دانلود پایان نامه

دم گوزهر: عقده جنوبی، عقدۀ ذَنَب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: (رک. gōzihr ، gōzihr-mār و gōzihr-sar)
ریشه شناسی: (رک. Gāw ، čihrag و dumb).
§§§
Gōzihr mār [gwcyhl mˀl]
(نجوم)
* مار گوزهر: گوزهر، جوزهر، مدار ماه، عقدتین ماه
* مار گوزهر: تِنّینِ فلک، کهکشان راه شیری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: منظور از گوزهر مار، مدار ماه است. قدما، گوزهر را محل تقاطع فلک مُمَـثِّـل (دایرهالبروج) و فلک مایل (مدار ماه) تعریف می‌کردند و به آن تنّینِ فلک (اژدهای آسمان) نیز می‌گفتند و معتقد بودند این مار بزرگ که همانند سیارات در حرکت است، همیشه شش برج فلکی بر پشت اوست و شش برج در زیر شکمش (دهخدا). از آنجا که در عربی گوزهر را «تنین» به معنی «اژدها» نیز نامیده اند و واژه تنین همزمان به سه پدیدۀ نجومی، یعنی، عقدتین ماه، راه شیری، و یکی از صور فلکی شمالی بنام Draco «اژدها» (صوفی، 1351: 35) اشاره دارد؛ اصطلاح گوزهر نیز برای اشاره به این سه پدیده بکار رفته است.
تصویر گوزهر به صورت مار و اژدها ریشه در فرهنگ کلدانیان دارد. آنها معتقد بودند که این اژدها قبل از آفرینش ستارگان وجود داشته است و در حالی که سرش به سمت مشرق و دمش به سمت مغرب است، از جهان نگهبانی می‌کند. بعدها، این اژدها با کهکشان راه شیری تداعی گردید و در بندهشن، راه شیری با اصطلاحِ brēh i gōzihr «درخشش گوزهر» وصف شده است (مکنزی، 2002: 184) (همچنین رک. rāh ī Kā̌wōsān). نام گوزهر مار در فارسی میانه ترفانی azdahāg و در پهلوی اشکانی ترفانی ažδahāg است (دورکین-مایسترارنست، 2004: 85، 36). (برای توضیحات بیشتر رک. Gōzihr)
ریشه شناسی: این اصطلاح مرکب است از: gōzihr + mār . (برای بررسی ریشه شناختی قسمت اول رک. Gāw و čihrag). بررسی ریشه شناختی mār در زیر آمده است: هند و ایرانی آغازین: از ریشۀ *mar- «مردن» (لوبوتسکی، 2009: 65)؛ سانسکریت: māra «کشنده» (مایرهوفر، 1996: 318؛ مونیرویلیامز، 1960: 811)؛ اوستایی: از ریشه mar- «مردن» (رایشلت، 1911: 251)؛ فارسی باستان: از ریشه *mar- مرتبط با marta- «مرده» (کنت، 1953: 202)؛ فارسی میانه: mār [mˀl] «مار» (بهار، 1345: 272؛ مکنزی، 1971: 54؛ نیبرگ،2003: 126)؛ فارسی میانه و پهلوی اشکانی ترفانی: از ریشه myr- «مردن» (بویس، 1977: 59)؛ فارسی نو: مار؛ انگلیسی: مرتبط با mort «مرگ»؛ معادل عربی: تنین «اژدها»، تنین الفلک.
§§§
Gōzihr-sar [gwcyhl sl]
(نجوم)
* سرِ گوزهر: عقده شمالی، عقدۀ رأس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: در نجوم سنتی، هرگاه اصطلاح «رأس» و «ذَنَب» به تنهایی بکار می‌روند، منظور از آنها به ترتیب سر و دم گوزهر است. سرگوزهر در هندی rāhú (مونیرویلیامز، 1960: 880) و در انگلیسی Head (of the Dragon) یا Dragon’s Head (مکنزی، 1964: 514) خوانده می‌شود. دم گوزهر در هندی ketú (مونیرویلیامز، 1960: 309) و در انگلیسی Tail (of the Dragon) یا Dragon’s Tail (مکنزی، 1964: 514) نامیده می‌شود. در نجوم، هر یک از سیارات دارای مداری (=orbit) هستند که به علت آنکه دقیقاً بر مدار خورشید (=دایرهالبروج=ecliptic) منطبق نیستند، آنرا در دو نقطه (عقده=node) قطع می‌کنند. این دو نقطه (=عقدتین=nodes) را رأس و ذنب می‌نامند. بنا بر دایرهالمعارف نجوم، «ذنب» (descending node, south node) به آن نقطه ای می‌گویند که سیاره مورد نظر پس از عبور از آن به زیر دایرهالبروج می‌رود و رأس (ascending node, north node) آن نقطه از مدار است که پس از آن، سیاره به بالای دایرهالبروج می‌رود (مور،2002: 113، 235) (نک. شکل 1). از آنجا که گوزهر (Av. Gao-čiϑra-) همان ماه گاو-چهره است، منظور از رأس و ذنب گوزهر، دو نقطه تقاطع مدار ماه با مدار خورشید است. در نتیجه، آنجا که خورشیدگرفتگی از پایین خورشید شروع شده و به بالای خورشید حرکت می‌کند را رأس (=سرِگوزهر) و آنجا که خورشیدگرفتگی از بالای خورشید شروع شده و به پایین خورشید حرکت می‌کند را ذنب (=دمِ‌گوزهر) می‌گویند. در نجوم سنتی، رأس و ذنب را به ترتیب سیارۀ هشتم و نهم محسوب می‌کرده‌اند (مونیرویلیامز، 1960: 309). (برای توضیحات بیشتر رک. Gōzihr)
تصحیحات: میرفخرایی به اشتباه در ترجمه خود از مکنزی (1373: 80) واژۀ Gōzihr-sar را به «نقطه اعتدال بهاری» و Gōzihr-dumb را به «نقطه اعتدال پاییزی» ترجمه کرده است.
ریشه شناسی: (رک. Gōzihr و Awesar)

مطلب مرتبط :   محتوای کتاب های درسی

دسته بندی : علمی