دانلود پایان نامه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: ترکیب «مهر تاریک» به سیارۀ خورشید یا خورشید اباختری اشاره دارد. از آنجا که مهر روشن وایزدی با مهر تاریک دارای هم پیمانگی (رک. ham-paymānagīh) یا اقتران است، روشنی سیارۀ خورشید از مهر اختری است. در نتیجه، مهر تاریک به هنگام خورشید گرفتگی خود را نشان می‌دهد. (رک. Mihr ، tamīg ، abāxtar و rōšnān šahryār)
ریشه شناسی: (رک. Mihr و tamīg)
§§§
Muri [Paz. muri, muru]
(منازل قمر)
* موری به معنی «آبریزگاه»: خانه بیست و سوم ماه. از 23 درجه و 20 دقیقه برج بز تا 6 درجه و 40 دقیقه برج دلو.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسامد و خوانش: نام این منزل قمر تنها یکبار در بندهشن (2: 2) و به صورت پازند آمده است. املاهای مختلف این منزل قمر در نسخ بندهشن به شرح زیر است: در TD1, M51, K20, K20b با املای (muru)؛ در TD2, DH با املای (muri) (پاکزاد، 2005: 36پ52). خوانش پژوهشگران مختلف از این واژه به شرح زیر است: muri (بهزادی، 1368: 6)؛ Muru (انکلساریا، 1956: 31)؛ muru به معنی «مرغ، پرنده» (یوستی، 1868: 127).
توضیحات: واژۀ «موری» (Muri) در بندهشن، نام منزل بیست و سوم قمر است و معادل هندی آن Śraviṣṭhā می‌باشد. در نجوم عربی، نام این منزل سعدبُلَع است که عبارتند از ستاره های (υ و μ و ε دلو) از برج دلو (بهار، 1375: 60).
ریشه شناسی: کلیه پژوهشگران بجز یوستی [که آنرا به صورت muru و به معنی «مُرغ» می‌گیرد]، در مورد ریشه این واژه ساکت مانده‌اند. اما از آنجا که بنا بر لغتنامه دهخدا، «موری» عبارت است از «آبراهه و رهگذر آب» و «لولۀ کوزه»، و همچنین این منزل قمر در برج دلو یا «ریزندۀ آب» است، احتمال دارد منظور از muri همان «آبریزگاه یا دهانۀ دلو» باشد.
§§§
Muš-parīg (ī dumbōmand ī parrwar) [mwš plyg (y dwmbˀwmnd y plwl)]
(نجوم: سیارات)
* موش پری (دم دارِ پردار): ستاره دنباله دار (هالی)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: در هوم یشت، بند 8، از یکی از «جادوان» (pairikaiiāi) بنام «دزد» (mūš) نام برده می‌شود که در آسمان است. معادل پهلوی این پریِ دیوصفت mūš parīg نامیده می‌شود که یک ستارۀ شوم و دنباله دار است. نام کامل این جرم آسمانی در پهلوی muš-parīg ī dumbōmand ī parrwar «موش پریِ دُم دارِ پَردار» است. در انگلیسی comet به معنی «ستارۀ دنباله دار» و وام گرفته از واژۀ لاتین cometa می‌باشد، که آن نیز از واژۀ یونانی komētēs به معنی «(ستارۀ) گیسو دار» گرفته شده است (فرهنگ آکسفورد، 2004). در پهلوی «درازی» دنبالۀ این ستاره در صفت dumbōmand «دم دار» و «مودار بودن» این ستاره در صفت parrwar «پردار» بیان شده است. در عربی به ستارۀ دنباله دار «ذو ذُوابَه» (=گیسودار، گیسوور) و ذوذَنَب (=دم دار) می‌گویند. مطابق دهخدا، «قدما او را از ثوانی نجوم شمرده و می‌گفتند بخاری است متصاعد از زمین که چون بکرهء نار رسد بسوزد. یک سوی آن غلیظ و دیگر سوی تنک یعنی رقیق بود و سوی رقیق را ذوابه و سوی غلیظ را ذنب می‌نامیدند». بنابر همین تعاریف، صفات «دم دار» و «پردار» دو حالت ستارۀ دنباله دار را بیان می‌کند: «دم دار» بودن آن مطابق صفت «ذوذنب» و«پردار» بودن آن مطابق صفت «ذو ذوابه» است. صاحب غیاث اللغه (به نقل از دهخدا) چنین می‌نویسد: «ستاره‌ای است منحوس که بشکل جاروب گاهگاهی بر می‌آید. مگر تحقیق این است که اگر بوقت طلوع شعاع او بطرف مغرب باشد، ذوذوابه خواندنش مستحسن بل انسب است و اگر شعاع آن بهنگام طلوعش به سوی مشرق باشد ذوذنابه گفتنش اولی است».
تا اینجا کاملاً مشخص است که، این جرم آسمانی یک ستارۀ دنباله دار است و از آنجا که نام «موش پری» یک اسم خاص است و تنها به یک ستارۀ دنباله دار اشاره دارد و از طرفی مهمترین و پرنورترین ستارۀ دنباله دار آسمان، ستارۀ دنباله دار هالی بوده است؛ در نتیجه، موش پری نیز همان ستارۀ معروف هالی است که هر 76 سال یکبار با چشم غیرمسلح قابل رویت است. در بندهشن (5الف: 6) آمده است: «زمانی که موش پریِ دم دارِ پردار جست، خورشید او را به گردونۀ خویش بست تا او را توان گناه کردن نباشد. چون هرزه شود، تا باز به هم پیمانگی خورشید آید و بسته شود، بس گناه در جهان کند». اینکه موش پری به گردونۀ خورشید بسته شده است به این خاطر است که این ستاره بدور خورشید می‌گردد و نوک این ستاره، همیشه به سمت خورشید است و نقطۀ آغاز رویت آن، از 5000 سال قبل از میلاد تا لااقل 900 میلادی، از روی دایرهالبروج (=مسیر خورشید) شروع می‌شود و نقطۀ پایان رویت آن نیز بر روی دایرهالبروج است. اینکه این ستاره هرزه می‌شود بخاطر این است که مدار آن از مدار طبیعی سیارات خارج بوده و بر دایرهالبروج منطبق نیست؛ به عبارت دیگر، هرزه است. اینکه تنها زمانی که به هم پیمانگی خورشید آید، بسته شود، بخاطر این است که نقطۀ پایان رویت ستارۀ هالی زمانی است که او دقیقاً به همان نقطه از دایره البروج برسد که خورشید در آن است و در جلوی خورشید واقع شود. اینکه این ستاره بزه گر، نحس، و گناهکار است، نیز در فرهنگ ایرانی کاملاً جا افتاده است. بنا بر راگلز (2005: 72)، حضور ستارۀ دنباله دار، باعث رعب همگانی می‌گشته است و بقول دهخدا، «طلوع آن موجب فتنه و نحوست است». دو بیت زیر از صائب تبریزی (به نقل از لغتنامۀ دهخدا)، شومی این ستاره را نشان می‌دهد:
بخال و گوشهء ابروی او مبین گستاخ || که همچو اختر دنباله‌دار خونریز است.

مطلب مرتبط :   حکمروایی خوب شهری

دسته بندی : علمی