دانلود پایان نامه

ریشه شناسی: این واژه مرکب است از: nēm «نیم» + asp «اسب»؛ هند و ایرانی آغازین: *nai-*ma- «نیم» + *Haćua- (لوبوتسکی، 2009: 74، 17)؛ سانسکریت: néma- «نیم» (مایرهوفر، 1996: 56)؛ áśva- (مایرهوفر، 1992: 139-141)؛ اوستایی: naēma- (بارتولومه، 1904: 132)؛ aspa- (رایشلت، 1911: 219؛ مایرهوفر، 1992: 139-141)؛ فارسی میانه: nēmasp [nymˀsp] «نیمسب، قوس» (بهار، 1345: 342؛ مکنزی، 1373: 111)؛ فارسی میانه: nēm [nym, PRG < A plg] «نیم» (نیبرگ، 1974: 137؛ مکنزی، 1373: 111؛ بهار، 1345: 142)؛ asp [ˀsp', SWSYA] «اسب» (نیبرگ، 1974: 32)؛ فارسی میانه ترفانی و پهلوی اشکانی ترفانی: nēm [nym] (بویس، 64:1977؛ نیبرگ، 1974: 137)؛ asp- [ˀsp-] «اسب» (بویس، 1977: 15)؛ پهلوی اشکانی کتیبه ای: nēm (ژینیو، 1972: 60)؛ پازند: nīm (نیبرگ، 1974: 137؛ هوبشمان، 1895: 104)؛ فارسی نو: نیمسب؛ معادل عربی: قوس «کمان»، رامی «تیرانداز» (دوبلوا، 2006: 107)؛ معادل انگلیسی: از لاتین Sagittarius .
§§§
* شکل شمارۀ 4 *
نیمروز و خط نیمروزان

nēmrōz [nymlwc | M nymrwc | N ~]
(نجوم: جهات؛ تقسیمات روز)
* 1) معدل النهار؛ 2) جنوب؛ 3) ظهر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: واژۀ «نیمروز» در بندهشن دارای سه معنی است که وجه مشترک هر سه آنها، خط نیمروزان یا معدل النهار است. نیمروزِ زمین به معنی «جنوب»، نیمروز (آسمان) به معنی «معدل النهار» و نیمروز آفتاب به معنی «ظهر» است. تشریح و تحلیل این سه معنی در زیر آمده است (همچنین نک. شکل 4):
1) معدل النهار = (نیمروز آسمان)؛ انگلیسی: meridian : خط یا دایره ای فرضی است که آسمان را به دو نیم می‌کند و از نقطه جنوب افق و سمت الراس (بالست آسمان)، و نقطه شمال افق می‌گذرد. به عبارت دیگر، نیمروزِ آسمان را معدل النهار گویند. در التفهیم (بیرونی، 1352: 63) آمده است: «آن دایره که بر نقطۀ سمت الرأس [گذرد] که زِبَرِ سر است و همه روزها، نقطه ها بدو نیم کند او را دایرۀ نیم روزان خوانند».
2) جنوب = (نیمروز افق)؛ انگلیسی: south : وجه تسمیه جنوب به نیمروز این است که برای دیدن نیم دایره‌یِ دایرهالبروج در آسمان ایران (که در نیمکرۀ شمالی است) باید رو به جهت جنوب ایستاد و در آن جهت دایرۀ معدل النهار (یا دایره نیمروزان) افق را دقیقاً در نقطۀ جنوب قطع می‌کند. به عبارت دیگر، محل تقاطع خط نیمروزان با افق را جنوب گویند.
3) ظهر = (نیمروز آفتاب)؛ انگلیسی: noon, midday : همه کواکب از نیمکرۀ شرقی طلوع کرده و در نیمۀ راه خود به دایرۀ نیمروز یا معدل النهار می‌رسند و پس از گذشتن (انگلیسی: transit) از آن در نیمکرۀ غربی، غروب می‌کنند. رسیدن خورشید به دایرۀ نیمروزان را ظهر یا نیمروز گویند. به عبارت دیگر، نیمروزِ آفتاب، ظهر است. در بندهشن، واژه نیمروز به معنای «ظهر» یکی از گاههای پنج‌گانه روز محسوب می‌شود. (رک. Rapihwin)
ریشه شناسی: این واژه مرکب است از: nēm- «نیم-» + rōz- «روز»: هند و ایرانی آغازین: *nai-ma- «نیم» + *rauća- (لوبوتسکی، 2009: 74، 64)؛ سانسکریت: néma- «نیم» (مایرهوفر، 1996: 56) + rócas- «روز» (مونیرویلیامز، 1960: 888؛ کنت، 1953: 205)؛ از ریشه roc- «درخشیدن» (مایرهوفر، 1996: 463)؛ اوستایی: مرکب از naēma- (بارتولومه، 1904: 132) + raočah- (مایرهوفر، 1996: 464)؛ فارسی باستان: مرکب از *naima- + raucah- (کنت، 1953: 205)؛ فارسی میانه: nēmrōz نیمروز، ظهر. جنوب (بهار، 1345: 342)؛ (مکنزی، 1373: 111؛ دورکین-مایسترارنست، 2004: 253)؛ nēm-rōc [PRG YWM] (نیبرگ، 1974: 137)؛ فارسی میانه ترفانی: [nymrwc] nēmrōz «ظهر» (نیبرگ، 1974: 137؛ بویس، 1977: 64)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: nēmrōž [nymrwc] «جنوب» (بویس، 1977: 64؛ دورکین-مایسترارنست، 2004: 253)؛ فارسی نو: نیمروز؛ معادل انگلیسی: midday, south, meridian ؛ معادل عربی: معدل النهار، جنوب، ظهر، وسط السماء.
ترکیبات:
nēm-rōz spāhbed «سپاهبد جنوب»
hāmwār nēm-rōz būd «همواره ظهر بود»
nēm-rōz gāh «گاه نیمروز»
kust ī nēm-rōz «جهت جنوب، ناحیه جنوب»

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد با موضوعتصمیم به خرید-فایل تمام متن

دسته بندی : علمی