فرهنگ اصطلاحات

(خاقانی، دیوان، ص102)
مسیح بطحاء اشاره به پیغمبر (ص) است، همچنانکه منظور از سلیمان کربلا، اما حسین (ع) است.
خاقانی گوید:
چرا عیسی طبیب مرغ خود نیست که اکمه را تواند کرد بینا
تو اگرچه هم مانند خفاش طبیعتاً کور باشی و از دیدن نور حقیقت بیزار و عاجز باشی که حتی حضرت مسیح از شفا دادن به چشم نابینای خفاش عاجز بود و به دست خود خفاش را نابینا ساخت، محمد (ص) آن مسیحی است که می‌تواند خفاش روزکور راا هم بینا نماید( با استفاده از تشبیه مضمر و تفضیل، برتری پیامبر (ص) را بیان داشته است.
معنی بیت: دوا و شفای جان رنجور خود را از درگاه حضرت محمد مصطفی (ص) بطلب، زیرا که تو مانند آدم نابینا یا مرغ شب (خفاش) هستی که از دیدن نور حقیقت عاجزی و شفای چشمان تو به واسطه اعجاز و شفاگری مسیح بطحایی (اشاره و کنایه از پیامبر اسلام) امکان پذیر است.
41)کله ستان ملوک عجم که از مشرق به چاکریش کمر بسته می‌رود جوزا
جوزا (= دو کودک بر پای ایستاده): دو پیکر یا توأمان؛ نامهای مشترکی که در شعر فارسی هم برای صورت جبار و هم برای دو پیکر اطلاق شده اند و تشخیص میان آن دو مشکل است. مگر با وجود قرینه‌ای مانند کمربند و حمایل و کمر ترکش به معنی نطاق الجوزا یا منطقه الجوزا که مخصوص جبار است.
کمر بسته ز بهر خدمت او فلک همچون دو پیکر می‌نماید
(جمال‌الدین اصفهانی / 142)
البته در ابیاتی نیز مراد از جوزا و دو پیکر و توأمان همه برج جوزا است، به قرینه‌ی همراهی آن با دیگر بروج و یا اشاره به شکل و احکام نجومی و منسوبات آن (فرهنگ اصطلاحات نجومی، ص 169-167)، که در اینجا مراد این معنی نیست:
آن کجاوه چیست؟ میزانی دو کفه باردار باز جوزا و دو کفه شکل میزان دیده‌اند(خاقانی/ 96)
شاعران و مداحان برای بیان عظمت و جلالت قدر و مقام ممدوح خود، صورت دو پیکر یا جوزا را که یکی از صور فلکی و مظهر اوج و علو است به صورت چاکران توأمان ممدوح یا پادشاهان خود، وصف یا تصویر می نمودند، در اینجا نیز مجیر، حضرت پیامبر اکرم (ص) را که جهاندار اعظم است و تاج از سر ملوک عجم ربوده و آنها را به خاک مذلت نشانده است، پادشاهی می‌داند که جوزا از طرف مشرق آسمان طلوع می‌نماید و مانند چاکری کمر بسته، به خدمت او می‌شتابد.
«آسمان چاکر محمد (ص) است و از ایشان در قدر فروتر است».
بین کله و کمر مراعات النظیر و بین ملوک و چاکر مراعات النظیر (و همچنین طباق) وجود دارد و همچنین بین این کلمات و جوزا و مشرق تناسب وجود دارد.
42)به پیش محمد جهان میم صفت چو دال و حاست گهی سرنگون و گاه دوتا
جهان میم صفت: دنیا که به گونه‌ی میم تنگ و گرفته است. (فرهنگنامه شعری)
میم صفت: مثل میم؛ اشاره به شکل ظاهری جهان و زمین که به شکل دایره است. میم محمد اشاره به مقام محمد (ص) است که خود فرموده: اول ما خلق الله نوری…
و جهان کلاً از عقل کل که عبارت است از حضرت محمد (ص) به وجود آمده است و پیش ایشان بی‌مقدار است. مصرع دوم اشاره به شکل ظاهری حروف دال و حا است (سرنگونی ح و خمیدگی د)
دال و حا و میم از حروف اسم محمد (ص) هستند.
مراعات النظیر بین حروف میم و دال و حا وجود دارد.

                                                    .