دانلود پایان نامه

(نجوم: سیارات)
* کیوان: سیاره زحل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: مطابق بندهشن (5: 4) سیارۀ کیوان، سپاهبدان سپاهبد اباختری و رقیب میخ میان آسمان یا ستارۀ قطبی است. مطابق بندهشن (5ب: 12)، از آنجا که کیوان از رقیب اختری خود، یعنی ستارۀ قطبی، فرانیروتر می‌شود، از سیارات نحس یا بزه‌گر محسوب شده و در تنجیم سنتی (بیرونی، 1352: 356-357) نیز، به «نحس اکبر» معروف است. این سیاره هم در بندهشن (5ب: 13) و هم در نجوم سنتی (فراولی، 2005: 59)، به سیارۀ مرگ مشهور است. مکان این سیاره در زایچۀ کیهان، در برج ترازو است؛ از اینرو، برج ترازو شرف این سیاره نیز می‌باشد (بندهشن، 5الف: 2). بنابر بندهشن (5ب: 17)، از آنجا که شرفِ کیوان، هبوط مهر، و هبوط کیوان، شرف مهر است، کیوان «خدای تاریکی» و مهر «خدای روشنی» خوانده می‌شوند. لازم به ذکر است که از دید یک ناظر زمینی، مهر یا خورشید، پرنورترین اختر و کیوان یا زحل کم نورترین اباختر است. به همین خاطر است که مطابق بندهشن (5ب: 19)، مهر، سرور همۀ اختران و کیوان سرور همۀ اباختران است. طبع کیوان، مطابق بندهشن (27: 58)، بسیار سرد است بطوریکه سرمای بیش از حدِ دوزخ نیز به او نسبت داده شده است.
ریشه شناسی: واژۀ «کیوان»، وام واژه ای است که از صورت سریانی kēwān گرفته شده است و آن نیز به نوبه خود از نام بابلی آن kaiamānu آمده است (نیبرگ، 1974: 110؛ بهار، 1375: 57): معادل سانسکریت: arkája- «زادۀ خورشید»، arkáputra- «پسرِ خورشید» (مونیرویلیامز، 1960: 89)؛ śani- «کند رُو» (مونیرویلیامز، 1960: 1051): این به خاطر آنکه فلک کیوان از همه سیارات دیگر بلندتر است و دایرهالبروج را در مدت 5/29 سال طی می‌کند، از همه سیارات کندتر حرکت می‌کند؛ فارسی میانه: kayvān (بهار، 1345: 250)؛ Kēwān (مکنزی، 1373: 100)؛ Kaivān [kdwˀn’] (نیبرگ، 1974: 110)؛ فارسی نو: کیوان؛ معادل انگلیسی: Saturn از لاتین؛ معادل عربی: زُحَل.
ترکیبات:
Kēwān xwadāy ī tārīgīh «کیوان، خدایِ تاریکی»
Kēwān stārag ī margīh «کیوان، ستارۀ مرگ».
§§§
kirbakkar [krpkḵl, klpkly | Paz. kerbagar | M kyrbkr | N karfagar]
(تنجیم)
* کرفه گر: سعد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: در تنجیم، هر یک از سیارات را از نظر تاثیرات خوب و بد به صفتی موصوف کرده اند: هرمزد (سعد بزرگ)، ناهید (سعد خُرد)، تیر (با سعدان سعد و با نحسان نحس)، بهرام (نحس خُرد)، کیوان (نحس بزرگ) (بیرونی، 1352: 356-357). در پهلوی، سیارات سعد را «کرفه‌گر» و سیارات نحس را «بزه‌گر» می‌نامند. دلیل این تقسیم بندی در بندهشن (5ب: 12) چنین آمده است: «در آغاز هنگامی که اهریمن درتاخت، چنان اتفاق افتاد که مهر و ماه تاریک، به سبب بستگی به گردونه خورشید و ماه، گناهکاری نتوانستند کرد و هفتورنگ و سدویس از هرمزد و اناهید فرای نیروتر شدند و هرمزد و اناهید را از گناه کردن مانع شدند. بدین روی، اخترشماران ایشان را به نام کِرفَه‌گر خوانند. بهرام از ونند، و کیوان از میخ گاه فرای نیروتر شدند و ایشان را گناهکاری پیداست؛ و بدین روی، اخترشماران ایشان را بَزِه‌گر بشمارند. تیر که اَپوشِ دیو است، بر تیشتر آمد، هر دو هم‌زور و هم‌نیرو گشتند؛ بدین روی اخترشماران گویند که تیر با کرفه‌گران کرفه‌گر و با بزه‌گران بزه‌گر است» (بهار، 1378: 60).
ریشه شناسی: این واژه مرکب است از: kirbag [krpk’] + kar- «ـگر، کننده» (رک. abargarān)، که رویهم رفته به معنی «ثواب رساننده و کرفه گر» است. بررسی ریشه شناختی kirbag در زیر آمده است: سانسکریت: kṛpā- «محبت، شفقت» (مونیرویلیامز، 1960: 305) در ترکیب kṛpâkara- «شفیق، دلسوز، با محبت»؛ فارسی میانه: kirbak در ترکیب kirbakkar (بهار، 1345: 240؛ مکنزی، 1971: 51)؛ و kirpak-kar [klpkly] (نیبرگ، 1974: 118)؛ فارسی میانه ترفانی و پهلوی اشکانی: در [kyrbkr] (نیبرگ، 1974: 118)؛ پازند: kerbagar (نیبرگ، 1974: 118)؛ فارسی نو: کرفه گر؛ انگلیسی: benefic (بارتون، 2003: 96)؛ beneficient (نیبرگ، 1974: 118)؛ معادل عربی: سعد.
ترکیبات:
kirbakkarān [krpkglˀn’] «کرفه گران، سعدان».
§§§
kust [kwst’, kwst | Paz. kūst]

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان درموردحقوق رقابت، مالکیت فکری، حقوق مالکیت، حقوق مالکیت فکری

دسته بندی : علمی