فارسی باستان

§§§
Mēx [myh, myẖ | Paz. mhe | P myx, N ~]
(نجوم؛ تنجیم: احکام بروج: اوتاد)
* میخ: وتد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: در نجوم مدرن، دایرهالبروج را بجای اوتاد بر حسب زوایا مشخص می‌کنند و زاویه بین اوتاد اصلی 90 درجه است (بارتون، 2003: 95). اما در تنجیم سنتی، دایرهالبروج را، با توجه به جهات اصلی و فرعی (sōg)، به 12 قسمت مساوی تقسیم می‌کنند، که به هریک از آنها بیت (کده) یا وتد (میخ) می‌گویند. هر یک از این خانه ها دارای تاثیرات خاصی بر سرنوشت صاحب زایچه هستند و بر یکی از جنبه های زندگی فرد (انگلیسی: Lots) دلالت می‌کنند. ترتیب شماره گذاری این خانه ها بر اساس نوبت طلوع آنهاست. در نتیجه، خانه یا میخ اول، برجی است که در زمان ثبت زایچه در حال طلوع است؛ خانه چهارم یا وتد رابع در زیر پای ناظر و آسمان تحتانی؛ خانه هفتم یا وتد غارب در افق غربی؛ و خانه دهم یا وسط السماء در معدل النهار است. به این چهار خانه که به ترتیب، در افق شرقی (=وتد اول)، پایین افق (= وتد رابع یا چهارم)، افق غربی (=وتد سابع یا هفتم)، و بالای افق (وتد عاشر یا دهم) قرار دارند، اوتاد اصلی (قوی) می‌گویند؛ چهار خانه بعدی (دوم، پنجم، هشتم، یازدهم) را مایل الاوتاد (میانه) [پهلوی: pas rasēn (پینگری، 2004: 477)] و چهار خانه آخر (سوم، ششم، نهم، و دوازدهم) را زایل الاوتاد (ضعیف) می‌نامند (مصاحب، 1387: 496؛ بیرونی، 1352: 206). نام این دوازده وتد در بندهشن بر اساس دلالتهای آنها آمده است. این اوتاد عبارتند از: 1) وتد اول، وتد طالع، (Gyānān)؛ 2) وتد دوم (Xwāstagān)؛ 3) وتد سوم (Brādarān)؛ 4) وتد چهارم، وتد رابع، وتد الارض، وتد تحت الارض (Mēx ī azēr ī zamīg, gyāg ī čahārom, Pidištān)؛ 5) وتد پنجم، (Farzandān)؛ 6) وتد ششم، (Wištagān)؛ 7) وتد هفتم، وتد سابع، وتد غارب (Wayōdagān)؛ 8) وتد هشتم، (Margān)؛ 9) وتد نهم، (Kārdāgān)؛ 10) وتد دهم، وتد عاشر، وتد السماء، وتد وسط السماء، (Mayān ī ā̌smān)؛ 11) وتد یازدهم، (Farroxān)؛ 12) وتد دوازدهم، (Dušfarragān). بهار (1378: 168)، پسوند ~ān در نام این اوتاد را پسوند نسبت محسوب می‌کند.
جای این اوتاد، با توجه به افق و جهات زمین، همیشه ثابت است. از طرفی دایرهالبروج شامل 12 برج فلکی است که از ستارگان ثابت تشکیل شده اند و جای آنها، با توجه به آسمان، بر دایرهالبروج ثابت است. از اینرو، این بروج فلکی همیشه منطبق بر اوتاد خاصی نیستند و دایماً در حال گردش اند. بقول بارتون (2003: 98) اوتاد همانند دایره‌ای ثابت اند که چرخ بروج در آن می‌گردد. در نتیجه، نمی‌توان بروج را با اوتاد یکی گرفت و مثلاً گفت، برج خرچنگ همان وتد طالع است. اما از آنجا که در بندهشن، نام اوتاد به هنگام تشریحِ زایچه کیهان ذکر شده است و در آن هنگام، برج خرچنگ در حال طلوع بوده است، برج خرچنگ در وتد اول یعنی وتد جانان (Mēx ī Gyānān) قرار گرفته است و سایر برجها نیز به ترتیب در 3 وتد اصلی بعدی مستقر شده‌اند: در نتیجه، برج بره، در وتد دهم یعنی وتد السماء یا وتد وسط السماء (Mayān ī ā̌smān) قرار گرفته است و برج میزان در وتد چهارم (gyāg ī čahārom) یعنی وتد رابع، وتد الارض یا وتد تحت الارض (Mēx ī azēr ī zamīg) یا بیت الآباء (Pidištān) یعنی خانه پدران قرار می‌گیرد.
کاربرد واژۀ «میخ» در ترکیب «میخ جانان» در بندهشن (6ف: 5)، نشان می‌دهد که اصطلاح نجومی-تنجیمیِ «میخ» مترادف با اصطلاح «وتد» بوده و نام کامل اوتاد پهلوی، در اصل با اصطلاح «میخ» شروع می‌شده است. از اینرو، نام کاملِ «پدشتان»، «فرزندان»، «فرخان» و غیره، به ترتیب عبارتند از: «میخ پدشتان»، «میخ فرزندان»، «میخ فرخان» و الی آخر.
ریشه شناسی: املای اصلی این واژه [myh] بوده است؛ اما، از آنجا که گروهی کاتبان می‌خواسته‌اند با املای واژۀ āb- [MYA] اشتباه نشود، به املایی روی آوردند که یا باید آنرا [mh] خواند و یا [ms] که باز با واژه meh «مهتر» اشتباه می‌شود، در نتیجه نیبرگ در حالی که احتمال [myd] را که املای یک صورت جنوب غربی از واژۀ mēi به همین معنی است، رد نمی‌کند، املای [myẖ] را پیشنهاد می‌کند (نیبرگ، 1974: 132):
هند و ایرانی آغازین: *maiūkha- (لوبوتسکی، 2009: 66)؛ سانسکریت: mayū́kha- از ریشه mi- «محکم کردن در زمین» (مایرهوفر، 1996: 317)؛ فارسی باستان: mayux- «گل میخ» (کنت، 1953: 202)؛ فارسی میانه: mēx [myh] «میخ» (مکنزی، 1971: 56)؛ [myh] (نیبرگ، 1974: 132)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: mēx [myx] (بویس، 1977: 59)؛ پازند: mhe (مذکور در نسخه K20b)؛ فارسی نو: میخ؛ معادل انگلیسی: Cardinal sign «وتد اصلی»؛ Cardinal house (انکلساریا، 1956: 83)؛ Cardines, Cardinal points «اوتاد» (بارتون، 2003: 95)؛ معادل عربی: وتد (بیرونی، 1352: 206).
ترکیبات:
Mēx ī azēr ī zamīg «وتد تحت الارض، وتد رابع»
Mēx ī mayān ī ā̆smān«میخِ آسمان، ستارۀ قطبی»
Mēx ī gāh «میخِ گاه، ستارۀ قطبی»
Mēx ī Gyānān «وتد جانان، وتد طالع، وتد اول».
§§§
* شکل شمارۀ 3 *
مکان ثابت اوتاد نسبت به افق و دایرهالبروج
Mēx ī azēr ī zamīg [myh y hcdl y zmyg]

                                                    .