دانلود پایان نامه

(تنجیم)
* نشیب، هبوط، بیت الهبوط
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: مطابق بندهشن (5الف: 10) و همچنین احکام نجوم سنتی، هر سیاره‌ای دارای بالست (شرف)، نشیب (هبوط)، کده (بیت)، و پتیاره‌ای (وبال) است. در تنجیم، هنگامی که سیاره ای در برجی وارد می‌شود، بر اثر تمزیج سرشت و بسته به ویژگیهای این دو، تاثیرات منسوب به سیاره گاهی قوت گرفته و گاهی ضعیف می‌شود. در نتیجه، تاثیرات هر سیاره ای در درجۀ مشخصی از برجی معین به پایین ترین خود می‌رسد که آن برج را در تنجیم، «خانۀ هبوط» و آن درجه را «درجۀ هبوط» می‌نامند. از آنجا که بالست (=شرف) و نشیب (=هبوط) متضاد هم هستند، خانۀ نشیب یک سیاره در دایرهالبروج نیز، دقیقاً روبروی آن و در نیمکرۀ مقابل آن است. در التفهیم (بیرونی، 1352: 399) در مورد هبوط سیارات آمده است: «و هبوط ستاره، اندر آن برج بود که برابرِ برجِ شرفِ اوست، بهم چندان درجاتِ شرف. و بهبوط اندر، ستاره تباه بُوَد، فرومایه شده». به همین ترتیب، در بندهشن نیز، برجی که یک سیاره خاص در آن تباه و پست است، یعنی خانۀ هبوط آن سیاره، «نشیب» نامیده می‌شود. از آنجا که خانۀ نشیب مقابلِ خانۀ بالست است و در بندهشن (5الف: 2)، خانۀ بالستِ همۀ سیارات برشمرده شده است، خانۀ نشیب آنها را نیز می‌توان به شرح زیر مشخص کرد: خورشید (19 درجۀ میزان)، ماه (3 درجۀ کژدم)، گوزهرسر (3 درجۀ نیمسب)، گوزهردم (3 درجۀ دوپیکر)، تیر (15 درجۀ خوشه)، ناهید (27 درجۀ خوشه)، بهرام (28 درجۀ خرچنگ)، هرمزد (15 درجۀ بز)، کیوان (21 درجۀ بره). (برای توضیحات بیشتر رک. bālist )
تصحیح: برخی پژوهشگران از جمله بهار (1345: 325، 224) این واژه را با «حضیض» هم معنی گرفته اند که صحیح نیست چراکه اصطلاح نجومی «حضیض»، مطابق دهخدا، به معنی «نقطهء مقابل اوج است و آن نقطهء مشترک بین محل التقاء دو سطح مقعر از دو فلک است: یکی سطح خارج مرکز و دیگر سطح فلکی که در تحت آن است». میرفخرایی (مکنزی، 1373: 113) نیز، تعریف مکنزی از این واژه [ یعنی dejection به معنی «هبوط»] را به اشتباه «حضیض» ترجمه کرده است. انکلساریا (1956: 63) nišeb را به واژۀ انگلیسی fall «سقوط» ترجمه می‌کند که یک اصطلاح تنجیمی نیست و در حوزۀ دین، به «هبوط آدم و حوا از بهشت» اشاره دارد.
ریشه شناسی: ایرانی آغازین: مرکب از پیشوند *ni- «پایین، فرود»+ *xšip- «فرستادن، پرتاب کردن»؛ سانسکریت: nikṣepa-«سقوط، هبوط» (مونیرویلیامز، 1960: 561)؛ فارسی میانه: nišēb «هبوط» (مکنزی، 1971: 60)؛ «نشیب، حضیض سیاره» (بهار، 1345: 325)؛ مشتق از šēb- (مایرهوفر، 1992: 437)؛ فارسی نو: نشیب (هوبشمان، 1895: 101)؛ مشتق از «شیب»؛ معادل انگلیسی: dejection (مکنزی، 1964: 516)؛ depression (بارتون، 2003: 96)؛ معادل عربی: هبوط.
ترکیبات:
nišēbān nišēb «نشیبان نشیب».
§§§
nišēbān nišēb [nšypˀn nšyp]
(تنجیم)
* نشیبان نشیب: هزارۀ نشیب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مطلب مرتبط :   ازدواج مجدد

دسته بندی : علمی