوی به انگلیسی وارد شده و معانی اصلی پان «تحویل دادن، دست به دست دادن دانش، انتقال عقیده و نظر و…» است.
شیلتز، که کتابی در مورد سنت نوشته است، می گوید: سنت همان چیزی است که دست به دست شده و شامل تمام چیزهایی است که جامعه ای در یک دوره زمانی خاص داراست. چیزهایی که قبل از آن زمان در جامعه وجود داشته و مالکان فعلی، اکنون به آنها دست یافته اند. به نظر شیلز، سنت تنها محصول یک روند فیزیکی در دنیای خارجی نیست. سنت تنها نتیجه و محصول یک سلسله الزامات اکولوژیک و فیزیولوژیک هم نیست؛ بلکه چیزی فراتر از این هاست.
راپاپورت، که در زمینه های فرهنگی محیط مصنوع تحقیقات ارزشمندی انجام داده، عقیده دارد سنت مفهومی بسیار عام است. هر چیزی که در طول زمان منتقل شود و به زمان بعد از خود برسد، سنت است. به این سبب، این مفهوم به قلمروهای گوناگونی چون روش زندگی، رفتارها، وقایع، ارزش ها، تصورات، قوانین، فلسفه، هنر، معماری، یادمان ها، صنایع دستی، حکومت ها، سیاست ها، موسسات و نهادهاو… اطلاق می گردد و همه آنها را در بر دارد.
برخی دیگر از محققان نیز با عقیده راپاپورت در زمینه ارتباط سنت با فرهنگ جامعه موافق اند. یکی از کسانی که بین سنت و فرهنگ و میراث های فرهنگی جامعه رابطه برقرار کرده، دوبرولسکی است. او می گوید: سنت دربرگیرنده تمام میراث های فرهنگی است که از یک نسل به نسل دیگر دست به دست داده می شود.دافنر عقیده دارد، سنت عبارت است از انتقال شفاهی و غیر شفاهی اطلاعات در بین مردمی که دارای فرهنگی مشترک هستند. این گروه از صاحب نظران در زمینه بیان تعریفی جامع و کامل از سنت اتفاق نظر ندارند، ولی متفق القول اند که سنت مقوله ای فرهنگی است که با دست به دست دادن و انتقال و استمرار همراه است.
3-4-رابطه سنت و هویت
سنت را می‌توان هویت برجامانده و تاریخی در نظر گرفت. سنت هویتی است که در آثار مکتوب یک فرهنگ نمود و نماد دارد. سنت از این‌ جنبه وجه مکتوب هویت است. هویت از جنس تصویر است و با تصاویر ما نسبت به جهان و انسان و زندگی جمعی پیوند دارد. در این میان سنت را از یک منظر می‌توان تصاویری دانست که به صورت آثار و مکتوبات مختلف به دست ما رسیده است. از این منظر کتاب اشارات و تنبیهات در فرهنگ ما یک اثر است که به‌عنوان سنت شناخته می‌شود. هم‌‎چنان‌که سی و سه پل نمادی از سنت قلمداد می‌شود و هم‌چنان‌که تاریخ بیهقی، مساجد مختلف، شاهنامه، دیوان حافظ و مثنوی معنوی بخشی از این سنت گرانبهای ما به حساب می‌آیند. به تعبیر دیگر ما راه‌های مختلفی را برای شناختن تصویرهای مختلف از انسان و جهان و زندگی اجتماعی داریم که یکی از این راه‌ها آن است که به آثار مکتوب رجوع کنیم. فهم دقیق این آثار البته نیازمند توجه و تأمل بر روش‌های پژوهشی جدید است اما می‌توان انتظار داشت که از طریق سنت به بخشی از هویت دسترسی یافت. با این همه این نکته را نباید از نظر دور داشت که برخی مواقع از سنت همۀ هنجارها و آئین‌های یک فرهنگ مدنظر هستند که این معنا از سنت تلقی عام‌تر و کلان‌تری نسبت به آن است اما آن‌چه پژوهش‌گران به‌خصوص متفکران از سنت مراد می‌گیرند همین جنبۀ مکتوب هویت است. از دلایل توجه به آثار مکتوب هویت و فرهنگ هم همین است که از این طریق معلوم شود پیشینیان چگونه فکر می‌کرده‌اند و چه تلقی و نگاهی به عالم و آدم داشته‌اند. یک سنت از مجموعۀ زیادی از متفکران و نخبگان تشکیل شده و هریک از این افراد رویکرد و نگاه خاصی را نسبت به عالم و آدم پی‌گیری می‌کنند اما در یک جا می‌توان آن‌ها را در مبادی و مبانی مهمی مشترک دانست. آرای خواجه نصیر با آرای ابن¬سینا و آرای این دو با اندیشه‌های غزالی و مولوی متفاوت هستند. اما در یک بستر بنیادین می‌توان این‌گونه پنداشت که همۀ این افراد از تلقی و نگاهی خاص نسبت به جهان و انسان پیروی می‌کنند. در این نگاه جهان محصول خدا است و میان عقل انسانی و عقل فعال گونه‌ای هماهنگی خاص و پابرجا وجود دارد. اخلاق در این منظومه هم از دل یک نظام معنوی و الهی ناشی می‌شود که در آن جهان نسبت به خوب و بد بی‌تفاوت نیست. در این نظام جهان به سوی هدفی خاص در حال حرکت است و غایتی مشخص را برای خود دارا است. این‌ها نکاتی هستند که می‌توان در بین افرادی چون: فارابی و غزالی، ابن‌سینا و ابن‌رشد، خواجه نصیر و مولوی مشترک دانست. هرچند یکی دل در گروی عرفان دارد و دیگری متکلمی برجسته است. یکی فیلسوف است و دیگری عارف. این آموزه را در نظر بگیرید که عقل انسان می‌تواند زندگی فردی و جمعی انسان را بی‌نیاز از منبعی دیگر هدایت کند. این آموزه و رأیی است که در جهان جدید به‌جد مطرح می‌‌شود و فیلسوفان و متفکران زیادی از آن پیروی می‌کنند. پس به صورت خلاصه می‌توان سنت را وجه مکتوب هویت دانست که در آثار هنری و ادبی و فکری نخبگان یک فرهنگ نمود و ظهور دارد .
3-5-معماری سنتی
نبود تعریفی واحد و واضح برای معماری سنتی باعث شده است که هرکس به تعبیر خود آن را معنا کند. این دو واژه، یک تعریف مفهومی یا تلویحی دارند. در دسته بندی های رایجی که در زمینه معماری وجود دارد، معمولا به یکی از ملاک های زیر توجه می شود که بر گرفته از خود ساختمان است:
کارکرد بنا: نظیر معماری خانه ها، مساجد، مدارس، حمام ها، اداره ها، ساختمانهای تجاری و …
مصالح به کار رفته در بنا: نظیر معماری آجری، خشتی، چوبی، سنگی، بتونی، و…
سازه بنا: ساختمان هایی با دیوار باربر، ستون دار، خرپایی و…

مطلب مرتبط :   پایان نامه روانشناسی درباره : زوج درمانی-فروش پایان نامه

دسته بندی : علمی