دانلود پایان نامه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: هَمَسپَهمَدیم، نام گاهنبار ششم است. مطابق بندهشن (1-الف: 25)، آفرینش انسان از 21 دیماه تا 30 اسفند، بمدت 70 روز به طول انجامید. در نتیجه، در پنج روز آخر سال، یعنی از 31 تا 35 اسفند، جشن گاهنبار ششم بنام «همسپهمدیم گاه» برگزار می‌شود که به نحوی جشن آغاز سال نیز به حساب می‌آید. در گاهشمار اوستایی، نام این پنج روز از نام پنج گاثِ گاهان گرفته شده است و جدای از نام سی امشاسپندی است که بر سی روز ماه سروری می‌کنند. این پنج روز بر طبق بندهشن (1-الف: 26)، به ترتیب عبارتند از: 1) اَهونَوَدگاه (Ahunawad gāh)؛ 2) اوشتوَدگاه (Uštwad gāh)؛ 3) اِسپَندمَدگاه (Spandmadgāh)؛ 4) وُهوخشتَرگاه (Wohu(x)štr gāh)؛ و 5) وَهیشتوئیشت گاه (Wahištōišt gāh). نامهای دیگر این پنجه عبارتند از: پنجه دزدیده (duzīdag)، پنجه تروفته (panǰ rōz ī truftag) ، پنجه مسترقه، پنج گاه گاهانی (panǰ gāh ī gāhānīg)، پنجه نیکو (panǰag ī weh)، و پنج روز گاهانی (panǰ rōz ī gāhānīg). مطابق بندهشن (25: 6)، اعتدال بهاری مصادف است با همسپهمدیم گاه و در این هنگام روز با شب برابر می‌شود. از آنجا که تابستان دینی، هفت ماه اول سال را شامل می‌شود، همسپهمدیم گاه، آغاز تابستانِ دینی نیز هست (نک. sāl). (همچنین رک. gāhānbār)
واژۀ پهلوی هَمَسپَهمَدیم، Hamspa(s)mēdim ، از واژه اوستایی hamaspaϑmaēdaiia- گرفته شده است و مطابق بندهشن (1-الف: 25) به معنی «به همسپاهی رفتن» (hamspāh-rawišnīh) و «همداستانی» (ham-dādestānōmandīh) یا «اتحاد آفرینش اهورایی» می‌باشد. «همسپاهی» به آغاز دوران شش هزارساله آمیزش اشاره دارد که در آن تمام موجودات اهورایی به همداستانی و همسپاهی علیه تمام نیروهای اهریمنی به نبرد می‌پردازند. بنا بر بندهشن (1: 38)، کمال مقصود آفرینش مادی، همداستانی آفرینش نیکو است. بدین معنی که آفریدگان اهورایی بطور فطری تمایل به وحدت و همداستانی با یکدیگر دارند؛ همانگونه که در دنیا نیز می‌بینیم: پدیدهای مادی و مینوی، بطور ذاتی، دائم در حال ستیز با نیروهای مخالفِ خود هستند. در نتیجه، هنگامی که در پایان ماه اسفند، از سال آخر، از هزارۀ ششم، که مصادف است با پایان دورۀ هفتاد روزۀ آفرینش در گاهنبار ششم، کار آفرینش مادی به اتمام می‌رسد و پنجه آخر از سال یعنی جشن گاهنبار ششم آغاز می‌شود، آفریده های هرمزد، هم رأی و همسو، در یک سپاه واحد، بر علیه اهریمن و آفریده های اهریمنی، آماده پیکار ایستاده اند تا به محض آغار حرکت زمان و یورش اهریمن در رپیهوین گاه از روز هرمزد از ماه فروردین از سال اول از هزارۀ هفتم، به حرکت درآمده و به دفاع از آفرینش اهورایی بپردازند. به دلیل همین «همسپاهی» و «همسویی» است که این پنج روز گاهنبار Hamspasmēdim نامگذاری شده است. این همداستانی آفرینش و نبرد نیکی با بدی، همانند یک تکلیف فطری و دینی، تا پایان هزارۀ ماهی و غلبه کامل نیروهای اهورایی بر اهریمن و موجودات اهریمنی ادامه خواهد داشت. به همین خاطر است که نام این گاهنبار در اوستا (ویسپرد، 1: 1) در عبارت hamaspaϑmaēdaiiehe. arətō.karəϑnahe. موصوف به صفت «(زمان) انجام تکلیف دینی» شده است. از آنجا که مطابق بندهشن، کیومرث (یعنی اولین انسان) نیز در آغاز سال متولد می‌شود، این گاهنبار جشن آفرینش انسان نیز هست.
ریشه شناسی: آلموت هینتز (2009: 105-115)، بر خلاف کلیه پژوهشگران، با رد کردن معنی ارایه شده در بندهشن، این واژه را به صورت hamas-paϑ-maēdaiia- تجزیه کرده و معنای آنرا «میانۀ مسیر تابستانی (خورشید)» محسوب می‌کند. ریشه یابیِ وی، دارای اجزای زیر است: hamas- به معنی «تابستان» [مرتبط با واژه پهلوی: hāmin ، و ریشه اوستایی: šam- و hama-]؛ paϑ- «راه» [مرتبط با واژه سانسکریت: patha-] ؛ و maēdaiia- «میانه» [مرتبط با واژۀ اوستایی maiδiiōi- «میانه»]. گذشته از ناسازگاری موجود در ساخت این ترکیب با نام گاهنبارهای مشابه که دارای ستاک maēdaiia- (در ابتدای نام گاهنبارها و نه در بخش میانی شان) می‌باشند، ایراد دیگری که می‌توان به این ریشه شناسی گرفت، این است که، نام کلیه گاهنبارها با فصلهای مربوط به خود سازگاری دارد، اما معنی «نیمه مسیر تابستانی خورشید» با آغاز بهار که آغاز تابستان دینی است، مطابقت ندارد (برای روشن شدن موضوع رجوع کنید به سرواژه های مربوط به شش گاهنبار): سانسکریت: مشتق از sama- «هم» + spaś- «متحد شدن، ملحق شدن، دربرگرفتن؛ تسخیر کردن، محاصره کردن» (با صرف سوم شخص حال ساده spāśayati «جنگید، متحد شد» مرتبط با spaśa- «جنگ، ستیز؛ سلحشور، جنگجو») (مونیرویلیامز، 1960: 1268) + ریشه mid-/med-/mith- «با هم رفتن، متحد شدن، به دیدار هم رفتن (بعنوان دشمن یا دوست)، با هم مقابله یا اجتماع کردن» (مونیرویلیامز، 1960: 816)؛ اوستایی: hamaspaϑmaēdaiia-, hamaspaϑmaēdaēm (رایشلت، 1911: 276)؛ مرکب از پیشوند hama- «هم» + ریشه spāδa-, spāda- «سپاه، خیل، دسته» (رایشلت، 1911: 270) + maēdaiia- «اتحاد، دیدار، مقابله»؛ فارسی باستان: spāϑamaidayā- «جنگ، اردوی جنگ» (کنت، 1953: 210) که در اصل به معنی «(مکان یا عملِ) رویارویی دو سپاه» است؛ فارسی میانه: hamaspasmaidēm, hamaspamadēm, hamaspahmaidēm (بهار، 1345: 49)؛ hamaspahmēdīm «حرکت همه سپاه» (بهار، 1375: 51)؛ Hamaspaϑmaidim (چرتی، 2003: 46؛ دوبلوا، 2006: 111)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: از ispāδ [ˁspˀd] «سپاه» (نیبرگ، 1974: 177)؛ پازند: hamaspadməyadim (پاکزاد، 2005: 285)؛ فارسی نو: هم-سپاهی ؛ معادل انگلیسی: the good pentad (چرتی، 2003: 47)؛ stolen days, thieved days, five gathic times (چرتی، 2003: 46).
ترکیبات:
Hamspa(s)mēdim gāh «همسپهمدیم گاه: اعتدال بهاری، پنجۀ آخر سال».
§§§
hangārag [hngˀlk’ | Paz. angāra | Av. han-kāraiieiti- | N angāra]
(نجوم)
* انگاره: انگاشتن، آمار، محاسبه، رصد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: واژه hangārag به معنی «محاسبه و حساب» از ریشه hangār- بعلاوۀ پسوند اسم ساز ~ag ساخته شده است. صورت دیگر آن hangāriš است که در نسخه TD1 با املای [hngˀlš] آمده است. در حوزۀ نجوم، این واژه معادل با āmār «شمارش» است و منظور از آن محاسبات نجومی و رصدهای منجمین است. در بندهشن (2: 11) آمده است: «اخترشماران [این سپهر را] سپهر زبر سپهر می‌خوانند و در آن [امکانِ] محاسبۀ بهیزه وجود ندارد. چراکه اخترشماران نمی‌توانند جوهر خالصان را همچون آمیختگان محاسبه کنند». توضیح اینکه، سپهر زبر سپهر یا فلک الافلاک، یک فلک مینوی و غیرقابل رویت است. این سپهر، مرز بین آفرینش مادی و مینوی و جایگاه فروهر پاکان است و در نتیجه، در آنجا تمزیج کواکب با ستارگان صورت نمی‌پذیرد تا بتوان آنرا رصد و محاسبه کرد. (رک. gumēzišn و wihēz)
ریشه شناسی: سانسکریت: san̠kṛ- «مرتب کردن»؛ san̠kāra- «تمزیج، آمیزش» (مونیرویلیامز، 1960: 1125-1126)؛ اوستایی: از ریشه han-kāraiieiti مرکب از ham- + حالت سببی kar- (نیبرگ، 1974: 95)؛ مشتق از kar- «انگاردن، به خاطر سپردن» (رایشلت، 1911: 225)؛ فارسی میانه: angārag «انگاره، دفتر حساب، روزنامه» (بهار، 1345: 82)؛ hangārag «شماره، حساب» از ریشه hangārdan, hangār- [hngˀl-tn’ | M hngˀr-, N angardan] «حساب کردن، تصور کردن» (مکنزی، 1373: 87)؛ hangārak «محاسبه» (نیبرگ، 1974: 95)؛ فارسی میانه ترفانی: از ریشه [hngˀr-] (نیبرگ، 1974: 95)؛ پازند: angāra (نیبرگ، 1974: 95)؛ فارسی نو: انگاره «دفتر حساب»؛ معادل انگلیسی: computation ؛ معادل عربی: محاسبه، رصد.
ترکیبات:
hangārag ud wihēz «انگاره و بهیزه».
§§§
* شکل شمارۀ 2 *
طول شبانه روز در سال به روایت بندهشن
(در عرض جغرافیایی 50 درجه شمالی)

مطلب مرتبط :   سازگاری زناشویی

دسته بندی : علمی