دانلود پایان نامه

(تقسیمات سال: گاهنبار)
* مدیوزرم، به معنی «میانه بهار»: نام نخستین گاهنبار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: مدیوزرم نام گاهنبار اول است که برگرفته از واژه اوستایی maiδiiōi.zarəmaiia- ، به معنای «میانه بهار» است (بهار، 1375: 50؛ اوشیدری، 1371: 427). بر طبق بندهشن (1-الف: 20)، فصل مدیوزرم، از 1 فروردین تا 10 اردیبهشت است و پس از آن بمدت پنج روز (از 11 تا 15 اردیبهشت) جشن «مدیوزرم گاه» است و در این پنجۀ گاهنبار، آفرینش آسمان را جشن می‌گیرند. ترکیب «میانه بهار» به این دلیل به 15 اردیبهشت اشاره دارد که آن روز دقیقاً در میانۀ سه فصل اول سال، یعنی بهار، قرار دارد. این گاهنبار در اوستا (ویسپرد، 1: 1) در عبارت maiδiiōizarəmaiiehe. paiiaŋhō. موصوف به صفت «شیر-بخشنده» شده است. (برای توضیحات بیشتر رک. gāhānbār)
ریشه شناسی: واژه اوستایی maiδiiōi-zarəmaiia- مرکب است از: maiδiiōi- «میانه» + zaramaiia- «زرگونی و سبزی، بهار، بهاری»: هند و ایرانی آغازین: *j́ʰrHania- «زرین» (لوبوتسکی، 2009: 48)؛ سانسکریت: مرتبط با hiraṇya- «زرین، طلایی» (مونیرویلیامز، 1960: 1299)؛ اوستایی: zaramaiia- «بهار، بهاری» مشتق از *zaraniia- «زرین» (رایشلت، 1911: 272)؛ maiδiiōi-zarəmaiia- ؛ نام کامل این گاهنبار maiδiiōi.zarəmaiia paiiah به معنی «میانه بهار گیرندۀ شیر و صمغ» (رایشلت، 1911: 299)؛ فارسی باستان: مرتبط با daraniya- «زر، طلا» (کنت، 1953: 189)؛ فارسی میانه: Mēdyōzarm (بهار، 1345: 291؛ مکنزی، 1373: 106؛ چرتی، 2003: 45)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: zarnēn [zrnyn] «زرین» (بویس، 1977: 105)؛ پازند: maiδyōzarm (نیبرگ، 1974: 124)؛ فارسی نو: زرین؛ انگلیسی: golden ؛ معادل عربی: منتصف الربیع.
ترکیبات:
Mēdyōzarm gāh «مدیوزرم گاه: میانۀ بهار».
§§§
Meh [ms | Av. mas- | M mhy, myh | N ~]
* (نجوم: قدر ستارگان) [ستارۀ] مِه: قدر اول، بزرگ، بزرگی نخستین،
* (گاه‌شماری) [روزِ] مه: بلندترین.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: در بندهشن، صفت سادۀ meh با صفت عالی آن، mahist، هم معنی بوده و دایماً به جای هم بکار برده شده‌اند. برای نمونه در بندهشن (5ب: 8)، ترکیب rōz ī meh و rōz ī mahist هر دو به معنی «بلندترین روزِ سال» آمده‌اند. این صفت، در کنار واژۀ «روز» به معنی «بلندترین» و در رابطه با ستارگان، برای نمونه در بندهشن (2: 7)، به معنی «بزرگی نخستین» یا «قدر اول» است.
ریشه شناسی: سانسکریت: mahá- «بزرگ»، و صفت عالی آن mahiṣṭha- «بزرگترین» (مونیرویلیامز، 1960: 794، 803)؛ اوستایی: mas- «بزرگ» و صفت عالی آن masišta- «بزرگترین» (رایشلت، 1911: 252)؛ فارسی باستان: *mas- از صفت عالی آنmaϑišta- «بزرگترین» (کنت، 1953: 201)؛ فارسی میانه: meh [ms] «بزرگ (تر)» (مکنزی، 1373: 106)؛ meh [ms, myh] (بهار، 1345: 279، 288)؛ صفت عالی آن mahist [msst’, mhst’ | M mhyst] «مهست، بزرگترین» می‌باشد (مکنزی، 1971: 53)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: mas [ms] «بیشتر، بیش» (بویس، 1977: 58)؛ پازند: meh, mehe, mahi و صفت عالی آن mahest (نیبرگ، 1974: 128)؛ فارسی نو: مه، مهست؛ انگلیسی: مرتبط با magnum, major, majestic, mega ؛ معادل انگلیسی: longest [day] «بلندترین [روز]»؛ first [magnitude]«[بزرگی] نخستین، [قدر] اول».
ترکیبات:
rōz ī meh «روز مِه: بلندترین روز، روز انقلاب تابستانی»
stārag ī meh «ستارۀ مِه: ستاره بزرگ، ستاره قدر اول، ستارۀ دارای بزرگ نخستین»
mahist [msst’, mhst’ | M mhyst] «مهست: بزرگترین، بلندترین، نخستین»
rōz ī mahist [YWM y mhst’] «روز مهست: بلندترین روز سال، روز انقلاب تابستانی».

مطلب مرتبط :   ﺩﻭﻟﺖ

دسته بندی : علمی