دانلود پایان نامه

gāh [gˀs | Paz. gāh | Av. gāϑā-, gāthā- | M, N gāh]
(نجوم؛ تقسیمات روز و سال؛ تنجیم: تقسیمات آسمان)
* گاه: (اسم مکان، اسم زمان، اسم ذات، اسم معنی، اسم خاص)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: واژه gāh در پهلوی دارای معناهای زیر است: 1) جا و مکان؛ 2) تخت، سریر پادشاهی، کرسی؛ 3) جایگاه، مرتبه، رتبه، پایه؛ 4) پایه آسمان، طبقۀ سپهر، فلک و سپهر، عرش (رک. pāyag)؛ 5) سرود، نیایش، دعا، بخشی از کتاب مقدس؛ 6) بخش، قسمت، بهره؛ 7) زمان، هنگام، بخش زمانی؛ 8) هر یک از بخشهای پنج‌گانه از روز؛ 9) هر یک از روزهای پنج‌گانه از پنجه دزدیده یا خمسه مسترقه؛ 10) هر یک از پنجه های گاهنباری شش‌گانه؛ 11) (اسم خاص) ستارۀ قطبی، ستارۀ جُدَی، ستارۀ میخ گاه.
ریشه شناسی: واژه gāh صورت پهلوی واژۀ اوستایی gāϑā- به معنی «سرود، دعا و یک بخش از کتاب مقدس» از ریشه gā- به معنی «خواندن، سرودن» بوده که طی یک سری فرایندهای زبانی، معناهای «بهره، بخش، قسمت» را نیز به خود گرفته است. از مشتقات این واژه، واژۀ پهلوی gāhān معادل واژۀ اوستایی gāϑanąm به معنی «نیایشها، سرودها» است که به کتاب گاهان، گاثها، یا اوستای متقدم، یعنی قسمت اول اوستا که منسوب به زردشت است، اشاره دارد. واژۀ تقویمی gāhānīg به معنی «گاهانی» صفت نسبی از همین واژه است و از آنجا که نام پنج روز آخر سال از پنج بخش کتاب گاهان گرفته شده است، در حوزۀ تقویم به معنی «پنجۀ دزدیده» بکار رفته است. بسط زبانشناختی این واژه و نزدیکی آن با واژۀ اوستایی gātauu-, gāϑauu- به معنی «جای، جایگاه، تخت، سریر پادشاهی» (بارتولومه، 1904: 517) موجب شده است تا این واژه دارای معناهای مختلفی از جمله «کرسی، عرش، فلک، آسمان» گردد. برای توضیحات بیشتر رجوع شود به مقاله دوبلوا (1995: 61-65)، تحت عنوان «گاه و تخت در فارسی»: صورت هند و ایرانی آغازین: *gaH-tHa- (لوبوتسکی، 2009: 44)؛ سانسکریت: gâthá- (مونیرویلیامز، 1960: 352؛ مایرهوفر، 1992: 484)؛ اوستایی: gāϑā- «سرود، نیایش؛ بطور خاص، اوستای متقدم، پنج کتاب گاهان» (بارتولومه، 1904: 517-519)؛ فارسی میانه: gāh (مکنزی، 1373: 76؛ نیبرگ، 1974: 76؛ دوبلوا، 1995: 61-65)؛ پازند: gāh (نیبرگ، 1974: 80)؛ فارسی نو: گاه؛ معادل عربی: وقت، زمان، بهره، قسمت؛ مکان، کرسی، عرش.
ترکیبات:
gāh ī rōz, ayaranąmča asnyanam «نیایشهای روزانه، یعنی سی روزه و پنجگاهی»
šaš gāh ī gāhānbār «شش گاه گاهنبار، شش جشن پنج روزۀ گاهنبار»
gāhānīg «گاهانی: مربوط به گاهان»
panǰ gāh ī gāhānīg «پنج گاه گاهانی، پنجه دزدیده»
Mēx ī gāh «ستارۀ میخِ گاه، میخ فلک، ستارۀ قطبی، ستارۀ گاه»
gāh ī Amahrāspandān «گاه امشاسپندان»
bāmdād gāh «بامداد گاه، هنگام بامداد».
§§§
gāh ī Amahrā̆spandān [gˀs y ˀmhrsp̄ndˀn’]
(تنجیم: تقسیمات آسمان)
* گاه امشاسپندان: گاه اَبَرگران، پایۀ ششم آسمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: با در نظر گرفتن کلیه بندهای بندهشن که در آن از امشاسپندان سخن رفته است، به این نتیجه می‌رسیم که امشاسپندان، عبارتند از همه پدیده ها و موجودات مینوی نیک سرشت و اهورایی. در یک کلمه، همه اسامی معنی مثبت که کلیه کیفیات و ویژگی های نیک را شامل می‌شوند، امشاسپند نامیده شده‌اند. ساخت خودِ واژه امشاسپند نیز گواه این مطلب است، چراکه اسامی معنی (مانند: شادی، راستی، درستی، پایداری، فداکاری، …)، واژهایی هستند که برخلاف اسامی مادی بر اثر زمان از بین نمی‌روند یعنی «aməša = نامیرا» هستند و می‌توانند در هر ذهنی، و در هر زمان و مکان، زندگی کنند. از طرفی، امشاسپندان فقط شامل اسامی معنی «spənta» یعنی «پاک و مثبت» اند. این نکته که بیشتر مواقع منظور از امشاسپندان فقط شش امشاسپند است، به شیوایی در بندهشن توضیح داده شده است. بنا بر بندهشن (1: 52)، امشاسپندان موجوداتی مینوی‌اند که به شش بن آفریده شده‌اند. این شش بن، همان شش امشاسپند معروف اند: بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد، و امرداد. مابقی امشاسپندان زیرمجموعه این شش مینو هستند. همچنین، در بندهشن (2: 16) آمده است: همانگونه که آفرینش گیتی بر شش بن است، گاه امشاسپندان (که آفرینش مینوی است) نیز بر شش بن آفریده شده است.
در بندهشن (1: 52)، بجز شش امشاسپند اصلی، از سیزده امشاسپند دیگر نیز نام برده می‌شود. در فرگرد 1-الف، بند 28 مشخص می‌شود که اسامی روزها نیز برگرفته از نام امشاسپندان است. در فرگرد 26، بند 34 و 107، معلوم می‌شود «همه نیکیها از گاه ابرگران به گیتی فرستاده می‌شود» و در فرگرد 4، بند 27، آمده است که گاه ابرگران، جایگاه همه مینوهایِ ایزدی یا پدیده های اهورایی (یعنی، اسامی معنی مثبت) است. از آنجا که هنگام تقسیم بندی افلاک، سخنی از گاه ابرگران نیست و تنها گاهی که می‌توان با آن یکی دانست گاه امشاسپندان است، امشاسپندان و ابرگران یکی بوده و امشاسپندان عبارتند از همان مینوهای ایزدی. با این اوصاف، تلاش پژوهشگران برای مشخص کردن تعداد امشاسپندان، کاری عبث است چراکه تعداد اسامی معنیِ نیکو بی نهایت است. (برای توضیحات بیشتر رک. pāyag)

مطلب مرتبط :   پایان نامه دربارهوظیفه شناسی، نوع دوستی، زیبایی شناسی، اختلال شخصیت

دسته بندی : علمی